انگیزه های واردات و عولرض مصرف برنج های آلوده

م .م ( آینده)

ayandeh.3000@yahoo.com

 اگرچه کشت ومصرف برنج درايران پيشينه ای طولانی دارد، اما سال هاست که مقدار توليد برنج در کشور، تکافوی نياز مصرف داخلی را نمی نمايد. ازهمين رو، مقداری برنج که جبران کسری را بنمايد، بايد ازخارج کشورتأمين شود.

محمدعلی دلاور عضو کميسيون کشاورزی مجلس شورای اسلامی که به آمار وزارت جهاد کشاورزی استناد کرده است، عقيده دارد سالانه 000/200/2 تن برنج در داخل کشور توليد می شود که جوابگوی نيازهای مصرف داخل کشور نيست و 300 الی 400 هزار تن کسری بايد از محل واردات تأمين شود.(1) درحالی که مقدارکسری برنج بنابر مستندات وزارتخانه مسئول توليد برنج حداکثر 400 هزار تن می باشد، عملاً هرسال مقداری بسيار بيشتر از کسری برآورده شده، برنج وارد کشور می گردد.

به گزارش ايسنا در شش ماهه اول سال جاری [1388]، 21/803 هزار تن برنج به ارزش 665 ميليون دلار وارد کشور شده است که81/2 درصد از ارزش کل واردات را شامل می شود. اين ميزان در مدت مشابه سال گذشته 530 هزار تن به ارزش 310 ميليون دلار بود که 70% از ارزش کل واردات را شامل می شد. به اين ترتيب، براساس اعلام گمرگ، در اين مدت ميزان واردات برنج به کشور از نظر وزن 40/54 و از نظر ارزش 72/215 درصد افزايش داشته اشت. سه کشور امارات متحده عربی، پاکستان و هند، مانند ماههای گذشته درصد کشورهای عمده مبداء واردات برنج به ايران، در 6 ماه نخست سال جاری بوده اند.(2)

   البته بايد توجه داشت که کشور امارات متحده عربی، خود توليدکننده برنج نيست و در واقع به عنوان واسطه عمل می کند و در آنجا معمولاً کارهای بسته بندی کالاهای فله ای و يا بسته بندی مجدد کالا صورت می گيرد. همچنين براساس آمار گمرک کشور در 5 ماهه نخست سال جاری [1388] مقدار 653 هزار و 410 تن برنج به ارزش 541 ميليون دلار وارد کشور شده بود.(3) با مقايسه دو آمار 5 و 6 ماهه نخست سال 1388 درمی يابيم که فقط در شهريور ماه 1388، مقدار 150 هزار تن برنج وارد کشورشده که آمار 6 ماهه را به بيش از 803 هزار تن رسانده است.

واردات لجام گسيخته برنج، آقای عليزاده شايق رييس انجمن برنج ايران را نيز به واکنش واداشته بود. او نامه سرگشاده ای به رسانه ها و مسئولان نوشت و طی آن از وضعيت اسفبار توليد و تجارت برنج سخن گفت. وی خواستار تجديدنظر  در واردات برنج شد و اشاره کرد که طی سه سال گذشته (سال های 1385و1386و1387) و پنج ماهه اول 1388، چهار ميليون تن برنج رسماً وارد کشور شده که با احتساب 9 ميليون تن برنج توليد داخلی، بيش از 13 ميليون تن برنج در سالهای اخير وارد بازار مصرف شده و يا در انبارها ذخيره گرديده است.(4)

درمورد انگيزه اين حجم عظيم واردات، در همان نامه سرگشاده آقای عليزاده شايق به رسانه ها ومطبوعات، پاسخ اين سؤال نيزآمده که، برنج های خارجی با قيمت هر کيلوگرم 500 تومان وارد می شوند و در بازار داخلی با قيمت هر کيلوگرم 2000 تومان به فروش می رسند.(5) (ايشان البته ميانگين قيمت های خريد و فروش را ذکر نموده است.) از اين رو، گروههای مافيايی درون حاکميت، روند واردات برنج را شتاب بخشيدند و در مدت چند سال، بازار مصرف از انواع مختلف برنج های وارداتی که در بسته بندی های مختلف و با نام های متنوعی عرضه می شدند، انباشته و مملو شد.

شرايط نيز به دو دليل عمده برای ورود اين برنج ها آماده بود. نخست آن که از ساليان پيش، مطالب متعددی در مورد مصرف بی رويه کودها و سموم شيميايی در توليد برنج های داخلی مطرح می شد که اين امر سلامت برنج های توليد داخل را زير سؤال برده بود.

دوم افزايش بی رويه قيمت برنج های داخلی (به ويژه انواع مرغوب) در دهه اخير و به خصوص در 4ـ3 سال پايانی آن بوده است. در اين ميان، افزايش قيمت برنج های داخلی، نقش بسيار مهمی بازی کرد. بخش بزرگی از مصرف کنندگان برنج های مناسب و مرغوب داخلی که توان خريد برنج های داخلی را از دست داده بودند، هرکدام نوعی از برنج های وارداتی را مطابق ذائقه و توان مالی خود يافتند و درنتيجه به جرگه مصرف کنندگان برنج های وارداتی پيوستند.

عليرغم اطلاع رژيم از اين که مقدار توليد برنج، جوابگوی نيازهای مصرف کشور نيست، هرگز در طول 30 سال گذشته اقدامی اساسی و نتيجه  بخش در راستای خودکفايی برنج صورت نگرفت. اگر هم گاه حرکتی آغاز گشت، به علت فساد حاکم بر سيستم و نيز کارشکنی ها، شکست خورد و به سرانجام نرسيد و درعمل، نياز به واردات هميشه حفظ شد! در اين ميان آنچه انجام شد: تدوين طرح های متعدد، برپايی و برگزاری سمينارها و ضيافت های گوناگون، ترتيب دادن مسافرت ها و بازديدهای داخلی و خارجی، اعطای بورس های تحصيلی، اختصاص پاداش های آن چنانی و … بود. از دهه ای به دهه ای، هر از گاهی مسئولين مربوطه ادعا می کردند برنامه هايی در دست اجرا دارند که تا… سال آينده، کشور در توليد برنج خودکفا خواهد شد. وعده هايی بود که خود نيز بهتر می دانستند با همت و صداقت و دانش فنی نداشته ی آنان، آن هم در يک سيستم فاسد، قابل دستيابی نيست، اما هرچه بود برای جذب منابع مالی و اعتبارات از دستگاههای مربوطه، مؤثر بود. اعتباراتی که بخش عمده ای از آن به جای هزينه شدن در محل خود، به حساب های مسئولين و برخی دست اندرکاران می رفت.

     درنتيجه بخش توليد قادر به جبران کسری موجود در مقدار برنج مصرفی کشور نشد و از سويی، دستگاههای بازرگانی و اقتصادی دولتی و محافل درون حاکميت نيز، به دليل سودهای سرشار، پورسانت ها و رشوه های کلانی که از محل واردات عايدشان می شد، تمايل شديدی به واردات برنج داشتند. آن هم وارداتی بسيار بيش تر از مقدار کسری که توسط دستگاههای مسئول در خود حکومت برآورد و تعيين شده بود. کار سودجويی به آن جا رسيد که باندهای مربوطه ـ که صد البته کوچکترين اعتقادی به مقوله حقوق و سلامتی مصرف کنندگان نداشتند و فقط به انباشته کردن حساب های بانکی خود می انديشيدند ـ حتی به خريداری برنج های آلوده [بی شک با قيمتی بسيار کمتر از نرخ های رايج] و عرضه آن در بازار مصرف داخلی نيز، اقدام نمودند تا سودی بسی بيش از پيش به دست آورند. در عين حال، ديدگاهی در درون حکومت، واردات برنج های آلوده را اقدامی سياسی از سوی دولت ارزيابی کرد که برای تقويت روابط با شرکای شرقی [شرق آسيا] صورت پذيرفته بود: «هنگامی که دولت برنج های آلوده هندی را به کشور وارد کرد، بسياری تصور می کردند سياست گذاری های تازه سبب شده انديشه های نگاه به شرق تقويت شود. گمانه زنی های اين گروه نيز، دقيقاً درست از آب درآمد، چرا که دولت اساس فعاليت های اقتصادی خود را برتقويت روابط با شرکای شرقی گذاشته است… واردات برنج های آلوده، جرمی نابخشودنی از نگاه سخنگوی فراکسيون خط امام مجلس است و بايد وزرای کشاورزی و بازرگانی دولت پاسخگو باشند …»(6)

به هر روی، آلودگی برنج های داخلی که از مدت ها پيشتر در جامعه مطرح شده بود، با مصاحبه مديرکل اداره استاندارد و تحقيقات صنعتی استان تهران با مطبوعات، به طور رسمی از سوی يک دستگاه دولتی پذيرفته و اعلام شد. وی اعلام نمود ميزان سرب، کادميوم و آرسنيک در سيزده نوع برنج وارداتی بررسی شده، بسيار بيشتر از حد مجاز بوده است. اسامی اين سيزده نوع برنج: «آريا»، «خاطره»، «181»، «مينو-1″، «پاندا»، «محسن»، «مه کلاسيک»، «آفرين»، «مژده»، «کريستال»، «جادوگر»، «کمال ملکی» و «طوبا طلايی» اعلام شد. غلظت سرب در برنج «مژده» حدود 35 برابر حد مجاز، در برنج های «181» و «پاندا» حدود 24 برابر حد مجاز و در برنج «محسن» نيز 15 برابر حد مجاز بود. در تمام اين برنج ها آلودگی به فلزات سرب و آرسنيک تأييد شد. بيشترين ميزان غلظت آرسنيک نيز به ترتيب در برنج های  «181»، «مينو-1″، و»پاندا» بود. همچنين بالاترين غلظت کادميوم به ترتيب در برنج های «پاندا»، «آفرين»، «خاطره»، «مينو-1» و «کريستال» بوده است. مدير کل اداره استاندارد و تحقيقات صنعتی تهران همچنين با خطرناک خواندن سموم موجود در برنج های آلوده، اظهار داشت که مصرف ماده غذايی آلوده به سرب و آرسنيک در دفعات کم و به عنوان مثال سالی دو بار شايد تأثير چندانی بر سلامت افراد نداشته باشد، اما استفاده از همين مواد غذايی آلوده به طور مکرر، مانند مصرف برنج های آلوده دست کم روزی دو بار در بعضی از خانواده ها، می تواند تبعات جبران ناپذيری برای سلامتی افراد جامعه داشته باشد.(7)

چند روز بعد از اعلام رسمی آلودگی برنج های وارداتی توسط يک مؤسسه ذيصلاح، رييس مؤسسه تحقيقات برنج کشور نيز گفت: «هر چند اعلام برخی خصوصيات برنج های وارداتی منجر به پی گيری های ديگر و اثبات وجود برخی فلزات سنگين از جمله آرسنيک و سرب شد، اما محققان اين مؤسسه همچنان در تلاش برای دست يافتن به ساير ترکيبات اين برنج ها هستند. وی همچنين گفت برای نخستين بار، محققان مؤسسه تحقيقات برنج کشوربه «ويسکوز» نشدن يا له نشدن برنج وارداتی در دمای بالا مشکوک شدند و بررسی ها نشان داد که 13 نوع برنج وارداتی حاوی برخی فلزات سنگين از جمله آرسنيک و سرب تشخيص داده شد که مسؤلان ادعا کردند اين برنج ها به صورت قاچاق وارد کشور شده است.(8)  

همچنين «بهار واج» رييس مرکز تحقيقات کشاورزی پنجاب هند در ارتباط با فاجعه برنج های آلوده گفت که مناطق زيادی از اراضی پنجاب مرکز اصلی آرسنيک، کادميوم و ساير فلزات است و اگر در اين مناطق کشت و زرع صورت بگيرد، بی شک محصولات توليدی شامل اين ترکيبات سمی خواهد بود.(9)                           اعلام رسمی آلودگی برنج های وارداتی، واکنش های متفاوتی را در مقامات و مسئولين مربوطه در رژيم برانگيخت. نادری معاون امور گمرگی کشور اعلام کرد: «حتی يک کيلو گرم برنج بدون گواهی مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتی، وزارت بهداشت و سازمان حفظ نباتات از گمرک ترخيص نشده است.»(10)

اين واکنش طبيعی بود و وی سعی نمود دستگاه گمرک را از اتهام مبرا و جايگاه خويش را حفظ نمايد. مجلس اما، موضعی انفعالی داشت. شهباز حسن پور عضو کميسيون اقتصادی مجلس، هرگونه اظهارنظر درباره واردات برنج های آلوده به کشور را منوط به نظر وزارت بهداشت دانسته بود(11) و جالب آن که قبل از انجام آزمايش های لازم، وزيربهداشت و درمان رژيم، بدون ارايه مستندات اعلام کرد که تمامی برنج های مارک دار وارداتی … موجود در بازار سالم و بهداشتی اند و هيچ مشکلی ندارند.(12)

تکذيب و انکار آلودگی برنج های وارداتی از مسئولين و مقامات رسمی کشور، به مسئولين امورصنفی هم رسيد. از جمله رييس اتحاديه بُنَکداران موادغذايی که اعضای آن در زمره عمده ترين واردکنندگان برنج محسوب می شوند گفت: «تا کنون هيچ موردی مبنی بر آلوده بودن برنج های وارداتی از مبادی رسمی، از سوی مراجع ذيربط اعلام نشده است.»(13)

چند روز بعد، سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران که قبلاً اداره کل استان تهران آن، خبرآلودگی برنج های وارداتی را اعلام کرده بود، اطلاعيه ای بدين شرح روی سايت خود قرارداد: «انواع برنج های وارداتی از لحاظ استاندارد اجباری تحت کنترل و نظارت بوده و جای هيچ نگرانی برای مصرف کنندگان نيست.»(14) اين اطلاعيه بسيار فريبکارانه و بی شرمانه نوشته شده، زيرا «استاندارد اجباری» که در اطلاعيه از آن صحبت شده، شامل آزمايش فلزات سنگين نمی شده است. در همين رابطه، بخشی از گفته های دکتر حسينی معاون فنی اداره کل استاندارد و تحقيقات صنعتی استان تهران را، که تنها چند روز قبل از صدور اطلاعيه سازمان استاندارد منتشر شده، با هم می خوانيم: «تا کنون برنج های وارداتی ازنظر آلودگی به قارچ های سمی تست می شد ولی اکنون آزمايش فلزات سنگين نيز به آن اضافه می شود تا در صورت تأييد وجود آلودگی در پی اين آزمايش ها، نتايج به اطلاع وزارت بازرگانی برسد تا مجوز واردات صادر نشود.»(7)

درارتباط با انجام آزمايش فلزات سنگين قبل از اخذ مجوز واردات بايد گفت، اگرچه اين عمل، اقدام خوبی به شمار می رود که می بايست از آغاز واردات برنج صورت می گرفت، اما کافی نيست. زيرا ممکن است نمونه ای که واردکنندگان برای انجام آزمايش ارايه می کنند، سالم و عاری از هرگونه آلودگی ارزيابی شود ولی محموله های وارداتی آلوده باشند. بنابراين لازم است بر روی محموله های برنج وارداتی به کشور نيز آزمايشات کاملی صورت گيرد.

حاد شدن موضوع برنج های آلوده که به رسوايی ديگری برای رژيم تبديل شده بود، رژيم را واداشت در تلاش برای بستن پرونده ای که نزد افکارعمومی همچنان باز و عملکردها در معرض قضاوت قرار داشت، نمايش ديگری ترتيب دهد. «ستاد سلامت برنج» متشکل از نمايندگان چهار وزارتخانه بهداشت و درمان، جهادکشاورزی، بازرگانی و صنايع و معادن تشکيل شد. اين کميته چهارجانبه ادعا کرد که آزمايشات جديدی روی 25 نمونه برنج وارداتی انجام داده است. سپس اعضای کميته مزبور در جلسه ای که جهت بازگشايی نتايج آزمايشات ترتيب داده شده بود، حاضر و در برابر خبرنگاران قرارگرفتند تا با گفتن عبارت «برنج ها مشکلی ندارند»، به زعم خود به بحران برنج های آلوده خاتمه دهند. در اين نشست، «برزگری» رييس سازمان استاندارد و تحقيقات  صنعتی کشور طی سخنانی خنده آور، چنين می گويد: «کسی نمی تواند در نظام جمهوری اسلامی دروغ بگويد[!] چون نمی خواهم آخرتم را خراب کنم، 25 نمونه برنج وارداتی را از نقاط مختلف کشور جمع آوری کرده و مورد آزمايش قرارداديم که قسم می خورم [!] تا روز شنبه گذشته هم از نتايج آزمايشات که پلمب شده بودند خبری نداشتم… ممکن است مردم سئوال کنند که چرا سازمان استاندارد ماه گذشته 13 نوع برنج را آلوده معرفی کرده ولی امروز دارد حرف خود را پس می گيرد که در پاسخ به اين پرسش بايد بگويم متأسفانه آن برنج ها در آزمايشگاه هايی خارج از سازمان استاندارد مورد آزمايش قرار گرفت که نتايج آن نبايد رسانه ای می شد[!] و جامعه را ملتهب می کرد[!] اما خب چون برای ما (سازمان استاندارد) جان و سلامتی مردم بسيار مهم است[!]، ستاد سلامت برنج را با نمايندگان چهار وزارتخانه بهداشت، جهادکشاورزی، بازرگانی و صنايع و معادن تشکيل داديم و اين برنج را دوباره به دو روش آزمايش کرديم و ديديم هيچ مشکلی در آن ها نيست.[!]

… برزگری که ديد خبرنگارها همچنان اين نتايج را باور ندارند، گفت: «دوستان، من به عنوان رييس سازمان استاندارد و آقای دکترشيبانی به عنوان معاونت غذا و دارو وجداناً[!] به مردم عرض می کنيم جای هيچ نگرانی نيست. اين را با صداقت[!] عرض می کنم. اصلاً اگر اطمينان نداريد، بياييد آزمايشگاه ها را ببينيد. «در اين ميان خبرنگاری، داستان تأييد آلودگی برنج های هندی توسط يکی از مقامات آن کشور را مطرح کرد که با واکنش شيبانی همراه بود. او گفت: چطور حرف يک کارشناس هندی را قبول می کنيد، اما حرف کارشناسان خودمان (کارشناسان دولت دهم) را قبول نداريد؟ هنـــد چيست که بخواهد برای ما ادعا کند.(15)

رژيم به باور خود با ترتيب دادن نمايش مسخره و مضحک مزبور سعی نمود تا موضوع را پايان يافته تلقی کند. اما از نظر جامعه موضوع هنوز بررسی و پی گيری اصولی و منطقی نشده است و برعکس، رژيم صورت مسأله را پاک کرده است. درحاليکه بايستی ضمن مجازات شديد تمامی عوامل اين جنايت، جمع آوری تمامی برنج های آلوده، به کارگيری مکانيسمی بازدارنده در دستگاه ها که ديگر شاهد بروز چنين فاجعه ای نباشيم، فراهم شدن امکان نظارت نهادهای مردمی و رسانه های مستقل بر روند امور، برای جامعه آسيب ديده نيز، چاره انديشی شود. اين موارد امور لازمی است که البته در رژيم فاسد جمهوری اسلامی، هيچکدام محقق نخواهد شد.

حال ببينيم مصرف برنج های آلوده چه آسيب هايی به مصرف کنندگان وارد آورده و می آورد. دکترحسينی معاون فنی اداره کل استاندارد و تحقيقات صنعتی استان تهران درباره تأثيرات ورود ترکيبات سمی به بدن چنين می گويد: «فلزات سنگين که خاصيت سمی دارند، روی فعاليت های آنزيمی بدن تأثيرمنفی می گذارند. وقتی اين فلزات وارد سلول های بدن می شوند، از همان ابتدا زنجيره های حياتی را مختل می کنند. مسموميت با فلزات سنگين به دو شکل است: مسموميت های آنی و مسموميت های درازمدت… وقتی فلزات سنگين و سمی وارد موادغذايی می شوند، نوع دوم مسموميت ايجاد می شود. اين مسموميت ها می تواند باعث بروز بيماری های کليوی، کبدی، خونی و ناتوانی جنسی شود. اگر اين موارد موجب بروزمشکلات خونی در فرد شود، گلبول های قرمز تغيير شکل می دهند و پروتئين آنها از حالت طبيعی خارج و درنهايت منجر به بروز سرطان می شود… حرارت در از بين بردن آلودگی تأثيری ندارد و اين سموم حتی با سوزاندن هم از بين نمی روند. برای از بين بردن اين سموم در محصول برنج، بايد تکنيک های خاصی به کار گرفته شود که در کشوری مثل هند، اين تکنيک ها جايی ندارد …»(7)

به عقيده متخصصان سم شناسی، آرسنيک و سرب و جيوه جزء فلزات سنگينی هستند که در صورت وجود در موادغذايی، می توانند مسموميت های حاد و مزمن به همراه داشته باشند. دکترشاهين شادنيا متخصص سم شناسی و سرپرست بخش مراقبت های ويژه مسموميت بيمارستان لقمان، درمورد عوارض وجود آرسينيک و سرب در برنج های آلوده، چنين می گويد: «در رابطه با [وجود آرسينيک در] برنج های آلوده، عوارض مزمن استفاده از اين ماده غذايی [مطرح] است که اين عوارض در طول زمان که فرد از ماده غذايی استفاده می کند، خود را نشان می دهند. در رابطه با اين علايم هم دردهای شکمی مطرح هستند. اسهال، درگيری های حسی ـ عصبی، ضعف حرکتی به خصوص در اندام های تحتانی، عوارض پوستی و افزايش رنگدانه های پوست نيز مطرح هستند. در اين ميان، بيمار دچار عوارض کبدی نيز خواهد شد. به طوری که ممکن است زردی و يا حتی سيروز کبدی را تجربه کند. عوارض عروقی مثل سياه شدن انتهای اندام ها نيز دراين بيماران ديده می شود. البته خاصيت سرطان زايی از قبيل سرطان های پوستی، ريوی وعروقی نيز در اين ميان افزايش می يابد. اما درمورد آلودگی با سرب نيز، علايم عصبی مثل کاهش حافظه و تمرکز و همچنين در کودکان کاهش ضريب هوشی گزارش شده است. عوارض استخوانی مثل دردهای استخوانی در دست و پا، کاهش تعداد اسپرم ها در آقايان و يا غيرطبيعی شدن آن، عوارض قلبی مثل ميوکاردی (التهاب بافت قلبی) و دردهای شکمی مبهم نيز از ساير علايم مسموميت با سرب و جيوه است .»(16)

همانطور که خوانديم، متأسفانه بيماری های زيادی درانتظار کسانی هستند که برنج های آلوده به فلزات سنگين (سرب، آرسينيک و کادميوم) را مصرف کرده اند. بازهم متأسفانه، به علت خفقان حاکم بر کشور، امکان تحقيقات مستقل و بی طرف درمورد عوارض زيانبار اين فاجعه وجود ندارد. ولی قطعاً بسيار هموطنانی که در اثر مصرف برنج های آلوده به بيماری های مختلف خطرناکی مبتلا شدند، رنج بردند، هزينه های گزافی برای رهايی از بيماری پرداختند و برخی نيز جان سپردند. به گفته «بی.ال. بهارواج» مديرمرکز تحقيقات کشاورزی ايالت پنجاب هند، براساس تحقيقاتی که ازسوی دانشمندان هندی و آمريکايی انجام شده، بيش از300 هزار نفر از مردم بنگال و بنگلادش، به دليل مصرف آب و برنج حاوی سم آرسنيک، به سرطان مبتلا شده اند.(17) آيا کسی می داند که چه تعداد از مردم شريف و بی گناه کشور ما در اثر مصرف برنج های آلوده به سرب و آرسينيک و کادميوم، به سرطان و ساير بيماریها مبتلا شده اند؟                                 

مـــــنابـــــــــع

1ـ روزنامه دنيای اقتصاد ـ1\6\1388

2ـ روزنامه اعتماد: «افزايش 215 درصدی واردات برنج»ـ شماره 2075ـ 20\7\1388

3ـ روزنامه دنيای اقتصاد ـ 23\6\1388

4ـ روزنامه دنيای اقتصاد ـ 12\6\1388

5ـ همان

6ـ روزنامه فرهيختگان: «دولت فقط واردات» ـ دوره جديد ـ شماره 116ـ 19\7\1388

7ـ عرفانی و حاجيان:» اسامی 13 برنج وارداتی آلوده به آرسنيک وسرب اعلام شد.»ـ

روزنامه خراسان ـ شماره 17369ـ30\6\1388

8ـ سايت وزارت جهاد کشاورزی ـ2\7\1388

9ـ سايت تابناک

10ـ روزنامه مردم سالاری ـ 31\6\1388

11ـ سايت برنانيوز

12ـ روزنامه خراسان ـ 2\7\1388

13ـخبرگزاری جمهوری اسلامی ـ1\7\1388

14ـ سايت سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتی ايران ـ 5\7\1388

15ـ روزنامه اعتماد: «خدا را گواه می گيريم برنج ها سالم هستند»ـ شماره 2075 ـ 20\7\1388

16ـ سميه شرافتی: سايت همشهری آنلاين ـ 15\8\1388

17ـ اميرحسين کاظمی: «ورود دولت به ماجرای برنج های آلوده» ـ سايت siavashon.ir ـ 25\7\1388  —————————————————————–

 این مقاله در نشانی های زیر منتشر شد:

   * نشریه دانشجویی بذر – شماره چهل و سوم – نیمه دوم آذر 1388 –  www.bazr1384.com 

 *  سایت تبرستان: 

  http://www.tabarestan.info/neveshteh/6Ayande_angizehayeVaredat-eBerenj.pdf

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: