انگیزه هاو روش های نابود کردن جنگل ها در ایران توسط حکومت

      م.م(آینده)

 ayandeh.3000@yahoo.com                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     

پس از انحراف قیام ۵۷ و تحویل قدرت از رﮋیم شاهنشاهی به حکومت ضد انسانی و پلید ملایان ، به قدرت رسیدگان دست چپاول و یغما به تمامی منابع کشورمان گشودند. از جمله منابع موردهجوم و غارت، باید از منابع طبیعی و جنگل ها نام برد. در این نوشتار ، به طور مختصربه انگیزه ها و روش های نابود کردن جنگل ها توسط رژیم جمهوری اسلامی پرداخته می شود. در باب غارت و نابودی جنگل ها ، عوامل نابودی ، آثار و نتایج و جنگل بانان دلاوری که در راه دفاع از حریم جنگل ها به شهادت رسیدند ، هر چه گفته شود کم است که ابعاد فاجعه بس بزرگ است. درود به روح پاک جنگل بانان شهید کشورمان ، که در برابر ظلم و خیانت ایستادند.

منابع طبیعی و جنگل ها از سرمایه ها و پشتوانه های یک کشور به حساب می آید و متعلق به حتی یک نسل نیز نیست ، چه رسد به آن که به یک گروه دزد و جنایتکارتعلق داشته باشد ، که متاسفانه بر کشورمان حکومت می کنند. رﮋیم حاکم بر اساس انگیزه هایی،از قیام ۵۷ بدین سو ، کمر همت به نابودی جنگل ها بسته است. انگیزه های رژیم را می توان به دو دسته عمده امنیتی و اقتصادی تقسیم کرد.

۱﴾ انگیزه امنیتی: رژیم حاکم بر ایران به خوبی آگاه است که غاصب قدرت بوده و به دنبال انحراف در قیام مردم در سال ۵۷ توانسته ابزار و جایگاه های قدرت را به دست بگیرد. و در واقع حکومت برخاسته از اراده مردم نیست. از این رو مسایل امنیتی که برای هر نظام سیاسی از اولویت برخوردار است، برای رﮋیم ملایان، همواره از حساسیت صد چندان برخورداربوده است. از این دیدگاه، عوامل منفی مزاحم بایستی نابود شود. در جایی که توده های انبوه مردماز عملکرد رﮋیم ناراضی بوده و برخی گروه های سیاسی معتقد به مبارزه مسلحانه و نبردهای چریکی نیز وجود داشته اند جنگل ها می توانستند و می توانند بستر مناسبی برای آغاز و یا ادامه و گسترش مبارزه باشند. کما این که، سرآغازجنگ های چریکی در ایران، در بهمن ماه سال ۱۳۴۹ در جنگل های سیاهکل گیلان شکل گرفت. استفاده از موقعیت جنگل ها در مبارزه با رﮋیم ملایان هم ادامه یافت که از جمله به موارد زیر اشاره می شود:

۱- مقاومت کردستان در برابر سرکوب رﮋیم:

در پی تجاوز وحشیانه و مغول وار عمال رﮋیم از ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ (روزی که خمینی ملعون فرمان حمله به کردستان را صادر کرد) به بعد، مبارزین کرد با استفاده از پوشش گیاهی و جنگل های کردستان، مقاومت مثال زدنی را به نمایش گذاشتند. رﮋیم با آگاهی ازموضوع، ضمن بمباران مناطق مسکونی، به آتش کشیدن مزارع و کشتارهای دسته جمعی، اقدام به آتش زدن جنگل ها نمود تا چریک های کرد و سایر مبارزین همراه را از پوشش و استتاری مناسب، محروم سازد.

2- قیام آمل ( قیام سربداران ): درسال 1360 ، اتحادیه کمونیست های ایران که درتحلیل های خود ، خطر شکست قطعی ونهایی انقلاب بهمن 57 رانزدیک می دید ونسبت به وقوع آن ،هشدار می داد ، حاضر نشد بدون مبارزه جدی وتمام عیار ، پذیرای شکست شود.1 لذا باانتخاب شهرآمل دراستان مازندران ، درتدارک امور جهت  مبارزه  ورویایی  مسلحانه بارژیم غاصب وجنایتکار جمهوری اسلامی برآمدند. درمیان دلایل انتخاب آمل ، وجود جنگل های زیاد وانبوه  پیرامون شهر که پوشش مناسبی جهت استتار نیروها فراهم می کرد ، ازجمله دلایل بسیارمهم وقابل اعتنا بود. فاصله نسبتا» کم آمل تاتهران ، قرارداشتن آمل درمسیر راه اصلی تهران به بخش عمده ومهمی ازمناطق شمال کشور ،سابقه مبارزاتی مردم منطقه ووجود تشکیلات پایه واولیه درآمل نیز ازسایر دلایل انتخاب این شهر به شمار می رفتند.

           نیروهای اتحادیه کمونیست های ایران که خود ازمناطق مختلف کشور گرد آمده بودند، توانستند درحین مدت استقرار درجنگل های منطقه (قبل از عملیات نهایی بهمن ) تعداد معدودی ازافراد واعضای احزاب وسازمان های سیاسی دیگر رانیز باخود همراه سازند.  افرادی ازسازمان مارکسیستی – لنینیستی  توفان ، حزب کار، سازمان مجاهدین خلق ایران ، سازمان پیکار ونیز برخی ازجوانان انقلابی منفرد ازآن جمله بودند . گروه تقریبا» یکصد نفره ای  که بدین صورت شکل گرفته وآماده شده بود، «سربداران » نام گرفتند وطی مدتی حضور درمحدوده جنگل های آمل ، چند عملیات بر علیه رژیم جنایتکار صورت دادند که از آن جمله می توان به درگیری های 18 آبان ، 22 آبان ، 24 آبان ، 30 آذر و13 دی 1360 ، اشاره نمود . درنهایت ودرمرحله نهایی طرح ، باورود سربداران به شهر آمل درپنجم بهمن ماه  سال 1360 ، شب هنگام ، قیام مسلحانه گسترده ای آغاز شد وبخش های مهمی ازشهر آمل توسط » سربداران » آزاد شد. شهر آمل یک شبانه روز شاهد درگیری های شدید نظامی (نابرابر) بود علیرغم قهرمانی  ها وفدارکاری های سربداران که به شهادت تعدادی ازآنان انجامیدونیزهمراهی توده های آگاه مردم ، رژیم باگسیل هزاران نفر ازعوامل مزدور سراپا مسلح خود به مقابله باقیام ، قیام مزبور رابه شکست کشاند 2 بااین حال ، بازتاب این قیام درجامعه ، گسترده وتاثیر آن درروشنگری وافشای ماهیت نظام ، بسیاربود.                                               

3- گروه جنگل حزب رنجبران ایران : حزب رنجبران درسال 1360 وپس ازاتخاذ مشی مسلحانه ، اقدام به تشکیل گروه جنگل نیز نمود و تعداد افراد کادرهای ابتدایی گروه جنگل حداکثربه 30 نفر می رسید که باهمین تعداد وارد قسمتی ازجنگل های شهرگرگان شدند. مدت کوتاهی پس ازورود این جنگل ،باشناسایی ودستگیری عناصر کادرهای شهری،  گروه جنگل نیز شناسایی ودرآبان ماه سال 1360 دستگیر شدند.3 که برخی ازآنان راپس ازاعمال شکنجه های فراوان وددمنشانه ،اعدام نمودند.بنا به برخی دیدگاه ها ، حزب رنجبران ایران ، بدون تدارک کافی وپایه توده ای وبر اساس ارزیابی های سطحی ازاوضاع ، گروه جنگل راتشکیل داده( ونیز درحرکت مسلحانه رهبری عشایر قشقایی شرکت نموده) بود. 4                                                                                                             

4- عملیات ارتش رهایی بخش خلق های ایران درجنگل های مازندران : پس ازآن که محمد حرمتی پور ،چریک فدایی خلق راستین ونستوه ، طرح » گسترش  جنگ انقلابی وگشایش جبهه شمال » را به کنگره ارایه داد وکنگره آن راباقاطعیت آراء تصویب کرد ، وی به همراه تعدادی ازچریک های فدایی خلق (ارتش رهایی بخش خلق های ایران) به جنگل های مازندران رفتند .5 این ستون چریکی بااستقرار درجنگل های مازندران واستفاده ازویژگی های طبیعی آن ، درمدت 14 ماه ، عملیات متعددی رابرعلیه رژیم آخوندی طراحی واجرا کرد که ازآن جمله می توان عملیات حمله وتسخیررادیو وتلویزیون مازندران (سوردار) ، حمله وتسخیر مقر بسیج وسپاه شهر شیرگاه وراه بندان اتوبان ساری – قائم شهر رانام برد . سرانجام در4 فروردین 1361 ، محل استقرار این گروه چریکی درجنگل خی پوست (= خی بوست ) شیرگاه مازندران ، به محاصره  صدها نفر ازنیروهای آدمکش رژیم متشکل ازپاسداران ، بسیجیان وکلاه سبز ها درآمد . درنبردی نابرابر ، محمدحرمتی پور رهبر گروه به همراه 4 تن ازیارانش – که در آن هنگام درمحل مزبور حضورداشتند – به شهادت رسیدند. 6                                                                        

5- واحدهای رزمنده سازمان مجاهدین خلق درجنگل های شمال : سازمان مجاهدین خلق درراستای اجرای فازنظامی ، ازسال 1360 تعدادی ازنیروها ی خود رادر گروه های مختلف ومتعدد ، درمناطق جنگلی شمال کشور (استان های مازندران وگیلان ) وازجمله درمناطق جنگلی قائم شهر ، رامسر ، هشتپر طوالش ، چوکا رضوانشهر و000، مستقر وسازمان دهی نمود. این واحدهای رزمنده درطول بیش ازدوسال فعالیت ، باانجام عملیات متعدد، ضربات زیادی به رژیم آخوندی وارد آوردند . ولی متاسفانه درطول زمان ، بسیاری ازرزمندگان مزبور وفرماندهانشان دستگیر شده ویابه شهادت رسیدند0 که ازجمله می توان به » سید نظام الدین عنقایی» یکی ارفرماندهان مجاهدین مستقر درجنگل  اشاره کرد که درهفتم اردیبهشت سال 1361 طی درگیری باپاسداران ، درجنگل های » سیابیل » درحوالی منطقه     جنگلی چوکا ازتوابع رضوان شهر ، به شهادت رسید.7                                                                      

وقایعی از این دست به رﮋیم جمهوری اسلامی که ازکمک بقایای دستگاه های امنیتی رﮋیم شاه نیز برخوردار بود، نشان داد که همان مقدار جنگل های کشور هم که از غارت امرای ارتش و وابستگان رﮋیم منحوس شاهنشاهی جان به در برده بود، هنوز چه پتانسیل عظیمی به عنوان بستر فعالیت ها و اقدام های انقلابی دارد. لذا از بین بردن جنگل ها به ویژه در مناطق حساس امنیتی در دستور کاررﮋیم قرار گرفت.

۲﴾ انگیزه اقتصادی: درآمد حاصل از فروش چوب درختان جنگلی، تغییر کاربری به زمین های زراعی و باغات و نیز تملک اراضی جنگلی و تفکیک و فروش آن ها، عمده دلایل تخریب و نابودی جنگل ها را در این بخش تشکیل می دهد.

عوامل تخریب جنگل در ایران- کارشناسان وابسته به دستگاه های دولتی، عوامل تخریب جنگل در ایران را بدین شرح برشمرده اند: ”الف-عوامل طبیعی: ۱- بادهای شدید به ویژه بادهای گرم وسوزان ۲- یخبندان های زودرس پاییزه ودیررس بهاره ۳- خشکی که در اثر کاهش بارندگی به وجود می آید ۴- باران های شدید به خصوص رگبارهای تند و شدید. ب- عوامل انسانی: ۱- چرای دام در جنگل ۲- رفت و آمد مداوم در جنگل که باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک می شود ۳- آتش سوزی(خسارت حریق در جنگل های سوزنی برگ به سبب سرعت و قابلیت اشتعال، به مراتب سنگین تر از درختان پهن برگ است.) ” 8

به عقیده نگارنده ۴ عامل مهم دیگر نیز در بخش عوامل انسانی وجود دارد که در فهرست بالا به آن اشاره نشده و باید به آن فهرست افزوده شوند. این ۴ عامل عبارتند از:

۱- برداشت بی رویه و غارتگرانه چوب از جنگل

۲- احداث جاده در اراضی جنگلی

۳- اختصاص اراضی جنگلی و منابع طبیعی به پروﮋه های صنعتی و یا مسکونی

۴- قطع درختان جنگلی به منظور عبور خطوط انتقال نفت و گاز.

البته در ماه های پایانی سال ۱۳۵۷ و بخش عمده ای ازسال ،۱۳۵۸ تجاوزاتی از سوی تعدادی ازاهالی برخی روستاهای همجوار جنگل به عرصه های جنگلی صورت گرفت که اغلب این زمین ها توسط آنان تبدیل به باغات و زمین های زراعی گردید. از آنجایی که این امر محدود به همان زمان بوده و بعد عمدتا متوقف گردید، آنچه در طول سی سال از ۱۳۵۸ تا امروز بر جنگل ها رفته، توسط حکومت و عوامل حکومتی انجام گردیده و آگاهانه و برنامه ریزی شده بوده است. با نگاهی به تنها برخی از رخدادهای جنگل و منابع طبیعی ایران، در می یابیم که رﮋیم تمام روش های تخریب را در جهت نابودی جنگل ها به کار برده و می برد.

۱- چرای دام در جنگل: در مورد تاثیر حضور دام در جنگل، یوسف گرجی بحری، پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران می گوید: ”حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می کند زیرا دام نهال را می خورد و درختان جدید به وجود نمی آیند و جنگل مخروبه می شود.” طبق گفته های مصطفی عبداله پورمدیرسابق دفتر فنی جنگل داری سازمان جنگل ها و مراتع کشور، بر اساس مطالعات طرح جامع مقدماتی سال ۱۳۶۴ سازمان جنگل ها و مراتع، تعداد دام های موجود درجنگل های شمال ۳۷/۴ میلیون واحد دامی با ۳۲ هزار و ۲۷۵ دامدار، ۳۳ هزار و ۱۰۰ دامسرا و ۷۹ هزار و ۷۶ خانوار جنگل نشین با جمعیتی بیش از ۴۶۶ هزار و ۸۴۹ نفر برآورد شده است،( آمار فوق به جز دام های کتول روستاهای داخل و حاشیه جنگل بوده که یک میلیون و ۴۲۷ هزار واحد دامی برآورد شده بود). همچنین تعداد اتراق گاه های دامداری در داخل جنگل ۲۸ هزار و ۵۰۰ واحد با مساحت ۵۷ هزار هکتار بوده است. مصرف سالیانه سوخت دامداران ۸۰۰/۲ هزار متر مکعب چوب و مصرف اصطبل سازی و مرمت سالیانه آن ۷۰ هزار متر مکعب بوده است.10 

آیا ورود و استقرار نزدیک به نیم میلیون نفر انسان با تعداد بیش از ۵ میلیون واحد دامی در جنگل های کشور بدون اطلاع و رضایت رﮋیم اتفاق افتاده است؟ و آیا رﮋیم ناتوان از جلوگیری روند شکل گیری این معضل بسیار مهم بوده است؟ حال ببینیم این تعداد بی شمار دام موجود در جنگل همراه با دامداران و خانواده هایشان چه خسارتی به جنگل ها و مراتع وارد می آورند؟ به گفته رضا مالداری رییس اداره سامان دهی و خروج دام از جنگل اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان، هر واحد دامداری مستقر در جنگل، بدون محاسبه ارزش های اکولوﮋیکی، اجتماعی و زیست محیطی جنگل، سالانه ۳/۱ برابر درآمد خود، به جنگل خسارت وارد می کند. 11

 

علیرغم اعتراضات و انتقادات زیادی که توسط افراد و اقشار مختلف به استقرار واحدهای دامداری و ورود و چرای دام در جنگل صورت گرفت، رﮋیم عملا حرکتی در جهت جلوگیری از روند مزبور انجام نداد زیرا با سامان دهی اغلب واحدهای مزبور، عملا یک شبکه کسب اخبار و اطلاعات در اراضی جنگلی و کوهپایه ها برقرار کرد. به گونه ای که محال بود غریبه ای درکوره راهی جنگلی رفت و آمد کند و سیستم های اطلاعاتی رﮋیم در منطقه از آن بی خبر و بی اطلاع باشند. در واقع خسارت حضور دامداران در جنگل متوجه ملت بوده و هست و رﮋیم نه تنها زیانی نمی دید بلکه با حضور آن ها می توانست از هر گونه حرکت و فعالیتی در مخالفت با خود به سرعت آگاه شده و به مقابله با آن بپردازد. البته همکاری با رﮋیم شامل همه واحدهای مزبور نمی شد. برخی ناآگاهانه و برخی از سر اجبار همراهی هایی داشتند و تعدادی نیز صرفا به کار خود مشغول بودند.

به هر حال، بر چنین روالی، وقتی در سال ۱۳۸۱ هیات دولت وقت طرح پیشنهادی جنگل ها و مراتع را که با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهیه شده و ”طرح جامع صیانت از جنگل های شمال” نام داشت را به تصویب رساند، در عین این که خروج دام از جنگل ها یکی از اهداف آن طرح به حساب می آمد، عملا هیچ اقدام چشمگیر و خاصی انجام نشد. به طوری که بعدا ”صفاری” مسئول سابق طرح سامان دهی جنگل نشینان سازمان جنگل ها و مراتع گفت: ”در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پی گیری خروج دام از جنگل وجود ندارد و فقط یک نفر را مسئول این طرح کرده اند. ”وی همچنین افزود:” من طرح اولیه را در سال ۱۳۵۹ نوشتم.” 12 یعنی در واقع حکومت پس از ۲۲ سال به صرافت بررسی این طرح افتاده بود. در همین رابطه یکی از کارشناسان سازمان جنگل ها و مراتع (بدون ذکر نام) عنوان کرده بود که اعتبار اختصاص یافته به طرح خروج دام از جنگل های شمال بسیار کمتر از حد لازم است. وی گفت در سال ۱۳۸۴ ،از ۳۶۰ میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز، فقط ۲۰ میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافت. وی همچنین از این که کمیته امداد به جنگل نشینان نیازمند دام می دهد و این مغایر با طرح خروج دام از جنگل است، انتقاد کرد. 12

یعنی طرح فقط به این منظور مطرح شد که پاسخی باشد برای مخالفین و منتقدین حکومت در قبال برخورد با تخریب جنگل ها و در واقع قصد انجام عمل اصلاحی در میان نبود. در نتیجه در حالی که بر اساس بند یک ماده ۶ طرح صیانت از جنگل های شمال، سازمان جنگل ها و مراتع موظف بود تا سال ۱۳۸۸ کلیه دام ها را از جنگل خارج کند، اما حتی بر اساس آمار دستگاه های دولتی نیز، در حال حاضر حدود ۳/۳ میلیون واحد دامی در جنگل های شمال وجود دارد که ۴۷ درصد آن را گاو، ۴۶ درصد را بز و ۷ درصد را گوسفند تشکیل می دهد. 12

2- آتش سوزی در جنگل: آتش سوزی همواره در ایران به عنوان یک عامل مهم نابودی جنگل ها به حساب آمده است. در سال های پس از ۱۳۵۷، چه از طرف عوامل رﮋیم به مقاصد امنیتی و چه از طرف سودجویان و غارتگرانی که آن ها نیز وابسته به رﮋیم هستند و از سوی آن حمایت می شوند، به منظور تصرف و تغییر کاربری اراضی مزبور، بارها و بارها در مناطق مختلف، جنگل ها به آتش کشیده شده اند. که متاسفانه این روند همچنین ادامه دارد؛ برخی از این رخدادها را که تنها در سال های اخیر به وقوع پیوسته، مرور می کنیم.

–          ”در آتش سوزی روز ۲۵/۵/۱۳۸۶ در جنگل های شهرستان بانه، ۱۳۰ هکتار جنگل در کام آتش فرو رفت.”13  

–           ”طی هفته گذشته نزدیک به ۲۰۰۰ هکتار از جنگل های کردستان و کرمانشاه در آتش سوخت. ” 13

–           سایت رادیو زمانه نیز در مطلبی تحت عنوان”چشم انداز محیط زیست ایران در سال گذشته [۸۷]” چنین     می آورد: در سال ۸۷ ، آتش گرفتن جنگل ها و سوختن صدها هکتار از مناطق حفاظت شده، بخش دیگری از تهدیدات محیط زیست ایران در سال ۸۷ بود. پارک ملی گلستان در سال ۸۷ شاهد چند آتش سوزی وسیع بود. در گسترده ترین این آتش سوزی ها که در ابتدای شهریور ۸۷ به وقوع پیوست، حدود ۲۰۰ هکتار از اراضی جنگلی و مراتع این منطقه در آتش سوخت. پارک ملی گلستان با ۹۱ هزار کیلومتر مربع مساحت، بزرگترین پارک ملی ایران و نخستین پارک ثبت شده کشور در سازمان یونسکو به عنوان یکی از ذخیره گاه های محیط زیستی کره زمین است. در این پارک، گونه های مختلف جانوری مانندعقاب طلایی، خرس قهوه ای، پلنگ، مرال، غزال و سایر جانوران کمیاب زندگی می کنند. در کنار آتش سوزی گلستان، می توان به آتش گرفتن ده ها هکتار از مراتع اطراف جنگل های لویزان در شمال تهران، آتش سوزی در جنگل های زانوس درمازندران و آتش سوزی در پارک جنگلی شوشتر در خوزستان نیز اشاره کرد. تالاب بین المللی امیرکلایه دراستان گیلان و درشمال شهرستان لاهیجان نیز از جمله مناطق حفاظت شده ای بود که در سال گذشته طعمه آتش شد. ” 14

از آتش سوزی های رخ داده در سال جاری[1388] می توان به آتش سوزی ۶/۶/۱۳۸۸ در جنگل گیان در ۱۶ کیلومتری جنوب غربی نهاوند در استان همدان اشاره کرد که این جنگل به دلیل وجود گونه های مختلف گیاهی، به عنوان ذخیره گاه ﮋنتیکی در نزد پژوهشگران مطرح است. در این آتش سوزی در حدود ۸۵ هکتار از جنگل ها و مراتع سراب گیان در آتش سوختند. شهردار گیان دلیل آتش سوزی را کاملا عمدی عنوان کرد و گفت در تاریخ این جنگل، تا کنون فاجعه ای به این وسعت رخ نداده بوده است. یکی از جنگل بانان قدیمی گیان نیز با تأیید گفته های شهردار، آتش سوزی جنگل گیان را به دلیل ادعای مالکیت برخی افراد، عمدی اعلام کرد. 15

مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان چهارمحال و بختیاری نیز گفت: ” در سال جاری[۱۳۸۸] ، ۳۲۵ هکتار از جنگل ها و مراتع استان دچار آتش سوزی شده است.” 16 البته آمار ارایه شده از سوی مدیر کل منابع طبیعی و آبخیز داری  چهار محال و بختیاری، مدتی کمتر از ۶ ماه اول سال ۱۳۸۸ را در بر می گیرد.

خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران، با توجه به روند نگران کننده موجود می نویسد: ” آتش سوزی در جنگل ها و مراتع به عنوان یکی از خطرناکترین عوامل مخرب به شمار می رود… در حال حاضر شاهد و ناظر هستیم آتش سوزی عمدی و غیر عمدی در جنگل در استان خوزستان به خصوص شهرستان هایی همچون شوش، مسجدسلیمان، دزفول، اندیمشک، ایذه، بهبهان و باغملک یکی از مهمترین عوامل نابودی این سرمایه ملی انسانی است. دو آتش سوزی در دشت شیمبار و یک آتش سوزی در جنگل های حفاظت شده پشت سد کرخه که منجر به تخریب و از بین رفتن حدود ۶۰ هکتار از عرصه های جنگلی استان خوزستان شد، این موضوع را به معضلی جدی تبدیل کرده است. ” 17

در اغلب موارد، آتش سوزی های رخ داده عمدی بوده است. از جمله به آتش کشیدن دو منطقه جنگلی در مریوان در روز سه شنبه ۹/۴/۱۳۸۸ توسط نیروهای رﮋیم. در این اقدام، نیروهای رﮋیم در سه راه ” برده ره ش ” و ” پشتی قنبری درویش” از توابع مریوان، جنگل های این مناطق را به آتش کشیدند. این آتش سوزی به سرعت گسترش یافته و مناطق وسیعی را در بر گرفت. 18

 در بسیاری موارد، ابتدا عمده درختان یک منطقه جنگلی را قطع می کنند و پس ازخارج نمودن درختان قطع شده از محوطه، اقدام به آتش زدن بوته ها، شاخه های خشکیده، بقایای درختان قطع شده و محدود درختان باقی مانده می نمودند تا چنین وانمود کنند که کل درختان آن منطقه در آتش سوخته و از بین رفته اند.

3-  برداشت بی رویه و غارتگرانه چوب از جنگل ها: یک کارشناس مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور در مورد ارزش های جنگل های ایران می گوید: ”حتی اگر تنها از دید اقتصادی به جنگل ها نگاه کنیم، انتظار استحصال چوب از آن نسبت به دیگر مزیت هایش، حقیرانه است… کاهش سیل خیزی اولین مزیت جنگل است. در ۲۰ سال گذشته، نرخ رخداد سیل در کشور حدود ۹۰۰ تا ۹۴۰ درصد افزایش یافته است. یکی از مهمترین دلایل این موضوع، کاهش پوشش گیاهی و افزایش سطح برهنگی خاک است. هر رخداد سیل، ۵ درصد از تولید ناخالص منطقه سیل زده را کاهش می دهد. ترسیب کربن یکی دیگر از مزایای وجود جنگل است. ترسیب کربن فرآیندی است که طی آن دی اکسید کربن از آتمسفر گرفته شده و در بافت های گیاهی به صورت هیدرات های کربن تجمع و رسوب می کند… در مورد جنگل های هیرکانی [پوشش گیاهی البرز، جنگل های باقی مانده از۵/۲ میلیون سال پیش هستند که به آن ها جنگل های هیرکانی می گویند- نگارنده] ، بخش تحقیقات جنگل ها نتیجه گرفت که بهتر است اولویت اصلی مان حفاظت از جنگل های شمال باشد، به این صورت که بهره برداری از آن ها نداشته باشیم و برای تامین نیازهای چوبی مان به واردات روی بیاوریم… اگر کشورما بر اساس اقتصاد بوم شناختی و اقتصاد اکولوﮋیک اداره شود و ارزش واقعی یک هکتار جنگل را محاسبه کنیم، می بینیم که درآمد حاصل از استحصال چوب جنگل ها، قابل صرف نظر است. ” 19اما چنان که بسیار خوانده، شنیده و یا در تصاویر دیده ایم، برداشت چوب از جنگل ها به شکل فاجعه آمیزی رخ داد، به طوری که در بسیاری موارد، جنگل ها پاک تراشی شده و علیرغم همه اعتراضات و انتقادات، اقدامات مزبور متوقف نشد.

در عین حال، پس از گذشت سال ها، رﮋیم مبادرت به راه اندازی تشکل هایی به نام  ”تعاونی جنگل” و سپردن بخشی از امور به آن ها کرد تا چنین وانمود کند که تعاونی های مزبور مسبب تمامی این فجایع بوده اند. هر چند که تعاونی های جنگل هم مستقیم یا غیر مستقیم در اختیار خود رﮋیم بود و فعالیت آن ها تقریبا منحصر به برداشت چوب بود و اقدام خاصی در جهت جنگل کاری و احیاء جنگل ها انجام ندادند و روز به روز نیز به قهقهرا رفتند:   ” در طول سال هایی که از اجرای اولین طرح های جنگل داری می گذرد، شیوه های کاملا متفاوتی برای اداره آن ها به کار گرفته شده، تا سال ۱۳۵۷ حدود ۶/۷۳ درصد وسعت طرح های جنگل داری در اختیار مجریان دولتی بوده اما بعد از معطوف شدن سیاست دولت…به خصوصی سازی، اولین تعاونی جنگل در سال ۱۳۶۵ در گیلان تاسیس شد… تا سال ۱۳۷۷ ، ۲۰ تعاونی جنگل در استان های شمالی تشکیل شد. اما بنا به دلایل متعدد، میانگین هزینه این تعاونی ها در اغلب سال ها بردرآمدهای آن ها پیشی گرفت… تا جایی که سهم آن ها از اداره جنگل های شمال در حد ۳/۱۵ درصد وسعت طرح های جنگل داری واگذاری باقی ماند. ”20

اما یکی از خواندنی ترین افشاگری ها در مورد تاراج چوب جنگل های شمال در رﮋیم جمهوری اسلامی، بخشی از سخنرانی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان است. در این سخنرانی، وی که به نقش روحانیان رده های بالای حکومت در مفاسد اقتصادی پرداخته، چنین می گوید: ” آقای یزدی [رییس وقت قوه قضاییه] بر می دارد می نویسد که جناب فروزش، حمید ما بیکار است. ترتیبی اتخاذ فرمایید که از جنگل های شمال جهت صادرات چوب بهره مند گردد. آقای حمید یزدی پسر آقای  [آیت ا…] یزدی، مدیر کل حوزه ریاست قوه قضاییه بود درآن مقطع. و متأ سفانه جنگل های شمال را[این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود که در این پرونده، من دیدم که یک سری مردم بیچاره شمال که حق قانونی شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خرده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند و یا انبار کرده بودند و یا هر چی؛ [آن ها را] گرفته بودند، بازداشت و پاسگاه و بگیر و ببند، که خانواده شهدا ریخته بودند جلوی زندان. علت آن که این پرونده هم ثبت شده بود این بود که کسی به این ها گفته بود که آقای حمید یزدی چه طور این همه چوب را به تاراج میبرد و ما که یکی دو تا یا چند هیزم و چوب برداشت کرده ایم، شما ما را به عنوان متهم گرفته اید؟… ”21

۴- احداث جاده در اراضی جنگلی: در طول سالیان بعد از ۵۷ ، به بهانه های مختلف هزاران کیلومتر جاده در دل جنگل های مناطق مختلف ایران کشیده شده که احداث هر یک فاجعه ای به شمارمی رود. از جمله این اقدامات می توان به احداث جاده در پارک ملی گلستان اشاره کرد: ”عملیات اجرایی پارک ملی گلستان با هدف ترمیم جاده تهران-مشهد که بخشی از آن در اثر رخداد سیل سال ۱۳۸۰ تخریب شده بود، در حالی تا امروز[۱۳۸۷] ادامه پیدا کرده است که طبق تفاهم نامه منعقده بین وزارت راه و ترابری و سازمان حفاظت محیط زیست، باید تا دو سال بعد [از عقد قرارداد] یعنی سال ۱۳۸۵ به انتها می رسید. اما نه تنها عملیات تا به امروز به طول انجامیده، بلکه به عقیده صاحب نظران زیست محیطی و بسیاری از اعضای بدنه کارشناسی سازمان حفاظت محیط زیست، در بسیاری از موارد، بندهای آن[تفاهم نامه] زیر پا گذاشته شده است. تعریض جاده تا عرض ۵۰ متر، در حالی که طبق تفاهم نامه سقف آن ۶/۱۱ متر تعیین شده؛ ساخت دیواره های بتونی بلند و تخریب پوزه های سنگی اطراف جاده و همچنین اجرایی نشدن ساخت گزینه شمالی که در آن مصوبه های دولت پیشین و کنونی و تفاهم نامه بر آن تاکید شده٬ تنها تعداد اندکی از تخلفات این پروﮋه است. ”22

جاده جنگل ابر: جنگل ابر در ۵۰ کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و روستای ابر قرار دارد. این جنگل ادامه جنگل های شمال کشور است و به دلیل آن که همواره ابری بر فراز این جنگل قرار دارد، به جنگل ابر شهرت یافته است. با آن که ۱۰ مسیر فعال و نیمه فعال از شهرستان گز تا شهرستان آزادشهر که ارتباط بین ۲ استان سمنان و گلستان را برقرار می کنند، وجود دارد، ولی وزارت راه و ترابری رﮋیم، ظاهرا به دلیل کوتاه شدن این مسیر به طول [فقط] ۲۰ کیلومتر نسبت به مسیرهای دیگر، بر تخریب جنگل ابر که بخشی از نادرترین جنگل های جهان است، پافشاری می کرد تا جاده علی آباد به شاهرود را با گذر از جنگل ابر احداث کند. به دلیل اعتراضات و انتقادات فراوان، کمیسیون زیربنایی، صنعت و محیط زیست مجلس، احداث جاده ابر در داخل جنگل ابر را منوط به موافقت سازمان محیط زیست با طرح وزارت راه و ترابری کرد.23 البته از هر دو طرف مسیر، دخل و تصرفاتی در جنگل گردیده بود. که با اعتراضات یادشده، ادامه طرح به حال تعلیق در آمد.

همچنین در استان فارس نیز جاده جدید شهرستان کازرون از مسیر جنگل های ”دشت برم” عبور می کند. 24 به هر حال متاسفانه در بسیاری موارد جاده ها را یا در داخل جنگل ها و یا در کنار آن ها احداث می کنند که ضربات جبران ناپذیری بر جنگل ها وارد می کند.

۵- اختصاص اراضی جنگلی و منابع طبیعی به منظور احداث پروﮋه های صنعتی و مسکونی: حکومتی ها و افراد وابسته به آنان در طول سال های پس از۵۷ ، زمین های جنگلی زیادی را در نقاط مختلف، به خصوص در مناطقی که ارزش منطقه ای زمین بالاتر بوده، به یغما برده اند. از جمله موارد بسیاری که رخ داده، تخریب حدود ۱۰۰ هکتار زمین های جنگلی در نوشهر مازندران بوده است. بدین صورت که یک شرکت کشاورزی به نام ”جیسا” که به صورت مسئولیت محدود ثبت شده و متعلق به عوامل رﮋیم است، قبل از دهه ۷۰ خورشیدی مساحتی حدود ۹۴ هکتار از اراضی جنگلی و جلگه ای منطقه ”توسکا تک” و ”دیزرکلا” نوشهر(شکارگاه سابق) واقع در پلاک های ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ فرعی از ۲۱ اصلی و ۸ فرعی از ۱۷ اصلی بخش ۴ قشلاق میان بند را جهت اجرای طرح جنگل کاری، از سازمان جنگل ها و مراتع کشور تحویل گرفته و به تملک خود در می آورد. اما طی سالیان متمادی اقدام به اجرای طرح و انجام تعهدات خود نمی نماید. در عین حال، با توجه به جاذبه توریستی منطقه و سودهای کلان موجود در ساخت و ساز در عرصه های جنگلی و ساحلی و جلگه ای، با اعمال نفوذ در سازمان جنگل ها و مراتع کشور، خواستار تغییر کاربری عرصه تحت تملک از جنگل کاری به طرح تلفیقی جنگل کاری- مسکونی می گردد تا با انجام تفکیک و ساخت و ساز در اراضی مذکور، از سرمایه های ملی حداکثر سوءاستفاده را بنماید. در نهایت شرکت مزبوردر سال ۱۳۷۵ موفق به اخذ مجوز مربوطه از اداره کل منابع طبیعی منطقه نوشهر نیز، می گردد.25

در موردی دیگر، در سال ۱۳۸۶ به دستور اسکندری وزیر وقت وزارت جهاد کشاورزی و پی گیری ها و فشارهای شخصی به نام سردار عبداللهی از استانداری استان گیلان، ۱۲۰ هکتار از جنگل های باستانی شمال کشور در منطقه سراوان رشت، تخریب شد. اسدی مدیر کل حفاظت سازمان جنگل ها در مورد علت تخریب جنگل های سراوان گفته بود: ”رییس جمهور در جریان سفر اخیر خود به استان گیلان، مصوبه ای برای توسعه شهرک صنعتی رشت و به طور کلی ورود صنایع به استان گیلان داشت و در پی آن، درخواست واگذاری ۱۲۰ هکتار از جنگل های سراوان مطرح شد و چون استانداری مرتبا فشار می آورد، سازمان موضوع را به وزارتخانه محول کرد تا وزیر تصمیم بگیرد…تخریب های چند روز گذشته، فاقد توجیه فنی و قانونی است. ” 26

    همچنین مجلس رﮋیم که متشکل از تعدادی جنایتکار و دزد و کارچاق کن است، مدتی پیشتر طرحی را در دست بررسی داشت که به موجب آن، واگذاری اراضی جنگل های شمال در قطعات یک هکتاری به صورت اجاره های ۹۹ ساله، به افراد، بلامانع باشد. بر اساس این طرح، سازمان جنگل ها و مراتع کشور و وزارت جهاد کشاورزی موظف به واگذاری اراضی ملی در مناطق خارج از عرصه های جنگلی تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا در قطعات ۲ هکتاری به صورت اجاره ۹۹ ساله به متقاضیان می شدند. این طرح، ”طرح افزایش بهره وری بخش کشاورزی”  نام داشت. اما در ماده ۸ آن، ساخت ویلا هم در اراضی واگذاری، مجاز شمرده شده بود. این طرح به اعتقاد کارشناسان قبل از هر چیز یادآور واقعه تلخ ”واگذاری جنگل های شمال در قطعات ۲ تا ۳۵ هکتاری” در سال های قبل از ۵۷ و نیز طرح ویرانگر”طوبی” در دهه ۷۰ بوده است. کاظم نصرتی رییس جامعه جنگلبانی کشور در این مورد گفته بود که ماده ۸ این طرح، چوب حراج به همه اراضی ملی و حتی جنگل های شمال زده است که اگر تصویب شود، باید فاتحه منابع طبیعی ایران را برای همیشه خواند. 27 در حالی که انتقادات فراوانی به طرح مذکور وارد می شود، طرح در نیمه دوم مهر برای تصویب جزییات به صحن علنی می رود. 28 و نکته آخر این که عباس رجایی رییس کمیسیون کشاورزی مجلس گفته: ”طرح افزایش بهره وری، قانونی بسیار مترقی است.”29

6- قطع درختان جنگلی به منظور عبور خطوط انتقال نفت و گاز: از جمله دلایل کاهش سطح جنگل ها در ایران، قطع درختان جنگلی و تخریب جنگل به منظور عبور خطوط انتقال نفت و گاز است که گاه توسط دستگاه های ذیربط به طور خودسرانه و گاه با موافقت سازمان های مسئول حفظ و حراست جنگل و منابع طبیعی صورت     می گیرد. از جمله رخدادهای اخیر مربوط به این امر، قطع ۱۰ هزار درخت بلوط در منطقه حفاظت شده دنا در روزهای ۷ و ۸ مهرماه سال ۱۳۸۸ می باشد. بدین صورت که کارگران خط انتقال گاز از عسلویه به مناطق شمال و شمال غرب کشور، در طول دو روز، از چهارشنبه ۷/۷/۱۳۸۸ تا پنج شنبه ۸/۷/۱۳۸۸ ، بیش از ۱۰ هزار اصله درخت کهنسال بلوط را در حوزه ״سینه نمک״ در منطقه حفاظت شده دنا، برای انتقال این خط لوله گاز قطع کرده اند. وسعت تخریب جنگل ها در منطقه حفاظت شده دنا نزدیک به ۳ کیلومتر با عرض ۲۸ متر عنوان شده و پیش بینی کارشناسان این است که اگر ممانعتی از سوی محیط بانان صورت نمی گرفت، این تخریب تا مرز ۱۰۰ هزار درخت تا پایان مسیر پیش می رفته است. دکتر اسماعیل کهرم کارشناس حیاط وحش کشور در این رابطه اظهار داشت که: ”قطع ۱۰ هزار درخت بلوط در منطقه حفاظت شده دنا، زیستگاه سنجاب ایرانی را به شدت در معرض خطر قرار می دهد و به چرخه حیوانات در این مناطق آسیب می رساند. ”29

در مجموع اقدامات و فعالیت های رﮋیم تغییرات منفی شدیدی را از نظر کمی و نیز کیفی در جنگل های ایران باعث شده است. از دیدگاه آماری، سازمان خواروباروکشاورزی ملل متحد یا فائو(F.A.O)   سطح جنگل های ایران را در سال  ،۱۳۵۶ ۲۱ میلیون هکتار اعلام کرد30. سپس، همین سازمان سطح کل جنگل های کشور را در سال  ،۱۳۸۴  ۳/۷ میلیون هکتار و در سال ۱۳۷۹، ۲۹۹/۷ میلیون هکتار و در همان سال ۷۹، سطح جنگل های طبیعی کشور را، ۰۱۵/۵ میلیون هکتار اعلام نموده است. این سازمان همچنین اعلام داشت که تغییر سطح جنگل ها در ایران در سال ۲۰۰۰ نسبت به سال ۱۹۹۰ روند منفی داشته و طی این دوره ۱۱ درصد کاهش سطح داشته است. 31

مـــــنابـــــــــع:

1- حزب کمونیست ایران (مارکسیست –لنینیست – مائوئیست):»میراث باطراوت جنبش نوین کمونیستی ایران راگرامی داریم «(بیانیه حزب به مناسبت بیست وهفتمین سالگرد قیام مسلحانه سربداران درآمل )،5/11/1387

2- حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست ):» پرنده نوپرواز»، آلمان، 1383

3- احمد يغما: حزب رنجبران وجنگل‏های شمال –وبلاگ AhmadYaghma.blogfa

4- سایت تریبون چپ :» کمونیست ها وجنگ انقلابی «11/8/1386

5- سایت 19 بهمن – زندگی نامه محمدحرمتی پور

۶-  شباهنگ راد: جنگل خی پوست مازندران غرق در خون شد – سايت تبرستان -۱۳۸۷/۱/۳

7- سایت سازمان مجاهدین خلق ایران : یادشهیدان ،لیست شهیدان ، مجاهدخلق نظام الدین عنقایی

8- داريوش بيات: سايت سازمان جنگل‏ها، مراتع و آبخيزداری كشور- ۱۳۸۶/۱۱/۱۷

9- يوسف گرجی بحری: آسيب شناسی طرح خروج دام از جنگل‏های شمال -سايت jangalhayeshomal

10- سايت marta83

11- سايت خبرگزاری  جمهوری اسلامی – ۱۳۸۸/۸/۴

12- آسيب‏شناسی طرح خروج دام از جنگل‏های شمال – سايت jangalhayeshomal

13- سايت ديده‏بان محيط ‏زيست ايران – ۱۳۸۶/۵/۳۰

14- بيژن روحانی: چشم‏انداز محيط ‏زيست ايران در سه سال گذشته – سايت راديو زمانه – ۱۳۸۸/۱/۱۳

۱5- روزنامه همدان پيام – شماره ۷۵۰ – دوشنبه ۱۳۸۸/۶/۹

۱6- خبرگزاری جمهوری اسلامی – ۱۳۸۸/۶/۱۵

۱7- سايت خبرگزاری مستقل محيط ‏زيست ايران – ۱۳۸۸/۷/۲۷

۱8- سايت آزادی انديشه ۳، به نقل از آژانس ايران خبر-۷/ جولای /۲۰۰۹

۱9-  خبرگزاری مستقل محيط ‏زيست ايران-۱۳۸۸/۱/۱۶

20- روزنامه ايران: يك جنگل هزار آرزو – دوشنبه ۱۳۸۸/۴/۲۳

21- عباس پاليزدار: نقش روحانيان در مفاسد اقتصادی – سايت balatar.wordpress.com

22- الهه موسوی: روزنامه اعتماد ملی – شماره ۱۷۲۷ – ۱۳۸۷/۴/۳۰

23- محسن ظهوری: جاده ابر با نظر محيط ‏زيست از ميان جنگل می گذرد – سايت سرود كوهستان – ۱۳۸۷/۲/۹

24- سايت farsnama به نقل از ايرنا -۱۳۸۷/۸/۲۵

25- شهداد امين آزاد – سايت  ettelaat.net 

۲6- سايت ديده ‏بان محيط زيست ايران به نقل از روزنامه هم ميهن –  ۱۳۸۶/۳/۳

۲7- مژگان جمشيدی: روزنامه اعتماد ملی – شماره ۸۵۲ – ۱۳۸۷/۱۱/۱۵

۲8- خبرگزاری كشاورزی ايران (ايانا) – ۱۳۸۸/۷/۸

۲9- خبرگزاری كشاورزی ايران (ايانا) -۱۳۸۸/۷/۱۳

30- سايت خبرگزاری مستقل محيط ‏زيست ايران

31- سايت سازمان خواربار و كشاورزی ملل متحد (FAO)

——————————————————-

این مقاله در نشانی های زیر منتشر شد:

*  سایت تبرستان:

 http://www.tabarestan.info/neveshteh/6Ayande_angize_jangal.pdf

* نشریه دانشجویی بذر – شماره 48 (اردیبهشت 1389): 

http://www.iran-archive.com/bazr/bazr/bazr48.pdf

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: