اصغر ارسنگ: آزار و قتل وبلاگ نویسان در جمهوری اسلامی

asghar_arsang-2

آزار و قتل وبلاگ نویسان در جمهوری اسلامی

اصغر ارسنگ

free.iran.2575@gmail.com

بیش از سه دهه است که رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی سایه مرگ و جهل را بر کشور ما گسترده است. با گذشت زمان رژیم جمهوری اسلامی ایران احساس کرد که گلوله و تازیانه به تنهایی نمی تواند در کشوری که مردمش با درک مصالح ملی خود به تکان آمده اند ضامن بقاء طولانی قدرتش باشد، به این جهت، در عین حفظ روش ترور و زندانی نمودن فعالین سیاسی و اعدام و کشتار آزادی خواهان و به طور کلی حاکم نمودن اختناق، اسلوب دیگر یعنی اسلوب فریب افکار عمومی و مانورها و عوام فریبی وسیع اجتماعی را شروع کرد و در مصاحبه های مطبوعاتی، عوامل رژیم جمهوری اسلامی مدعی شدند که در ایران هیچ زندانی سیاسی در زندانها وجود ندارد و ایران یکی از کشورهایی می باشد که ارکان دموکراسی در آن حکم می رانند.

حکومت ضدانسانی و غارتگر جمهوری اسلامی همانند نظام فاسد پهلوی، رژیمی دست نشانده و وابسته به امپریالیسم و حافظ امتیازات طبقاتی ملاکان و سرمایه داران دلال و ضد مردمی است. در کشور ایران که اسیر چنگال جمهوری اسلامی است، هنوز قانون کار و بیمه کارگران اجرا نمی شود، ساعت کار روزانه گاه به 10تا 12 ساعت ویا حتی دوشیفت کاری بالغ می گردد و در برخی مشاغل مانند آجر پزی و قالی بافی، هنوز سیستم قرون وسطائی اجیر کردن کارگران مرسوم است. حق داشتن سندیکاها و تشکل و حق اعتصاب عملا از کارگران سلب شده و کارگران در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند. آیا این جنایت نیست؟

رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی ایران مدعی است که می خواهد اصل عدم تمرکز را در ادارهِ امور کشور متداول نماید تا استان ها و شهرستان ها رشد اقتصادی خود را با سهولت بیشتری تامین کنند ولی در عمل با احاله اختیارات بسیار و عوامل خویش به استانداران و فرمانداران که دست نشانده و برگزیده رژیم هستند، راه احیا رژیم ساتراپی را طی می کند و بهیچوجه مسئله عدم تمرکز بر پایه عینی یعنی بر پایه تامین حقوق خلق های میهن ما در چار چوب ایران واحد و مستقل مطرح نیست.

 رژیم جمهوری اسلامی مدعی است که با فساد و رشوه خواری در دستگاه دولتی  مشغول مبارزه است ولی به اصطلاح محاکمات بزرگ در دادگاه های رژیم  جمهوری  اسلامی ایران  دروغ آمیز  بودن این دعوی را روشن می نماید. اولا بهانه مبارزه با فساد، بهانه ای در دست گروه های مختلف هیئت حاکمه برای تصفیه حساب های سیاسی و به قصد رقیب کوبی است. ثانیا محاکم دادگستری در این مورد همانند گرمابه های قضائی است که چرکین ترین چپاولگران اموال ملت را در آن تطهیر می کنند. رژیم دیکتاتور مدعی است که می خواهد دموکراسی را در ایران پایه گذاری کند تا  الگویی برای دیگر کشورها باشد ولی واقعیات نشان میدهد که این دروغ است و از دموکراسی و آزادی اثری نیست رژیم جمهوری اسلامی ایران مدعی است با اجرای نقشه های اقتصادی دراز مدت می خواهد در کشور ما صنعت و فن معاصر را پدید آورد این هم  دروغ آشکار است زیرا اولا نقشه ها بیشتر به هدف های سوق الجیشی امپریالیست ها و منافع آن ها خدمت می کند تا به رشد منظم اقتصاد ایران. ثانیا این نقشه ها عملا یا اجرا نمی شود یا فوق العاده بد و ناقص و به نحوی بی فایده و حتی مضر اجرا می گردد. نمونه این امر، سد هایی است که با صرف هزینه های هنگفت ساخته شد.

 مردم ایران پس از سرنگونی رژیم دیکتاتوری پهلوی خواستار استقرار کلیه موازین و آزادی های دموکراتیک  و برگزاری انتخابات واقعا آزاد، فعالیت آزادانه احزاب و جمعیت ها، آزادی مطبوعات، بستن درهای آهنین زندان بر روی فعالین سیاسی و دگر اندیشان، دادن امکان فعالیت اجتماعی به مردم و برقراری عدالت اجتماعی بودند، ولی رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی در طول سال های طولانی پس از سرنگونی رژیم پهلوی به روشنی نشان داده است که دشمن مردم و ضد هر گونه آزادی و برابری های اجتماعی و عدالت می باشد.

سردمداران رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی ایران هم فاقد حسن نیت اند و هم فاقد لیاقت. فاقد حسن نیت اند زیرا این عناصر جدا از خلق و دشمن خلق که به غارتگری و ستمگری و امتیاز طلبی و اطاعت چشم بسته و کورکورانه از امپریالیسم و تن پروری و مفت خوری خو گرفته اند نمی توانند منشاء اعمال پیشرفت و صلاح جامعه باشند و اما فاقد لیاقت اند زیرا حقایق و واقعیات متعددی نشان داده است که هیئت حاکمه مدیر و سازمانده بدی است. نگاهی به سه دهه عملکرد رژیم و کارنامه رهبران آن روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی جلاد و علی حسینی خامنه ای جنایتکار، گواه این گفته اند.

رژیم فاسد جمهوری اسلامی ایران یعنی بقاء سد مهمی در سر راه هر تحول بنیادی جامعه ما و لذا شرط تحول ژرف  در جامعه ایران و رهائی هر چه سریع تر ما از چنگال اهریمنی بردگی و فقر و جهل، همانا عبارتست از برافکندن رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی ایران  از طریق مبارزه قاطع و پیگیر انقلابی و استقرار حکومت مورد اعتماد مردم و اجراء تغییرات بنیادی در نظام اجتماعی و اقتصادی کشور برای رفع عقب ماندگی دیرینه میهن ما و ارتقاء سطح زندگی مادی و فرهنگی مردم.

برای نیل به این اهداف می بایستی با روشنگری، به افزایش آگاهی جامعه یاری رساند و مردم را علیه حکومت متحد نمود. در این مبارزه، نشر افکار از جمله از طریق وبلاگ نویسی یکی از ابزارهای بسیار مهم به شمار می رود و حکومت جمهوری اسلامی نیز که به اهمیت این مقوله پی برده است، با تعقیب و آزار و قتل وبلاگ نویسان روشنگر، به مقابله با وبلاگ نویسان برخاسته است. تعداد زیادی از وبلاگ نویسان زندانی و شکنجه شده اند و برخی نیز به قتل رسیده اند و این نوشته نیز نگاهی به بدین موضوع دارد.

وب‌نوشت یا وبلاگ که به آن تارنوشت یا تارنگار یا بلاگ هم می‌گویند، نوعی از صفحات اینترنتی است با محتوای شخصی که مطالب آن بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازه‌ترین رخداد به قدیم ارائه می‌گردد. نویسندهٔ وب‌نوشت، وب‌نویس یا تارنویس نامیده می‌شود و ممکن است بیش از یک نفر باشد. وب‌نویس به گزارش مداوم رویدادها، خاطرات، و یا عقاید یک شخص یا یک سازمان می‌پردازد. واحد مطالب در وب‌نوشت، پست است، در حالی که واحد مطالب دروبگاه صفحه می‌باشد. معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت می‌شود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وب‌نوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشته‌شدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وب‌نوشت بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وب‌نوشت همانند محتویات یک وب‌گاه معمولی در دسترس کاربران قرار می‌گیرد. در بیشتر موارد وب‌نوشت‌ها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشت‌ها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وب‌نوشت‌ها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر می‌دهند. واژهٔ وبلاگ اولین‌بار توسط یورن باگر استفاده شد که یک هم آمیزی از دو واژهٔ وب و لاگ است. واژهٔ لاگ، واژه‌ای‌ست از ریشه واژهٔ یونانی لوگاس که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتی ها به کار می‌رفته‌است. لاگ در زبان تخصصی رایانه به پرونده‌هایی گفته می‌شود که گزارش وقایع رخ‌داده در رایانه را ثبت می‌کنند. بلاگ نیز شکل کوتاه‌شده وبلاگ است.

نخستین وب‌نوشت دنیا SCRIPTING NEWS  متعلق به دیوید واینر بود. در آغاز سال ۱۹۹۹، ۲۳ وب‌نوشت در اینترنت وجود داشت و در عرض چند ماه تعداد آن‌ها به میلیون‌ها وب‌نوشت رسید که از نقاط مختلف جهان می‌نوشتند.

در ایران نخستین وب‌نوشت را سلمان جریری دانشجوی 23 ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ ایجاد کرد و موج وب‌نویسی در مهرماه 1380، توسط حسین درخشان روزنامه نگار مقیم تهران با انتشار مقاله ای با عنوان«چگونه در اقیانوس اطلاعاتی این روزها غرق نشویم» در مجله دنیای کامپیوتر در ایران آغاز شد.

نخستین وبلاگ فارسی زبان ایرانی، با سرور ارائه دهنده «بلاگ اسپات و دوماه پس از یازدهم سپتامبر 2001 راه اندازی شد. چندماه بعد، نخستین سرور ارائه دهنده فارسی زبان یعنی « پرشین بلاگ» راه اندازی شد. پس از آن که پرشین بلاگ با حدود نیم میلیون کاربر و 11 میلیون یادداشت، فضایی گسترده را برای وبلاگ نویسی فراهم کرد، دومین سرور ارائه دهنده فارسی «میهن بلاگ» هم متولد شد. پس از آن بلاگفا، بلاگ اسکای، پارسی بلاگ وبلاگ های زنده رود، بلاگ های ایران جوان، ریواس بلاگ، ام.جی.بلاگ و حقوقدان نیز به جمع خدمات دهنده های ایجاد وبلاگ پیوستند.

طبق اطلاعات مندرج در سایت بلاگ سنسوس در سال 2008 وبلاگ های فارسی در رتبه دهم زبان های وبلاگی رایج در جهان قرار دارند. وبلاگ‌نویسی در ایران تحت شرایط خاصی انجام می‌شود، زیرا دولت ایران دیدگاه های خاصی در این مورد دارد و کاربران اینترنتی را در وبلاگ نویسی محدود می‌کند. تا اکتبر سال ۲۰۰۵ میلادی تخمین زده می‌شد که از مجموع ۱۰۰ میلیون وبلاگ در گستره‌ی جهانی وب، بیش از ۷۰۰ هزار وبلاگ برای ایرانی‌ها باشد که بین ۴۰۰۰۰ تا ۱۱۰۰۰۰ این وبلاگ‌ها فعال هستند و به روز می‌شوند و اکثر این وبلاگ‌ها به زبان فارسی نوشته شده‌اند. وبلاگ هایی هم توسط ایرانی‌ها به زبان های دیگر از جمله انگلیسی نوشته شده است.هرچند اکثر این وبلاگ‌های خارجی زبان که توسط ایرانی ها نوشته شده است توسط افرادی نوشته می‌شود که در خارج از ایران در کشورهایی نظیر ژاپن،کانادا و مناطق اروپا و شمال امریکا و غیره زندگی می‌کنند. ایران با بیش از ۷۰۰۰۰۰ وبلاگ، بعد از آمریکا و چین سومین کشور وبلاگنویس در جهان بشمار می‌آید. زبان فارسی دومین زبان محبوب در وبلاگ نویسی بشمار می‌آید.

در این جا نگاهی به تعدادی وبلاگ نویسان ایرانی دارم که فعالیت آن ها در حوزه مسایل اجتماعی و یا سیاسی، به زندانی شدن و حتی مرگ آن ها انجامید:

امیدرضا میرصیافی  فعال فرهنگی و وبلاگ‌نویس ایرانی بود که توسط  بی دادگاه انقلاب رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی ایران  به اتهام توهین به جلادان روح الله خمینی و علی حسینی خامنه ای، به دو سال حبس محکوم گردید. وی به ‌دلیل مطالبی که در وبلاگ «روزنگار» (آرشیو بلاگ) منتشر ساخته بود، ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ دستگیر و پس از طی ۴۱ روز بازداشت، با وثیقه۱۰۰ میلیون تومانی آزاد گردید. وی درآبان همان سال از سوی دادگاه انقلاب به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه زندان و به اتهام توهین به رهبر قبلی و فعلی رژیم دیکتاتور  جمهوری اسلامی به دو سال حبس محکوم گردید. وی در ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی توسط مزدوران جنایت پیشه رژیم خونخوار جمهوری اسلامی ایران کشته شد. «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» علت درگذشت وی را «فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی» اعلام کردند. اندکی پیش از این نیز، مبارز «امیر حشمت ساران»، زندانی سیاسی دیگری، در زندان گوهردشت توسط جلادان رژیم جمهوری اسلامی کشته شده بود. سازمان گزارشگران بدون مرز یک هفته پس از درگذشت وی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد:

«بنا بر اطلاعاتی که ما بدست آورده‌ایم تناقضات و نشانه‌های اهمال‌کاری جدی میان اسناد رسمی «بازداشتگاه اوین» و «بیمارستان لقمان حکیم» و «پزشکی قانونی» در باره ساعت انتقال به بیمارستان و ساعت فوت وجود دارد … ما معتقدیم که گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی عقیده و بیان و گزارشگر ویژه در امور کشتارهای فراقضایی باید در اولین فرصت ممکن به ایران بروند تا درباره این پرونده تحقیق کنند.»

به گفته این سازمان، گزارش‌هایی، حاکی از قتل وی در زندان است. به گفته گزارشگران بدون مرز همچنین مقامات زندان درخواست کالبد شکافی را که از سوی وکیل او مطرح شده بود را رد کرده و جسدش را بالافاصله دفن کردند. برادر وی نیز وضعیت جسد او را اینگونه توصیف می‌کند:

«ما صبح فردایی که خبردار شدیم، رفتیم برای شناسایی جسد، من خودم جسد را دیدم، گوش سمت چپ خونریزی شدید داشت، بینی اش پر از لخته‌های خون بود، صورتش کبود بود، پشت کتف‌ها کبود بود و پشت کمر، و ظاهرا قسمت پشت گوش آن قسمت، جمجمه شکستگی هم داشته، طوری که آن ملافه‌ای که جسد را پیچیده بودند کاملا خونی شده بود قسمت زیر سر. بعد آنجا جسد را به ما تحویل دادند فرستادیم پزشکی قانونی کهریزک، چهار ساعت طول کشید، ظاهرا کالبد شکافی انجام شد به ما توضیح خاصی ندادند. یک فرمی به ما داده شد که داخلش توضیحاتی خواسته بودند از سوابق بیماری امید که ما همه را رد کردیم، ایشان نه بیمار بود نه معتاد بود و نه هیچی. بعدش یک قسمتی نوشته بود که آیا شما شکایتی دارید؟ من هم نوشتم که بله. البته افرادی آنجا بودند می‌گفتند که اگر بنویسید شکایت دارید جسد را ممکن است تحویل تان ندهند. من هم آنجا گفتم ما شکایت داریم، مسئولین زندان اوین مقصر هستند این قتل مشکوک است و باید پیگیری شود و امضا کردم. بعد از چهار ساعت جسد را برای تدفین به ما تحویل دادند موقعی هم که داشتند پیکر پاکش را شستشو می‌دادند هنوز گوشش داشت خونریزی می‌کرد. در حالی که اینها به ما گفته بودند که ایشان قرص خورده، فشارش افت کرده و در بیمارستان لقمان فوت کرده است.» از او به عنوان اولین و تنها وبلاگنویسی که در زندان اوین کشته شده است یاد می شود.

ستّار بهشتی (۱۳۵۶-۱۳۹۱) مبارز کارگر و وبلاگ‌نویس ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱  توسط جلادان پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام «اقدام علیه امنیّت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس بوک» بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود. در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و به همین علت درگذشت و درآرامگاه رباط کریم(محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، ستار بهشتی در ۱۳ آبان ماه فوت کرده‌است. عموی ستار بهشتی در گفتگو با سایت  سحام نیوز گفته‌ است: زمانی که از مسئولان، علّت مرگ را جویا شدند به آن‌ها گفته شد: «خفه شوید و به شما ربطی ندارد»

آرش هنرور شجاعی،  وبلاگ نویس منتقد ولایت فقیه ۶ آبان سال ۱۳۸۹ دستگیر شد و به اتهامات جاسوسی، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و هتک حیثیت مقام روحانیت به ۴ سال زندان، ۵۰ ضربه شلاق و۸۰۰ هزار تومان جریمه نقدی وخلع لباس روحانیت به صورت مادام العمر محکوم شد.

سید حسین رونقی ملکی مبارز و  فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران «ایران پروکسی» است و هم چنین دارای سابقه بازداشت و زندان می‌باشد .حسین رونقی با نام مستعاربابک خرمدین در ایران به وبلاگ نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است. در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ روزنامه‌کیهان با انتشار گزارشی در مورد وی، اتهامات سنگینی را متوجه این وبلاگ‌نویس کرد. در این گزارش وی متهم به اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با سازمان‌های خارج از کشور و پول گرفتن از آنان متهم شده بود.

وبلاگ گامرون با زبانی طنز و انتقادی، خرافات و مسائل دینی را به چالش می کشید و شایگان اسفندیاری، نویسنده آن وبلاگ، آزادی خواهی بسیار با استعداد و روشنفکر بوده که در حال حاضر در اسارت رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی می باشد.

محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) مبارز و آزادی خواه وبلاگ‌نویس زندانی در زندان رجایی شهر، روز پنج‌شنبه ۳۰ آذر در دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی غلام سرابی، به دلیل نوشته‌هایی که در وبلاگ خود به نام «گزارش به خاک ایران» منتشر کرده، محاکمه شد. محمدرضا پورشجری شهریور ۱۳۸۹ دستگیر شده و در این مدت اخبار مختلفی از سایت‌های حقوق‌بشری درباره وخامت حال او در زندان به دلیل شکنجه منتشر شده است.

روزبه میرابراهیمی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی است. میرابراهیمی همچنین در زمینه چندین پرونده مهم حقوق بشر، از جمله قتل خبرنگار و عکاس کانادایی – ایرانی(زهرا کاظمی) در سال 2003 فعال بوده است. او در سپتامبر سال 2004 بازداشت شد و 60 روز را نیز در سلول انفرادی به سر برد.

شهرام رفيع زاده، شاعر، روزنامه نگار، محقق و وبلاگنويس است. رفيع زاده زندگي حرفه اي خود را در سال 1372 آغاز نمود. پس از سال 1379، وي شروع به نگارش گزارشهاي سياسي نمود و با همراهي نيما تمدن، درباره ترورهاي سياسي در ايران كتابي را به رشته تحرير درآورد. پس از آن، وي درباره قتلهاي زنجيره‌اي انديشمندان ايراني توسط عوامل وزارت اطلاعات در اواخر دهه 1370، سه كتاب نوشت. رفيع زاده ظاهراً به دليل نوشتن مطلب براي دو سايت معروف اصلاح طلب، در 17 شهريور 1383 دستگير شد و به مدت 73 روز در سلول انفرادي در بازداشتگاهي ناشناخته كه توسط نهادهاي اطلاعاتي موازي اداره مي‌شد به سر برد. رفيع زاده در بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مجبور شد در يك جلسه اعتراف تلويزيوني ظاهر شود و به جرايم ناکرده اعتراف نمايد.

وحید اصغری(زاده ۱۳۶۵ در تهران) فعال سایبری، زندانی سیاسی و عقیدتی و دانشجوی مقطع کارشناسی انفورماتیک دانشگاه هند به اتهام مدیریت سایت‌های مخالف دین جهل و ظلم اسلام محکوم به اعدام شده است. حکم اعدام وحید اصغری در دی  ماه ۱۳۹۰ از سوی جنایتکار  قاضی صلواتی  در شعبه ۱۵بی دادگاه انقلاب اسلامی، صادر و به وی ابلاغ شد. او در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ زمانی که قصد داشت برای ارائه پایان‌نامه و فارغ التحصیلی‌اش به هند  بازگردد، درفرودگاه جلاد خمینی توسط مامورين مزدوران جلاد لباس شخصی سپاه پاسداران دستگیر شد.

در اسفند ماه ۱۳۸۷ شبکه سایبری جلادان سپاه پاسداران خبر بازداشت وحید اصغری و چند نفر دیگر را به اتهام مدیریت سایت‌های که مخالف  دین جهل و ظلم «اسلام» عنوان شده بود، اعلام کرد. وحید اصغری همراه دیگر متهمان پرونده در طول دوره‌بازداشت متحمل فشارهای جسمی ‌و روحی فراوانی شده و مجبور به اعترافات تلویزیونی علیه خود شده بود.

وحید اصغری در  ٢۵ آذر ماه ١٣٨٨ طی نامه‌ای به جنایتکار   قاضی صلواتی رئیس شعبه ١۵ دادگاه انقلاب اسلامی شرح کاملی از فشارها و شکنجه‌های متحمل شده را بیان کرده است. وی در بخشی از این نامه گفته بود:

«با چشم بند و دست بند مرا شدیدا به چوب بسته و به ـ حالت ـ کاسه سر و به سمت پائین آویزان کردند، با طناب و دستبند و شلاق و سیلی می زدند. ضربه زدن به شکم و پهلو با پنجه بوکس و گذاشتن چاقو زیر گلویم و روی رگ دستم و تهدید به قتل و تجاوز جنسی چند نفره به من، به زور هر چه می خواستند را تلقین می کردند و با وعده و اجبار از من اعتراف غیر واقعی و کذب و امضا و اثر انگشت و نوار مصاحبه ی ویدئویی جعلی، بارها گرفتند. در حالی که من فقط متهم بودم. حکم اعدام وحید اصغری در ۱۸دی  ماه ۱۳۹۰ از سوی جنایتکار   قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ بی دادگاه انقلاب اسلامی  صادر و به وی ابلاغ شد.

سعید ملکپور(زاده خرداد ۱۳۵۴) فعال سایبری و زندانی محکوم به جرائم سایبری(مستهجن نگار/پورنو گرافی)می باشد که از سوی دادگاه انقلاب محکوم به اعدام شده و در مهرماه ۱۳۸۷ در تهران دستگیر شد و از سوی ارتش سایبری رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی ایران به مدیریت سایت‌های پورنوگرافی فارسی‌زبان متهم شد. فعالیت تبلیغی علیه نظام ، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروه‌های معاند نظام و فساد فی الارض از جمله اتهاماتی بود که برای سعید ملک‌پور در نظر گرفته شد و در شعبه ۲۸بی دادگاه انقلاب اسلامی بابت آن حکم اعدام و هفت سال و نیم حبس صادر شد. محمود علیزاده طباطبایی وکالت اورا بر عهده دارد و در شعبه ۲۸ بی دادگاه انقلاب اسلامی توسط جنایتکار قاضی مقیسه ای محاکمه و به اعدام محکوم شد. این حکم جهت تایید به دیوان عالی کشور ارسال گردید. حکم اعدام سعید ملک‌پور در دی ماه ۱۳۹۰ در دیوان عالی کشور تأیید شداو می‌گوید از زمان بازداشت به مدت ۳۲۰ روز در حبس انفرادی، بدون ملاقات و بدون دسترسی به کتاب و روزنامه به سر برده و تنها یک جلد قرآن، یک مهر و یک بطری آب در اختیار داشته است و در تمام این مدت زیر فشار و شکنجه بوده است. پدر او در آخرین روزهای اسفند ۸۷ فوت می کند ولی او حدود ۴۰ روز بعد در یک تماس تلفنی ۵ دقیقه‌ای از این امر مطلع می‌شود و بازجو پس از مشاهده ضجه و زاری او در پای تلفن، به مسخره کردن او می‌پردازد و قهقهه سر می‌دهد. پنجاه و یک نفر از همبندی‌های سابق سعید ملک‌پور، در نامه‌ای اعلام کردند که: «اتهامات وارد به او در خور شخصیت او نیست و اعترافات او زیر شکنجه گرفته شده است.» آنها گفته اند: «سعید بارها و بارها در نزد ما گفته است که اعترافات او زیر شکنجه و فشارهای روحی و روانی و انفرادی‌های طولانی بوده و آثار شکنجه هنوز بر بدن او باقی است.» سعید ملک‌پور دراعترافات  تلویزیونی خود که از طریق سایت گرداب و خبرگزاری فارس نیز منتشر شد ادعا کرد در کانادا و با حمایت یک شرکت آمریکایی اقدام به تاسیس وب‌گاه‌های آویزون، ایران س… و ایکس‌پرشیا نموده است. او می‌گوید: وقتی از من خواستند که در مقابل دوربين از خريداری يک نرم‌افزار از انگلستان و قرار دادن آن روی وب‌سايت خودم صحبت کنم و بگویم در صورت بازديد اشخاص از اين سايت، اين نرم افزار بدون آگاهی وی بر روی کامپيوتر او نصب شده و پس از آن کنترل وب کم کامپيوترش حتی زمانی که کامپيوتر خاموش است به دست من می افتد و به اين ترتيب من از طريق اينترنت از اتاق خواب افراد فيلم تهيه می‌کردم، با اين که من به بازجوها گفتم، چنين چیزی از نظر فنی امکان‌پذير نيست، آنها پاسخ دادند کاری به اين کارها نداشته باش. اگرچه این حکم اعدام  سعید ملک پور تازگی لغو شده است.

مهدی علیزاده فخر آباد ۳۰ ساله، متاهل و اهل مشهد برای اولین بار در تابستان سال ۸۷ و پیروِ پروژه‌ی موسوم به مضلین بازداشت و مدت ۹ ماه را در بند ۲ الف زندان اوین گذراند و سپس به قید وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی برای دومین مرتبه و در تاریخ بیستم فروردین ماه سال ۹۰ دستگیر شد که  توسط  جنایتکار قاضی صلواتی، رئیس شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، این طنز نویس و فعال سایبری نیز به اعدام محکوم شد.

احمدرضا هاشمپور چهل ساله و دارای تحصیلات دکترا که از سال ۱۳۸۷در بازداشت به سر می‌برد پیش‌تر در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شده بود.

سایت «گرداب» وابسته به مرکز جرائم سازمان یافته جلادان اطلاعات سپاه پاسداران در فروردین ماه ۱۳۸۸ با انتشار اطلاعیه‌ای از احمدرضا هاشم‌پور به عنوان متهم ششم پرونده «مضلین ۳» یاد کرده بود. این پایگاه اینترنتی متعلق به  جانیان سپاه پاسداران، هاشم‌پور را «یکی از اعضا پایگاه‌های اینترنتی ضد دین و مستهجن‌نگار» معرفی کرده بود که مسئولیت سایت‌های «غیراخلاقی» را برعهده داشته است .بسیاری از متهمان پرونده‌هایی که توسط این سازمان و پایگاه اینترنتی بازداشت شده بودند، مجبور به اعترافات تلویزیونی علیه خود و همچین قبول اتهامات وارد شده در دادگاه شدند. همچنین برخی از متهمان این پرونده‌ها که به «مضلین» معروف شدند پس از ماه‌ها بازداشت با انتشار نامه‌هایی سرگشاده از شکنجه‌های طاقت‌فرسای خود در دوران بازداشت خبر داده بودند.

هانیه(شراه) فرشی ۳۸ ساله در شعبه بی دادگاه انقلاب تهران توسط جنایتکار  قاضی مقیسه به اتهام توهین به مقدسات و توهین به رهبری به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد هانیه فرشی بامداد ۲۷ تیرماه ۸۹ با هجوم نیروهای امنیتی به منزل‌اش در تبریز بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل شد. وی که دو ماه اول بازداشت خود را در سلول انفرادی گذراند.

فریدون صیّدی راد عضو باشگاه خبر نگاران جوان و صاحب وب‌لاگ انقلاب سبز ایراک و حامی‌مهدی کروبی در عاشورای سال ۱۳۸۹، در روز تشییع جنازه  منتظری در اراک دستگیر و به بند ۲ الف اوین مربوط به سپاه منتقل شد که در دادگاه بدوی، شعبه ۲۸ بی دادگاه انقلاب تهران به ریاست جنایتکار قاضی مقیسه به سه سال زندان محکوم شده بود، حکمش عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد. وی در مدت بازداشتش که از حق مرخصی محروم بوده است.

 قاضی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران فریدون صیدی راد را به اتهام «وبلاگ نویسی»، «شرکت در مراسم تشییع  منتظری» و «شرکت در تجمعات اعتراضی ششم دی ماه‌‌سال ۸۸» به سه سال حبس محکوم کرد.

روژين محمدی، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه مانيل در فيليپين، پس از بازگشت به ايران بازداشت شد و به زندان اوين منتقل شد. اين وبلاگ نويس ۲۳ آبان ۱۳۹۰ از فرودگاه استانبول به تهران پرواز کرده بود که پس از ورود به ايران در فرودگاه توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد. بازپرس شعبه سوم دادسرای اوین روژین محمدی را به اتهاماتی همچون «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام» و «انجام فعالیت‌های حقوق بشری» متهم کرده است.

بابک غفوري آذر روزنامه نگار روزنامه حيات نو اقتصادی بود که در تاريخ ١٧ شهريور ماه در ارتباط با سايت های اطلاح طلبان دستگير شد.

هنگامه شهیدی(زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۴)متولد  مشهد، روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملی و مشاورمهدی کروبی در امور زنان، فعال حقوق زنان و حقوق مطبوعات، خبرنگار سیاسی و نویسنده زن ایرانی است. وی در یازدهمین جشنواره مطبوعات تهران، رتبه اول روزنامه‌نگاری را به خاطر پوشش خبری از افغانستان و عراق کسب کرده‌است. به گفته اسماعیل آزادی، او اولین زن روزنامه نگاران ایرانی بود که سایت شخصی(هنگامه شهیدی دات کام) را راه اندازی کرد ولی به دلیل سیستم شدید فیلترینگ در ایران، سایت وی به تعطیلی کشانده شد.

هنگامه شهیدی در روز سه شنبه ۹ تیر ۱۳۸۸ ودر پی  دستگری های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شد. در ابتدا برای آزادی او در خواست وثیقه یک میلیارد ریالی شد، ولی در ۲ آبان قرار مجرمیت برای او صادر شد و پرونده او به دادگاه فرستاده شد. اتهامات شهیدی شامل شرکت در اجتماعات غیر قانونی، تبانی به قصد بر هم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری بود. در ۳ آبان ۱۳۸۸ شهیدی دست به اعتصاب غذا و دارو زد و پس از ۱۲۱ روز بازداشت توانست با مهدی کروبی تماس تلفنی داشته باشد.شهیدی در ۱۰ آبان ۱۳۸۸ با سپردن وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شد.

در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ مادر او در نامه‌ای به   هاشمی رفسنجانی نوشت:

«با توجه به روند غیر قانونی بازداشت و بازجوییها و حتی اعمال فشار وزارت اطلاعات به دادگاه تجدید نظر برای تایید حکم دادگاه بدوی، از ریاست  قوه قضاییه بخواهید این پرونده مجددا مورد بررسی قرار گیرد و برای اعمال ماده ۱۸ به دیوان عالی کشور  ارسال شود.»

در اردیبهشت ۱۳۸۹ قاضی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران، شهیدی را به شش سال حبس تعزیری محکوم کرد. قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب او را درباره تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری و به اتهام اجتماع و اقدام علیه امنیت کشور به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام توهین به رییس دولت به ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم کرده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تعزیری تبدیل شد.

 احمدرضا احمدپور منتقد و وبلاگ‌نویس و از اعضای جبهه‌ی مشارکت که در آخرین محکومیت خود در سال ۹۰ به سه سال حبس در تبعید در زندان سپیدار اهواز و ده سال تبعید در شهر ایذه محکوم شده بود، به علت شرایط بحرانی خود به سبب بیماری دست به اعتصاب غذای نامحدود تا رسیدن به خواسته‌های خود زد. احمدپور که از مجروجان شیمیایی جنگ ایران و عراق است و به همین دلیل به طور مرتب زیر نظر پزشکان بوده است، از آغاز دوره‌ی محکومیت جدید خود شرایط جسمانی‌اش وخیم‌تر شده و آلودگی هوای اهواز و گرد و غبار شدید نیز بیماری وی را تشدید کرده است . طبق اعلام پزشکی قانونی شهر اهواز، این زندانی سیاسی می‌بایست در مکانی خوش آب و هوا نگهداری شده و از شهر اهواز دور نگه داشته شود. این زندانی سیاسی از روز ۲۵ اردیبهشت سال ۹۱ با ارسال نامه‌ای به رئیس زندان آغاز اعتصاب غذای خود را اعلام کرده و گفته است که تا رسیدن به خواسته‌هایش دست از اعتصاب غذا بر نخواهد داشت حتی اگر منجر به مرگ وی شود. نامه‌ی وی به شرح زیر است :

«بسمه تعالی

ریاست محترم زندان سپیدار اهواز

سلام علیکم

احترما پیرو نامه مورخه ۲۰ اردیبهشت سال ۹۱ به آگاهی می‌رسانم ضمن سپاسگزاری از زحمات و مساعدت منطقی و قانونی حضرت‌عالی بدینوسیله آغاز اعتصاب غذا در اعتراض به برخورد نا‌عادلانه‌ی مبتنی بر دشمنی و شکستن حریم قانون و شرع توسط مسئولان تصمیم‌گیرنده دادسرای ویژه روحانیت و ناامیدی از هرگونه رسیدگی قضایی به دادخواهی‌ها و تظلم‌خواهی‌ها در داخل کشور را اعلام می‌نمایم و تاکید می‌کنم این اعتصاب غذا تا آزادی بدون قید و شرط یا مرگ، تداوم خواهد داشت و از آنجایی که هیچ رفتار خردمندانه‌یی حاکم بر دستگاه ویژه روحانیت نسبت به آزادی‌و وضعیت بیماری‌ام مشاهده نمی‌گردد، مرگ خود را حتمی دانسته و این مرگ را قصد عمدی از سوی عوامل اصلی دست اندرکار دادسرای ویژه روحانیت می‌دانم که جز برخورد کینه‌توزانه و انتقام‌جویانه‌ی مبتنی بر هب و بغض‌ها هیچ حریم قانونی و منطقی نمی‌شناسند .

آنچه لازم و وظیفه بود در دو نامه خطاب مقام رهبری نوشته‌ام که خود به پرونده‌ی جدید علیه من تبدیل شد و حتی اقدام به اعاده دادرسی در دستگاه ویژه غیرقضایی کردم که متاسفانه هیچ‌کدام کارساز نبوده و گوش شنوایی پیدا نشد .

حال امید دارم مرگ سخاوت‌گونه و معترضانه‌ام به عنوان یک روحانی مورد ستم و فدایی؛ حوزه‌های علمیه قم ، نجف ، مشهد و مراجع تقلید و مردم فهیم ایران و به خصوص ایل غیور بختیاری را به خود آورد و بیشتر از این در لاک سکوت نروند و فکری به حال بی‌عدالتی‌ها و قانون‌شکنی‌های دادسرای ویژه روحانیت و تظلم‌خواهی‌ها کنند .

درود خدا بر آزاداندیشان و عدالت‌جویان عرصه دین و دانش ، امید است مورد توجه و مغفرت خدای مهربان قرار بگیرم از همه‌گان طلب بخشش دارم .

سید احمد رضا احمد پور

زندان سپیدار اهواز

۹۱/۰۲/۲۵»

از موارد دیگر سرکوب وبلاگ نویسان می توان به صدور حکم «۲۰ سال حبس» برای سخی ریگی، وبلاگ‌نویس بلوچ، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» اشاره کرد. سخی ریگی ۲۸ خردادماه سال ۱۳۸۸ دستگیر شده و یکی از دلایل این بازداشت «تشابه اسمی وی با عبدالمالک ریگی، رهبر اعدام شده جند‌الله»، بوده است.

اميد معماريان یکی از متهمان پرونده موسوم به سايت‌‏هاي اينترنتي، که  در دادسراي ناحيه 9 عمومي و انقلاب تهران (فرودگاه)مورد بازجويي قرار گرفت. معماريان، مباحثي كه در اقرارنامه‌‏هاي خود بيان كرده بود، را نپذيرفت و عنوان كرد كه اين حرف‌‏ها تحت شرايط خاص عنوان شده بود.  قابل ذکر می باشد که وکالت پرونده امید معماریان را نسرین ستوده که خود در حال حاضر در اسارت رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی هست بر عهده گرفته بود.

حسین درخشان در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۵۳ در شهر  تهران متولد شد. پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی در  مدرسه نیکان ، در رشته  جامعه شناسی دردانشگاه شهید بهشتی تحصیل و مدرک کاردانی دریافت کرد

در سال ۱۳۷۸ به کشور  کانادا  مهاجرت کرد، و در سال ۱۳۸۵ برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشکده مطالعات مشرق زمین و آفریقا   راهی لندن  شد. حسین درخشان از پیشتازان وبلاگ نویسی به زبان فارسی   است، و در وبلاگ خود به نام «سردبیر خودم» به زبان‌های فارسی و انگلیسی در مورد خودش و سیاست و فرهنگ ایران قلم می‌زد. حسین درخشان دو سفر علنی و از قبل اعلام شده به اسراییل در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ کرد. طبق گزارش  نیوریک تامیز در سفر دوم در سمیناری تحت عنوان «اصلاحات و مقاومت در خاورمیانه»، در دانشگاه بن گوریان در شهر بئرشبع، شرکت و در آن سمینار سخنرانی کرد. جروز الم پست، در پی دستگیری وی و در توضیح خبر دستگیرشدن حسین درخشان در ایران، از قول خود وی تصریح می‌کند: «من می‌خواهم اسرائیل را برای ایرانی‌ها، انسانی کنم و به آنها بگویم که آن گونه نیست که تبلیغات جمهوری اسلامی می‌گوید مبنی بر اینکه اسرائیل تشنه خون مسلمانان است.»

هاآرتص در گفتگویی در حین سفر دوم درخشان می‌نویسد:

با وجود مشکلات، درخشان به انقلاب ایران، خمینی و جمهوری اسلامی اعتقاد دارد. شنیدن اینها از یک جوان با ظاهری کاملا غربی، در حالی که در بعد از ظهری گرم روی چمن دانشگاه بن گوریون عجیب است. ولی اینها چیزهایی است که او می‌گوید: «انقلاب خمینی به اهمیت انقلاب فرانسه است. اندیشه مرکزی خمینی عدالت و استقلال بود. من هم به آنها باور دارم. من قبلا خیلی منتقد ایده‌ی جمهوری اسلامی بودم. اما امروز فکر می‌کنم ایده‌ای پست‌مدرن و درست است.

حسین درخشان در اولین سال‌های وبلاگ‌نویسی، خود را از «منتقدین» جمهوری اسلامی می‌نامید و در بسیاری از نوشته‌های وبلاگ خود، انتقادهای شدیدی را متوجه مقامات جمهوری اسلامی ایران می‌کرد

حسین درخشان در سال ۱۳۸۴ شمسی و در گرماگرم رقابت انتخاباتی نامزدان مقام ریاست جمهوری به ایران رفت و با حمله به «نظریه تحریم انتخابات فرمایشی» به حمایت از  مزدور مصطفی معین ، نامزد اصلاح‌طلب پرداخت، اما پس از آغاز شروع ریاست جمهوری جنایتکار محمود احمدی نژاد، در حالی که در خارج از ایران اقامت داشت، از مواضع قبلی خود اظهار ندامت کرده و نوشته بود که: «برای پاسخ دادن به اتهاماتش در ایران، آمادگی دارد»

وی در این مدت به طرفداری شدید از جمهوری اسلامی پرداخته و توهین‌ها و تهمت‌های بسیاری را متوجه فعالان سیاسی و اجتماعی مخالف حکومت جمهوری اسلامی می‌کرد. در این مدت، وی چندین بار به استودیوی لندن شبکه تلویزیونی انگلیسی‌زبان دولت ایران به نام پرس تی وی، دعوت شد و نظرات جدیدش را در تائید محمود احمدی‌نژاد و سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی منتشر می‌کرد.

کیفرخواست دادستان در مورد اتهامات وی شامل «همکاری با دول متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات، راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن» اعلام شد. وی در مهرماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۱۵  بی دادگاه انقلاب اسلامی تهران به «۱۹ سال و نیم حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در رسانه‌ها و بازگرداندن وجوه اخذشده به مبلغ ۳۰ هزار و ۷۵۰ یورو، ۲ هزار و ۹۰۰ دلار و ۲۰۰ پوند انگلیس» محکوم شد. در خرداد ۱۳۹۰ شعبه ۲۶ تجدید نظر بیدادگاه انقلاب اسلامی تهران رای بی  دادگاه بدوی را عینا تایید کرد.

به گزارش برخی سایت‌های خبری نزدیک به دولت ایران، حسین درخشان در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹ خورشیدی، پس از تحمل ۲۶ ماه حبس و با قرار وثیقه یک میلیارد و پانصد میلیون تومانی به طور موقت از زندان آزاد شد.

بنا بر وبلاگ رسمی خانواده درخشان، او از آذر ۱۳۸۹ چند مرخصی کوتاه مدت دیگر را نیز بیرون از زندان سپری کرده است. گزارش های سایت های خبری حاکی از حضور او در مراسم عزاداری امام حسیین و حضرت فاطمه با پیراهن مشکی بود. همچنین عکس هایی از او در قبرستان بهشت زهرا بر سر مقبره علی درخشان(عموی او و از کشته شدگان هفتم تیر ۱۳۶۰) و  مرتضی آوینی منتشر شد.

پیام فضلی نژاد(زاده: ۲۹ بهمن ۱۳۵۹، تهران ) روزنامه نگاری است که فعالیت را ابتدا در روزنامه های اصلاح طلب آغاز کرد و پس از دستگیری به جناح راست تمایل پیدا کرد و با دستگاه قضایی نیز همکاری داشت. براساس زندگی‌نامه‌ای که از پیام فضلی نژاد در وب‌سایت رسمی‌اش منتشر شده، وی دانش‌آموخته رشته حقوق قضایی است. وی در سال ۱۳۷۹ نخستین کتاب خود را با نام سینما، سیاست، آزادی (آسیب‌شناسی گذار به سینمای کثرت گرا) منتشر کرد. این کتاب مجموعه گفتگوهایی بود که فضلی نژاد طی سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ درهفته نامه سینما به سردبیری فریدون جیرانی با شخصیت های سیاسی مانند یوسف صعانی، صادق خلخالی، محسن آرمین، ابراهیم یزدی، حمید رضا جلایی پور و… انجام داده بود. وی پس از توقیف هفته نامه سینما جهان مدتی دستگیر شد. بسیاری از تحلیلگران همین واقعه را سرآغاز پیوند فضلی نژاد با سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران و به خصوص دستگاه موسوم به اطلاعات می دانند.

روز ۱۷ دی ۱۳۸۳سایت امروز(ارگان رسمی جبهه مشارکت ایران) فضلی‌نژاد را متهم کرده که بازجوی فنی متهمان پرونده وبلاگ‌نویسان مانند امید معماریان،روزبه میر ابراهیمی،  شهرام رفیع زاده ، حنیف مرزوعی، بابک غفوری آذر بوده و رهبری یک گروه اطلاعاتی برای پرونده‌سازی علیه اصلاح طلبان را بر عهده داشته‌است.

با پخش اعترافات وبلاگ نویسان اصلاح‌طلب از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، نام پیام فضلی نژاد به عنوان مشاور جنایتکار سعید مرتضوی مطرح و تصاویر او در بی دادگاه وبلاگ نویسان اصلاح طلب  و کنار متهمان به هنگام ضبط اعترافات تلویزیونی در خبر گزاری فارس منتشر شد.

وبلاگ نویسان بازداشت شده در این پروژه، پس از آزادی از زندان در مورد فشارها و شکنجه‌هایی که مدعی بودند از طرف شخص فضلی نژاد با عنوان معاون دادستان در مورد آنان اعمال شده بود، صحبت کردند و کار به جایی رسید که با هماهنگی رییس جمهور، این اجازه را پیدا کردند که این موارد را در جلسه‌ای رودررو با محمود هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه ایران مطرح کنند. تحت تاثیر موارد مطرح شده در این جلسه، آیت‌الله شاهرودی دستور پیگیری عاملان را صادر کرد.

همچنین وبلاگ‌نویسان اصلاح‌طلب با هماهنگی سید محمد علی ابطحی(معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور) در جلسه ویژه هیات نظارت بر قانون اساسی حضور پیدا کردند  و در حضور ۲ تن از معاونان رییس جمهور و  وزیر دادگستری به افشاگری علیه سعید مرتضوی در اعمال فشارهای غیرقانونی بر زندانیان و نقش فضلی‌نژاد در بازجویی از فعالان اصلاح‌طلب پرداختند. در گزارشی که معاون حقوقی رییس جمهور در تاریخ ۷ دی ۱۳۸۳ از این جلسه منتشر کرد، تلویحا به نقش فضلی‌نژاد در مدیریت بازجویی‌ها اشاره شد:

مدیریت بازجویی توسط یکی از وبلاگنویسان ناراضی قبلی بوده ‌است. چند نفری هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتری برخوردار بودند و به نوعی به رفع کمبودهای اطلاعات فنی بازجویان اقدام می‌کردند. از سال ۱۳۸۵ وی رسما به مرکز پژوهش‌های روزنامه کیهان پیوست و سال ۱۳۸۶ کتاب شوالیه‌های ناتوی فرهنگی(یک نما از کودتای مخملی) را منتشر کرد. وی با حضور در تجمع‌های گوناگون، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، دیدگاه‌های رادیکالی را علیه  عبدالکریم سروش، حسین بشیریه، محمد خاتمی و سران اصلاحات در ایران مطرح کرده‌است. روزنامه کیهان که زیر نظر جلاد علی خامنه ای و با مدیرمسئولی مزدور حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه، اداره می‌شود، مرکزی تحت عنوان  مرکز پژوهش های روزنامه کیهان با مدیریت حسن شایانفر را در اختیار دارد که به انتشار کتاب‌هایی علیه روشنفکران و شخصیت‌های سیاسی دگراندیش می‌پردازد. از یک دهه قبل این روزنامه همچنین پاورقی‌هایی تحت عنوان «نیمه پنهان» منتشر می‌کند.

آن چه در این مقاله در باره آزار و شکنجه و اعدام وبلاگ نویسان آورده شد، بخشی از موارد رخ داده و آشکار شده است. متاسفانه مواردی منعکس نمی شوند و جامعه از آن ها آگاهی نمی یابد. به هر حال، تلاش فعالان سیاسی و اجتماعی و از جمله وبلاگ نویسان ثمراتی در پی داشته است و خوشبختانه جامعه و به خصوص نسل جوان پی برده اند که بزرگترین مسئله ای که در مقابل آن ها قرار دارد، پیش بردن مبارزه ای بی امان و آشتی ناپذیر برای سرنگون کردن رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی ایران است. رژیمی که اختناق و وحشت کم نظیری را بر کشور حاکم نموده است و مانند بختکی بر زندگی مردم فشار می آورد. به طوری که جامعه ما نیروی فعاله و قدرت تحرک خود را برای تامین یک زندگی آزاد و شرافتمند انسانی – که شایسته مردم شریف و با ارزش ایران است- تحت تاثیر شوم فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حکومت از دست می دهد.

به امید سرنگونی هر چه سریعتر حکومت ضدانسانی و جنایتکار جمهوری اسلامی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: