توجه به تاریخ

م .م (آینده)

ayandeh.3000@yahoo.com 

در روزهای پیشین، نوشته ای باعنوان «لنین و چه باید کرد » از » برهان عظیمی « منتشر شد *. در پی آن ، دوستی در فیس بوک نوشت: » دوست عزیز این حرف رو لنین حداقل صد سال پیش زده و اگه قرار باشه که ما برگردیم حرف صد سال پیش یک نفر رو الگوی خود قرار بدیم که یعنی صد سال عمر بشریت فقط در جا زدن بوده و هیچ پیشرفتی تو این صد سال نبوده به نظر من اینها تئوریهای بدی نیست ولی شما دوستان با این حرف ها خود را از بطن جامعه جدا می کنید.»

با این که من نویسنده نوشته مورد اشاره نبودم  و همچنین در قسمت «در باره من» در وبلاگم اشاره کرده ام که انتشار نوشته های دیگران الزاما به معنای موافقت با آن نوشته ها نیست اما در این رابطه ذکر نکاتی را خالی از فایده نمی بینم .

به نظر من هدف نویسنده این نوشته( برهان عظیمی)، توجه دادن به خطری است که احتمال بروز آن در جریان مبارزات آزادی خواهانه مردم وجود دارد. توجه دادن به تاریخ و اعتنا به تجربه های دیگرانی که هم به کار تئوریک و هم به کار عملی پرداخته اند و می توان از افکار و نوشته های آن ها برای پیشبرد مبارزه استفاده کرد. این البته به معنای پذیرش بی چون و چرای گفته های آن ها نیست. و همان طور که دوست یاد شده در فیس بوک اشاره کرد، زمان یکی از فاکتور های مهم و قابل اعتنا در تحلیل ها وچمع بندی ها  است.

 از سویی، نقل گفته های یک فرد، الزاما به معنای الگو قرار دادن او نیست.ممکن است در گفته های آدم هایی با دیدگاه های متفاوت، حرف های خوبی وجود داشته باشد که بتوان از آن ها بهره برد. نقل آن ها قطعاً به معنای الگو پذیری از گویندگان آن ها نیست.

 همچنین تاریخ نشان می دهد از جمله اقداماتی که انسان ها در مسیر پیشرفت و ترقی انجام دادند(و می دهند) جمع آوری اطلاعات  پیشینیان، بررسی آن ها ، جدا سازی درست از نادرست و به کارگیری دانسته های تایید شده،بوده است. بهره گیری از دانش پیشینیان به ویژه در زمینه مسایل تاریخی، امری طبیعی و رایج است . بنابراین، بیان گفته های یکصد سال پیش یک فرد و استناد بدان، در جازدن به حساب نمی آید بلکه استفاده منطقی از عقاید و دیدگاه های موجود و در دسترس برای جلوگیری از بروز اشتباه است.

  با گفته دوست فیس بوکی موافقم که باید در بطن جامعه بود اما در عین حال نباید از تلاش برای ارتقای آگاهی جامعه غافل شد. بایستی نظرات و افکار خود را – به دور از جنجال و بی احترامی – بیان کنیم، هر چند که بازتاب آن سبب بروز مخالفت هایی هم بشود.مروری بر انقلاب سال 1357 ایران نشان می دهد که فقط در بطن جامعه بودن کافی نیست .در اثر بی توجهی یا کم توجهی(اغلب نیرو های اجتماعی )به برخی واقعیات موجود و غافل شدن از کسب و انتشار آگاهی های لازم ، به رغم جانفشانی ها و قهرمانی های بسیار، فاجعه ای به بار آمد که آثار آن هنوزهم ادامه دارد….به هر حال ازآن دوست که نوشته را خواند و نظر خود را به دور از تعصب، ابراز نمود، سپاسگزارم .  

۱۵ فوریه ۲۰۱۱ -۲۶ بهمن ۱۳۸۹ 

****************************************************

* https://partov.wordpress.com/2011/02/02/siyasat-didgah-lenin-chebayadkard-borhan_azemi/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: