يادي از كشتاري به نام «انقلاب فرهنگي» سال ۱۳۵۹ در ايران

 

يادي از كشتاري به نام «انقلاب فرهنگي» سال ۱۳۵۹ در ايران

كيومرث سنجري                               11اردیبهشت 1389

دول غرب بعد از اينکه متوجه شدند شاه نمي تواند انقلاب مردم را سرکوب کند و آنان را به خانه بفرستد، از ميان آلترناتيو هاي موجود خميني را که مي توانست در مقابل رشد چپ و آزاديخواهي در ايران و منطقه بايستد و در راس جنبش اسلامي داراي پتانسيل بالايي براي سرکوب انقلاب و آزاديخواهي بود را انتخاب کردند. خميني را بالاخره از نجف به پاريس منتقل كرده و ميلياردها دلار هزينه كردند كه تا اينكه بتوانند آقاي خميني را به انقلاب ايران بفروشند. دول غربي بر اين امر آگاه بودند كه رژيم خميني اين ظرفيت ضد انقلابي و ضد كمونيستي را دارد تا اينكه رسالتي كه شاه نتوانست انجام دهد و انقلاب ايران را مهار كند، رژيم خميني به نام انقلاب، انقلاب ايران را به خاك و خون و سيه روزي بكشاند و با موفقيت به انجام برساند. طوري سركوب كند كه جنبش توان اين را نداشته تا ٣٠ سال بعد سر بلند كند. كه عملا اينگونه شده است. به قدرت رسيدن خميني خلق الساعه نبود و عملا محصول جنگ سرد در دنياي آن روز بود. خميني به كمك يك جنبش ملي ـ اسلامي انقلاب ايران را سركوب كرد. رژيم خميني يكي پس از ديگري دستاوردهاي انقلاب را پس گرفت و آن مقاومت و ايستادگي، جانفشاني که از طرف تودۀ مردم به فراواني مشاهده ميشد به سرکوبي خونين دست زد. جريانات جبهه ملي و حزب توده و بخشي از فدائيان خلق، دوشادوش جريان خميني قرار داشتند و عملا خميني را بعنوان يك جريان ضدامپرياليست قلمداد كرده و حمايت بيدريغ خود را از او ابراز نمودند. عملا به چشم مردم و قيام شكوهمند ايران خاك پاشيدند و مقاومت و توازن قوا را به ضرر مردم تضعيف نمودند.

در جامعه به سرعت قطب بندي اي بين چپ و راست به وجود امد. يک طرف جريانات سازشكار و تسليم طلب و دنبالچه رژيم در طرف ديگر جريانات چپ و راديكال كه مقاومت و ايستادگي را در مقابل رژيم سازمان مي دادند.

بعد از قيام سال ۵۷ دانشگاه به محل تجمعات و فعاليت جريانات سياسي تبديل گرديد، بطوريكه بسياري از اين جريانات دفاتري را در دانشگاه بنا نمودند و روزانه هزاران نفر به اين دفاتر رجوع نموده و با كتب و اعلاميه هاي مختلف گروه هاي سياسي آشنا مي شدند. در آن محيط آزادي انديشه و بيان و عقايد سياسي رايج گرديد. دانشگاه محل داغترين بحثها و تبادل نظر و گسترش عقايد چپ و گسترش افكار سوسياليستي بود.

رژيم كه تاب و تحمل اين اوضاع و شرايط انقلابي را نداشت، طرح انقلاب فرهنگي در جامعه را به سردمداري مزدوران جنايتكار رژيم، از جمله دكتر عبدالكريم سروش، سه روز مهلت داده شد كه دفاتر جريانات سياسي بسته شود و طرح پاكسازي دانشجويان و استادان را در دستور قرار دادند و سپس با حمله وحشيانه به دانشگاه خون پاشيدند. و دانشگاه را بيش از ۳۰ ماه به تعطيلي كشاندند. تا قبل از حمله به دانشگاهها صدها سند جنايت رژيم جمهوري اسلامي در حافظه تاريخ به ثبت رسيده است. جناب آقاي دكتر ابولقاسم بني صدر معرف حضور همگان است كه با فرمان جهاد آقاي خميني و لشكركشي و جهاد به كردستان ,عنوان كرد پوتين خود را از پا بيرون در نمي آورد تا اينكه غائله كردستان به پايان رسد. تابستان ۱۳۵۸ تاريخ فراموش نشدني رژيم خميني هزاران تن بمب از هوا و زمين بر سر مردم بي دفاع كردستان سرازير نمود و همينطور قتل و عام مردم تركمن صحرا. قارنا و قلاتان ….

رژيم  صد هزار اعدام، دستاوردهاي انقلاب را گام به گام يكي پس از ديگري پس گرفت ولي در مقابل آن مقاومت و ايستادگي و جانفشاني هاي فراواني از طرف انجام گرفت.

به فرمان خميني اكنون نوبت حمله به دانشگاه فرا مي رسيد.

در حمله به دانشگاه اهواز چه گذشت؟

مردم جنوب سرزمين نفت و ثروت را مي توان به جرأت گفت اکثرا چپ و مخالف حكومت جمهوري اسلامي بودند. بنابه سوابق تاريخي و مبارزاتي، رژيم مذهبي را تحمل نمي كردند. از اينروي رژيم هم مردم را ضد انقلاب و عوامل خارجي قلمداد ميكرد. تدارك حمله به دانشگاه اهواز از نماز جمعه در محل دانشگاه توسط امام جمعه اهواز، آيت الله جنتي با كمك گله حزب الله از شهرستان ها و روستاهاي مخلتف با اسلحه، چوب و سنگ، چماق و قمه و زنجير به دانشگاه سرايز گرديد. و قبل از آن يك تيربار بر سر بام يك دانشكده نصب شده بود و رگبار آتش گلوله به طرف دانشجويان سرايز گرديد. و دهها نفر تير خورده و زخمي شدند. و دهها نفر بوسيله چاقو و قمه زخمي شدند. تمام محوطه دانشگاه گلوله باران گرديده و يك جنگ نابرابر را بر دانشجويان تحميل كرده و افراد بسياري كه در آن محوطه بودند محاصره و دستگير شده و بوسيله اتوبوسهاي تعيين شده تمامي را به چندين محل مختلف عمومي و سالنهاي بزرگي در مركز شهر منتقل نمودند. از جمله شهرداري اهواز، در يكي از سالنهاي فرمانداري يا شهرداري شهر بيش از ۵٠٠ تن از دانشجويان بازداشت بودند كه از جمله دكتر نريموسا، دكتر محبوب شهر كه در يك محله فقيرنشين شهر اهواز مطب داشت و اغلب مريضهائي كه فقير بودند. دكتر مريضهاي خود را مجاني معاينه نموده و از آنان پولي دريافت نمي نمود. رژيم بسياري از اين دانشجويان را به محل هاي ديگري از جمله زندانهاي انفرادي، يا جوخه هاي اعدام روانه نمود. و تعدادي از دختران دانشجو را مورد تجاوز جنسي قرار داده و از پل هوايي اهواز به رودخانه پرتاب نمودند كه جسد تعدادي از دانشجويان پس از چند روزي از آب گرفته شد.

خانواده ها و مردم شهر به سراغ فرزندان خود در مقابل محل نگهداري آنان تجمع نمودند و خواهان آزادي دانشجويان و جوانان دستگير شده بودند و همينطور در داخل سالن دانشجويان براي آزادي خود بسيار تلاش مينمودند. سرود مي خواندند و شعار مي دادند: «اين است آزادي ما، گلوله بر سينه ما» كه رگبار ژ ـ ٣ از چند قدمي بر بازداشت شده گان داخل سالن شليك شد و تعدادي در سالن كشته و دهها نفر در سالن زخمي شدند. دايناسورها فرياد مي زدند: شما تمامي ضدانقلاب هستيد و بايست تمامي اعدام شويد. رژيم انسانهاي بسياري را در اين سالن به خاك و خون كشيد. و بايد سئوال كرد مگر جرم اين انسانهاي نازنين چه بوده است؟

چه كساني در اين جنايت هولناك دست داشتند؟

قطعا سرمدار اين جنايت مشخص آيت الله خميني بود و سران حزب جمهوري اسلامي (بهشتي، رفسنجاني، خامنه اي …)

ستاد انقلاب فرهنگي به رهبري دكتر عبدالكريم سروش در تهران انجمن اسلامي  دانشگاه علم و صنعت به مديريت آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي مسئول پاكسازي دانشجويان و اساتيد دانشگاه.

كشته شدگان دانشگاه اهواز برگرفته از نوشته ارژنگ سپاسي (نشريه جوانان كمونيست شماره ٣٩٨)

غلام سعيدي، فرزانه رضواني، جبرائيل هاشمي، حميد درخشان، طاهره حياتي (دانش آموز ١٤ ساله كه در مقابل دانشكده علوم با قمه كشته مي شود.)، سعيد مكوند، محمد عزيز پور، مهناز متعمدي، مهدي علوي شوشتري، احسان الله آبفشاني، احمد مؤذني، فارغ التحصيل دانشگاه اهواز به همراه مسعود دانيالي ديپلمه بيكار از فعالين پيكار.

دكتر نريمسا پزشك درمانگاه حصير آباد اهواز (پيشگام)

مسعود ربيعي دانشجوي فوق ليسانس علوم تربيتي

غلامحسين صالحي، دانشجوي علوم كامپيوتر، اسدالله خرمي، دانشجوي دانشكده علوم تربيتي به جرم شركت در درگيري ها چند ساعته محكوم شده و تيرباران شدند.

اين سركوب سراسري در اغلب دانشگاههاي ايران بود. فكر نمي كنم دول غربي «مهد آزادي و دمكراسي» در مقابل اين کشتار وحشيانه حتي كوچكترين واکنشي از خود نشان دادند و يا حتي اين همه كشتار و جنايت در سراسر ايران در جرايد عمومي خود منعكس كرده باشند.

سركوب جنبش هاي مترقي و آزاديخواه بخشي از سياست دول غرب بود كه توسط رژيم خميني انجام گرفت از اينروي به اين همه بمبارانها و كشتارها هيچگونه اعتراضي نداشته و عملا در مقابل آن سكوت اختيار كردند.

نسل جديد امروز خيلي پيشروتر و شفاف تر و آگاه تر از نسل گذشته است. امروز يك جريان سياسي قدرتمند همانند حزب كمونيست كارگري ايران در جامعه وجود دارد كه که خواهان سرنگوني اوباش اسلامي حاکم بر ايران و برقراري يک حکومت انساني است و امروز تلويزيون كانال جديد را دارد كه مطالبات و خواست ميليون ها انسان را در ايرن نمايندگي مي کند: آزادي و برابري و حکومتي مبتني بر انسان و حقوق انساني. همچنين در جنبش هاي اجتماعي داخل و خارج فعالانه شركت نموده و از مردم آزاديخواه مي خواهد كه به حزب بپيوندند، تا اينكه هر چه شر اين بختک اسلامي از سر مردم ايران و جهان کم شود و درب زندانها را شكسته و زندانيان سياسي آزاد شوند و سران اين حكومت منفور در مجامع بين المللي محا کمه شوند.

بايد به حزب كمونيست كارگري ايران پيوست تا اينكه انسانيت به جامعه بازگردانده شود.  تا اينكه  بتوان خوشبختي، رفاه، آزادي، برابري و سوسياليسم را برقرار نمود.

زنده باد ياد جانباختگان راه سوسياليسم

زنده باد انقلاب      ٢٢ آوريل ٢۰۱۰

www.cyoiran.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: