دریای خزر مقصد فاضلاب شهرهای ساحلی

Bandar Anzali

– بحران آلودگی دریای خزر به گفته برخی کارشناسان به مرحله‌ای رسیده که بحث سرطانزا بودن سم‌های موجود در آب مطرح شده است. هر چند که هنوز ارتباط مستقیمی بین میزان سرطان در استان‌های ساحلی به ویژه مازندران و آلودگی دریای خزر تایید نشده است.

ساماندهی پساب‌های شهرهای ساحلی مصوبه چند سال پیش دولت بوده و مسئولیتش بر عهده وزارت نیرو است. برخی مسئولان اجرای همین این مصوبه را یکی از مهم‌ترین عوامل جلوگیری از ورود آلودگی‌ها به دریای خزر می‌دانند.

– کشف‌رود را یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین منابع آبی در خراسان رضوی می‌دانند که حالا به منشا بیماری و آلودگی تبدیل شده است. خبرگزاری ایسنا گزارش داده این رودخانه پرآب و پاکیزه، حالا با ورود فاضلاب‌های خانگی و صنعتی به منبعی برای بیماری و تجمع انواع میکروب‌ها تبدیل شده است.

آنطور که حمید صالحی، مدیرکل محیط زیست خراسان رضوی، گفته، روزانه ۳۰۰ تانکر فاضلاب در کشف‌رود تخلیه می‌شود. به این فاضلاب‌ها صنعتی و تانکرهای فاضلاب باید فاضلاب‌های خانگی را افزود که از کوچه‌های مجاور به کشف‌رود وارد می‌شود که خاک حوزه این رود را هم برای کشاورزی سبزیجات آلوده کرده است

 این دو موضوع برنامه سی‌ و هشتم یک خانه، یک زمین در رادیو فردا است که می‌توانید اینجا بشنوید: 

یک خانه، یک زمین ۳۸؛ احتمال سرطان‌زا بودن سم‌های موجود در دریای خزر و کَشَف‌رود در خراسان رضوی پر از فاضلاب‌ خانگی و صنعتی

آزاده اسدی

۱۳۹۳/۰۷/۱۷

*********************

منبع: وبسایت رادیو فردا

 http://www.radiofarda.com/content/b21-iran-environmental-crisis/26629557.html

تصرف بخشی از جنگل‌های سردشت توسط شرکت‌های ساختمان‌سازی

jangal-sardasht

۴۰ الی ۵۰ هکتار از جنگل‌های سردشت به نام وزارت مسکن، راه و شهرسازی سند خورده و این وزارتخانه نیز این زمین‌ها را برای شهرسازی و ساخت و ساز به شرکت‌های خصوصی واگذار کرده است.

رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری سردشت از توابع استان آذربایجان غربی با بیان اینکه حدود ۵ الی ۶ هکتار از جنگل‌های این شهر به تصرف برخی شرکت‌های ساختمان سازی در آمده‌اند، گفت: پیگیری‌های قضایی برای توقف این تصرفات آغاز شده است.

«قادر قریشی» در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا گفت: تعدادی از شرکت‌های ساختمان سازی، در سالهای قبل به منظور ساخت مسکن وارد منابع طبیعی شده‌اند که موجب اعتراض اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شده و شکایت این اداره در مورد این تصرفات به مراجع قضایی اعلام شده است.

وی ادامه داد: مشکل اصلی از آنجا نشأت می‌گیرد که ۴۰ الی ۵۰ هکتار از جنگل‌های سردشت به نام وزارت مسکن، راه و شهرسازی سند خورده و این وزارتخانه نیز این زمین‌ها را برای شهر سازی و ساخت و ساز به شرکتهای خصوصی واگذار کرده است.

قریشی با بیان اینکه برای اقاله این اسناد به سازمان منابع طبیعی، اقدامات قانونی صورت گرفته اظهار کرد: با این وجود هنوز این سند‌ها به اداره منابع طبیعی اقاله نشده است و برخی شرکت‌ها نیز از این مسئله سوء استفاده کرده و دست به تصرف جنگل‌ها زده‌اند.

رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری سردشت افزود: تاکنون حدود ۵ الی ۶ هکتار از این جنگل‌ها به تصرف شرکت‌های ساختمان سازی در آمده، که ما این شرکت‌ها را به دادگستری معرفی کرده‌ایم و منتظر جواب دادگستری هستیم.

وی با اشاره به اینکه اکنون حدود ۶ سال است که این ساخت و ساز‌ها آغاز شده است، گفت: امیدواریم که وزارت مسکن و شهرسازی همکاری‌های لازم را با ما انجام دهند تا بتوانیم توسعه شهرسازی در سردشت را به گونه‌ای پیش ببریم که به جنگل‌ها آسیبی نرسد.

قریشی در پاسخ به اینکه آیا این شرکت‌های ساختمانی وابسته به نهادی نظامی هستند، گفت: در بین مردم چنین باوری رواج پیدا کرده است که این شرکت‌ها به برخی نهاد‌های نظامی وابستگی دارند، اما خود این شرکت‌ها آن را تکذیب می‌کنند و من هم به طور دقیق از این مسئله خبر ندارم.

1393-07-13

************************

منبع: وبسایت خبرگزاری ایلنا

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=210651

«دو تونلی که چهارمحال و بختیاری و خوزستان را خشکستان می‌کند»

احداث دو تونل گلاب ۲ و بهشت‌آباد که قرار است آب سرچشمه کارون و زاینده‌رود را به استان اصفهان منتقل کنند، با اعتراضات گسترده اهالی استان چهارمحال بختیاری و خوزستان روبرو شده است. مبنای این اعتراضات چیست؟

zayandeh rud

شش سال پیش برخورد یک دستگاه بولدوزر با لوله نفت در محور رودخانه زایند‌ه‌رود منجر به آلوده شدن آب رودخانه شد. در اثر این حادثه، آب اصفهان و اطراف آن به مدت دو هفته قطع شد.

همان زمان با این رویداد، ایده احداث تونل گلاب ۲ در میان مسئولان استان اصفهان شکل گرفت و با همکاری وزارت نیرو قرار شد این تونل، آب سرچشمه زاینده‌رود در استان چهارمحال و بختیاری را به سمت اصفهان هدایت کند تا در صورت بروز حوادث مشابه، اهالی استان اصفهان با قطع آب روبرو نشوند.

سه سال بعد، پروژه احداث تونل بهشت‌آباد در دستور کار وزارت نیرو قرار گرفت. این تونل نیز قرار است آب بیشتری از سرچشمه زاینده‌رود را در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان‌، به پشت سد زاینده‌رود منتقل کند.

نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۰ درباره ضرورت احداث این تونل به خبرگزاری‌ها گفت: «میزان آبی که در دو سه سال گذشته به پشت سد زاینده رود اضافه شده معادل میزانی است که از تونل اول و دوم تامین شده است و برای این که بتوانیم حجم آبی در حدود ۷۰۰ میلیون لیتر در سال به پشت سد اضافه کنیم چاره‌ای به غیر از احداث تونل بهشت آباد نداریم».

قرارداد احداث این تونل با قرارگاه خاتم‌الانبیا بسته شده است.

با انتشار این اخبار، اعتراضات مردم و نیز فعالان محیط زیست به احداث دو تونل یادشده بالا گرفت. اهالی دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان با برگزاری تجمع و تحصن و نوشتن بیانیه‌ها و نامه‌های اعتراضی، نسبت به عواقب احداث این دو تونل برای این دو استان هشدار دادند.

مرداد ماه امسال، وزیر نیرو در سفری غیرمترقبه به استان چهارمحال و بختیاری دستور توقف پروژه گلاب ۲ را صادر کرد. این اقدام وزیر، خشم نمایندگان اصفهان در مجلس را برانگیخت و آنان را روانه نهاد ریاست جمهوری کرد اما اجازه ورود به این نهاد به آنها داده نشد.

zayandeh rud-chaharmahal

                       دهانه زاینده‌رود در استان چهار محال و بختیاری

نمایندگان این اقدام را «توهین» به خود تلقی کرده و در اعتراض به آن در جایگاه هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی تحصن کردند. نماینده مبارکه در این تحصن با انتقاد از سیاست‌های وزارت نیرو اعلام کرد: «متاسفانه امروز برخی از روستاهای استان اصفهان و مناطق شهری این استان آب ندارند و بحران آب در این مناطق ایجاد شده که همه اینها به دلیل تصمیمات دولت قبلی و فعلی است.»

پس از آن استاندار اصفهان در مصاحبه‌ای اعلام کرد که دلیل توقف پروژه تونل گلاب ۲ نه به دلیل دستور وزارت نیرو بلکه به علت مشکلات دیگری بوده و بالغ بر ۲۴ دلیل داشته است. او عدم اطلاع‌رسانی در سطح ملی، دارا نبودن مصوبه وزارت نیرو و نداشتن مجوز زیست محیطی را از جمله این دلایل عنوان کرد.

استاندار اصفهان البته تاکید کرد که مجوزهای خواسته شده از سوی وزارت نیرو برای از سرگیری پروژه تونل گلاب ۲ آماده شده و استانداری منتظر دستور وزارتخانه برای راه‌اندازی دوباره تونل است.

به گفته او دریافت مجوزهای زیست محیطی نیز در حال انجام است و موضوع به شورای امنیت ملی رفته تا در آنجا برای آن تصمیم‌گیری شود.

چرا مردم چهارمحال و بختیاری و خوزستان با احداث تونل آب مخالفند؟

در حال حاضر پروژه احداث تونل گلاب ۲ در وزارت نیرو متوقف شده اما استانداری اصفهان با پیگیری به دنبال ادامه ساخت این تونل است. دلیلش هم کم‌آبی اصفهان و خشک شدن زاینده‌رود است که این تونل می‌تواند تا حد زیادی به برطرف کردن این مشکلات کمک کند.

اما دلیل مردم دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان در مخالفت با احداث این دو تونل چیست؟

عبدالکریم میرفرد، فعال مدنی و محیط زیست که در این زمینه تحقیقاتی انجام داده به دویچه‌وله (فارسی) می‌گوید که احداث دو تونل بهشت‌آباد و گلاب ۲، استان‌های چهارمحال بختیاری و خوزستان را به «خشکستان» تبدیل می‌کند.

او در توضیح دلایل این حرف خود ابتدا به تونل‌های قبلی که در این منطقه احداث شده اشاره می‌کند. اولین تونل آبی در چهارمحال و بختیاری در سال ۱۳۳۲ احداث شد و «کوهرنگ» نام گرفت. این تونل به منظور تامین آب آشامیدنی استان‌های مرکزی ایران احداث شد.

karun

 

پس از انقلاب اسلامی، دو تونل دیگر به نام‌های کوهرنگ ۲ و ۳ نیز احداث شدند که آب آشامیدنی استان‌های اصفهان، کرمان، یزد و چند استان دیگر را تامین می‌کنند. چند سال پس از احداث این تونل‌ها، کانال آبی گلاب ۱ احداث شد که آب شرب استان کاشان را تأمین می​کند. میرفرد تاکید می‌کند که مردم استان چهارمحال و بختیاری هیچگاه با ساخت این تونل‌ها مخالف نبوده‌اند چرا که ظرفیت انتقال آب آنها پایین است و ضرری به منابع آبی استان نمی‌رساند.

این در حالی است که به گفته آقای میرفرد، ظرفیت انتقال آب تونل گلاب دو ۲۰ برابر تونل‌های قبلی است و به راحتی می‌تواند استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان را به «خشکستان» تبدیل کند.

وی به وضعیت کنونی استان چهارمحال و بختیاری از نظر تامین آب آشامیدنی اشاره کرده، می‌گوید با وجود این که سرچشمه دو رود کارون و زاینده‌رود در استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد و این استان جزو مناطق پربارندگی ایران است، هم‌اکنون نزدیک به ۳۰۰ روستا در این منطقه فاقد لوله‌کشی آب هستند و آب آشامیدنی آنها از طریق تانکر تامین می‌شود. همچنین از تعداد ۸۵۰ رشته قنات موجود در این استان، ۴۵۰ رشته یعنی بیش از نیمی از آنها خشک شده‌اند.

نماینده شهرکرد در مجلس شورای اسلامی نیز در مخالفت با احداث دو تونل گلاب ۲ و بهشت‌آباد گفته است: «ظرفیت دهنه تونل گلاب دو، ۲۲ مترمکعب آب است، در حالی که کل ظرفیت آب ورودی زاینده‌رود حدود ۱۲ مترمکعب است. با این حساب و در صورت انتقال آب از طریق این تونل، دیگر آبی برای زاینده‌رود باقی نمی‌ماند و دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان به کلی خشک می‌شوند».

این نماینده به احداث تونل بهشت‌آباد نیز اشاره کرده و گفته است: «این تونل نیز در بهشت‌آباد و در عمق ۳۰۰ تا دو هزار متری زمین در حال احداث است که در صورت ادامه روند احداث، تمام قنوات و چشمه‌سارهای چهارمحال و بختیاری که در این عمق است، خشک و نابود می‌شود و این امر به خشکی و نابودی کارون و استان خوزستان نیز منجر خواهد شد».

«مردم این سه استان را به جان هم انداخته‌اند»

عبدالکریم میرفرد، فعال مدنی و محیط زیست تصریح می‌کند که هیچ کدام از اهالی چهارمحال و بختیاری و همچنین خوزستان با مسئله​انتقال آب از طریق تونل​های کوهرنگ یک و دو و سه و نیز تونل گلاب یک برای تامین آب آشامیدنی بقیه مناطق ایران مشکلی نداشتند و مخالفت آنها تنها با احداث تونل گلاب دو و تونل بهشت​آباد است.

او می‌گوید: «در صورتی که طرح تونل بهشت​آباد یا گلاب دو تکمیل بشود، متأسفانه ۶۰ درصد از اهالی خوزستان و چهارمحال بختیاری تحت تأثیر اثرات مخرب و زیان​بار این پروژه قرار می​گیرند. چرا که در یک پروسه چندساله با انتقال ظرفیت​ها و منابع آب زیرزمینی استان چهارمحال بختیاری، سرچشمه​های کارون و زاینده رود خشکیده شده و در استان چهارمحال بختیاری و خوزستان ما در آینده با یک کویر مواجه خواهیم بود».

او می‌گوید: «در افکارعمومی این قضیه را القاء می‌کنند که شرایط امروز زاینده​رود و بی​آبی​ آن، به دلیل مخالفت مردم چهارمحال بختیاری با انتقال آب شرب این استان به اصفهان است. در صورتی که در هیچ برهه​​ از تاریخ، حداقل از سال ۱۳۳۲ تا الان، مردم چهارمحال بختیاری و خوزستان علیرغم این کم و کاستی​ها و محرومیت​هایی که وجود داشته، هیچ​گاه با انتقال آب آشامیدنی برای دیگر نقاط ایران مخالفت نکرده‌اند».

اعتراض‌ها ادامه دارد

فعالان مدنی و محیط زیست استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان، ماههاست که اعتراضاتشان را به احداث دو تونل آبی گلاب ۲ و بهشت‌آباد ادامه می‌دهند. هفته گذشته در پی فراخوان فعالان مدنی استان چهارمحال و بختیاری برای برگزاری یک تجمع اعتراضی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، حدود صد نفر از این افراد از سوی نیروهای امنیتی احضار و تهدید شدند.

معترضان به دستور مستقیم وزارت نیرو برای توقف این طرح تکیه می‌کنند و معتقدند که استانداری اصفهان با ادامه پیگیری این طرح، کاری غیرقانونی انجام می‌دهد.

عبدالکریم میرفرد همچنین به مستندات حقوقی موضوع انتقال آب اشاره می‌کند که یکی از دلایل این اعتراضات است. او می‌گوید: «سازمان بین​المللی یونسکو برای طرح‌های انتقال آب شرایطی را پیش​بینی کرده که براساس آن حوزه مبدأ نباید با کمبود جدی آب مواجه شود و کیفیت زیست محیطی نیز در حوزه مبدأ و مقصد نباید مورد تخریب قرار گیرد. علاوه بر آن در قوانین خود جمهوری​ اسلامی در بند ۵ ماده ۱۷ برنامه چهارم توسعه اقتصادی تصویب شده که طرح انتقال آب بین حوزه​ای باید از دیدگاه توسعه پایدار و با رعایت حقوق ذی‌نفعان و برای تأمین نیازهای مختلف مصرف، صورت پذیرد و انتقال آب را مشروط کرده به در نظرگرفتن توجیه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی. اما هیچ کدام از این دو تونل حائز شرایطی که در قوانین بین​المللی و در قوانین داخلی به آن پرداخته شده، نیستند و عملاً توجیه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هم ندارند».

حالا از یک سو مردم اصفهان طومار برای یونسکو امضا می‌کنند تا به داد خشکی زاینده‌رود برسد و از سوی دیگر بختیاری‌ها به قوانین یونسکو استناد می‌کنند تا ثابت کنند که انتقال آب از چهارمحال و بختیاری به اصفهان، فاقد اصول پذیرفته‌شده‌ی بین‌المللی است.

در این میان، ایران هر روز بیشتر در کمبود آب و خشکسالی فرو می‌رود.

جنون سدسازی و تشدید بحران آب در ایران

01

بحران آب

به گفته علی‌رضا دائمی، سرپرست معاونت آب و آبفای وزارت نيرو، «منابع آبی از ۴۰۰ به ۲۰۰ ميليارد مترمكعب رسيده كه تنها ۹۲ ميليارد مترمكعب به جريان سطحی تبدیل شده و ۳۸ ميليارد مترمكعب به سفره‌های زيرزمينی نفوذ می‌کند».

02

خشک‌سالی

سرپرست معاونت آب و آبفای وزارت نيرو با اشاره به خشک‌سالی‌های چند سال گذشته می‌گوید: «سه چهارم كشور در ناحيه كاملا خشک قرار دارد و بارش‌هایی بين ۵۰ تا ۱۰۰ ميليمتر را تجربه می‌كند كه بخش مهمی از شهرنشينی و معادن در اين مناطق قرار دارند.»

03

ساده‌ترین راه، بهترین راه نیست

در سال‌های گذشته برای مدیریت نیاز روزافزون آب، ساده‌ترین راه یعنی سد سازی را انتخاب کردند. برابر اطلاعات منتشر شده توسط شرکت مدیریت منابع آب ایران (وابسته به وزارت نیرو)، تا کنون در ایران ۵۹۰ سد به بهره‌برداری رسیده‌، ۱۳۵ سد دیگر در دست ساخت و ۵۴۶ سد نیز در دست مطالعه هستند که در صورت اتمام ساخت تمام سدها، تعداد کل سدهای کشور به یک هزار و ۲۷۱ سد خواهد رسید.

04

نقش رودخانه‌ها در اکوسیستم

رودخانه‌ها نقش بسیار مهمی در اکوسیستم دارند. وقتی بر روی رودی پرآب سدی ساخته می‌شود، حوزه پایین دستی آن سد به طور حتم با مشکل کم آبی روبرو می‌شود و اکوسیستم آن منطقه به مرور زمان تغییر می‌کند. علاوه بر این، یکی از منابع مهم تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی نیز رودخانه‌ها هستند که با بستن سد، جلوی روند تغذیه سفره‌های آبی گرفته می‌شود.

05

تعادل برهم می‌خورد

در سال‌های گذشته افزایش مصرف آب به دلیل رشد چشمگیر شهرها و استفاده زیاد از آب در صنایع و در کشاورزی بوده است. شیوه‌های ناصحیح آبیاری باعث شده که مصارف کشاورزی بخش عمده مصرف آب را در ایران تشکیل ‌دهد. تامین این آب با «جنون سد‌سازی» بر روی رودخانه‌ها باعث برهم خوردن رابطه متعادل حق آب طبیعت و حق آب انسان شد.

06

حق آب طبیعت

به گفته معاون آب و آبفای وزارت نیرو، در حال حاضر۳۸ ميليارد مترمكعب آب به سفره‌های زيرزمينی نفوذ می‌کند. این میزان آب برای حفظ رطوبت خاک دشت‌های ایران کافی نیست و با ادامه این روند دشت‌های وسیعی بر اثر خشک‌سالی غیر قابل استفاده خواهند شد.

 07

کاهش میزان آب خروجی سدها

میزان حجم آب خروجی از سدهای ایران از ابتدای سال آبی جاری (مهرماه ۹۱) تاكنون ۱۷ ميليارد و ۴۰۰ ميليون مترمکعب گزارش شده است که در مقایسه با سال آبی گذشته ۱۲ درصد کاهش نشان می‌دهد. طبق آمار رسمی «میزان آب خروجی از سدها در مدت مشابه سال آبی گذشته، ۱۹ ميليارد و ۸۰۰ ميليون مترمکعب بوده است».

08

نبرد بر سر آب

درحالی که آب خروجی از سدها کاهش یافته است، کشاورزان ناچارند با حفر چاه‌های عمیق به صورت مجاز یا غیر مجاز آب مورد نیاز خود را از سفره‌های زیر زمینی تامین کنند. این اقدام در دشت‌های اطراف دریاچه ارومیه روند خشک شدن آن را تسریع کرد. نبرد بر سر آب بین استان‌های اصفهان و یزد شکل دیگری به خود گرفت.

09

حجم دینامیک، حجم استاتیک

حجم ديناميک به آب قابل برداشت و حجم استاتیک به آبی گفته می‌شود که نباید برداشت شود، زیرا برداشت آن فرونشست‌های زمين و فروچاله‌ها را ايجاد می‌كند. با کاهش حجم دینامیک آب، در سال‌های گذشته بر حجم برداشت از آب‌های سفره‌های زیر زمینی افزوده شده و اين اقدام اكنون در جنوب تهران و در استان‌های يزد، كرمان، اصفهان وهمدان باعث نشست زمین شده‌است.

10

نتایج بهره‌برداری از سفره‌های زیرزمینی

خشک شدن چشمه‌ها و قنوات، شور شدن منابع آب زیر زمینی، نشست زمین، خسارت به تاسیسات زیر بنایی، تبدیل زمین‌های کشاورزی به بیابان، خالی شدن مناطق روستایی و مهاجرت کشاورزان به شهرهای بزرگ از پیامدهای پایین آمدن سطح آب‌های زیر زمینی یا تخریب سفره‌های آب زیر زمینی است. اکنون برای نمونه از ۱۳ دشت استان همدان وضعیت دو دشت کبودرآهنگ و خماجین بحرانی اعلام شده و ۱۰ دشت دارای وضع ممنوعیت حفاری هستند.

11

آب برگشتی

به گفته معاونت آب و آبفای وزارت نیرو، ۲۹ میلیارد متر مکعب آب برگشتی وجود دارد که «تلاش شده» در قالب توسعه پایدار استفاده شود. این در حالی است که سیستم شهرسازی ایران به گونه‌ای است که آب مصرفی منازل در سیستم بازیافت فاضلاب یا اگو قرار نمی‌گیرد، بلکه به درون چاه‌ها در منازل مسکونی روانه می‌شود.

12

آبی که به هدر می‌رود

در حالی که به گفته معاونت آب و آبفای وزارت نیرو، «سه چهارم ایران در ناحیه کاملا خشک قرار دارد و بارش‌ها به ۷۵ درصد بارش‌های نرمال کاهش یافته است»، با این حال کوچکترین بارندگی اوضاع شهرهای ایران را آشفته می‌کند. از سوی دیگر نبود زیرساختارها باعث شده آب حاصل از همین بارش نیز به هدر برود.

13

انگار نمی‌دانند

هرچند ۷۵ درصد کل زمین را آب پوشانده است، اما تنها ۳ درصد از کل آب‌های موجود بر روی کره زمین آب شیرین است. هر میزان از آلودگی این آب به معنی تشدید «بحران آب» است.

14

عدم فرهنگ سازی

بحث اسراف در مصرف آب و عدم فرهنگ‌سازی برای شهروندان در مصرف آب زمانی بالا می‌گیرد که شیرهای آب خشک می‌شوند.

15

بهای واقعی آب

طبق آمارهای رسمی،در ایران » ۹۹ درصد به آب شهری و ۸۶ درصد به آب روستايی دسترسی دارند». منابع رسمی قيمت تمام شده آب شرب را هم اكنون (به قيمت سال ۹۰) حدود ۵۹۰ تومان و قيمت تمام شده آب كشاورزی را مترمكعبی۸۰ تومان اعلام کرده‌اند. باید بدانیم که «بهای واقعی» آب بسیار با ارزش‌تر از ارزش هر پولی است.

نویسنده: میترا شجاعی

02.10.2014

**********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%AF%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF/a-17970832

«جمهوری اسلامی؛ آتش به جان آب»

mohit zist

«جمهوری اسلامی» آتش به جان آب ایران زده است. خشک شدن دریاچه‌های ارومیه و بختگان و گاوخونی و هامون و حالا لتیان و لار، و رودهای زاینده‌رود و کارون، تنها معدودی از جلوه‌های مشهور بحران و شواهد ملموس فاجعه‌اند. 

این مکتوب بی‌‌آنکه بخواهد از مسئولیت یک‌یک شهروندان ایرانی در ایجاد بحران فاجعه‌بار و در حال تعمیق آب در ایران، و نیز جایگاه موثر آنان در کمک به کاستن تدریجی از بحران و پیشگیری از آن صرف‌ نظر کند، بر عرصه‌ای تمرکز می‌نماید که نقشی متمایز در وقوع بحران و نیز تعدیل عوارض آن و غلبه بر فاجعه دارد: حکومت. 

در بحرانی که فراگیرشونده و در حال تعمیق، معاون رئیس‌ جمهور را واداشته که بگوید: «مردم باور کنند که مشکل داریم»، نقش حکومت ممتاز و متمایز است. این ادعا، تنها به جمهوری اسلامی امروزین و ابتدای دههٔ ۹۰ اشاره ندارد؛ مراد کارنامهٔ حکومتی است که وضع را به چنین نقطهٔ فاجعه‌خیزی کشانده است. 

مدیران ارشدی که به‌ویژه پس از پایان جنگ هشت ساله، و ورود ایران به حوزهٔ بازسازی و توسعه، در مقاطع گوناگون، و در حوزه‌های مختلف، زمام امور را در اختیار داشتند، بی‌توجه به اهمیت نگاه سیستمی و برکنار از نگاه کل‌نگر، هر یک به توفیق زودهنگام خویش، یا افزایش صوری کارنامهٔ کاری خود، و البته هزینه‌کرد «دلارهای نفتی» نظر داشتند. و این، مستقل از اشاره به سوء‌استفاده‌ها و داوری در مورد انگیزه‌های اقدام‌های پرهزینه و تخریب‌گر محیط زیست است. 

از هزینه ـ فایدهٔ سدسازی‌های پرهیاهو و پرخرج و بی‌مطالعه گرفته تا عدم مدیریت و نظارت بر حفر چاه‌های عمیق، و از بی‌اعتنایی به ترمیم و بازسازی لوله‌های فرسودهٔ در شهرهای بزرگ کشور ـ و به‌ویژه پایتخت ـ تا عدم مهار سیلاب‌ها و استفاده نکردن از پسمانده‌های آب و فقدان بهره‌برداری از فاضلاب و پس‌آ‌ب‌های صنعتی، جملگی فهرست مطولی را شکل می‌دهد که در جای جای آن، فقدان مدیریت علمی و کلان‌نگری که رویکردی سیستماتیک داشته باشد، ملموس است. شواهد در این راستا، کم نیستند؛ دو گواه تأمل‌برانگیز چنین‌اند: 

نخست، ارزیابی وزیر نیرو؛ او تصریح می‌کند که «در چند سال گذشته در سدسازی افراط کردیم چون تمام این سد‌ها بالغ بر ۷۶ میلیارد متر مکعب آب را می‌توانند تنظیم کنند در حالی که میزان آب موجود در این سد‌ها ۴۶ میلیارد مترمکعب است.» 

و دیگر، اظهار نظر سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس؛ او در گزارشی تکان دهنده، می‌گوید: «بعد از انقلاب سود کشور از تولید پسته استان کرمان چیزی در حدود ۳۰ میلیارد دلار بوده؛ اما برای تولید این میزان پسته ۸۰ میلیارد دلار منابع آبی مصرف شده است.» 

مدیریت‌های جزئی‌نگر، تنها خود را در سدسازی‌های بی‌مطالعه نشان نمی‌دهد؛ دریاچهٔ چیتگر در کنار تهران، یکی از نمونه‌های عدم تعادل و فقدان نگاه سیستمی در جمهوری اسلامی است. 

در کنار شواهد پیش‌گفته می‌توان به شاخص‌های مهم دیگری اشاره کرد؛ از جمله این‌که تغذیهٔ سفره‌های زیرزمینی از آب حاصل از مهار سیلاب‌ها در صد‌ها هزار هکتار زمین، هنوز که هنوز است به امان خدا‌‌ رها شده، و این در حالی است که استخراج بی‌رویهٔ آب‌های زیرزمینی و عمیق‌تر شدن چاه‌ها ادامه دارد؛ چاه‌هایی که شمار موارد «غیرمجاز» آن افزون بر ۶۵۰ هزار حلقه برآورد شده است. 

قابل اشاره است که از حدود ۶۰۹ دشت در کشور، حدود ۲۹۸ دشت با بیلان منفی آب زیرزمینی مواجه هستند؛ یعنی مقدار آبی که توسط بارش وارد زمین می‌شود، از مقداری که برداشت می‌شود کمتر است. 

هم‌زمان، برپایی و احداث پرسر و صدا اما بی‌مطالعهٔ کارخانه‌ها در شهرهای بزرگ کشور، بر بحران آب در کشوری که متوسط بارش سالانه در آن، یک چهارم متوسط جهانی است، تأثیری غیرقابل انکار بجای نهاده است. و این مستقل از پیامدهای افزایش نرخ شهرنشینی و گسیل روستاییان و شهروندان ساکن شهرهای کوچک به مراکز استان‌هاست. آن‌جا که ابعاد حاشیه‌نشینی را تنها در مشهد، به رقمی فرا‌تر از میلیون رسانده است. 

سوء‌مدیریت در حوزهٔ آب، کار را بدانجا رسانده که حتی در استانی مانند چهارمحال و بختیاری که از بارش مناسبی برخوردار است نیز در حال حاضر در ۲۱۷ روستا از این استان آب با تانکر جابه‌جا می‌شود و در ۱۰ شهر این استان نیز جیره‌بندی آب رخ داده است. 

در کنار این همه، نمی‌توان از پیامدهای اقتدارگرایی حاکم یاد نکرد. آنجا که شکاف میان ملت و حکومت، موجب عدم اعتماد مردم به مسئولان، و درنتیجه ناهمسویی در مواجهه با بحران‌ها (ازجمله بحران آب) می‌شود. تمکین نکردن بخش مهمی از جامعه به نصیحت‌های حکومتی و توصیه‌های مقام‌های مسئول، ریشه در همین شکاف و قهر و بی‌اعتمادی دارد. چنین است که معاون اول روحانی، هم‌زمان با گزارش کردن این خبر تلخ که «آب لتیان و لار چند روز دیگر تمام می‌شود»، تاکید می‌کند: «مردم باور کنند که مشکل داریم». 

بخش مهمی از مردم اما هنوز ـ و مبتنی بر‌‌ همان شکاف پیش گفته و عدم اعتماد به حکومت ـ گزارش جهانگیری را «باور» نمی‌کنند. بحرانی ‌که عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی و رئیس کمیته احیای دریاچه ارومیه را وامی‌دارد بگوید: «مشکل اصلی که ما را تهدید می‌کند و از اسرائیل و آمریکا و دعواهای سیاسی و… خطرناک‌تر است مسئله زندگی ملت است. این است که فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود و کسی به این فکر نیست. آب‌های زیرزمینی تحلیل رفته‌اند و بیلان منفی آب بیداد می‌کند و کسی به فکر نیست. اگر وضعیت اصلاح نشود ایران ۳۰ سال دیگر کشور ارواح می‌شود چون همه کشور تبدیل به کویر می‌شود.» 

این، شاید اوج هشدار باشد. هشداری که اگر گوش شنوایی در حکومت ندارد، شهروندان دل‌نگران ایران ناگزیر به توجه به آن هستند. در متن بحران، و در زمانهٔ حاکمیت اقتدارگرایی و عوارض بی‌کفایتی و سوء مدیریت، این جامعه مدنی است که باید به داد ایران و خود برسد. 

برای مقابله با فاجعه، گریزی نیست جز ایجاد فشار افکار عمومی و مطالبهٔ مدیریت بحران در حکومت، و نیز هم‌زمان، رعایت آب. فرهنگ‌سازی برای مصرف بهینهٔ آب اگر از حکومت اقتدارگرا برنمی‌آید، می‌تواند که از دل کنشگران ایران‌دوست و جامعه مدنی بجوشد.

مرتضی کاظمیان

۱۳۹۳/۰۶/۳۰

**********

منبع: وبسایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f8-iran-and-water-crisis/26598191.html

درخواست مسئولان محیط زیست از ائمه جمعه برای اقامه نماز باران

مدیرکل محیط زیست استان تهران با توجه به خشکسالی های اخیر از رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور اقامه نماز باران را درخواست و ابراز امیدواری کرد که این قبیل اقدامات با عنایت به عقبه دینی و مذهبی مردم و توجه آنها به احادیث و روایات مربوطه در کاهش مصرف بی رویه آب اثربخش باشد.

baran

به گزارش خبرگزاری مهر، محمدهادی حیدر زاده با اشاره به اینکه بحران کم آبی و خشکسالی نه تنها به محیط زیست و اقتصاد لطمات جبران ناپذیری وارد خواهد کرد بلکه مستقیما سلامت و بهداشت عمومی را هدف قرار می دهد، تصریح کرد: برپایه اخبار واصله از هواشناسی کشور کاهش تعداد روزهای بارانی در پاییز حکایت بر این دارد که تا پایان آبان ماه فقط شاهد دو روز بارش باران در کلانشهر تهران خواهیم بود و با توجه به گزارشات موجود از ذخایر آبی در استان تهران این به معنی فاجعه ای است که قطعا مشکلاتش در آینده نزدیک پدیدار خواهد شد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران ادامه داد: با توجه به اهیت بالای موضوع، مکاتبه ای با حضرت حجت السلام و المسلمین تقوی رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور به انجام رسید و درخواست اقامه نماز باران بصورت یکپارچه در سراسر کشور با توجه به موضوع کم آبی خصوصا در استان تهران مطرح شد.

حیدرزاده هدف از این موضوع را افزایش حساسیت عمومی در کنار مسائل معنوی و روحانی بیان کرد و افزود: در این نامه همچنین از رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور تقاضا شد با انجام هماهنگی های مربوطه، اطلاع رسانی لازم درخصوص اهمیت مدیریت مصرف آب از تریبون مساجد توسط ائمه جماعات صورت پذیرد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران و رئیس کارگروه مخاطرات زیستی استان در پایان اظهار امیدواری کرد: این قبیل اقدامات با عنایت به عقبه دینی و مذهبی مردم و توجه آنها به احادیث و روایات مربوطه و همچنین ایفای نقش تاثیرگذار در شرایط سخت و بحرانی، بی تردید در کاهش مصرف بی رویه آب و صرفه جویی لازم در این حوزه اثربخش خواهد بود.

۱۳۹۳/۶/۲۹

*********

منبع: وبسایت خبرگزاری مهر

http://www.mehrnews.com/detail/News/2373524

نیم کیلو سم در سال، در برنامه غذایی هر ایرانی

 هوای آلوده، غذای ناسالم، آب آلوده و خاک مملو از سموم و کودهای شیمیایی؛ تندرست ماندن در ایران آسان نیست. اما این تمام ماجرا نیست. یکی از مسئولان کشاورزی ایران می‌گوید، هر ایرانی سالانه حدود نیم کیلو سم کشاورزی میل می‌کند.

مردم ایران سال‌هاست که با آلودگی هوا و مواد غذایی ناسالم سر می‌کنند که بزرگترین عامل و زمینه‌ساز بیماری‌هایی چون سرطان، سکته‌های مغزی و قلبی است. چندی پیش اعلام شد که ظرف ۲۰ سال آینده در ایران میزان ابتلا به سرطان ۸۰ درصد افزایش می‌یابد.

وضعیت آلودگی هوا گویا قرار نیست بهتر شود؛ محققان دانشگاه شریف به تازگی اعلام کرده‌اند که برخی سوخت‌های عرضه شده در تهران بین ۲۰ تا ۸۰۰ برابر استاندارد، آلاینده گوگرد تولید می‌کنند. رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران هم با استناد به آمار، از سالانه ۲۴۰۰ مورد مرگ در اثر آلودگی هوا تنها در تهران خبر داده است.

شیر آلوده برای مقابله با هوای آلوده؟

شهروندان کلان شهرهای ایران در اوج آلودگی هوا برای مصون ماندن از آسیب‌ها، راهی نداشتند جز در خانه ماندن. به شهروندان توصیه می‌شد که برای کاهش اثرات سوء آلودگی بر سلامتی از محصولات لبنی استفاده کنند. اما محصولات لبنی هم در ایران سالم نیستند. چندی پیش در ایران استفاده از روغن پالم در محصولات لبنی خبرساز شد. روغنی که به دلیل بهای پایین، در برخی محصولات لبنی جایگزین چربی طبیعی می‌شود. روغن پالم بر روی سیستم‌های قلبی و عروقی رسوب می‌کند و می‌تواند سرطان‌زا باشد. خبر از سوی شماری از مقام‌های دولتی تائید شد، تولیدکنندگان در ابتدا منکر استفاده از این روغن شدند و وزارت بهداشت از نظارت جدی بر صنایع لبنی خبر داد.

برخی سوخت‌های عرضه شده در ایران بین ۲۰ تا ۸۰۰ برابر استاندارد، آلاینده گوگرد تولید می‌کنند

از سوی دیگر به گزارش شبکه خبر ایران، موارد زیادی گزارش شده که محصولات لبنی از جمله شیر، خامه و پنیر خامه‌ای پیش از انقضای تاریخ مصرف، فاسد شده‌اند. مشاور مدیرعامل صنایع شیر ایران دلیل این مشکل را رعایت نکردن زنجیره‌ی سرما از لحظه‌ی تولید تا رسیدن به دست مشتری می‌داند.

پس شاید بتوان گفت این روزها زیان استفاده از مواد لبنی، در ایران بیش از سود آن است.

خاک ناپاک

به این مجموعه حالا باید خاک ناپاک را هم اضافه کرد. خاکی که حاوی سموم و کودهای غیراستاندارد است.

روزنامه شهروند از قول سعید سلیمانی مدیر زراعت سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی می‌نویسد: «هر ایرانی سالانه حدود نیم کیلوگرم سم کشاورزی مصرف می‌کند.» در این گزارش آمده است که در ١٠‌سال گذشته مصرف کودهای شیمیایی و سموم در تولیدات کشاورزی از ٢/٥ به ٦/٥ میلیون تن افزایش داشته است.

از سوی دیگر آبیاری بخش بزرگی از زمین‌های کشاورزی در تهران با فاضلاب همچنان ادامه دارد.آبیاری با فاضلاب و استفاده از سم‌ها و کودهای شیمیایی ممنوعه مشکلی است با پیشینه طولانی و بخشی از چرخه‌ی مواد غذایی آلوده در پایتخت.

رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران پیش از این گفته بود، در پیازی که در پایتخت مصرف می‌شود پنج برابر میزان استاندارد نیترات وجود دارد. نیترات هم ماد‌ه‌ای است سرطان‌زا. نمونه‌گیری از آب لوله‌کشی برخی از واحدهای مسکونی در تهران هم نشان داده است که در مواردی میزان نیترات موجود در آب تا دو و نیم برابر استانداردهای بین‌المللی است.

ضرورت تولید مواد طبیعی

آب و خاک و هوا و گیاهان آلوده؛ شهروند ایرانی برای تندرست ماندن چه باید بخورد؟ راه نجات آیا در استفاده از تولیدات ارگانیک یا مواد صدر در صد طبیعی است؟

روزنامه شهروند با نگاهی به پیشینه اینگونه تولیدات در غرب می‌نویسد: «استفاده از سموم و مواد شیمیایی در تولید محصولات کشاورزی و دستکاری ژنی و هورمونی برای تولید گوشت و مواد پروتیینی آن‌ها را نگران کرد و به سمت تولید ارگانیک سوق داد. درحال حاضر بیشتر از ۵۰ ‌درصد بازار موادغذایی کشورهای پیشرفته مملو از کالاهایی است که با شیوه‌ای کاملا طبیعی و بدون هرگونه آلودگی شیمیایی تولید شده‌اند.»

چندی پیش در ایران استفاده از روغن پالم در محصولات لبنی خبرساز شد

هرچند که در ایران هم چندسالی است که بحث تولید ارگانیک مطرح شده است و کالاهایی با این برچسب وارد بازار شده‌اند، اما روزنامه‌ی شهروند می‌نویسد: « به گفته فعالان این عرصه نه‌تنها مشتریان ایرانی که حتی مدیران رده بالای کشوری مفهوم ارگانیک را به درستی نمی‌دانند.»

در شیوه تولید ارگانیک، خاک مزرعه باید از هرگونه کود و ماده شیمیایی بری باشد. در فرآیند تولید و نگهداری محصول هم نباید از هیچ ماده شیمیایی استفاده شود. در مورد تولید گوشت و مواد پروتیینی ارگانیک، مسئله پیچیده‌تر هم می‌شود؛ حیوان نباید از هیچ دارو و هورمونی استفاده کند و بهره‌گیری از علوفه و خوراک آلوده به مواد شیمیایی نیز ممنوع است.

شاید با تبلیغ بتوان مردم را به سوی خرید تولیدات ارگانیک سوق داد اما پرسش اینجاست که مواد ارگانیک کشاورزی را در کدام خاک باید پرورش داد؟

بهزاد عین‌اللهی عضو هیأت علمی دانشگاه بقیه‌الله می‌گوید: «مصرف بی‌رویه اوره و فسفات باعث قلیایی شدن خاک کشور و تخریب آن شده است به گونه‌ای که درحال حاضر تنها ١٨درصد از خاک کشاورزی ایران درحد ایده‌آل باقی مانده است.»

به نوشته‌ی «شهروند»، مشکلاتی چون عدم آشنایی درست با مفهوم ارگانیک، بی‌اعتنایی مصرف‌کننده به این محصولات به دلیل نبود این فرهنگ و هزینه بالا، تولید اندک، وجود کالاهای تقلبی با برند ارگانیک و ضعف نظارت بر بازار ارگانیک ایران باعث شده تا تولید محصولات کاملا طبیعی در ایران زیر سه دهم درصد باشد. به نوشته «شهروند» عمده تولیدکنندگان ارگانیک در کشور محصولات خود را با هدف بازارهای صادراتی تولید می‌کنند و نه بازار داخلی.

در بازار داخلی، مصرف‌کننده ایرانی می‌ماند و مشکلاتی چون وجود موادغذایی غیر استاندارد و نبود نظارت جدی بر صنایع غذایی و هوا و خاک و آب آلوده و این پرسش که برای سالم ماندن چه باید خورد و کجا باید نفس کشید؟

 16.09.2014

 *********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/a-17925905

جلال ایجادی: خامنه ای، احمدی نژاد، روحانی، ویرانگران محیط زیست

Jalal Ijadi

 

خامنه ای، احمدی نژاد، روحانی، ویرانگران محیط زیست

جلال ایجادی

ویرانگری زیست محیطی در ایران بیش از هرچیز نتیجه سیاست غیرمسئولانه و سوء مدیریت و بی کفایتی مسئولان کشوری است. بحران و خشک شدن دریاچه ارومیه، خشکی دریاچه ها و رودها در ایران، ریزگردهای پیاپی، بحران آب، آسیب در سفره های آبهای زیرزمینی، آلودگی رودها، تخریب روزانه 40 هکتاری و آتش سوزی پیاپی در جنگلها، افزایش بیسابقه مرگ و میر و بیماری های ناشی از آلودگی ها، مصرف بنزین های آلوده و سرطان زا، رهاکردن فاضلابها و پسابهای صنعتی و شهری در رودها و دریاچه ها و دشتها، فقدان یک فرهنگ مسئول زیست محیطی در جامعه، عدم رعایت پیمانهای بین المللی زیست محیطی مانند کنوانسیون رامسر، افزایش بیابانزائی، تخریب دنیای وحش ایران، تخریب پارکهای حفاظت شده، نبود تعداد لازم نگهبان و متخصص و بازرس و پژوهشگر برای حفاظت منابع طبیعی، فقدان آمار منظم و درست در باره آسیبها و خرابی های محیط زیست، مانع تراشی در برابر فعالیت کنشگران محیط زیست، سرکوب نهادهای مستقل، عدم استقلال دادگاهها برای بررسی متخلفان زیست محیطی، وجود بوروکراسی فاسد و بی کفایت در عرصه زیست محیطی، فقدان بودجه کافی جهت نگهداری محیط زیست ایران، همه و همه ناشی از سیاستهای حکومت اسلامی است. علت اصلی ویرانگری زیست محیطی در ایران، نه عامل اقلیمی بین المللی، بلکه سیاستهای خانمانسوز حکومتی است.

آسیبهای ناشی از سیاست حکومت

آسیب های برشمرده در بالا اتفاقی نیستند، بلکه در جامعه ای که با مدیریت نابسامانی همراه است، در جامعه ای که با اقتصاد نفتی و رانتی مشخص میشود، در جامعه ای که حرص سودجویانه و مصرف گرایانه رفتارهای حاکمان و بسیاری از شهروندان را بیمار ساخته است، در جامعه ای که فرهنگ اکولوژیکی مستقر نیست، در جامعه ای که دستگاههای ادارای و دولتی در تخریب محیط زیست فعالند، در چنین کشوری آسیبها و ویرانگری ها ریشه در سیاست و اقتصاد و ایدئولوژی حاکم دارند. طبق یک بررسی جدی از شاخص عملکرد محیط زیست توسط دانشگاه ییل آمریکا، مقام ایران در میان ۱۳۲ کشور از مرتبه ۶۷ در سال ۲۰۰۸ به مرتبه ۷۸ در سال ۲۰۱۰ و ۱۱۴ در سال ۲۰۱۱ سقوط کرده است. این سقوط نتیجه رشد وخامت در شاخص های محیط زیست ایران است. روشن است که این افت زیست محیطی، هزینه سنگینی برای کشور ببار میاورد. بعنوان نمونه آخرین برآورد بانک جهانی نشان می‌دهد که خسارات سالیانه آلودگی هوا در ایران، شامل خسارات ناشی از مرگ و میر شهروندان، درمان بیماری‌های ریوی و خونی و عصبی ناشی از این آلودگی ۱۴ هزار میلیارد ریال، یعنی معادل ۶/ ۱ درصد تولید ناخالص ملی است. کشوری که هوای خود را به لحاظ افزایش آلاینده ها مسموم میکند متاسفانه و بناگزیر بیماری و مرگ را برای شهروندان آسان مینماید. بنا به گفته شهرداری تهران سالانه یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن آلاینده مرگبار وارد هوای تهران می‌شود. سازمان بهداشت جهانی در گزارشی اعلام نموده سالانه حدود ۸۰ هزار ایرانی جان خود را بر اثر آلودگی‌های محیطی از دست می‌دهند. همچنین براساس آمارهای وزارت بهداشت ایران سالانه ۴ هزار و ۵۰۰ تهرانی بر اثر آلودگی هوا می‌میرند. چنین وضع خطرناک ناشی از آلاینده‌هائی در هوا همچون مونوکسیدکربن، دی اکسید نیتروژن، سولفو دی اکسید، سرب، جیوه، آرسنیک، بنزن و گازهای اسیدی میباشد و تمامی این آلاینده ها روی دستگاه تنفسی آثار سوء برجا می گذارند و نیز قرار گرفتن در برابر اشعه و پارازیت موجی بمیزان ۳۰ برابر خطر تولد نوزاد معلول و عقب‌مانده ذهنی را افزایش می‌دهد. زمانی که هوا مسموم میشود و انسانها را بیمار میکند یا می کشد و زندگی طبیعت را آشفته میکند، اتفاقی نیست، بلکه این امر نتیجه پخش گازهای سمی بنزین ها، خشک شدن دریاچه ها و رودها و نابودی جنگلها و در نهایت نتیجه یک الگوی مخرب سیاسی و اقتصادی و تولیدی میباشد. بسیاری از کشورها جنگلها را توسعه میدهند حال آنکه نیمی از جنگل‌های ایران در ۳۰ سال گذشته نابود شده و مساحت آنها به ۱۲‌میلیون هکتار رسیده است. جنگلهای ایران را تصمیم های دولتی و اداری، بولدوزرهای سپاه پاسداران، خرابکاری بخش خصوصی و فقدان بودجه جهت نگهداری و حفاظت نابود میکند.

افزایش بودجه نظامی و سقوط بودجه ناچیز محیط زیست

بودجه اختصاص یافته به محیط زیست در لایحه بودجه ۱۳۹۲ حدود ۱۴/ ۰ درصد کل مبلغ بودجه بشمار میرفت و البته بر اساس منابع دولتی این مبلغ بودجه محیط زیست ایران نسبت به سال 1391 در مجموع ۳۰ درصد کم شده بود. این تصمیم گیری در حالی بود که شاخص‌های محیط زیستی ایران در وضعیت بسیار بدی قرارداشتند. میزان بودجه سال ۱۳۹۲ برای محیط زیست نشان می‌داد، سیاست ویران کننده دولت‌های نهم و دهم پیوسته در دستور کار است. حال ببینیم در دوران آقای روحانی چه اتفاقی افتاد؟ همانطور که جامعه ایران شاهد بود در برنامه ی انتخاباتی حسن روحانی، محیط زیست و نجات دریاچه ارومیه بسیار مهم قلمداد میشد. ولی پس از انتخابات علیرغم برخی تبلیغات برای نجات ارومیه، سیاست ویرانگر و بی توجهی و دروغ ادامه دارد.

گزارش جدید روابط عمومی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، در بررسی لایحه بودجه سال 1393 کل کشور در بخش محیط زیست، نشان می دهد که میزان اعتبارات بخش محیط زیست 2,204,187 میلیون ریال است. این امر در حالی است که سهم بودجه فصل محیط زیست در بین سایر فصل ها (13/0 درصد کل )، نسبت بسال پیش کاهش یافته است. این کاهش سهم بودجه محیط زیست در زمانی صورت میگیرد که مرگ دریاچه ارومیه، آلودگی شدید هوای کلانشهرها، خیمه سهمگین ریزگردهای داخل ایران و کشورهای عربی بر آسمان کشور، انباشت آلودگی های نفتی و سموم کشاورزی در سواحل دریا و رودخانه ها، پخش آلودگی های اتمی، تداوم تخریب و ویرانی تالاب های ایران، وضعیت نابسامان حیات وحش، تخریب جنگل های حفاظت شده، به همراه هزاران مشکل زیست محیطی دیگر، وضعیت مدیریت محیط زیست ایران را اسفبارتر از پیش نشان می دهد. در حالیکه بودجه محیط زیست حتا به یک درصد بودجه کشوری نمیرسد و در طی دوسال از حدود ۱۴/ ۰ به حدود ۱3/ ۰ کل بودجه سقوط میکند، بودجه نظامی با افزایش شگفت انگیزی برخوردار است.

بودجه سال 1393 کل کشور از حیث منابع بالغ بر هشت میلیون و سی و سه هزار و چهارصد و هشتاد و چهار میلیارد و پانصد و هشتاد و یک میلیون ریال (8033484581 میلیون ریال) و از حیث مصارف بالغ بر هشت میلیون و سی و سه هزار و چهارصد و هشتاد و چهار میلیارد و پانصد و هشتاد و یک میلیون ریال (8033484581 میلیون ریال) میباشد. بررسی بخش هایی از لایحه پیشنهادی دولت برای بودجه سال 1393 کل کشور نشان می دهد که بودجه نیروهای نظامی و سرکوب و دستگاه دولتی بطور وسیع افزایش یافته است. حسن روحانی با توجه به درگیری های درون حکومتی و فشار نظامیان بودجه ارتش و سپاه پاسداران را افزایش چشمگیری بخشیده است. همچنین بودجه وزارت خارجه 60 درصد و بودجه شورای نگهبان 45 درصد افزایش یافته است. به گزارش مهر(۱۳۹۲/۹/۱۸)، بررسی بودجه برای نهادهایی نظیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، سپاه پاسداران، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، سازمان بسیج مستضعفان، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، وزارت امور خارجه و ارتش حکومت اسلامی، نشان می دهد که دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی رقمی معادل 183 هزار و 798 میلیارد و 814 میلیون ریال را برای این نهاد ها و دستگاه های دولتی در بودجه سال 1393 پیش بینی کرده است.

در این میان بیشترین افزایش مربوط به بودجه ارتش جمهوری اسلامی بوده است چرا که پیشنهاد دولت برای بودجه این نهاد در سال 1393 رقمی معادل 51 هزار و 85 میلیارد و 584 میلیون ریال است در حالی  که میزان بودجه ارتش در قانون بودجه 1392 مبلغ، 34 هزار و 446 میلیارد و 164 میلیون ریال پیش بینی شده بود، بررسی این موضوع نشان می دهد دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی بودجه ارتش را حدود 50 درصد نسبت به رقم پیشنهادی دولت قبلی در سال گذشته افزایش داده است. سه نهاد نظامی نظیر ارتش، سپاه و نیروی انتظامی از بالاترین افزایش بودجه برخوردار شده اند. در چنین شرایطی همین دولت بودجه ناچیز محیط زیست را بازهم کاهش میدهد. آیا این امر اتفاقی بوده یا یک انتخاب سیاسی است؟ (رجوع شود به مقاله های پیشین من در پاورقی).

بنابراین اگر محیط زیست ایران تخریب میشود به این خاطر است که خامنه ای و احمدی نژاد و روحانی با اراده ای آشکار، زیستبوم ایران را از امکانات مالی و نیروهای انسانی لازم محروم کرده و بازهم بیشتر محروم میکنند و به خرابکاری خود ادامه خواهند داد. هیچ امیدی به این دستگاه ولایت فقیهی نباید داشت، زیرا منافع تنگ نظرانه اقتصادی و سیاسی و دینی حاکمان در تضاد با منافع و مصالح زیستبوم ایران و سلامتی و شادمانی شهروندان جامعه است. مستبدان دینی حریص حاکم جز منافع کوتاه مدت شخصی و گروهی خود هیچ چیز دیگری را نمی بینند. آنان فاقد فرهنگ مسئول زیست محیطی هستند و فساد و شکمبارگی بیکران، آنها را کورکرده است.

جلال ایجادی
استاد دانشگاه و کارشناس محیط زیست
19/08/2014 پاریس
idjadi@free.fr

یادداشت پاورقی:

  الگوی اقتصادی ایران منشا ویرانگری زیست محیطی [۱۲ مه ۲۰۱۴]
  ایران، آلوده ترین هوا در جهان [۰۶ آپريل ۲۰۱۴]
  محیط زیست ایران در سالی که گذشت، ویرانگری بیشتر [۲۱ مارس ۲۰۱۴]
  جمهوری اسلامی با بنزین سمی ایرانیان را کشت [۲۷ فوريه ۲۰۱۴]
  ناکارآئی سیاست بهداشت و اوج گیری بیماریها در ایران [۳۱ ژانويه ۲۰۱۴]
  مرگ هامون، پیمان شکنی افغانستان و بی لیاقتی جمهوری اسلامی [۱۵ ژانويه ۲۰۱۴]
  جنایت علیه بشریت، جنایت زیست محیطی در ایران [۰۲ دسامبر ۲۰۱۳]
  سدسازی در ایران، فساد دولتی وتخریب [۱۱ سپتامبر ۲۰۱۳]
  آقای روحانی، آهوان ایران را نکشید [۳۰ اوت ۲۰۱۳]
  رنج نیمی از مردم ایران ازبحران خشکسالی و بیابانزائی [۱۶ ژوييه ۲۰۱۳]
  ایران: بحران آب، سوء مدیریت و پیآمد‌ها [۱۱ آپريل ۲۰۱۳]
  آلودگی درایران، کشتار آرام شهروندان [۱۲ فوريه ۲۰۱۳]
  فاجعه زیستبومی خلیج فارس، یک فاجعه انسانی [۰۹ نوامبر ۲۰۱۲]
  تالاب انزلی را از مرگ نجات دهید [۲۷ اوت ۲۰۱۲]
  ریزگردهای سرطان زا در جمهوری اسلامی [۲۱ ژوييه ۲۰۱۲]
  سد گتوند، آثارباستانی و روستاهایی که زیر آب می‌روند [۱۹ ژوييه ۲۰۱۲]
  رودهای بیمار و دریاچه های سوخته ایران [۱۷ فوريه ۲۰۱۲]
  جمهوری اسلامی برای نفت، پارک ملی «نایبند» راتخریب می کند [۲۶ ژانويه ۲۰۱۲]
  پارلمان اروپا ، ویرانگری زیست محیطی و سیاست اتمی ایران [۰۶ دسامبر ۲۰۱۱]
  بررسی بحران اکولوژیکی دریاچه ارومیه [۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱]
  بحران و مبارزه اکولوژیکی و اجتماعی در ایران [۲۸ اوت ۲۰۱۱]
  درختانی که برای پول قتل عام شدند [۱۶ اوت ۲۰۱۱]
  جمهوری اسلامی زاینده رود و تالاب گاوخونی را نابود کرد [۰۵ ژوييه ۲۰۱۱]
  ویرانگری زیست محیطی در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی [۲۸ ژانويه ۲۰۱۰]

******************

منبع: وبسایت عصرنو

http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=32017

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: