آذر ماجدی: مضحکه انتخابات و استیصال اصلاح طلبان حکومتی

 مضحکه انتخابات و استیصال اصلاح طلبان حکومتی

آذر ماجدی

مضحکه انتخابات نزدیک می شود و به همراه آن جدال های درون حکومت عیان تر می گردد. اکنون که بخشی از سران اصلاح طلبان حکومتی در زندان یا در خانه محبوس اند، جدال از هر زمان دیگری بیشتر یک طرفه شده است: جناح حاکم، خامنه ای و سپاه پاسداران عر و تیز می کنند و اصلاح طلبان حکومتی هم شیر یا خط می اندازند که آیا در این مضحکه شرکت بکنند یا نکنند و سود و زیان های هر دو تاکتیک را می سنجند. مباحث جریان اصلاح طلب حکومتی در داخل و خارج کشور ماهیتا تفاوتی با گذشته نکرده است. هنوز مباحث شان درون خانوادگی است؛ هنوز بگونه ای از «انتخابات آزاد» حرف می زنند، که گویی در این دنیا بسر نمی برند و دارند راجع به کشور دیگری مثلا یونان و ایتالیا صحبت می کنند. انسان نمی داند با خواندن بحث ها و استدلالهای این جریان بحال آنها بخندد یا بگرید. 
در مباحث بخشی از اپوزیسیون پرو رژیم، اصلاح طلبان حکومتی خارج از کشور، پز جدید وتفاوت های کوچکی نسبت به گذشته از خود نشان میدهند. گویا بسوی «گذار» از رژیم کمی تمایل بیشتر نشان می دهند. اما اشتباه نشود، اینها هنوز هم خواهان سرنگونی رژیم اسلامی نیستند. این یک تاکتیک جدید برای «حفظ نظام» است. در ۱۳۸۸از مردم می خواستند «خشونت نکنند!» و به جناح حاکم رژیم هشدار می دادند که اگر به سیاستش ادامه دهد مردم به «ساختار شکنی» روی آور خواهند شد. اکنون با الفاظ ابداعی جدیدی و با همان سبک رندانه اسلامی همیشگی تاکتیک حفظ رژیم را در بسته بندی جدید و به روز شده تحویل مردم می دهند. می کوشند مردم بجان آمده را قانع کنند که تنها راه «تغییر» رضایت دادن به سیاست دنباله روی از اصلاح طلبان حکومتی است.
در گذشته در نوشته ای الفاظ متعددی را که این جریان برای گریز از استفاده از لفظ سرنگونی استفاده می کند، ذکر و نقد کردیم؛ سرنگونی لفظی است که آهنگی انقلابی در گوش مردم دارد و خواستی است که در قلبهای اکثریت مردم هیجان و شادی می آفریند. الحق و والنصاف که ملی – اسلامی ها دارند فرهنگ لغات مزدوری و مماشات سیاسی را غنا می بخشند. در سر زدن به سایت های اصلاح طلبان حکومتی و اپوزیسیون پرو رژیم به فکاهی های بسیاری در مورد «انتخابات» بر می خوریم. اخیرا با یک لفظ جدید در توصیف «انتخابات» مواجه شده ایم؛ واقعا که خارق العاده است. نویسنده ای از این قماش درباره «انتخابات آزاد» یا «انتخابات رقابتی» صحبت کرده است. ظاهرا ایشان پس از ۳۳ سال، پس از دفاع از خاتمی، موسوی، کروبی و رفسنجانی و رژیم اسلامی و چشم غره رفتن به کمونیست های کارگری که انتخابات تحت رژیم اسلامی را پوچ ومضحکه انتخابات می نامند، به این نتیجه رسیده است که «انتخابات آزاد» در رژیم اسلامی عملا بمعنای عبور از رژیم اسلامی است:

«انتخابات آزاد در ایران … بنوعی بمعنای تغییر دوفاکتو یا عملی نظام نیز هست که راه را برای تغییر حقوقی آن باز میکند. جمهوری اسلامی اگر وادار شود آزادی سیاسی و حقوق برابر مخالفان و منتقدانش را بپذیرد و همه از منتقد و موافق و مخالف امکان نامزدی در انتخابات را داشته باشند، دیگر همان جمهوری اسلامی نیست. پویش جدیدی شکل میگیرد که صندوق رای را بر حکم مفسران دین پیروز میکند و به حذف دستگاه ولایت و نهادهای انتصابی از نظام سیاسی می انجامد.»*

یک بار دیگر به این سه چهار خط توجه کنید، مملو از شامورتی بازی سیاسی است. حتی در زمانی که ظاهرا می خواهند عدم شرکت در «انتخابات» را بعلت عدم حضور موسوی و شرکاء طرح کنند، یک حرف صریح و بدون پیچ و خم های آخوندی بر زبانشان جاری نمی شود. حتی زمانی که با پیچ و تاب اعلام می کنند که انتخابات آزاد تحت این نظام عملی نیست، باز بلافاصله بمنظور رفع هر گونه شائبه ای که مبادا  کسی به یک نظام واقعا آزاد بیاندیشد و فیلش یاد هندوستان کند، صریحا اعلام میکنند، که این نظامی که «دیگر جمهوری اسلامی نیست» در واقع جمهوری اسلامی اصلاح شده است. جمهوری اسلامی که در آن «مفسران دین» و دستگاه ولایت حاشیه ای می شود. اشتباه نشود! قصد سرنگونی یا «ساختارشکنی یا انحلال یا گذار» از رژیم اسلامی نیست. قصد صرفا حاشیه ای کردن ولایت فقیه است.  

ابداع لفظ «انتخابات رقابتی» هم در واقع با این هدف است که اعلام شود انتخابات تحت همین رژیم اسلامی نیز قابل قبول است، بشرط آنکه از موسوی و کروبی و رهنورد رفع حصر شود. در غیر اینصورت بنظر می رسد که ایشان و بخش دیگری از اصلاح طلبان حکومتی با شرکت در انتخابات مخالفند. اصلاح طلبان حکومتی و اپوزیسیون پرو رژیم در بد مخمصه ای گیر افتاده اند. فن شعبده بازیشان در دفاع از رژیم اسلامی به ته خط رسیده است. آگاهند که مردم دیگر این اراجیف را تحت نام تاکتیک برای «تغییر» نخواهند پذیرفت. این در و آن در می زنند؛ در رندی استادند، اما رژیم اسلامی راهی برایشان باقی نگذاشته است. از این رو است که از اینجا رانده و از آنجا مانده بر سر یک دو راهی گیر افتاده اند: شرکت یا عدم شرکت در این باصطلاح انتخابات؟ این سوالی است که دارند با آن کلنجار می روند.

استدلال هایشان، اما جالب و خواندنی است. مجموعه آن ها را می توان تحت نام «فکاهی دریوزه گری ملی-اسلامیون» منتشر کرد. بطور نمونه پس از ۳۳ سال حکومت سرکوب و اعدام، در حالیکه نزدیکترین عناصر این نظام هم بدست خود نظام اسیر شده اند، برخی از این اصلاح طلبان حکومتی اعلام می کنند که «با توجه به تجربیات گذشته از جمله انتخابات ۸۴ و ۸۸ و بر پایه شواهد موجود به سلامت انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۲ نمی‌توان اطمینان داشت.»** این نقل قول را باید فقط بدون شرح قاب کرد. کاسه لیسی، تعهد و وفاداریشان به جمهوری اسلامی آن چنان خدشه ناپذیر است که حتی با قاطعیت بر عدم «سلامت انتخابات» رای نمی دهند.

مردم از این نظام بیزارند. این حقیقت انکار ناپذیر را اکنون نزدیک به دو دهه است که با اعتراضات توده ای و خیزش عظیم شان نشان داده اند. مردم از هر فرصتی برای به زیر کشیدن این رژیم سرکوب و جنایت استفاده می کنند. مردم خواهان سرنگونی این نظام اند و تاکتیک های رندانه ملی – اسلامی ها کارساز نیست. تلاش این مزدوران رژیم اسلامی برای اقناع مردم به رضایت دادن به تغییرات جزیی+، با این استدلال که سرنگونی عملی نیست، راه بجایی نمی برد. سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی تنها راه خلاصی مردم از فقر و فلاکت، سرکوب و اختناق، نابرابری و تبعیض است. تنها راه دستیابی به یک جامعه آزاد، برابر و مرفه برای همگان، سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و برقراری یک جمهوری سوسیالیستی است.

١٧ ژانویه ٢٠١٣

http://hekmatist.org/

* بیژن حکمت، «انتخابات آزاد تهدیدی برای نظام استبدادی» سایت رنگین کمان.

** م رها، «اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابات» سایت ایران امروز.

+ اجازه دهید نمونه‏ ای هم از جناح به اصطلاح واقع بین تر این جریان نقل کنیم؛ کسانی که معتقدند دیگر نمی توان مردم را با انتخابات سرگرم کرد و بر این نظرند که مخالفت مردم با کل نظام را دیگر نمی توان نادیده گرفت. اما این ها نیز دست از تلاش برای هدایت مردم به «راه راست» بر نمی دارند؛ می کوشند مردم را به «تغییر» به جای سرنگونی قانع کنند. حال معنای این «تغییر و تحول» چیست؟ خدایشان داند! «از طرفی، درست است که مردمان بسیاری مخالف حاکمیت اند ولی این مردمان لزوما نه اصلاح و نه سرنگونی طلبند، آن‌ها «تغییرخواه یا تحول‌طلب» هستند. حالا «تغییر» به هر وسیله‌ای یا «تحول» به دست هر کسی صورت گیرد، اگر خواست و اراده‌ی عموم مردم در نظر گرفته شود، بعید است که از آن استقبال نکنند.»(معروف عثمانی،«تعمیق استبداد در انتخابات آتی ریاست جمهوری»سایت ایران امروز).

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: