مسعود نقره‌ کار: جاهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين(بخش دوم)

shaban-shah

شعبان جعفری در کنار محمدرضا شاه

جاهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين(بخش دوم)

مسعود نقره‌ کار

انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و جاهل ها و لات ها

انقلاب بهمن را “انقلاب لومپن ها” نیز خوانده و دانسته اند، درست یا نادرست بودن این ارزیابی در رابطه با نقش و جایگاه لومپن ها در بروز و تدوام انقلاب بهمن سبب نمی شود بر این واقعیت غیر قابل انکار چشم پوشید که گروه اجتماعیِ جاهل ها و لات ها، هم جاهل ها و لات های هوادار و وابسته به رژیم سلطنت، و هم پیروان و مریدان روحانیت در بروز و تدوام حیات انقلاب و حکومت اسلامی نقش تاثیرگذار داشته اند، گروه اجتماعیِ ای که در تعریفِ “لومپن”و”لومپن پرولتاریا” نمی گنجند.*

زمینه های تاثیرگذاری سیاسی ِگروه اجتماعی جاهل ها و لات ها در دهه ی چهل و پنجاه به تدریج قدرتمندتر از دربار صفوی و دودمان های متعاقب آن، و جاهل ها و لات های محمدعلی‌شاهی و رضاخانی (که در دعوای رضا خان و سيد ضياء حضور داشتند)، و جاهل ها و لات های 28 مردادی شد. بعد از آشوب خرداد 42 اعدام طیب حاج رضائی که در آغاز از خادمان رژیم پهلوی بود، اگر چه از جاهل ها و لات ها زهره چشم گرفت اما سبب تمایل و گرایش بیشتر جاهل ها و لات ها و خرده جاهل ها و لات ها یا “نوچه”های شان به سوی روحانیت و جاهل ها و لات های متدین شد. هر دوسو و قطبِ قدرت نقش جاهل ها و لات ها در دگرگونی های اجتماعی را جدی تر تلقی کردند و به سازمان دهی با برنامه ی جاهل ها و لات ها رو آوردند. رژیم سلطنتی جاهل ها و لات های هوادارش را به ویژه در ساواک و محافل ورزشی ـ و بیشتر محافل زورخانه ای به مانند دار و دسته ی شعبان جعفری ـ سر و سامان و سازمان داد و در هنگامه ی شکل گیری انقلاب بهمن از آن ها بهره برداری بیشتری کرد. تشدید این سربازگیری و جذب جاهل ها و لات ها از طرف رژیم پهلوی را بعد از بلوای15 خرداد سال 42 در میزان ترغیب، انتخاب و استخدام جاهل ها و لات ها و خرده جاهل ها و لات ها در شهربانی، ارتش و ساواک به روشنی می شد دید. به یکباره میزان رنجر، افسر شهربانی و ارتش، پاسبان و گروهبان و استوار در میان جوانان منطقه جنوب شهر افزایش یافت. سر و کله ی آژان هایی مثل “اصغر سیبیل”ِ کلانتری 6، که گنده لاتی بود، در همه ی کلانتری های آن محله ها پیدا شد. در ساواک حتی خود ماموران و مسئولان این سازمان ها از “لات و لوت”های اداره ی سوم نام برده اند، و در میان بازجوها و شکنجه گران ساواک نسل جوانی از جاهل ها و لات ها کم نبودند. سوی دیگر جاهل ها و لات هایی که تمایلات مذهبی داشتند را جاهل ها و لات های متدین و روحانیون جمع و جور می کردند، که محسن رفیقدوستِ های مسجد لرزاده نمونه ها بودند. محل اصلی استقرار و حوزه ی فعالیت جاهل ها و لات ها پیرو روحانیت اکثرا در همان حوزه و حریم جاهل ها و لات های نسل قبل از خود بود: محدوده ی شهباز جنوبی و دروازه دولاب و میدان خراسان و خیابان خراسان و خیابان زیبا و لرزاده و پاماشین و بی سیم نجف آباد و میدان شاه و مولوی و باغ فردوس و انبار گندم و خیابان سیروس و بازار و خیابان ری و بوذرجمهری و بازارچه نایب السطنه و…، به دلیل بهبود وضع مالی و کبر سن بسیاری از جاهل ها و لات های تهران خانه ها یا قطعه زمین و باغی در شمال شهر تهران یا شهرک ها و روستاهای اطراف نیز دست و پا کرده بودند، یا برایشان دست و پا کرده بودند**، و در آنجا به سر می بردند(میگون و اوشان و فشم و کرج و…). عده ای از این جماعت نیز در مشاغلی مثل “حمله داری” ـ که کاروان هایی برای بردن مردم به حج بود ـ کار می کردند. مراکز تجمع جاهل ها و لات ها، به ویژه در ایام عزاداری مساجد بی سیم نجف آباد، لرزاده، فروتن، حاج ابوالفتح و حوزه فتحیه، مسجد حاج سیّد عزیزالله و.. …. مدرسه علوی و متعلقات اش، مدرسه ی رفاه و….. زورخانه های سید قراب، امیر شیرگیر، اصغر شاطر، کاشفی و…. هیئت های بنی فاطمه و ابوالفضلی ها و جوانان حجتیه و…. و قهوه خانه های کَل یعقوب خیابان خراسان و صفای رانندگان بی سیم نجف آباد و…… بود. چندین کارخانه و بنگاه فروش اتوموبیل در خیابان بوذرجمهری (کارخانه ی بادکنک سازی حاج محمد جوهری) و دربازارچه ها و خیابان های این منطقه متعلق به جاهل ها و لات ها بود و مراکزی برای کمک مالی و برگزاری جلسه های جاهل ها و لات های متدین. روحانیت طرفدار خمینی با چنین مجموعه ای از لات ها و جاهل ها، بخشی از لومپن ها و توده ی وسیع مردم در انقلاب بهمن، و بر بنیان تجربه ای که از رویداد 15 خرداد داشتند، به خیابان ها ریخته شدند.

ramezan-yakhi1

مراسم آشتی کنان طیب حاج رضایی و رمضان یخی در منزل رمضان یخی

در مقطع انقلاب هر دو قطب علاوه بر جاهل ها و لات های سازماندهی شده، نسلی از مشابهین نسل شعبان جعفری و طیب حاج رضائی را، با تفاوت هایی که شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تحمیل کرده بود، در خدمت خود داشتند. سویی مرتضی تکیه ها و حسین فرزین ها و پرویز بادپاها و خرده لات ها و “نوچه”ها و طرفدارشان***، و سوی دیگر محسن رفیقدوست ها، هادی غفاری ها، حسین بروجردی ها، شاهرخ ضرغام ها، اسماعیل افتخاری ها، حاج داود رحمانی ها و……

جاهل ها و لات ها در حکومت

با قدرت گیریِ خمینی و یاران اش حذف خونین جاهل ها و لات های طرفدار سلطنت شروع شد. تیرباران کردنِ سریع حسین فرزین نخستین اعدام وحشیانه ی فردی از این دسته از جاهل ها و لات ها بود. سوی دیگر قدرت گیری جاهل ها و لات های مذهبی و پیرو روحانیت، به ویژه جاهل ها و لات های متدین آغاز شد. مقر مهره های اصلی این مجموعه حول و حوش مدرسه ی علوی و رفاه و مسجد لرزاده بود و…. ، و بسیارانی دیگر از این مجموعه فعالیت های شان را در مساجد و کمیته های انقلاب اسلامی در نقاط مختلف تهران و شهرهای دیگر آغاز کردند. اکثر جاهل ها و لات های همکار و طرفدار رژیم شاه، و یا جاهل ها و لات هایی که سمت و سویی نداشتند به کمیته ی انقلاب اسلامی، که خواست های مالی و روانی شان را تامین می کرد، پیوستند.

انبوهی از شواهد و اسناد، و حتی گفتار و رفتار روزانه نشان داده، و می دهند که از همان هنگام جاهل ها و لات های اسلامیزه و ایدئولیزه شده از ستون های اصلی حکومت اسلامی شده اند. این مجموعه از بیت رهبری و قوای سه گانه و رسانه ها تا ارگان های سپاهی و بسیجی و ارتش و امنیتی و پلیسی به کار گمارده شدند. در آغاز فدائيان اسلام و هيئت های مؤتلفه و گروه ها و دستجات اسلامی دیگر، با افرادی به مانند مهدی عراقی ها و محسن رفيقدوست ها و هادی غفاری ها، و سپس تر با خرده جاهل ها و لات هایی مثل ده نمکی ها و الله کرم ها و سعيد عسکرها و حاجی بخشی ها… که برخی شان نیز به عنوان”اتاق فکر” این گروه ها و دستجات درس حوزوی و دانشگاهی خوانده بودند، شکل دهی گروه های فشار و کشتار را آغاز کردند و نوعی دیگر از بازوی های مسلح حکومت اسلامی شدند. حمله به سینماها و کافه ها و کاباره ها که از سال های 1356 آغاز شده بود به یورش به خانه ی ثروتمندان و غارت اموال آنان، و به تدریج به شکل گیریِ سازمان یافته و علنی به کتابفروشی ها و کتاب سوزان ها، به چاپخانه ها و دفاتر روزنامه ها، به گردهمايی های سياسی و فرهنگی، به زنان و ضرب و شتم آنان و کشتار مخالفان حکومت و دگراندیشان در تهران، ترکمن صحرا، کردستان، کرمانشاه، قائم شهر، بندر انزلی، جهرم، کرمان و… گسترش یافت. جمع هایی همچون جمع مسجد الهادی و مسجد لرزاده و مساجدی مشابه در سرتاسر تهران، و ایران، سازماندهان و اجراکنندگان یورش و تخریب و کشتار شدند. جاهل ها و لات های متدین و اتاق فکرشان، که تعدادی از آنان از خارج از کشور با خمینی به ایران برگشته بودند ارگان های سرکوب همچون کميته های انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران، بسيج، اداره ی زندان ها، وزارت اطلاعات و…… را به دست گرفتند، و به تدریج زوائد و گروه هایی در تهران و شهرستان ها به وجود آوردند که ابتدا تحت عَلم گروه های حزب الله و سپس تر “انصار حزب الله” و “فدائيان اسلام ناب محمدی (ص) مصطفی نواب”، “سپاه سربلند محمد”و…. و در شهرهای دیگر گروه قنات در جهرم، گروه شيت در کرمانشاه، گروه های مختلف “جاش”های کردستان، گروه”باشی”ی اصفهان و…. محفل کرمان و…. ده ها گروه مشابه دیگر در سراسر ایران فعالیت های جنایتکارانه آغاز کردند.گروه هايی که حتی بازداشتگاه ها، شکنجه گاه ها و قتلگاه های مخفی داشته اند. در این دست از سازماندهی ها و یورش ها از زنان جاهل و لات هم استفاده می شد. زهرا خانوم (زهرا یعقوبی) ها و فاطمه کماندوها جای تاریخیِ ملکه اعتضادی ها و رقیه آزادپور(پروین آژدان قزی) ها، پری بلنده ها، پروین غفاری ها(مو طلائی شهر ما) و…. را در شکل و شمایل دیگر به عهده گرفتند.

تحصیلکرده های جاهل و لات و مداح ها

حکومت اسلامی، به نوعی حکومت جاهل ها و لات های تحصیلکرده نیز هست، جاهل ها و لات های تحصیلکرده و متدینی که در همه ی ارکان مهم حکومتی و دولتی، حتی وزارت امورخارجه اش به کار و فعالیت مشغولند. رئيس “جمهور”حکومت اسلامی آقای دکتر احمدی نژاد یکی از این خرده جاهل ها و لات هاست، که حتی درگفتارهای رسمی در محافل سیاسی و بین المللی “رگ لاتی” اش بیرون می زند. برای نمونه او در یکی از سخنرانی های اش در زنجان گفت: ملت ايران با “چاقو” دست و پای بدخواهان به حقوق ملت ايران، و مخالفان را قطع خواهد کرد.” تهديد احمدی نژاد با چاقوی زنجان، و معرفی امت شان به عنوان ملتی “چاقو کش”، تعجب و اعتراض عده ای از حکومتیان را نیز برانگيخت. این برانگيختگی و تعجب و اعتراض پيرامون بيانات آقای رييس جمهور حکومت اسلامی در باب چاقو، متاسفانه نشان از بی اطلاعی برانگيخته شدگان از جايگاه چاقو و قمه در ذهنيت و فرهنگ تشیع و حکومت اسلامی، که قمه زنی يکی از بارقه های چنين ذهنيت و فرهنگی است، بوده است. چاقو و قمه از عناصر تاريخی و سرنوشت ساز حکومت اسلامی اند، سلاح هایی که بدل به نماد این حکومت، و رعب و وحشت آفرینی و آزاربارگی اش شده اند.

lebas-shakhsi-ha

نیروهای لباس شخصی در سرکوب تظاهرات 88 ادامه دهندگان لات ها و جاهل های سال سی و دو هستند

مداحان و ذکر مصیبت خوانان جاهل و لات ـ که این شکل اش سوغات صفویه است ـ نیز در هر دو سوی قطب قدرت برای تهییج و ایجاد شور حسینی دست به صدا بودند. برخی از مداحان پیرو روحانیت و خمینی، به ویژه در حوزه و حریم میدان خراسان تا باغ فردوس در زمره ی گُنده جاهل ها و لات ها بودند، (من در “رمان بچه های اعماق” نمونه هایی آوردم که علاوه بر مداحی و ارتزاق از این راه در زمره ی بهترین و زبردست ترین قماران بازان ـ قاپ و تیله گٌنده و لیس پس لیس و شیر یا خط و… ـ و تیغ کشان محله ها بودند). شیره ی آن مداحان در شرایط کنونی سعید حدادیان است. او خود در برابر”جمع عاشقان سیدالشهداء” به آن نازیده است که لات است، و شاهرگ فرهنگی و اخلاقی حکومت اسلامی از رگ گردن اش می گذرد. نسل اسلامیزه شده ی این دست مداحان خرده جاهل و لات از آهنگران (بلبل خمینی) و کویتی پور و حسين فخری گرفته تا حاج منصور ارضی(شمس المادحين) و ده ها مداح دیگر امروز در حکومت اسلامی به سیاستمدار و دادستان و قاضی، معلم اخلاق بدل شده اند و دستگاه عریض و طویل رسانه ای و تبلیغاتیِ خود دست و پا کرده اند. این مجموعه، به ویژه منصور ارضی و سعید حدادیان و دارو دسته شان صدای بلند حضور جاهل ها و لات های متدین و “ایدئولوژیک” شده در درگیری ها و دگرگونی های درون حکومت اسلامی اند. از میانه ی اینان حاج سعید حدادیان در این عرصه تا آن حد پیش رفته که ضمن ارائه همه ی محسنات شکلی و محتوایی یک حزب الهی جاهل و لات، بتواند به قول خودش احمدی نژاد و رحیم مشایی را”آفتابه بگیرد” و”مشاییِ بی شعور” را به آلت تناسلی احمدی نژاد تشبیه کند و خطاب به احمدی نژاد بگوید:”…..چیه شما اینقد تبلیغ کنسرت ها رو می کنین، اینا نزده می رقصن، 5 تا دکترجمع کنن یه آخوند نمیشن. من امشب لاتی حرف می زنم …. احمدی نژاد تا از بهشت حزب الله بیرونت نکردن خودتو جمع کن، یالله بابا..”. و از رئیس دولت امام زمان بخواهد جلوی این آلت (عورت)زشت اش، که رحیم مشایی باشد، را بپوشاند و آن را دور بیاندازد. مداح اهل بیت آل عبا و بیت رهبری که به گفته خودش یکبار نیز قصد داشت مشایی را ” بزند” در معرکه گیری اش لاتی حرف می زند تا هیچ رسانه ای نتواند حرف های اش را انتشار دهد. با این حال جاهل ها و لات های حکومتی که طرفدار دولت لاتمداراحمدی نژاد هستند حرف های لاتی مداح ولایتمدار را منتشر کردند. این گروه از جاهل ها و لات های متدین که احمدی نژاد با ادب ترین شان است با ژستی مودبانه سعید حدادیان را “بی ادب و فحاش” خواندند و از ملت “فهیم و با فرهنگ” ایران خواستند در رابطه با “هتاکی” های این بی تربیت”چرت و پرت” گو قضاوت کنند، هتاکی هایی که تاریخ معاصر کشور ما سالیانی ست بارِ شباهت های ناگزیرش می کشد.

شعبان جعفری در خاطره گویی نقل می کند که به زمان شاه اگر مردمی پای منبر آخوندی شلوغ می کردند و به حرف های آخوند گوش نمی کردند، ایشان مردم را خطاب قرار می دادند و می گفتند:”ایهاالناس، این آقا با منبرش تو کون خوار و مادر هرکی که شلوغ کنه”

سعید حدادیان هم به رئیس جمهور ورئیس دولت امام زمان می گوید:”… آقای احمدی نژاد عورتت زده بیرون، می بُرنشان، حزب الله اینجوریه، رگ لاتی مونم هس واسه اینجور موقع ها، عورتت زده بیرون بابا، یا الله، گندم کجارو خوردی؟”

ادامه دارد

*******

منابع و زیرنویس:

ـ باقر مومنی، انقلاب بهمن ، آرش ، شماره ی 24، سال 1372.

ـ محمود راسخ، انقلاب لومپن ها؟، آرش، شماره 29، تیر ماه 1372.

ـ علی اکبر اکبری، لمپنیسم.

ـ مجتبی زاده محمدی، لومپن ها در سیاست عصر پهلوی(1342ـ 1304)، تهران: نشر مركز، 1385.

ـ مسعود بهنود، از سید ضیاء تا بختیار، تهران: انتشارات جاویدان، 1370.

ـ علی میرفطروس، محمد مصدق، آسیب شناسی یک شکست.

ـ محمد امینی، سوداگری با تاریخ، جلد یکم، شرکت کتاب( لس آنجلس)، تابستان 2012.

ـ گفت وگو شهروند با امير فرشاد ابراهيمی، شماره ۵۴۰، سال ۱۳۸۰. (ر.ک به سايت امير فرشاد ابراهيمی)

ـ مصاحبه با حاتم قادری، ماهنامه مهرنامه، سال اول، ش 1 ، اسفند 1388.

ـ مجتبی مقصودی، تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران، 1357ـ 1320 تهران: انتشارات روزنه، 1380.

ـ كوروش زعیم ، جبهه ملی ایران از پیدایش تا كودتای 28 مرداد، تهران: ایران مهر، 1378.

ـ غلامرضا وطن دوست، اسناد سازمان سیا درباره كودتای 28 مرداد و سرنگونی دكتر مصدق، با مقدمه دكتر همایون كاتوزیان، با همكاری حسین زنگنه و رضا هدشتی، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1379.

ـ جعفر مهدی نیا، قتل های سیاسی و تاریخی سی قرن ایران، تهران: انتشارات پاسارگاد، 1380.

ـ محمد ارسی، نخستين حلقه های قتل های زنجيره ای، انتشارات دهخدا، ۱۳۷۹.

ـ اسماعیل وفایغمائی، یاداشتکها. یاداشتک سی و یکم ماجرای اسمال تیغکش

http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2008/11/blog-post.html

14ـ شهدای میگون

http://meygoon.blogsky.com/1389/08/page/4

15ـ پشت پرده لباس شخصی ها به روایت حسن عباسی: برخی افراد بازنشسته نهادهای امنیتی با هدایت یک جریان سیاسی و مشارکت یک آقازاده!

http://www.sarihnews.com/siyasi/1284-1391-05-03-20-38-26

16ـ کبوتران ولایت یا پیک وحشت؛ لباس شخصی‌ها کیستند؟

http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Revolutionary_Guards_plain_clothes_Ebrahimi/1765957.html

17ـwww.hasbiiallah.parsiblog.com

18ـ سخنان سعید حدادیان

19ـ درباره ی اسمال تیغ زن

http://www.radiofarda.com/content/f4_Ismaeil_freed_prison_abuse/469047.html

20ـ تشكيل اولين كميته انقلاب اسلامی در مسجد لرزاده

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8811070620

*اراذل و اوباش یا افراد و طیف بزهکاران اجتماعی ای که حکومت اسلامی سالیانی ست تحت عنوان “اراذل و اوباش” به دستگیری و شکنجه و اعدام آن ها رو آورده است را می باید بخشی از طیف لومپن ها دانست که عمدتا از حاشیه ی شهرها و آلونک ها و حلبی آبادها برخاسته اند، ارتشی که بخش بزرگ اش به دلیل نیازهای مالی و اعتقادات مذهبی در خدمت روحانيت و حکومت اسلامی، به ویژه ارگان های سرکوب و گروه های فشار و کشتار قرار گرفته اند. این افراد در وجه غالب قربانیان فقر و بی عدالتی های اقتصادی و اجتماعی هستند. به نظر می رسد ناهنجاری رفتاری و”بزه کاری” اجتماعی آنان را در این چارچوب بتوان مورد توجه و بررسی قرار داد.

** درباره ی کمک های مالی رژیم شاه به لات ها و جاهل ها سخن بسیار بوده است، این ها نمونه هایی ست که از منابع مختلف نقل می شوند: “…….رژیم به عنوان پاداش به شعبان جعفری- سیف الله تاجبخش ـ و خدمات او قطعه زمینی در شمال پارك شهر و پولی به عنوان كمك به او داد تا یك زورخانه مدرن بسازد. این زورخانه در تاریخ 17آبان 1336 به دست شاه افتتاح شد …. علاوه بر این او تا سال های قبل از انقلاب از اداره كل تبلیغات و انتشارات و بعدها از وزارت اطلاعات حقوق می گرفت. این حقوق در ابتدا 1500 تومان و بعدها به 4000 و 10000 تومان افزایش یافت.”……جعفر مهدی نیا معتقد است كه شعبان در سرنگونی دولت مصدق و بازگرداندن شاه هیچ گونه نقشی نداشت. این طیب بود كه مردم را كه بیشترشان میدانی و ساكن جنوب شهر و دروازه قزوین بودند با صرف پولی كه در اختیارش گذاشته بودند به صحنه آورد و كار را تمام كرد. طیب سالها به دربار رفت و آمد داشت و اداره املاك پهلوی به او و چند قمه كش دیگر چون حبیب بلشویك و ایمان كوره و غیره كمك های مالی می كرد.”…. ده روز بعد از كودتا زاهدی میهمانی باشكوهی در باغ شخصی خودش در جماران به افتخار طیب، رمضون یخی و دیگران ترتیب داد. تمامی سران میدان نیز در آن شركت داشتند. بعد هم چند قطعه زمین به دستور زاهدی در جنت آباد به طیب و رمضون یخی داده شد.” ……كرومیت روزولت مجری كودتا بود كه برای انجام كودتای 25 مرداد یك میلیون دلار (معادل 8 میلیون تومان) در اختیار داشت كه همه آنها را در یك صندوق جا داده بود. از این مبلغ حدود صد هزار دلار (هشتصد هزار تومان) به دو عضو ایرانی گروه داده شد تا آن را بین چند باشگاه ورزشی و فقرای جنوب شهر توزیع كنند….” و……

*** هرچه می گفتم اهل میگون، یکی از روستاهای اطراف تهرانم، باور نمی کرد. او از طرفداران پرو پا قرص مرتضی تکیه بود. من هم با تعصب گفتم: من از بچه های حسین فرزین هستم. حسین فرزین و مرتضی تکیه از گنده لاتهای تهران بودند که پاتوق حسین در میدان امام حسین (فوزیه سابق) و پاتق مرتضی شهر ری بود. اینها با یکدیگر لج و لجبازی می کردند و هر چند وقت یکبار آدم های خودشان را برای دعوا و زد و خورد به سمت یکدیگر گسیل می دادند و بساط طرف مقابل را بر هم می زدند. حسین فرزین چون در ایران مهر و میدان امام حسین بود حس ناسیونالیستی بر من غالب شده بود و از ایشان طرفداری می کردم. ناگفته نماند چندین شام عزاداری امام حسین (ع) هم میهمان ایشان بودم…”

“… مرتضی تکیه بعدها پاتوق و گذرش کافه ها و رستوران های جاده پهلوی، به ویژه “چاتانوگا” و…. شد. نقل است برای اینکه رژیم پهلوی حسین فرزین را “گنده تر” کند در زندان شرایطی پیش آورد که فرزین؛ تکیه را زد. از آن هنگام حسین فرزین اسمی تر شد…. پرويز بادپا، قهرمان بوکس در روزهای انقلاب کمیته چی شد. جرم های متعددی برای خلاف کاری های او مطرح شد. او در مصادره ی اموال ثروتمندان نقش زیادی بازی می کرد. امثال بادپا در مناطق مختلف تهران و شهرستان ها زیاد بودند که خلخالی در “اعدام چاقو کش ها” برخی ازآن ها را اعدام کرد….”

***************

February 21, 2013 

منبع: وب سایت نشریه شهروند

http://www.shahrvand.com/archives/36599

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: