وضیعت زنان در کلمبیا / متن گفتگوی تلویزیون کومله با مینا زرین

وضیعت زنان در کلمبیا

گفتگوی تلویزیون کومله با مینا زرین

می توانید کمی در مورد سابقه تاریخی ستم جنسیتی در کلمبیا را توضیح بدهید؟
در کلمبیا همچون دیگر نقاط جهان،زنان تحت استثمار طبقاتی و ستم جنسیتی بسر می برند.مرد سالاری بمثابه یکی از ارگان نظام سرمایه داری در کلمبیا، در ابعاد وسیع اجتماعی نهادینه شده است، این امر را در تمامی جامعه بصورت ملموس می توان شناسایی کرد و به آن پرداخت.

سابقه تاریخی ستم جنسیتی در کلمبیا به دوران کلنی بودن آن تحت امپراتوری اسپانیا بر می گردد.در آن دوران به زنان تجاوز می شد و هویت فرهنگی آنان بزیر پا گذاشته می شد و نابود می گردید،بصورت اخص نابرابری در اوج خودش بود.زنان در آن دوران نقش بسیار مهمی علیه اشغالگران اسپانیایی ایفاء کردند.در دوران مبارزه علیه امپراتوری اسپانیا و اشغالگری زنان بسیاری در مبارزه شرکت داشتند، از آنجمله Policarpa Salavarrieta که در مبارزه ضد اشغالگری اسپانیا، همزمان برای حقوق زنان بخصوص زنان بومی به مبارزه پرداخت.
مردمان بومی(که ما به اشتباه تحت تبلیغات مدیای سرمایه داری، آنها را «سرخ پوست » می نامیم ) ، در دوران اشغالگری اسپانیا و دوران کلنی بودن قاره آمریکا ، بشدت استثمار و سرکوب می شدند، زنان بومی بخاطر زن بودن تحت ستم مضاعف قرار می گرفتند، از آن جمله به آنان تجاوز می شد و در اغلب مواقع بعد از تجاوز به قتل می رسیدند. زنان مردمان بومی بخاطر جنسیت شان بیش از مردان توسط برده داران اسپانیایی تحت ستم قرار می گرفتند.
«در قرن 19 میلادی تحت رهبری یکی از رهبران جنبش استقلال طلبانه آمریکای جنونی سیمون بولیوار در آغاز ونزوئلا موفق گردید اشفالگران اسپانیایی را به بیرون براند و بعدا جمهوری بزرگ کلمبیا را که شامل کلمبیا،ونزوئلا و اکوادور بود، تشکیل داد و در مبارزات استقلال طلبانه دیگر کشورهای آمریکای جنوبی هم شرکت کرد و آن را رهبری نمود.» ( این بخش تنها جنبه تاریخی و اطلاعاتی برای کمک کردن به موضوع اصلی است ).

نقش زنان در کلمبیا در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و بخصوص در محیط کار به چه شکل می باشد ؟
کلمبیا از نقاط نظر منابع طبیعی – نفت، زغال سنگ، طلا، پلاتین، نقره – و اقتصادی،کشوری ثروتمندی است.در کنار این منابع طبیعی تولید قهوه و موز بصورت دائمی در صدر اقتصاد کلمبیا قرار داشته و دارد،شرکت های چند ملیتی سرمایه داری آمریکایی و اروپایی منابع طبیعی و اقتصاد کلمبیا را در اختیار و کنترل خود دارند.
زنان در کلمبیا بخصوص در بخش تولید قهوه و موز نقش فعالی داشته و دارند، زنان در مزارع قهوه با توجه به شرایط سخت و دشواری که شرکت های انحصاری چند ملیتی در محیط کار ایجاد کرده اند، هم پای مردان در امر تولید قهوه شرکت دارند.
در دوران معاصر کنونی، زنان در کلمبیا در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی شرکت فعال و ارزنده ایی دارند.زنان کارگر در کلمبیا در بخش های مختلف اقتصادی ( خدماتی،مزارع،خانه و ….. ) نقش فعالی دارند اما نابرابری حقوقی و در کنار آن ستم جنسیتی علیه زنان در محیط کار و خانه بیداد می کند.
طبق گزارش های رسمی و «حقوق بشری » هر سال صدها فعال کارگری در کلمبیا توسط دستگاه های سرکوب رژیم کلمبیا به قتل می رسند، در واقع در خیابان اعدام می شوند، در میان آنان بسیاری از زنان فعال کارگری و نماینده اتحادیه کارگری می باشند.
در محیط خانه وضعیت زنان به چه شکل می باشد؟
در کلمبیا از دیر باز مردسالاری توسط دستگاه دولتی در جامعه نهادینه شده است، بخاطر تسلط این سیاست و فرهنگ حاکم بر جامعه،در محیط خانه،ستم بر زنان بشکل عریان خود را بنمایش می گذارد.در محیط خانه این ستم بصورت خشونت توسط همسر، دوست پسر،پدر،برادر و … بر زنان اعمال می شود.در اغلب مواقع زنان توسط همسر و ….. در بهترین حالت تا سر حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و درصد بسیاری از زنان بخاطر این نوع خشونت جان خود را از دست می دهند.
چه تفاوتی در وضعیت زنان در خاورمیانه و زنان در کلمبیا وجود دارد؟

همانگونه که می دانیم در خاورمیانه مذهب در دستگاه دولت در آمیخته شده است، نظام سرمایه داری بخاطر منافع اقتصادی، سیاسی و …. با ارتجاع مذهبی اتحاد نموده است.اگر زنان در خاورمیانه، انسان درجه دو به حساب می آیند و در تمامی بخش های اجتماعی استثمار می شوند و بر آنان ستم روا می گردد ( در این بخش به تمامی نابرابری ها و ستم ها و…. که در ایران و خاورمیانه است، می توان اشاره کرد ). در کلمبیا مرد سالاری نظام سرمایه داری خود را به اشکال و فرم های دیگری بنمایش می گذارد.
زنان در خاورمیانه همچون زنان در نقاط دیگر جهان تحت سیستم سرمایه داری بصورت یکسان استثمار می شوند، از آنجمله نابرابری بين دستمزد زنان و مردان براي كارهاي یکسان بر اساس جنسیت است.این نابرابری را در تمامی عرصه های اجتماعی بخصوص در کار های تولیدی بوضوع می توان مشاهده کرد.طبق آمار رسمی آی ال او ( سازمان جهانی کار ) ( آوردن آمار از این سازمان بمثابه تایید این سازمان نمی باشد ) در ایران19 /6 و در کلمبیا 5/ 21 زنان کمتر مردان حقوق می گیرند( این نابرابری در «کشورهای سرمایه داری پیشرفته» مانند آمریکای شمالی،ژاپن، کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و…….هم وجود دارد).
قوانین نظام سرمایه داری مردسالار تحت نام طبقه بندی مشاغل در بخش «آسیب پذیری شغلی» ،زنان را بخاطر جنسیت شان در گروه آسیب پذیر قرار می دهد و به همین خاطر زنان دستمزد ناچيز و غيردائمي دریافت می کنند و از هیچ گونه مزایای خدمات درمانی و بیمه و ….. برخوردار نیستند( به شغل هایی مانند قالی بافی،خدمتکاران،کارگران مزارع و…… اشاره می توان کرد ).
در کلمبیا اکثر زنانی که در محیط های رسمی اداری یا کارخانه ها به دلایل گوناگون اجتماعی،اقتصادی و…..شانسی برای امرار معاش و گذراندن زندگی را ندارند،به کارهایی مانند خدمتکاری در خانه ثرتمندان در کلمبیا یا دیگر نقاط جهان ،گل فروشی،سیگار فروشی،دست فروشی و……. تن می دهند.
تنها تفاوت بزرگ میان زنان در کلمبیا و زنان در ایران و عربستان سعودی آزادی پوشش زنان کلمبیایی می باشد و همانطوریکه در بالا گفتیم استثمار و ستم در حهان به یکسان با ابزار و شکل های مختلف توسط نظم موجود بر زنان صورت می گیرد.
در کلمبیا هر ماه صدها زن تا سر حد مرگ در جامعه تحت خشونت قرار می گیرند و در هر 3 روز 1 زن بخاطر انواع خشونت کشته می شود، این جنایات آنچنان گسترده و علنی صورت می گیرد که » نهادهای به اصطلاح حقوق بشری» و رژیم کلمبیا ظاهرا نگران این جنایات می باشند و به آن می پردازند.
خشونت بر زنان توسط ارتش،پلیس،سازمان امنیت،گروه های شبه نظامی هدفمند و آگاهانه صورت می گیرد.ارتش کلمبیا در سرکوب مبارزین ( مبارزه سیاسی – نظامی ،مبارزه سیاسی،کارگری، زنان،جوانان و …… ) خشونت بر زنان را بصورت سیستماتیک انجام می دهد،تجاوز به زنان هنگام اشغال مناطق جنگی ( میان رژیم و نیرو های انقلابی ) توسط ارتش یکی از اولین اقدامات آنان می باشد،این مناطق اکثرا روستایی هستند و زنان زحمتکش روستایی یا زنان مردمان بومی قربانیان این جنایات می شوند.گروه های شبه نظامی که در واقع بخشی از ارتش و دستگاه سرکوب رژیم کلمبیا هستند،در شهر و روستا در مبارزه علیه مبارزین از متد های ارتش مزدور کلمبیا بر ضد زنان استفاده می کنند.پلیس و سازمان امنیت کلمبیا در این جنایات علیه مردم کلمبیا در راس آن ضد زنان، شیوه ها و متد سازمان امنیت آمریکای شمالی و اسرائیل را استفاده می کنند( توضیح ، سازمان امنیت کلمبیا تعلیم دیده سازمان امنیت آمریکای جنوبی و اسرائیل است )، تجاوز جنسی مروج ترین سبک و متدی است که توسط آنان بر زنان اعمال می گردد.
اما جدا از این خشونت آشکار علیه زنان توسط رژیم سرمایه دار – نظامی کلمبیا، رنان همچون همیشه در صف اول مبارزه قرار دارند. زنان در کلمبیا در تشکل های کارگری، دهقانی،جوانان و …….. نقش بسزا و کلیدی را ایفاء می کنند. در تشکل نو پای Marcha Patriotica که یک جنبش سیاسی متشکل از سازمانها،اتحادیه های کارگری و دهقانی، زنان،جوانان،دانشجویان،دانش آموزان،روشنفکران و …… می باشد، زنان نقش کلیدی را به دست گرفته اند ، از آنجمله می توان به 2 سخنگوی( Gloria Cuartas va piedad Cordoba اصلی این جنبش احتماعی و سیاسی اشاره نمود.
Marcha Patriotica جنبش توده ای و سراسری است و در شرایط کنونی کلمبیا با توجه به سرکوب شدید توسط رژیم کلمبیا در یک نبرد نابرابر مبارزه را به پیش می برد.در شرایطی که روزانه فعالین جنبش طبقاتی و اجتماعی توسط دستگاه سرکوب رژیم – ارتش،پلیس،سازمان امنیت، گروه های شبه نظامی – ربوده ،شکنجه ، کشته می شوند اما جنبش توده ای و سراسری Marcha Patriotica در عرصه های گوناگون با استفاده از ابزار متفاوت مبارزاتی از آنجمله تظاهرات،اکسیون – بستن جاده ها، اعتصاب کارگری،معلمان،دانشجویان و …… – مبارزه را به پیش می برد.
کمی در مورد نقش زنان در سازمانهای سیاسی – نظامی توضیح بدهید؟

زنان در کلمبیا،در سازمانهای انقلابی سیاسی – نظامی همواره در صف مقدم مبارزه بوده و می باشند.در صفوف این سازمانها، زنان برابر و همگام با مردان همرزم شان در این مبارزه که قدمت 50 ساله دارد از آغاز شرکت فعال،سازمانده،سیاسی و تئوریک داشته و دارند.در 2 جریان اصلی کلمبیایی – نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا – ارتش خلق ( فارک ) و ارتش آزادیبخش ملی ( ای ال ان ELN ) که 5 دهه مبارزه سیاسی – نظامی را علیه رژیم کلمبیا به پیش می برند،چریکهای زن در تمامی حیطه های مبارزاتی در شهر و روستا بمثابه فرمانده، سازمان دهنده و ……. شرکت فعال دارند.

بخش وسیعی از زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم کلمبیا ( 9000 زندانی سیاسی در زندانها بسر می برند)زنان می باشند.ِ2 مبارز کلمبیایی در زندان آمریکای شمالی بسر می برند،یکی از آنان «سونیا » از مبارزین بنام کلمبیا است.

در ارتباط با وضعیت کنونی در کلمبیا، مبارزه علیه رژیم کلمبیا در سطوح مختلف به پیش برده می شود.تازه ترین رویدادی که در ارتباط با کلمبیا صورت گرفته، مذاکره میان رژیم کلمبیا و – نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا – ارتش خلق ( فارک ) است.دوره اول مذاکرات در اسلو پایتخت نروژ برگزار شد و دوره دوم قرار است که در هاوانا پایتخت کوبا صورت بگیرد.رژیم کلمبیا بر خواست خلاح سلاح پافشاری می کند و فارک ضمن رد خواسته رژیم ،چند برنامه افتصادی و سیاسی در حیطه مسئله ارضی،کوتاه کردن دست کمپانی چند ملیتی،آزادی زندانیان سیاسی و ….. در دوره اول مذاکرات مطرح کرده است.فارک همزمان آتش بس یک جانبه با حق دفاع از خود اعلام کرده است، رژیم آتش بس را قبول نکرده و در یکشنبه 2 دسامبر به یکی از پایگاه های نظامی فارک حمله هوایی کرد که منجر به کشته شدن 20 چریک شد.
این اولین باری نیست که رژیم و نیروهای انقلابی کلمبیا پشت میز مذاکره می نشینند، در طی 50 سال جنگی داخلی کلمبیا چندین بار این مذاکرات صورت گرفته و بخاطر سیاستها و تداوم سرکوب رژیم بدون سرانجام خاتمه یافته است.
به عنوان مثال در سال 1983 مذاکرات میان رژیم کلمبیا در زمان ریاست جمهوری Belisario Betancur ( بلیساریو بتانکور ) و فارک و 19 – M گروه دیگری که در آنزمان از نقطه نطر کمی و کیفی نفوذ توده ای داشت ،صورت گرفت. بر اساس مذاکرات انجام شده، می بایست بمدت یک سال آتش بس دائم برقرار گردد و همزمان رژیم کلمبیا یکسری رفرم های اولیه در عرصه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اجرا بگذارد، اما هیچ کدام از این توافق ها در عمل صورت نگرفت و کمتر از 6 ماه آتش بس توسط رژیم به زیر پا گذاشته شد و حملات نظامی بر علیه مردم و چریک ها از تشدید گردید.در این دوران سازمان های توده ای در تمامی عرصه های اجتماعی شکل گرفته بودند و سازماندهی وسیع توده ایی ( از آنجمله زنان ) رشد کرده و ایجاد شده بود.همزمان با به اصطلاح آتش بس و بعد از آن رژیم در سال 1985 نزدیک به 3000 نفر از فعالین جنبش توده ای ( فعالین کارگری، زنان،روشنفکران، دانشجویان،دهقانان و …. ) و اعضای سازمانهای سیاسی – نظامی را قتل عام کرد.این قتل عام توسط ارتش،سازمان امنیت،پلیس و گروه های شبه نظامی آشکار و بصورت ترور خیابانی،اعدام در زندان، کشته شدن زیر شکنجه در زندان و ….. انجام گرفت.این مذاکرات شکست خورده درس بزرگی برای جنبش توده ای و سازمانهای سیاسی – نظامی کلمبیا بود که فریب رژیم سرکوبگر و تحت نفوذ امپریالیسم آمریکا را نخورند.
در سال 1991 مذاکرات دیگری میان رژیم کلمبیا و سازمانهای سیاسی – نظامی و با توجه به تجربه گذشته که به قتل عام جنبش توده ای منجر شده بود، صورت گرفت. رژیم طبق قرار داد اولیه ، قانون اساسی را تغییر داد، بعضی از تغییرات بشرح زیر است :
منع مجدد انتخاب از رئیس جمهور، طلاق مجاز در ازدواج کاتولیک ها، برقراری انتخابات مستقیم برای انتخاب مقامات محلی، یک شکل از خودمختاری برای مردم بومی، امکان برگزاری رفراندوم، امکان ارایه ابتکارات مردمی در قانونگذاری و برابری بین زنان و مردان. این قانون اساسی از جانب جریانات چپ مورد انتقاد قرار گرفت، آنها این تغییرات را کافی نمی دانستند و با مطرح کردن اینکه در شرایطی که دستگاه سرکوب ( ارتش،پلیس،سازمان امنیت،گروه های شبه نظامی ،مستشاران نظامی آمریکا – در شرایط کنونی بیش 3500 مستشار نظامی آمریکایی بصورت رسمی در کلمبیا حضور دارند – ) دست نخورده بافی می ماند، هیج پشتوانه ای برای به اجرا در آوردن توافقات وجود ندارد.در سال 1992 مذاکرات بار دیگر با سرکوب و حمله به جنبش توده ای توسط تمامی دستگاه سرکوب رژیم پایان گرفت ( در این سال صدها نفر توسط دستگاه سرکوب رژیم کشته شدند ) و جنگ داخلی در ابعاد وسیع تری گسترش یافت.

در سال 1999 بار دیگر مذاکرات میان رژیم کلمبیا و فارک صورت گرفت. در این سال فارک از نقظه نظر نظامی در موقعیت برتری قرار داشت، رژیم با آتش بس کامل موافقت کرد اما همزمان با هماهنگی امپریالیسم آمریکا طرحی را برای سرکوب تدارک دید.این طرح بنام » طرح کلمبیا » Plan Colombia ، در واقع طرح مشترک رژیم کلمبیا و امپریالیسم آمریکا برای سرکوب نیروهای انقلابی تحت نام «مبارزه علیه مواد مخدر » بود.این مذاکرات همانند مذاکرات گذشته بی سرانجام با شکست روبرو شد.
با بعد از 11 سپتامبر 2001 کلمبیا در لیست سیاه کشور هایی که «ترور باید بر علیه اش مبارزه بشود » ، امپریالیسم آمریکا بصورت رسمی قرار گرفت ( خنده دار است بیش از یک قرن آمریکا در کلمبیا از هر نطر ( نظامی،اقتصادی،سیاسی ) حضور و دخالت داشته و در سال 2001 حضور نظامی خود را با دستاویز «مبارزه علیه ترور » اعلام می کند ).این سیاست رژیم و امپریالیسم آمریکا در واقع تشدید سرکوب جنبش توده ای ( زنان،کارگران ،دهقانان و …. ) و نیروهای انقلابی که بخشی از این جنبش توده ای می باشند،است. این سرکوب بصورت وحشیانه تا امروز ادامه دارد.

همانگونه که در بالا به آن پرداختیم در کلمبیا یک جنبش واقعی توده ای در جریان است ، جدا از تاریخ خونبارش و در این جنبش توده ای تمامی گروه های اجتماعی که علیه سرمایه داری، امپریالیسم،استثمار ، سرکوب و ستم مبارزه می کنند،شرکت دارند. مسئله زنان در کلمبیا به این جنبش توده ای گره خورده است، چونکه خود به یک جنبش توده ای در عرصه پراتیک تبدیل شده است.

در این مبارزه، ما زنان انترناسیونالیست که مرزی برای مبارزه علیه سرمایه داری نمی شناسیم در کنار و شانه به شانه جنبش توده ای زنان کلمبیا و دیگر نقاط جهان مبارزه را به پیش خواهیم برد.

زنده باد انترناسیونالیسم
January 09, 2013
**********************
منبع: وب سایت آزادی بیان

http://www.azadi-b.com/J/2013/01/post_441.html

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: