زخمی هميشه تازه!

زخمی هميشه تازه!        sarbedaran.org/archives/etelaiye1/koshtar1.htm

به مناسبت هيجدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی در سال 67

هيجده سال پيش در چنين روزهايی در  فاصله ای کمتر از يک ماه به فتوای خمينی چندين هزار زندانی سياسی و عقيدتی مخالف حکومت اسلامی از  مرد و زن ، در محاکماتی ۲ تا ۳ دقيقه ای در پشت ديوارهای زندان قتل عام کردند و در تاريکی شبهای مرداد و شهريور 67، بی نام و نشان، در گورهای دسته جمعی دفنشان کردند.

كشتار در فردای آتش بس در جنگ ايران و عراق صورت گرفت. جانباختگان قتل عام 1367 از صف كارگران مبارز بودند؛ از رسته پيشمرگان؛ زنان آزاديخواه؛ و دانش آموزان و دانشجويان و روشنفكرانی كه راه دگرگون كردن جامعه مبتنی بر ستم و استثمار، راه خدمت به خلق را در پيش گرفته بودند. اينان نه فقط برای حقوق خود، که برای رهائی تمام انسان ها به ميدان مبارزه سياسی گام نهادند. نفرت مردم  ستيزان در قدرت که به صورت شکنجه وحشيانه اين انقلابيون در بند بروز يافت، نه قادر شد آنها را در هم بشکند و نه قادر شد از فراگير شدن پيام شان ممانعت کند. سنت شکنی و شجاعت اين مبارزان انقلابی  در مبارزه برای اهداف خود، پايه گذار جنبش های مردمی  گوناگونی است که امروزه از مولفه های مهم بی ثباتی جمهوری اسلامی است.

 پايداری آنها در زير شكنجه های تكان دهنده، ناتوانی و عجز سياسی و ايدئولوژيك رژيم را به نمايش می گذاشت و اطمينان راسخ اين قهرمانان به نابودی جمهوری اسلامی و پيروزی توده های مردم را به تصوير می كشيد. آنان سرمشق درخشانی از آرمان خواهي، سازش ناپذيری و شجاعت برای آيندگان به جای گذاشتند. برای همين سخن گفتن از ايده ها و از مبارزات اين زندانيان قتل عام شده را قدغن کردند.

سكوت موذيانه حكومت ها و رسانه های امپرياليستی در مورد كشتار زندانيان بسيار گويا بود. مناسبات سلطه و استثمار، چرخه چپاول و وابستگي، بايد دوباره به راه می افتاد، و اين با وجود مبارزينی که کمر به تعميق انقلاب و بر هم زدن بساط ظلم بسته بودند، ممکن نبود. آنها خشنود بودند از اينكه جمهوری اسلامی حاضر است برای نشان دادن «اقتدار» و «برقراری امنيت» دست به هر جنايت و رذالتی بزند؛ خوشحال بودند از اينكه رژيم، زندانيان مبارز را از سر راه بر می دارد؛ زيرا اعتقاد داشتند در يك محيط «امن» و فارغ از اعتراض و مقاومت سياسي، راحت تر می توان چنگالهای سلطه و غارت امپرياليستی را بر ايران محكم كرد.

قتل عام 1367 فقط اين عزيزان را آماج قرار نداده بود؛ اين تضاد آشتی ناپذير جمهوری اسلامی با توده های خلق بود كه در آن كشتار تكان دهنده، فشرده شد. در جريان انقلاب 1357، كارگران و دهقانان، زنان، و ساير اقشار مردم شوراها و ديگر تشكلات توده ای و انقلابی خود را به وجود آوردند؛ ديوارهای سانسور و استبداد را درهم كوبيدند؛ آزادانه زبان گشودند و ابراز عقيده كردند، گرد هم آمدند و احزاب و نهادهای انقلابی خويش را تشكيل دادند. اما جمهوری اسلامی همه اينها را يكی پس از ديگری لگد مال و سركوب كرد. شکنجه گاه ها و جوخه های اعدام دوباره به راه افتاد و زندان های رژيم مسلخ بهترين دختران و پسران خلق شد. بدينگونه رژيم به عبث کوشيد رويای رهائی را از ذهن مردم بزدايد. جمهوری اسلامی در سرکوب و کشتار انقلابيون تا حدودی موفق شد چون ارتش و نيروهای نظامی خود را داشت، اما خلق دارای ارتش خويش نبود.

نسل جديد بايد بداند که اين هزاران نفر، اين بهترين های جامعه ما، بسادگی می توانستند جان سالم بدر برند بشرطی که به خواستهای پليد رژيم منفور اسلامی گردن می گذارند، به آرمان های خود پشت پا ميزدند و يا رفقايشان را لو ميدادند و  به مداح و خدمت گذار آمرين اين حکومت ننگين تبديل می شدند. اما آنها «به ريش جادوگر آب دهن پرتاب» کردند و بجای فروختن آينده ی خلق بر طناب مرگ بوسه زدند. آيا اين همه انقلابی گری و آرمان خواهی  آنان ذخيره بزرگ و تهی ناشدنی ما برای پيمودن راه دشوار و پر پيچ انقلاب نيست؟ آيان می توان برای بزرگی اين ذخيره اندازه  و قيمتی گذاشت؟

در اين ميان آنچه چشمگير است تلاش رهبران حکومت اسلامی در لاپوشانی جنايت هولناک سال ۶۷ است.  آمران و عاملان کشتار 67 کوشيدند اين واقعه را از حافظه جامعه پاک کنند.اما فاجعه کشتار بزرگ سال ۶۷ افشا شد؛ فاجعه ای هولناک که نبايد اجازه داد فراموشی به آن نزديک شود. هر خلقی به حافظه ی تاريخی اش زنده است.

حمله پاسداران و اطلاعاتی ها به تجمع خانواده های زندانيان سياسی و کندن سنگهايی که خانواده ها گذاشته بودند، تلاش مزبوحانه ای بود برای جلوگيری از رشد روندی که می رفت که خاوران را به ميعاد گاه آزاديخواهان تبديل کند که پيام مرگ جمهوری اسلامی را در دل خودش داشته باشد. ولی تمام سرکوبها به تجمعات با مقاومت و ايستادگی مردم با شکست مواجه شد و خاوران به ميعادگاه عاشقان تبديل شد. گلزار خاوران به قله رفيعی تبديل شد که انگشت اشاره تمام آزاديخواهان برای نشان دادن، ايستادگی و پايداری و وفاداری به منافع مردم و همچنين دنائت و پستی و سبعت جمهوری اسلامی بسوی آن نشانه رفته است. برای همين رژيم اسلامی به فکر توطئه و دسيسه ديگری افتاد و تحت لوای تبديل خاوران به گورستان عمومی قصد دارد اين سند جنايتش را پاک کند. ولی خاوران از بين رفتنی نيست چون خاوران سند جنايت عظيمی عليه بشريت و سند سبعيت و وحشيگری رژيم است.

خاوران از بين رفتنی نيست، چون زير خاک خاوران صدای فرياد هزاران کودک گرسنه خيابانی است، صدای فرياد ميليونها زنی است که زير احکام اسلامی خرد ميشوند، صدای فرياد کارگرانی است که زير چرخ دنده های کارخانه روزانه له می شوند. صدای فرياد يک مردم بپاخواسته عليه تمام قدرتهای امپرياليستی ست صدای فرياد ميليونها انسانی است که انقلابشان دزديده شده است. پژواک فرياد مردم و خواسته های بر حق آنهاست خواسته هايی که برايش رژيم سلطنت را سرنگون کردند. دفاع مردم از خاوران، دفاع از انقلاب سرخ خودشان، دفاع از خواسته های خودشان است. برای همين مردم از خاوران مراقبت ميکنند و اجازه نخواهند داد تا به گوهران نهفته در دل آن دستيازی بشود. همانطور که در پيام خانواده جانباختگان و زندانيان سياسی سابق حزب مابه سمينار سال گذشته در کلن آمد :»بايد بدانيم كه رسيدن به حساب جنايتهای جمهوری اسلامی در مورد زندانيان سياسی و جانباختگان خلق برای انتقام كشی نيست. حسابرسی به جنايات را نمی توان مترادف با انتقام كشی دانست، بلكه عين عدالت طلبی است. برای اينكه مبارزه برای ريشه كن كردن هر گونه ستم و استثمار و بی عدالتی را پر خروش كنيم بايد توده های مردم را از جنايات جمهوری اسلامی عليه زندانيان سياسی آگاه كنيم و بحساب خون هائی كه ريخته شد برسيم. اين زخمی هميشه تازه است.

………………….

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: