«حمله‌ی سایبری احتمالی ایران به ۵۰ نهاد در ۱۶ کشور جهان»

گزارش موسسه‌ی امنیت سایبری «سایلنس» می‌‌گوید نهادی در تهران پشت حملات سایبری گسترده در سراسر جهان است. این گزارش می‌گوید به احتمال قوی دولت ایران پشت حملات است. ایران این اتهام را تکذیب کرده است.

موسسه‌ی امنیت دیجیتال «سایلنس» در بوستون آمریکا در گزارشی اعلام کرد که هکرهای دولتی ایرانی از ۲ سال پیش بسیاری از وب‌سایت‌ها و داده‌های خطوط هواپیمایی، شرکت‌های انرژی و موسسه‌ها و نهادهای امنیتی در سراسر جهان را مورد حمله سایبری قرار داده‌اند.

موسسه امنیت سایبری سایلنس در گزارش ۸۷ صفحه‌ای خود مدعی شده است که متخصصان این نهاد فعالیت‌های هکری ایران را در دست‌کم ۱۶ کشور و ۵۰ موسسه و نهاد ردیابی کرده‌اند. این گزارش اسامی این موسسه‌ها و کشورها را علنی اعلام نکرده است.

گزارش تاکید می‌کند:« ما براین باوریم که اگر برای مقابله با تهدید سایبری ایران اقدام جدی صورت نگیرد، به‌زودی این حملات به تهدید جدی و فراگیر جهانی برای امنیت سایبری تبدیل خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: حملات سایبری آمریکا به هزاران رایانه در جهان

این موسسه‌ی امنیت سایبری می‌گوید با بررسی شواهد تردیدی ندارند که این هکرها همه ایرانی بوده‌اند و اقدامات از شرکتی در تهران صورت گرفته است. بر اساس گزارش سایلنس به احتمال زیاد دولت ایران پشت این حملات منظم و مداوم است.

گزارش ضمن تاکید بر پیشرفت سریع توان هکری ایران، این امر را «نگران‌کننده» توصیف کرده است.

گزارش این نهاد امنیت سایبری درحالی منتشر شده که کنگره‌ و دولت آمریکا قصد دارند با انجام تحقیقات به درک بهتری از امکانات و توانایی‌های سایبری ایران دست پیدا کنند.

تکذیب ایران

یک دیپلمات عضو دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل (نیویورک) به خبرگزاری «رویترز» گفت که گزارش این موسسه «بی‌مبنا» و «داستان‌سرایی برای تخریب دولت ایران» است.

بیشتر بخوانید: با حملات سایبری می‌توان اینترنت را از کار انداخت؟

حمید بابایی، سخنگوی دفتر نمایندگی ایران به این خبرگزاری گفت:«ادعای سایلنس که ایران پشت این حملات هکری است، بی‌مبنا است. چنین اتهاماتی، به‌ویژه در حال حاضر، تلاش دارد تا روند مذاکرات هسته‌ای را با بحران و چالش مواجه سازد.»

استوارت مک‌کلار، معاون «سایلنس» به رویترز گفت که تحقیقات آن‌ها نشان می‌دهد که فعالیت‌های این نهاد ایرانی که در تهران مستقر است، تاکنون بیشتر بر جمع‌آوری هرچه بیشتر داده‌ها متمرکز بوده است.

او تاکید کرد که بااین‌حال حملات سایبری متعددی نیز از سوی این نهاد صورت گرفته که نشان‌دهنده توان اجرایی قابل‌توجه آن‌هاست.

«سایلنس» همچنین گفت که توانستند به صدها فایل دسترسی پیدا کنند که ایران با رخنه در سیستم‌های نیروی دریایی ارتش آمریکا به سرقت برده بود. پیش‌تر مقامات امنیتی تایید کرده بودند که ایران پشت حمله‌ی هکری به مرکز داده‌های نیروی دریایی ارتش آمریکا بود. با این‌حال مقامات امنیتی گزارش کاملی از چگونگی این حمله ارائه نکردند.

«سایلنس» می‌گوید نتیجه‌ی این گزارش را در اختیار پلیس فدرال آمریکا و برخی نهادها و اشخاص حقیقی قرار داده که از حملات هکری ایران زیان دیده‌اند.

02.12.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%B5%DB%B0-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DB%B1%DB%B6-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86/a-18106494

ظریف: در مذاکرات وین مانع طرح بحث موشکی و حقوق بشر شدیم

وزیر خارجه ایران در جلسه‌ای غیرعلنی در باره مذاکرات هسته‌ای وین و دلایل تمدید این مذاکرات به نمایندگان مجلس گزارش داد. همزمان خبر می‌رسد که تمدید مذاکرات به افزایش فاحش نرخ دلار و برخی از کالاها در بازار ایران منجر شده.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، روز شنبه (۷ آبان/ ۲۹ نوامبر) با حضور در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی، گزارشی از مذاکرات اخیر وین برای حل مناقشه هسته‌ای را به نمایندگان ارائه کرد.

به گفته غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت در مجلس، ظریف در سخنان خود ضمن تاکید از لحن تند در جلسات با گروه ۵+۱ خبر داده و افزوده است که طرفین بر سر ۶ موضوع اختلاف نظر داشتند که مهمترین آنها را فاصله بین لغو تحریم‌ها و افزایش تعداد سانتریفیوژها بوده است.

جعفرزاده همچنین از ظریف نقل کرده است که «ایران هیچگاه اجازه نداد طرف مذاکره‌کننده موارد خارج از دستور از جمله حقوق بشر و برنامه موشکی را مطرح کند».

علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم روز شنبه به خبرنگاران گفت که «شکست مذاکرات ناشی اززیاده‌خواهی آمریکایی‌ها بوده است.» به گفته وی «حتما برای رسیدن به نتیجه نهایی آمریکا باید گام‌هایی در جهت دور شدن از زیاده‌خواهی‌های غیرمنطقی خود بردارد که مشخص است با فشار صهیونیست‌ها و برخی کشورهای منطقه، این مواضع آمریکایی‌ها بیشتر شکل گرفته، ‌بنابراین با توجه به فرصت ۷ ماهه باید تیم مذاکره‌کننده کشورمان این زمان را هر چه بیشتر کوتاه کند و ضرورت ندارد از تمامی زمان ۷ ماهه استفاده شود.»

برخی از تحلیل‌گران در ایران این نگرانی را مطرح کرده‌اند که «اگر قرار بر حصول به توافق باشد، تنها بازه زمانی حدودا دو ماهه برای طرفین باقی مانده است.» به نوشته خبرآنلاین، «اگر ایران و ۵+۱ تا ژانویه ۲۰۱۵ توانستند به توافق سیاسی اعلام شده دست یابند، می توان به ادامه گفتگوها و امضای توافق جامع حتی بعد از روی کار آمدن کنگره جدید امیدوار بود، اما اگر تا آن زمان تفاهمی عملی و نه شفاهی به دست نیامده باشد، بعید است اوباما هم هزینه سیاسی بیشتری بر سر این موضوع بپردازد و بخواهد تحریم‌های تازه سنا را وتو کند.»

«هیجان در بازار»

 بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید

بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید

عدم پیشرفت محسوس در مذاکرات هسته‌ای و تمدید آن همین حالا هم بر بازار و فعل و انفعالات تجاری در ایران اثرات فاحشیگذاشته. بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید. پيش از اين تنها در ارديبهشت سال جاری قيمت دلار به عدد ۳ هزار و ۳۳۵ تومان رسيده بود. به نوشته خبرآنلاین «طی ماه های گذشته بخش مهمی از فعالان اقتصادی به انتظار نتيجه مذاکرات وين نشسته بودند… برهمين اساس طی دو ماه گذشته خريد ارز کلان در بازار متوقف شده بود.» ناکامی مذاکرات اتمی هجوم کم‌سابقه‌ای را به بازار ارز دامن زده است و «تا زمانی که دولت اقدام به تزريق ارز در بازار نکند، وضعيت به همين شکل باقی می‌ماند»

روزنامه جهان صنعت نیز از «هیجان در بازار» پس از تمدید مذاکرات خبر داده است. به نوشته شماره شماره این روزنامه «برخی از کاربران و خریداران با پیش‌بینی اینکه مذاکرات به نتیجه می‌رسد و می‌توانند کالای موردنیاز خود را با قیمت کمتری خریداری کنند، اقدام به خرید نکردند اما بلافاصله با تمدید مذاکرات مصرف‌کنندگان و خریداران به بازار هجوم ‌آورده و همین مساله باعث افزایش قیمت در برخی از کالاها شد.» این روزنامه به ویژه به افزایش قیمت‌ها در بازار موبایل و وسایل کامپیوتری اشاره دارد.

29.11.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85/a-18101334

گفتگو با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند.

گفتگوی گزارشگران با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

گزارشگران:

تغییر و تحولات سیاسی در منطقه خاورمیانه و جابجائی های سیاسی آن بویژه با هجوم وحشیانه داعش به شهر کوبانی و آوارگی  بخش عظیم ساکنین این شهر و مقاومت زنان و مردان باقی مانده در برابر نیروهای مسلح داعش, امروز از موضوعات عمومی خبری است و خبرگزاری ها گزارشات لحظه به لحظه ای از موقعیت  نیروهای مقاومت و داعش در این شهر را به جهان مخابره می کنند. بنوعی میتوان گفت که مولفه های سیاسی که مدتی طولانی در محاسبات سیاسی منطقه ثابت مانده بودند امروزه تغییر کرده است. منتج از شرایط اضطراری و فوق العاده فعلی, اوضاع سیاسی آن ناحیه را شاید بتوان از نو تعریف کرد. هم از اینرو و برای روشنی بخشیدن هر چه بیشتر این وضعیت بسراغ شروین رها فعال کارگری رفته و از او برای این گفتگو دعوت کردیم.

با تشکر از شما

گزارشگران:

گفته میشود که در کوبانی و مناطق اطراف آن حکومتی از پائین و شبه شورائی و خودگردان موجود بوده است. قدرت از طریق اراده مردم اعمال میشده است. از کانتون نام برده می شود. کانتون چیست و در اینمورد دانسته های شما چیست؟

 

شروین رها:

من هم ازدست اندرکاران سایت گزارشگران تشکرمی کنم که چنین فرصتی را برای اظهار نظردرباره کوبانی فراهم کرده اند.

جنبش کوبانی با خود واژه هایی را به روز کرد . کانتون یکی از آنها بود که اکنون دوباره رایج شده است.تاکنون رسما کانتون با نام کشور سویس تداعی شده بود که در سال 1291اولین تلاش ها برای رهایی از نظام فئودالی در قالب سه کانتون خود را نشان داد.هر چند هنوز رگه هایی از آن در سویس موجود است ولی بمرور زمان و تحت شرایط نظام کاپیتالیستی تغییراتی در این راستا بخود گرفته است . تعریف کلاسیک کانتون استان ، ایالت فدرال و یا دولت مستقل وخودگردان است . صحبت از جامعه ای متنوع از لحاظ نژاد ، قوم ، مذهب وغیره است که افراد در آن با هم همزیستی سیاسی دارند . جامعه ای که مسئولان تغییر می کنند وبر آن دموکراسی با رای مستقیم حاکم است و غیره . کانتون شکلی سیاسی از اداره جامعه است که اگرچه قدمتش به سویس بر می گردد ولی در عین حال تابعی از شرایط نظام حاکم اقتصادی بر جامعه است ،بطور مثال در همان سویس اکنون احزاب راست افراطی با نفوذ خود قدرت بیشتری را اعمال می کنند . می گویند درمثال مناقشه نیست ، مثل دموکراسی قدیم یونان که حاکمیت مردمش نامیدند، ولی در واقع صوری است و همان دموکراسی کلاسیک ابزاری در دست نظام حاکم سرمایه داری است و با دموکراسی از پایین یعنی دخالتگری کارگران و مردم زحمتکش در اداره امور مختلف جامعه کاملن متضاد است .

پس از پس رفت جنبش کشورهای عربی ،که دلائل عدیده ای داشت واینجا وارد جزئیات آن نمی شوم ، با سرکوب اعتراضات توده ای در سوریه توسط بشار اسد شرایطی فراهم شد که در جریان درگیری های داخلی ،عفونت داعش سربازکرد که هریک ازدولت های سرمایه داری، امریکا ،اروپا و ارتجاع منطقه همچون عربستان ، قطر، ترکیه ونیز رژیم اسلامی ورژیم اسد ازآن آبشخور می کردند. خلاء قدرت سیاسی در مناطق کردنشین سوریه از دوسال پیش شرایطی فراهم کرد که حاصل آن خودگردانی ، خود مدیریت دموکراتیک وکانتونها در سه منطقه کوبانی ، جزیره و عفرین بود. اهمیت این کانتون ها که شکلی از دخالت آزادانه افراد جامعه در اداره امورآن می باشد وصرف نظر از اینکه جنسیت فرد چه است ، با چه زبانی محاوره می کند ویا اعتقاد مذهبی دارد یا نه و غیره خود انگیزه ای در همزیستی اجتماعی نهادینه کرده است که آن را در مقاومت زنان و مردان کوبانی در مقابل ارتجاع هاری همچون داعش ،مجهز به لشکر و تجهیزات نظامی و حمایت های آشکار و پنهان دولت ها ی منطقه ، نشان داده است . به عبارتی استقامت در کوبانی فقط دفاع در مقابل یک جریان آدمکش وتجاوزگروفاشیست مذهبی نیست، نیرویی نهفته درشرایط اجتماعی آن است که با شکست جنگی هم نمی تواند براحتی از کف رود . زنان و مردان رزمنده کوبانی حاصل این شرایط بوده اند واستقامت آنها دفاع طبیعی و زنده ازآن است .

 

 

گزارشگران:

موقعیت جغرافیائی و سیاسی کوبانی چگونه بود و چرا داعش به این شهر هجوم آورد؟

 

شروین رها:

تا قبل از یورش ارتجاع داعش به کوبانی و تا قبل ازپایداری کوبانی ها کمتر کسی از شرایط سیاسی و یا حتی موقعیت جغرافیایی کوبانی خبر داشت . امروز نگاه ها بر این منطقه خیره شده است . تهاجم داعش به کوبانی می تواند دلائل مختلفی داشته باشد . داعش حدود دو سوم از سوریه و یک سوم از عراق را برق آسا و با برداشتن موانع تصرف کرد وبا شعار ایجاد خلافت اسلامی می بایست حلقه های تصرفات خود را بهمدیگر متصل کند تا بتواند ازامکانات نظامی ، سیاسی ، مالی وغیره برای تحقق شعار خود بهره گیرد . تاکنون داعش چند باربه منطقه کوبانی یورش برده است ( گویا این بار سوم است ) وابتدا به ساکن می توانست دلیل اصلی آن قرار گرفتن این منطقه در مرزترکیه باشد که هنوز هم هست و از لحاظ استراتژی با اهمیت است . یکی از سرنخ های اصلی داعش در ترکیه قرار گرفته است که راه به اروپا دارد ، معاملات تجاری ، فروش نفت ، نفوذ سیاسی ، ایجاد حمایت وافزایش قدرت همه در محاسبات داعش قرار گرفته است . اینک اما به اینها شکستن مقاومت سیاسی کوبانی ها اضافه شده است که خود مانع راحتی نیست وبه همین دلیل داعش برای آن بیشترین نیرو را گذاشته است ، چرا که استقلال عمل افراد در کانتون کوبانی پادزهری است در مقابل عفونت داعش وسرایت دهنده گانش در منطقه. اکنون غیر ازموقعیت استراتژیکی منطقه کوبانی ،شکستن مقاومت سیاسی جامعه ای که زنان و مردان آن بنده گی را نمی پذیرند ، برای داعش حائز اهمیت است .

 

گزارشگران: نیروهائی که در شهر ماندند و مقاومت کردند چه ترکیب و تعلقی داشتند و دارند؟

 

شروین رها:

ازآنچه در کوبانی ومقاومت آن برمی آید ویا از مصاحبه رزمنده گان در آن پیداست ، استقامت مردم در کوبانی در برابر یورش ارتجاع داعش که شهر را از سه طرف مورد محاصره و زیر آتش سلاح های سنگین قرار داده اند،دفاع اززندگی و مناسباتی است که طی دو سال گذشته ساخته شده است . کانتون ، اداره امور جامعه با وجود تنوع گرایشات در آن ، شیوه ای دموکراتیک است که با رای مستقیم افراد شرایط را برای ایجاد نهادهایی فراهم کرده اند که مردم جدا ازتعلق جنسی و زبانی و مذهبی درآن مشارکت داشته اند . اقلیت های عرب ، ترکمن وآشوری زبان دارای همان حقوقی بوده اند که کردها یعنی اکثریت  جمعیت در آن داشته اند . خود حضوراجتماعی زنان کوبانی در منطقه ای که سالهاست ارتجاع مذهبی زیر پر و بال سرمایه داری جهانی ودولت های منطقه برآن حکم رانی می کنند وبیشترین آزار و جنایت و تضیققات را برآنان روا داشته و می دارند، نشان دهنده جریانی خلاف جریان فرهنگ حاکم بر منطقه در کوبانی است . استقامت کوبانی در برابر ارتجاع داعش در مراجع رسمی بین المللی و یا حتی ارتجاع حاکم بر منطقه به جلو این را گرفته است که از آن به عنوان جنگ کردها و یا مردان کرد نام برده شود. و این دستاورد جنبشی است که خود را در رزمنده گی زنان و مردان کوبانی نشان داد ه است . درشهر کوبانی زنان و مردان آموزش دیده و یا دارای تجربه نظامی در اول صف مقدم به دفاع می پردازند که دریگانهای مدافع خلق متشکل هستند ودارای پشت جبهه ای هستند که با جان ودل تدارکات غذایی و دارویی را به عهده گرفته اند . استقامت دارای روحیه ای مشترک است . حتی کودکان و سالخورده گانی که شهر را ترک کرده اند از مقاومت جدا نمانده و به انواع شیوه ها در کار مشترک سهمی را عهده دار شده اند . مردم مناطق افراد اسکان کودکان و سالخورده گان را عهده دار شده اند و در تامین دارو و غذا دریغ نمی کنند. دفاع درجنگ نابرابر و تحمیلی برای کوبانی ها نه انجام وظیفه ، جنبشی زنده با انگیزه انسانی وآزادیخواهانه است وبه همین دلیل سمپاتی جهانی را بخود جلب کرده است.

 

گزارشگران:

نیروهای ائتلاف با تلاشهای آمریکا و انگلیس و بویژه پس از قتل وحشیانه خبرنگاران اسیر تشکیل شده و حملات هوائی به مواضع داعش را آغاز کردند. انگیزه و اهداف این نیروها چه بود؟

 

 

شروین رها:                                                                                                  

یازده سپتامبر امسال (احتمالن از لحاظ سیاسی برای دولت امریکا در سالگرد انفجار برجهای دو قلوی وال استریت و اتحاد ضد ترورآن زمان بیربط نبود) جان کری درجده عربستان کلید نیروی ائتلاف را زد و بعد از آن دولت های چهل کشور امریکا و اروپا و نیزدولت های منطقه هر یک با انگیزه های خود در آن عضو شدند . بعد از شکست سیاسی امریکا تحت عنوان اتحاد ضد ترور در لشکرکشی به افغانستان و عراق ومتحقق کردن خاورمیانه بزرگ ،در سوریه موقعیتی فراهم شد که بار دیگر امریکا حضور سیاسی از دست رفته رادر منطقه تامین کند . به موازات نیروی ارتش آزاد سوریه تحت حمایت امریکا و اروپا بر علیه دولت بشار اسد ،که از طرف روسیه و چین ونیز ایران و حزب الله و دولت مالکی و شیعیان حمایت می شد ،داعش نیز در سوریه به رسمیت شناخته شد و حتی نشست نماینده دولت امریکا با داعش از طریق هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق دولت اوباما بزبان آورده شد . حضور داعش در جمع آوری نیرودر کشورهای اروپا آشکارا بود وآزادانه صورت می گرفت، کشورهای اتحادیه عرب به سردستگی عربستان در تقویت داعش دست داشتند ودر منطقه در مقابل دولت ایران و حزب الله لبنان و مالکی و بشار اسد زیرپوشش تشییع، ازحضور داعش بهره بردند .  نهادهای مالی داعش و تجهیزات نظامی آن درعربستان و قطرتقویت و تامین شد . برای قدرت دیگر در منطقه یعنی ترکیه ،که تلاش دارد افتخارژاندارمی منطقه نصیبش شود، انگیزه های لازم برای کمک و همکاری با داعش را داشته است. آنچه تاکنون در رابطه با ترکیه و داعش علنی شده یعنی خرید نفت ارزان از داعش ، کمک به انتقال داعشی ها از اروپا ، اختصاص امکانات پزشکی برای آنها و غیره فقط چشمه ای از کل ماجراست. حضور داعش وعرض اندام در منطقه وخصوصا اشغال عراق تا شهر موصل در کردستان عراق توجیه مناسب حضوردولت امریکا و ایجاد ائتلاف را درمنطقه کامل کرد . با یورش داعش به کوبانی در ابتدا ائتلاف نظاره گراوضاع بود . مقاومت رزمنده گان شهر کوبانی تا حدودی معادلات را بهم زد و در این رابطه نیروهای ائتلاف نمی توانست از غافله عقب بماند. جنبش کوبانی بمعنای حق دخالت افراد جامعه در آن ،هیچ گونه خوانایی با سیاست کشورهای موتلفه حتی دموکراتیک ترین آنها ندارد. اگراین فاکت است پس دلیل بمباران مواضع داعش نمی تواند از جنس جنبش کوبانی باشد . 

 

گزارشگران:

چرا نیروهای ائتلاف از پیاده کردن نیروهای زمینی حداقل تا این لحظه خودداری کرده اند؟

 

شروین رها:

پایان جنگ سرد و تغییر جغرافیای سیاسی دو قطبی خود ناشی از بحران اقتصاد سرمایه داری خصوصا در دهه هفتاد بود . دولت امریکا در تامین هژمونی سیاسی جهان یک قطبی با اتکا به نیروی نظامی و لشکر کشی به افغانستان و عراق شکست خورد وحتی با وجود استفاده از بیشترین تجهیزات نظامی و نیروی پیاده در منطقه، نه تنهاقادر به ایجاد نظم دلخواه نشد بلکه حتی هزاران نفر از نیروی نظامی اش را از دست داد ( درآمار رسمی از کشته شدن بیش از 8 هزار نفرسرباز امریکایی صحبت می شود)ودر همان جامعه امریکا بشدت تحت فشار قرار گرفت . با تجربه از نتایج تلخ دولت امریکا در دوران جمهوری خواهان یکی از نکات تبلیغاتی دموکرات ها و اوباما در انتخابات کاهش نیروهای نظامی در منطقه و بازگرداندن سربازان امریکایی از افغانستان و عراق بود. با عروج بحران جاری سرمایه داری که از سالهای 2007 و 2008 درسیستم مالی امریکا خود را نشان داد و به سرعت در جهان گلوبالیزه شده پخش شد، شرایط عینی برای تنش های سیاسی تا حد بحران سیاسی در همان کشورامریکا و نیز کشورهای اروپا فراهم شد و در کشورهای دیگر جهان عارضه های نئولیبرالیسم خود را در جامعه به نمایش گذاشت . گره کوربحران سیاسی در سوریه شرایطی فراهم آورد که درجنگ داخلی آنجا دولت های سرمایه داری در مقابل هم آشکاراصف آرایی کردند. دولت امریکا و اروپا و هر یک از کشورهای منطقه و نیز روسیه و چین در جبهه ای جای خود را یافتند . نیروهایی که اکنون تحت ائتلاف شکل گرفته اند منجمله امریکا و اروپا ،درجریان جنگ سوریه با تکیه به نیروهای ارتش آزاد سوریه ونیز انواع جریانات ارتجاعی اسلامی القاعده و شاخه های سلفیست ها عمل کردند. غیر از انتقال سلاح و تجهیزات از سوی دولت های امریکا ، آلمان و فرانسه، در رابطه با اعزام افراد نظامی، دولت امریکا تاحد سازماندهی مراکزآموزش کماندو بیشتر نرفت . مراکزی که در اردن کارشناسان نظامی با بودجه دولت امریکا به تعلیم کماندواز میان افراد محلی می پرداخته و یا هنوز می پردازند. دولت امریکا و اروپا به دلائل مختلف منجمله کاهش فشار درون جوامع ، نشان دادن ظاهری صلح جویانه برای کاهش فشار انظار جهانی ، و داشتن دست باز برای انتقاد از سیاست های رقبای خود در منطقه منجمله روسیه تا حد مقدور ترجیح می دهند از ارسال نیروی نظامی مستقیم ( غیر مستقیم ناتو را حاضر و آماده دارند)خودداری کنند. البته این راه گویا اخیرا با ارسال 1500 نفر نیروی نظامی امریکا به منطقه سوریه دارد باز می شود.

 

گزارشگران:

فضای سیاسی بسیار پیچیده ای در منطقه مشاهده میشود. موقعیت ایران در همسوئی با غرب, اقلیم کردستان, سکوت و نظارت دولت سوریه, نافرمانی ترکیه هم پیمان غرب از پیمان ناتو و جهتگیری در برابر ائتلاف, توانائی های تسلیحاتی و مالی داعش و تغییر سیاست های عربستان در قبال داعش و… براستی امروز صف دوست و دشمن کجاست؟

 

شروین رها:

با توجه به بحران جهانی سرمایه داری ،که دیگر بحرانی دوره ای ( به معنای تغییر شیفت مثلا از راه حل کینز به راه حل فریدمن و فوکویاما باشد) نیست وبحرانی ساختاری و بدون انقطاع است ، سرمایه داری تمام ظرفیت هایش را بکار گرفته و لبریز شده است وبا وجودهر گونه پیچیده گی و تغییر در جغرافیای سیاسی در منطقه، باحاکمیت سیاسی سرمایه داری جز بربریت برزنده گی و زیست انسانها چیزی قابل تصور نیست . حضور ارتجاع تسنن به شیوه خلافت همچون داعش ویا ارتجاع تشییع به شیوه امامت همچون رژیم اسلامی که بازندگی انسان مدرن حاضردر تضاد است ، خود محل اتکای نظام اقتصادی گندیده و بربرپرور سرمایه داری است . لذامبارزه با ارتجاع پیشامدرن در گرو تکیه به نظام اقتصادی حاضرحتی با روش مدرن نیست برعکس فقط در مبارزه برای ریشه کردن پایه آن یعنی مالکیت خصوصی معنای واقعی پیدا می کند. به عبارتی مدرنیسم نظام اقتصادی معاصر خود حامل بربریت و پیشامدرن است ،این در حد اشاره بود ومی بایست جای دیگر به آن پرداخت. به نظر من صف دوست و دشمن در منطقه در حال حاضر نه با داعش بلکه با جنبش کوبانی تداعی می شود. ظاهر قضیه این است که در سطح جهانی دولت ها و احزاب و سازمانها و نهادها از چپ تا راست اکثرا خود را دشمن داعش و دوست کوبانی می دانند . اما این صف بندی علیه بربریت بخودی خود هنوز چیزی را نشان نمی دهد. داعش محصول شرایطی است که با جنگ و رقابت و دسته بندی دولت ها ی سرمایه داری در سطح جهانی و منطقه فراهم شده است ونه تنها حضور داعش بلکه ائتلاف علیه آن در این چهارچوب قرار گرفته است . تجارت آزاد ودموکراسی بازاردیواردو قطبی را برداشت و دیوارهای چند قطبی ایجاد کرد . ایران ، عربستان و ترکیه درمنطقه بر سرقدرت بشدت رقابت دارند ودر سطح جهانی نیز رقابت های بلوک بندی های جهانی سرمایه داری تنگاتنگ شده است . حضور داعش در منطقه ، رقابت قدرتی در دولت های منطقه ، اهداف ائتلاف و هژمونی سیاسی حاکم بر آن فاکت هایی است که بر مبنای آن معادلات سیاسی و معاملات دیپلماتیک در منطقه برای نیروهای درگیر در آن باز است ودر این رابطه حتی دولت اقلیم کردستان عراق هم مجزا نیست . همانطور که در بالاتر اشاره شد ، در حال حاضراگر مجاز باشیم از صف دوست و دشمن صحبت کنیم ، برای انسانهایی که خواهان رفاه و آسایش و آزادی هستند آن را تنها می توان در جنبش کوبانی دید. مشارکت عمومی در اداره امورجامعه با حضورآزادانه افراد در آن ، جدا از تبعیض در جنسیت ، ملیت ، زبان و رنگ پوست وغیره ..چیزی است که تا حدودی به این جنبش گره خورده است.  روش شورایی اداره جامعه و یا مشارکت دموکراتیک وآزادانه از پایین در امور زندگی انسانها آن چیزی است که با اهداف بسیاری از احزاب و گرایشاتی که خود را در طیف ضد داعش می بینند مغایرت دارد .

 

گزارشگران:

در گزارشات آمده بود که جامعه کردهای منطقه حمایت های هوائی آمریکا و ائتلاف را به فال نیک گرفته اند و بخشا نقد کرده اند که چرا با تعویق انجام شده است.آیا عملکرد ائتلاف با رهبری آمریکا را در مورد کوبانی مثبت ارزیابی می کنید؟

 

شروین رها:

با یورش داعش به کوبانی نیروی های ائتلاف و دولت های منطقه از طریق رسانه های رسمی احتمال بالا بودن اشغال کوبانی توسط داعش را به میان می آوردند وترکیه هم در انتظارسقوط کوبانی درمرز کوبانی نیروهای نظامی و تانگ هایش را مسلط بر شهر مستقر کرد. اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند . دولت ها یی که زیرسایه ائتلاف سیاست می رانند انتظار داشتند کوبانی زیرآوار رود واینها مسیرمعین خود را در پیش بگیرند ،اما جنبش کوبانی آنها را انگشت به دهان کرد . در جایی که جنگ در می گیرد در ست است که ابزار و تجهیزات نظامی در توازن قوای جنگی موثر است ولی این نمی تواند این تجربه غنی را دفن کند که جنگ ادامه سیاست است . به عبارتی سیاست حاکم بر جنگ نوع آن را تعیین می کند. اگر این تجربه را نخواهیم در این رابطه مشخص قلب کنیم به این نتیجه می رسیم که فشنگی که از اسلحه های ساده زنان و مردان کوبانی بطرف داعش شلیک می شود براتر از بمبهای کاملن پیشرفته هواپیماهای دولت های ائتلاف بر سر داعش خواهد بود . اگر تاریخا زیاد به عقب بر نگردیم که نتایج کار دولت های سرمایه داری در قبال عراق و افغانستان را بررسی کنیم و درهمین تجربه نسل حاضرباقی بمانیم ، تجارب اعتراضات توده ای در کشورهای عربی وسیاست های دولت های تشکیل دهنده ائتلاف را در قبال آن می توان محک زد . بمب هایی که با تبلیغات رسانه ای» انسان دوستانه»بر سرلیبی فرود آمد چه سیاست هایی رادرآنجاکاشت؟

 

گزارشگران:

کوبانی بلحاظ رسانه ای مورد حمایت گسترده قرار گرفته است. دولت ترکیه تحت فشارهای بین المللی به عبور بیش از صد پیشمرگه با سلاح های مختلف تن داده است. بنظر شما آزادیخواهانی که در منطقه نیستند و امید به ازادسازی کوبانی دارند چگونه میتوانند این مقاومت را یاری برسانند؟

 

شروین رها:

مقاومت شهر کوبانی در مقابل ارتجاع هار داعش هم خود را به رسانه های جهانی تحمیل کرد و هم نزد انظار جهانی حمایت های بسیار وسیعی را جلب کرد . فشارهای جهانی تا سطح احزاب و سازمانهای جهانی ومجالس رسمی و دولت ها پیش رفت ودولت ترکیه و دولت اقلیم در منطقه را وادار به عکس العمل کرد . در مقابل ارتجاع داعش افقی آزادیخواهانه باز شده بود که زنان و مردان کوبانی آن را نماینده گی می کردند و این فشاری سیاسی بود که بر منطقه وارد شد . از طرفی آتش زیر خاکستراعتراضات توده ای در بطن جوامع منطقه راشعله ور کرد و از طرف دیگرگوشه ای دیگرازعملکردسیاسی ارتجاع منطقه که تحت پوشش انواع فرقه های مذهبی و ناسیونالیستی حکومت می کنند رادربرابر جوامع قرار داد. کوبانی تا این حد نشان داد که با توجه به زمان کوتاهی که از عمر کانتون و مشارکت مردم زحمتکش در اداره امورآن می گذرد حمایت های گسترده ای را به خود جلب کرد. نه تنها در کشورهای منطقه که صدای آزادیخواهی ازسد استبداد و سرکوب عبور کرد، در سراسر جهان روز اول نوامبر را بنام خود ثبت کرد . همبستگی جهانی با جنبش کوبانی در اول نوامبر که حلقه های عظیم آزادیخواهان را بهم وصل کرد ، می تواند سرآغازمسیری باشد که با اعتراضات و اعتصابات کارگری در اروپا و امریکا گره بخورد و نیروی ضد سرمایه داری درسراسر جهان را تقویت کند .شعار کوبانی تنها نیست ، فقط با نیروی همبستگی طبقاتی درسراسر جهان وبا استفاده از انواع ابتکارات و امکانات می تواند عملا متحقق شود.

 

 

گزارشگران:

آیا ناگفته ای مانده است؟

بمباران مواضع داعش در اطراف کوبانی توسط ائتلاف، انتقال نیروی نظامی دولت اقلیم به کوبانی ،  ارسال تعدادی ازنیروی ارتش آزاد سوریه به کوبانی ، انواع نشست ها و مذاکرات و تعیین انواع قید و شرط ها از سوی امریکا و دولت های ائتلاف و دیگر اقداماتی از این دست وبنام نجات کوبانی ،آن سیاست هایی است که می تواند امواج آزادیخواهانه جنبش کوبانی را پس رانده و آن را از قالب تهی سازد . این همان خطری است که بر سر اعتراضات توده ای در کشورهای عربی آمد . این سیاست داعش را به جلو صحنه راند تا زیر پوشش مبارزه با آن عمل مستقیم  یا ابتکارات توده ای را از کاراندازد. این نگرانی جدی است . احزاب و سازمانهایی که از کوبانی به دولتهای امریکا و ترکیه به با اسم رمز کمک نظامی و غیره چراغ سبز می دهند ، خواسته یا ناخواسته و بدون هیچ قضاوت اولیه محتوی اراده جمعی کوبانی ها را از درون تهی می کنند. تکیه گاه جنبش کوبانی می بایست نیرویی باشد که در همبستگی با آن صدای خود را در جهان بلند کردند. این نیروی جهانی می بایست مشخصات برجسته جنبش کوبانی را بالا بگیرند و برای جلب هر چه بیشتر حمایت ازآن مخاطبینش را درجامعه بیابند. بی شک تنها حامیان بیدریغ جنبش کوبانی را در میان کارگران می توان یافت و بس.

 

گزارشگران:

با تشکر از شما

 

شروین رها:

با سپاس از شما

 

15.11.2014

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de

****

منبع: وبسایت گزارشگران

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=24769&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=9b1c656ec708592b9bb10272772ec631

مجید محمدی: دنيای وارونه‌ اسلامگرايان

Majid Mohammadi

دنيای وارونه‌ اسلامگرايان

مجید محمدی

امروز جوامع با اکثريت مسلمان از عربستان سعودی و يمن تا ايران، از پاکستان و افغانستان تا سوريه و عراق، و از ليبی و تونس تا سودان و مصر با چالش‌های جدی که بنيان‌های آنها را هدف قرار داده‌اند مواجه هستند.

بخشی از اين چالش‌ها عقيدتی و فکری، بخشی اجتماعی و حقوقی، و بخشی اقتصادی و سياسی هستند. اين چالش ها بر خلاف تصويری که توطئه باوران ارائه می دهند درونزاست و همه  اجزای جامعه را درگير کرده‌اند.

مهم ترين چالش‌های فکری و عقيدتی به مفروضاتی راجع‌اند که امروز مبنای تصميم گيری و سياستگزاری‌های فرهنگی و اجتماعی قرار می گيرند و دارند مثل خوره ساخت‌ها و بنيان‌های اين جوامع را می خورند. اسلامگرايان شيعه و سنی تصور می کنند با اين سياست‌ها و تصميمات دارند جوامع خود را در برابر هويت غربی (کفر آلود و فاسد از نظر اخلاقی) محفوظ می دارند يا قدرت خويش را تحکيم می کنند اما متوجه نيستند که برای حفظ جامعه يا قدرت خود دارند آن را نابود می کنند. 

در اين نوشته به چهار فرض از اين نوع که ناشی از وارونه ديدن جامعه است می پردازم.
  
همه مهاجم جنسی‌اند

اعمال حجاب اجباری، فرستادن زنان به اندرونی، تفکيک جنسيتی و همه‌ی اعمال محدود کننده‌ی زنان بر اين مبناست که همه‌ی مردان مهاجم جنسی هستند و برای محافظت زنان از اين مهاجمان بايد آنها را پوشاند و در جايی زندانی کرد. اگر شما نرخ سرقت و حمله در يک محله را حدود ۹۰ درصد ارزيابی کنيد بعيد است بگذاريد همسر و فرزندان و خويشاوندانتان به آن محله پا بگذارند. چه دليلی بجز مهاجم جنسی فرض کردن همه ی آدميان يا اکثريت آنها برای فرستادن زنان به اندرونی يا تفکيک جنسيتی يا حجاب اجباری و ممنوعيت آرايش بجز مهاجم جنسی فرض کردن اکثريت قريب به اتفاق مردان وجود دارد؟ 

همه بت پرستند

سياست بی تاريخ کردن جوامع مسلمان با تخريب بناهای تاريخی توسط وهابيون در عربستان و داعش در سوريه و عراق بر اين مبنا گذاشته شده که انسان‌ها همه بت پرستند (مگر آن که خلافش ثابت شود) و برای ريشه کنی بت پرستی بايد هر گونه شی يا بنايی را که احتمال می رود مورد پرستش و تقديس قرار گيرد بايد نابود کرد. با همين ديدگاه بوده که تعداد بيشماری از بناهای تاريخی مکه مثل خانه‌ی بلال حبشی، و خانه‌های قديمی دوران عثمانی (با درهای کنده کاری شده و مشربيه يا پنجره‌های چوبی شبکه بندی شده) تخريب شده‌اند. برای ساختن برج ساعت سلطنتی مکه چهارصد بنای فرهنگی و تاريخی از جمله قلعه‌ی اجیَد تخريب شده‌اند. پس از تخريب خانه‌ی خديجه به جای آن توالت عمومی ساخته‌اند. خانه‌ی ابوبکر به هتل هيلتون تبديل شده است. 

اگر چنين تصوری در باب انسان مذهبی درست باشد همه‌ی طبيعت و انسان‌ها را نيز بايد نابود ساخت چون انسان ها می توانند سنگ و آتش و آب و درخت و حيوان را نيز مقدس ساخته و پرستش کنند. 

هدف ديگر از تخريب ميراث تاريخی بی تاريخ کردن و از اين طريق جاودانی سازی و آسمانی سازی يک دين و مولفه‌های آن است. اگر مسلمان ها بدانند که حجاب چه سير تحولی در جوامع مسلمان داشته ممکن است به ابدی بودن اين حکم و صور امروزی آن ترديد کنند. اگر مسلمان‌ها بدانند سير شکل گيری مراسم عاشورا در ايران چه بوده ممکن است به هويت مذهبی آنها شک کنند. به همين دليل شعائر و مراسم دينی به صورت ابدی و بی زمان به جامعه عرضه می شوند گویی از ابتدای زمان به همين شکل بوده‌اند. اگر بنا بر همسان سازی انسان‌ها در چارچوب يک مکتب باشد، ديگر نيازی به تاريخ هم نيست چون در تاريخ می توان هم تنوعات مسلمانان وهم تنوعات دينی و سير تغيير مراسم و شعائر دينی را مشاهده کرد. 
 
همه صغيرند

ولايت فقيه اصولا بر اين فرض بنا شده که همه‌ نمی توانند مصالح خويش را تشخيص دهند و بايد اختيار خود را به دست امام معصوم يا نائب آن بسپارند. جامعه‌ای که شهروندانش بالغ و عاقل باشند اختيار همه‌ی امور خود را به يک نفر و چند ده نفر از دستيارانش بدون انتظار پاسخگويی، عمل بر طبق قانون، برابری در برابر قانون، دوره‌ای بودن حکومت، و نظارت پذيری نمی دهد. قدرت نامحدود و مطلقه‌ ولی فقيه با هيچ منطق و چارچوب عقلانی همخوانی ندارد. آن بخش از روحانيت شيعه در ايران که به ولايت فقيه باور دارد خود را پيشوا و مردم را مقلد تصور می کند. از دل اين حکومت غير از فساد و تقلب و دروغگويی و دين فروشی بيرون نيامده است. 

همه گناهکارند

جمع آوری مشروبات الکلی از مغازه‌ها و ممنوع سازی فروش آن حتی به افراد بالغ، بستن مراکز تن فروشی، خرد کردن و سوزاندن کاست و سی دی‌های موسيقی و ويديو کاست و دی وی دی‌های فيلم، تعطيل کردن پرستشگاه‌های ديگر اديان (بهاييان يا مسيحيان تبشيری)، سانسور و فيلترينگ و پارازيت، گشتن داشبورد اتومبيل‌ها برای يافتن سی دی و کاست، بستن در قمارخانه‌ها و مانند آنها همه بر اين مبنا هستند که همه‌ی انسان‌ها به دنبال گناه و ارتداد هستند و بايد همه‌ راه‌ها را بر گناهکاری و ارتداد افراد بست. نتيجه آن است که افراد همان کارها را بدون نظارت عمومی و پرداخت ماليات و آموزش عمومی در اين محدوده‌ها انجام داده و خواهند داد. 

چگونه با يکدست سازی، نامدارا، توده وار خواهی و تماميت خواهی، جوامع بيمار بسازيم؟
امروز بعد از ۳۶ سال جمهوری اسلامی و اجرای احکام شريعت و قراردادن همه‌ دانش آموزان و دانشجويان تحت آموزش مذهبی و اخلاقی می توان به خوبی نتايج اين مفروضات و سياست‌ها و تصميمات مبتنی بر انها را در جامعه‌ ايران مشاهده کرد. تصميم گيری و سياستگزاری بر مبنای چهار فرض نادرست فوق به شکل دهی جوامعی بيمار منجر شده است.

القای صغير بودن به افراد بالغ، آن هم با اتکا به زور، در حالی که راه فراری ندارند و القای گناهکاری (که در ادبيات اسلامگرايان مجرميت هم معنا می دهد) به افراد، در حالی که خطايی مرتکب نشده‌اند، آنها را به سوی اختلال روانی و بزهکاری سوق می دهد. بنا به گفته‌ رئيس انجمن روانپزشکی ايران «۳۴ درصد تهرانی‌ها دارای افسردگی هستند» و » دست کم ۳۰ درصد مراجعان به پزشکان عمومی، به دليل انواع مختلفی از بيماری های روانی مراجعه کرده‌اند». (خبر آنلاين، ۲۹ خرداد ۱۳۹۳) بنا به گفته‌ی فرمانده نيروی انتظامی «تهران پناهگاه خوبی برای سارقان و مجرمان شده است.» (فارس، ۶ مهر ۱۳۹۳) در برابر اين شرايط دشوار افراد به گريز روانی روی می کنند. ميزان معتادان به مواد مخدر و الکل در ايران به همين جهت همواره رو به افزايش بوده است. 

القای مهاجم جنسی بودن به مردان حداقل بخشی از آنها را به گرگ‌های جنسی مبدل می کند. يکی از اعضای انجمن حقوق کودکان می گويد: «۳۲ درصد دختران راهنمايی و دبيرستان تجربه کودک‌ آزاری جنسی داشته‌اند و به طور کل نيمی از جمعيت دختران تجربه آزار جنسی داشته‌اند.» (ايسنا، ۱۳ مرداد ۱۳۹۳) اين اقدامات در حالی انجام شده که حکومت با شدت و حدت مشغول جداسازی و اعمال حجاب اجباری بوده است. به اينها اضافه کنيد فساد همه گير و نهادينه‌ حکومتی را که ريشه در حکومت ولايت فقيه دارد.  
 
اين وضعيت جامعه‌ای است که رهبران سياسی و مذهبی آن مدعای ام القرايی يا جامعه‌ی نمونه‌ الهی و خلافت و ولايت اسلامی را دارند و ديگر جوامع را وحشی و فاسد و جهنمی می نامند. وقتی حکومت دينی با سخن يا عمل و سياستگزاری خود به مردم بگويد همه‌ شما گناهکاريد، همه‌ شما مهاجم جنسی‌ هستید، همه‌ شما صغيريد و همه‌ شما بت پرست هستيد حداقل بخش قابل توجهی از آنها به تدريج چنين می شوند.

در مقابل اگر کار حکومت بازپروری اقليتی باشد که به آزار جنسی ديگران می پردازند و خود را کوچک و صغير می پندارند، به گناه مردم کاری نداشته باشد، ميراث فرهنگی مردم را حفاظت کند، و در دين و دينداری مردم هم دخالتی نکند به تدريج افراد عادت می کنند که زنان همان طور که می خواهند در خيابان ظاهر شوند و آنها به زنان احترام بگذارند، رهبران را مورد انتقاد قرار دهند و آنها را برکنار کنند، به ميراث فرهنگی به چشم برساخته‌های انسانی و نه مقدس نگاه کنند و گناه و خدا را به افراد و پرستشگاه‌های آنها وابگذارند. 

۱۳۹۳/۰۷/۲۳

*********************

منبع: وبسایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f3-upside-down-world-of-islamists/26639248.html

اهمیت «جبهه عرسال» برای ایران؛ شمخانی در لبنان چه می‌کرد؟

منطقه عرسال در بخش بعلبک از استان بقاع در سلسله کوه‌های شرق لبنان واقع است. این شهر سنی‌نشین با جمعیت ۴۰ هزار نفری خود حدود ۵۰ کیلومتر با کشور سوریه مرز دارد و پذیرای بیش از ۱۲۰ هزار پناهنده سوری شده است. یعنی سه برابر جمعیت خود پناهنده سوری دارد و از این رو به یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های جنگجویان مخالف بشار اسد در داخل خاک لبنان درآمده است.

عرسال نخستین شهر لبنان به حساب می‌آید که در ابتدای شکل‌گیری قیام مردم سوریه در سال ۲۰۱۱، با آنها اعلام همبستگی کرد، اما تا قبل از ورود حزب‌الله لبنان به جنگ سوریه اقدام قابل توجهی از خود نشان نداده بود. در آن زمان، نجیب میقاتی نخست وزیر وقت لبنان تلاش می‌کرد کشور خود را از معرکه سوریه دور کند و از همه گروه‌های سیاسی فعال در لبنان درخواست کرده بود سیاست «بی‌طرفی» را دنبال کنند. اما با ورود حزب‌الله به جنگ سوریه همه چیز تغییر کرد و شهر شبه صحرایی عرسال اهمیت فوق‌العاده‌ای یافت. اقتصاد این شهر در گذشته بر اساس قاچاق کالا و سوخت میان سوریه و لبنان بنا شده بود، اما با ورود حزب‌الله به سوریه و بستن گذرگاه‌های دیگر در مرز سوریه، این شهر عرسال است که به عنوان تنها معبر قاچاق اسلحه از لبنان به داخل سوریه اهمیت پیدا کرد.

نیروهای حزب‌الله لبنان با ورود خود به جنگ سوریه در اولین اقدام خود توانستند شهر قصیر را از چنگ مخالفان بیرون بیاورند و سپس با ادامه فتوحات خود در حومه حمص و به دنبال آن کوهستان‌های قلمون، راه قاچاق اسلحه از لبنان به سوی مخالفان بشار اسد را بستند.

این گذرگاه‌های اسلحه نقش حیاتی در جبهه‌های دمشق و حومه آن به‌ویژه در مناطق غوطه شرقی و عوطه غربی ایفا می‌کرد و با تصرف آن توسط حزب‌الله لبنان، مخالفان مسلح را با مشکل مهمی مواجه کرد. بعد از این تحولات، قاچاق اسلحه از منطقه عرسال جایگزین گذرگاه‌های قبلی شد و رفته‌رفته این منطقه اهمیت فوق‌العاده یافت. در حال حاضر تنها منفذ عبور اسلحه برای مخالفان در جبهه دمشق و حومه آن همانا منطقه عرسال شده است که برآورد می‌شود در ۱۷ نقطه مرزی آن کار قاچاق اسلحه به مخالفان بشار اسد صورت می‌گیرد.

موضوع بسیار مهم دیگر این است که اگرچه حزب‌الله لبنان توانست شهرهای مهم منطقه قلمون را تصرف کند، اما موفق نشد این منطقه را به طور کامل از چریک‌های مخالف بشار اسد پاکسازی کند. این چریک‌ها هر از گاهی به نیروهای حزب‌الله شبیخون می‌زنند و موجب بالا رفتن تلفات این گروه مسلح هوادار جمهوری اسلامی شده‌اند، به طوری که برآورد می‌شود ده درصد نیروهای حزب‌الله در این جبهه کشته یا زخمی شدند.

سفر شمخانی به لبنان

با بالا رفتن تعداد تلفات حزب‌الله در جبهه قلمون زمزمه‌های عقب‌نشینی نیروهای این حزب از سوریه قبل از ورود جنگنده بمب‌افکن‌های آمریکا و متحدان آن به سوریه شنیده شد. در صورتی که حملات گروه‌های مسلح به حزب‌الله لبنان در منطقه قلمون متوقف نشود، عقب‌نشینی نیروهای این حزب از سوریه به عنوان یک گزینه بسیار قوی مطرح بود. چنین عقب‌نشینی می‌تواند ضربه مهلکی به استراتژی جمهوری اسلامی برای محافظت از بشار اسد وارد کند. هم برای بشار اسد و هم برای جمهوری اسلامی، عقب‌نشینی حزب‌الله از سوریه غیرقابل هضم است و گزینه‌ای است که باید هر چه زودتر مستلزمات نادیده گرفتن آن فراهم گردد. هم حزب‌الله لبنان و هم حامی آن جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدند که برای بقای نیروهای حزب‌الله در سوریه، حتما باید تحرک مخالفان بشار اسد در منطقه عرسال متوقف شود. عرسال در این بخش از نبرد نقش حیاتی برای مخالفان سوریه به عهده گرفته است. هم سلاح چریک‌ها از این منطقه به داخل سوریه قاچاق می‌شود و هم جبهه پشت سر حزب‌الله را فعال کرده است. رهبران حزب‌الله معتقدند حملات انتحاری که در داخل منطقه ضاحیه بیروت، سفارت ایران و چند نقطه دیگر را هدف قرار داد، از منطقه عرسال سازماندهی شده است.

حکومت ایران با فرستادن علی شمخانی به بیروت و سخن راندن از تقویت ارتش لبنان و فراهم ساختن تجهیزات مورد نیاز آن، در واقع تلاش می‌کند با ابزار ارتش لبنان، مخالفان بشار اسد در منطقه عرسال را زیر ضربات خود بگیرد و حاشیه امنی برای نیروهای حزب‌الله لبنان در داخل سوریه ایجاد کند. اگر جمهوری اسلامی موفق شود به این هدف خود برسد، آن گاه موضوع عقب‌نشینی حزب‌الله از سوریه منتفی خواهد شد. در این راستا تاکنون هم جنگنده‌های بشار اسد به منطقه عرسال حمله کردند و هم آن بخش از ارتش لبنان که با سیاست‌های ایران هماهنگ است، به پناهجویان سوری در منطقه عرسال حمله کرد و تعداد زیادی از آنها را کشت. اما روایت ایران و حزب‌الله از قضیه عرسال در قالب حمله داعش به لبنان عرضه شده و هدف آنها جلوگیری از حمله «دولت اسلامی» به لبنان ترسیم گشته است. روایتی که به‌شدت از سوی مخالفان بشار اسد رد می‌شود و علت اصلی آن را به فرو رفتن نیروهای حزب‌الله در باتلاق جبهه قلمون مربوط می‌کنند.

استراتژی مخالفان بشار اسد در مرز لبنان

اگرچه ایران، رژیم بشار اسد و حزب‌الله لبنان تلاش می‌کنند تنها گذرگاه اسلحه مخالفان در مرز لبنان را بر روی آنها ببندند، اما گروه‌های مسلح بیکار ننشسته و هر از گاهی به نیروهای حزب‌الله در مرز لبنان حمله کرده و فشار سختی را بر آنها وارد کردند.

در این راستا استراتژی مخالفان بر سه محور بنا شده است. نخست باز کردن یک معبر دیگر در مرز لبنان برای قاچاق اسلحه به داخل سوریه و ایجاد یک حاشیه امن برای گذرگاه عرسال. حملات شب گذشته نیروهای جبهه النصره به پایگاه‌های حزب‌الله در مرز لبنان برای تصرف «مسیل» قلمون به شهر زبدانی در مرز با لبنان بود. اگر مخالفان بتوانند این معبر را در اختیار بگیرند هم نقل اسلحه به داخل سوریه را از یک گذرگاه دیگر تأمین کرده‌اند و هم محور مسیل‌های دمشق – قلمون را در اختیار خود می‌گیرند. حزب‌الله در این منطقه استحکامات نیرومندی برای جلوگیری از حملات مخالفان به کار بسته است، اما در حمله شب گذشته بیش از ده نفر از نیروهای آن کشته شدند و تعداد زیادی زخمی به جای ماند. این حجم از تلفات نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری حزب‌الله در این منطقه بالاست و به احتمال زیاد به عنوان یک نقطه بااهمیت جنگی برای مخالفان در نظر گرفته و حمله به آن تکرار خواهد شد.

محور دوم بر موضوع گروگان‌های ارتش لبنان بنا شده که در اختیار جبهه النصره قرار دارند. جبهه النصره برای تحت فشار قرار دادن ارتش لبنان و جلوگیری از همراهی نیروهای آن با چریک‌های حزب‌الله، با این برگه بازی خواهد کرد. به خصوص که در روزهای اخیر خانواده‌های ربوده‌شدگان تهدید کردند در صورت کشته شدن فرزندان خود، راه فرودگاه بین‌المللی بیروت را خواهند بست.

ایران که از طریق شمخانی تلاش کرده بود ارتش لبنان را در حمایت از حزب‌الله لبنان تجهیز کند در برابر این تهدید قرار دارد. از نظر خانواده‌های اسیرشدگان ورود ایران به معادله ارتش لبنان، جان فرزندان آنها را بیش از هر زمان دیگر در معرض خطر قرار داده است.

اما محور سوم بر این بنا شده است که برافروختن جبهه عرسال به معنای سرایت جنگ سوریه به لبنان است. کشور لبنان در نگاه به انقلاب مردم سوریه به دو دسته مخالف و موافق تقسیم شده است. این دودستگی نیز به داخل ارتش سرایت کرده و در زمان بروز رویارویی واقعی، ارتش لبنان به شکل یک واحد همبسته عمل نخواهد کرد. عقلای لبنان بسیار تلاش کردند که این کشور را از بحران سوریه دور کنند، اما ورود حزب‌الله به مناطق حمص و دمشق این سیاست را عقیم کرد و اکنون با ورود جمهوری اسلامی به معادله تقویت ارتش این کشور، فتنه جنگ مذهبی بیش از هر زمان دیگر مردم لبنان را تهدید می‌کند و جبهه عرسال می‌تواند آتش شعله‌ور کردن آن باشد.

برای مخالفان رژیم بشار اسد و به‌ویژه جبهه النصره، عرسال به مثابه ریه‌ای است که نیروهای آنها از آن تنفس می‌کنند و بستن آن، یعنی مرگ حتمی آنها خواهد بود. از این رو برای جلوگیری از چنین امری تمام قدرت خود را در این جبهه متمرکز خواهند کرد و به هر کاری دست خواهند زد. این کار می‌تواند بازگشت لبنان به یک جنگ خانمان‌سوز داخلی دیگر باشد. ورود جمهوری اسلامی به بهانه تقویت ارتش لبنان، شکل‌گیری این جنگ داخلی را تسریع خواهد کرد.

در شرایط فعلی لبنان رئیس جمهور ندارد و دولت آن فاقد هر نوع کارایی است. «جان قهوه‌چی» فرمانده فعلی ارتش به دنبال فرصتی می‌گردد تا «استعدادهای نظامی» خود را نشان دهد و از این طریق بتواند پست خالی ریاست جمهوری را اشغال کند. در محاسبه فرمانده ارتش لبنان، عرسال بهترین فرصت برای این موضوع است و می‌تواند «شایستگی» خود را نشان دهد و رئیس جمهور لبنان شود. موضوع ریاست جمهوری لبنان چند ماهی است محل نزاع گروه‌های مختلف سیاسی این کشور شده است و بعد از تصرف صنعا توسط حوثی‌ها در یمن، جمهوری اسلامی بدش نمی‌آید که این سناریو را در لبنان تکرار کند و بدون توجه به نظر دیگر گروه‌های لبنانی، جان قهوه‌چی را با کمک اسلحه حزب‌الله به عنوان رئیس جمهور لبنان برساند. 

حسن هاشمیان

۱۳۹۳/۰۷/۱۷

*********************

منبع: وبسایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f2-iran-syria-lebanon-shamkhani-trip-arms-civil-war/26628886.html

بدنام کردن کمونیسم و سازگاری با امپریالیسم/ ریاکاری و شرم اسلاوی ژیژک در «بدبینی صادقانه»اش

jeld-zizek

بدنام کردن کمونیسم و سازگاری با امپریالیسم/ ریاکاری و شرم اسلاوی ژیژک در «بدبینی صادقانه»اش

نوشته: ریموند لوتا

در شماره دسامبر2011-ژانویه2012 «نقد و بررسی مجله پلاتیپوس»(Platypus) یک مصاحبه با فیلسوف و نظریه‌پرداز فرهنگی، اسلاوی ژیژک اختصاص‌یافته است.[1] این مصاحبه رگبارمتوالی‌ای می‌باشد از تحریف و کژاندیشی در خصوص تجربه تاریخی انقلاب و سوسیالیسم در قرن 20، و همراه است با حمله‌ی فجیعِ بدون مطالعه و غیراصولی به سنتز نوین باب آواکیان از کمونیسم.

ظاهر افکار ژیژک در مورد کمونیسم به زرق‌وبرق، تفکر نوین و متفاوت ملبس شده است، اما در باطن نموداری می‌باشد از تکرار همان قطعه قدیمی و از مد افتاده‌ی روایت ضد کمونیسمِ غالب بورژوایی در مورد کمونیسم به‌عنوان تجربه‌ای «شکست‌خورده» و «دهشتناک». ژیژک خود را به‌عنوان «ضد سرمایه‌داری» به تصویر می‌کشد، اما در صف پوزش خواهان از سرمایه‌داری امپریالیستی قرار می‌گیرد و سخن و کردارش در دفاع از سرمایه داری-امپریالیستی است. 

این نتیجه‌ی نهایی‌ای است که اسلاوی ژیژک آن را «بدبینی صادقانه» می‌نامد.

در ادامه، من به ادعاهای نادرست کلیدی ژیژک پاسخ می‌دهم. اما در ابتدا من اسلاوی ژیژک را برای شرکت در بحث عمومی در مورد ماهیت امپریالیسم و تاریخ و چشم‌انداز پروژه‌ی کمونیستی، با خودم فرامی‌خوانم.

برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید

چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

*******************

منبع: وبسایت شورش

http://shouresh-iran.blogspot.se/2014/10/blog-post.html

گزارش برپایی یادمان یاد یاران درگوتنبرگ سوئد- ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴

گزارش برپایی یادمان یاد یاران درگوتنبرگ (سوئد)

شنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴

به احترام یاد و نام همه جانفشانان کشتار دهه شصت به روال هر ساله ، کمیته یادمان یاد یاران – گوتنبرگ ، نشستی را در بعد از ظهر شنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴ در سالن اجتماعات فولکت هوس باکا ، سازمان داد. از ساعاتی پیش ازبرنامه سالن توسط فعالین کمیته یادمان ، با عکس ها و باندرول هاو شعار » نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم » و شعار «زندانی کارگر و زندانی سیاسی آزاد باید گردد» وخوش آمد به یارانی که به  دعوت کمیته پاسخ مثبت دادند ، درکنار عکس ها و اسامی پُرشمارجانباختگان دهه شصت وبرپایی دو میز کتاب تزئین شده بود.

برنامه با حضور جمع وسیعی ازایرانیان ساکن شهر و حومه روبرو گردید. مجری برنامه رفیق فرخ قهرمانی از زندانیان سیاسی دهه شصت و ازجان بدربردگان کشتارسال ۶۷، برنامه رابا آخرین سروده رفیق محمود خلیلی با عنوان : » سقوط نخواهم کرد » آغازکرد شاعر درحقیقت این شعررا از زبان حال همه جان بدربردگان کشتار دهه شصت سروده است .*( ۱)

مجری برنامه آنگاه پس از خوش آمد گوئی،ازهمگان خواست به پا خیزندوبایاد،نام وخاطره و ماندگاری یادشیفتگان آزادی دهه شصت که خونفشان شدند ، یک دقیق کف بزنند.برنامه ها با خواندن «پیام کمیته یادمان «**(۲)توسط رفیق رحیم استخری آغازوآنگاه فیلم «به یاد آر» در رابطه با پیشنیه تجمع خاوران وگفتگوبا چند تن ازمادران و اعضاء خانواده جانباختگان و توضیح چکونگی روبروشدن آنها باماجرای کشتارو پیدا کردن میعاد گاه خاوران و اذیت و آزارها ، توهین و بگیر و ببند های خاورانی ها طی تمامی این سال ها اززبان یکایک خانواده های  جانباختگان دو کشتار ۶۰ و ۶۷ صحبت به میان می آوردو فیلم تمامی سالن را به سکوت سنگین فرو برد.

پس از پنجاه دقیقه نمایش فیلم چهار قطعه موسیقی کلاسیک و ارائه هنرمندانه آن توسط رفیق محتبی دادگر، و اجرای پایانی قطعه همسرایی که کاری نو و بدیع از این هنرمند بود ، توانست سالن را با خود همراه گرداند.وبدین ترتیب بخش اول برنامه با اعلان آنتراکت و صرف چای و شیرینی به پایان برده شد.

مجری برنامه با دعوت از رفیق شاعرنیکی میرزایی ،بخش دوم را شروع کردم . نیکی در کنار رفیق مسعود مقدم که با گیتار خود شعر خوانی را همراهی می کرد.فضای دلچسب و آهنگینی به نشست یادمان دادند. نیکی میرزایی اشعاری از سرودههای خود را در کنار موسیقی مسعود برای حاضرین عرضه داشت. کارتوامان این دو هنرمند با استقبال جمع حاضرروبرو گردید.

سپس سخنران نشست رفیق مریم محسنی از خانواده های جانباختگان دهه شصت و از فعالین تجمع خاوران به پشت میکروفون دعوت شد. متن گفتگوی رفیق مریم با مضمون فیلم به نمایش در آمده انطباق قابل لمسی داشت . او رودررویی تجمع خانواده هادر خاوران با عوامل نیروهای امنیتی و سرکوبگررا طی سه دوره ممتد از ایستادگی ومقاومت خانواده ها با قاتلان فرزندان مردم ایران، این عاشقان آرمانخواه ، تقسیم نمود و زنجیره زمانی این سه دوره وافت وخیزهای آنرا به بحث گذاشت. در پایان رفیق مریم محسنی به سوالات حاضرین پاسخ گفتند. سخنرانی رفیق با استقبال جمع حاضر در سالن روبرو گردید.

پایان بخش برنامه شب یادمان یاد یاران گوتنبرگ ، ارائه موسیقی رفیق مسعود مقدم بود / و با دکلمه شعری از ایرج جنتی عطایی ، به ارائه کار موسیقیایی خود پرداخت . کار هنری این رفیق جوان هنرمند هم با استقبال جمع روبرو شد. نکته گفتنی اینکه حضور زنان درشب یادمان گوتنبرگ چشمگیر بوده است .

کمیته یادمان یاد یاران – گوتنبرگ، باردیگرهمکاری صمیمانه ارائه دهندگان برنامه رفقا رحیم استخری – مجتبی دادگر – نیکی میرزایی – مسعود مقدم و مریم محسنی درارائه برنامه یادمان و حضور جمع وسیع شرکت کنندگان در این شب ، مغتنم می شمارد وسپاس و امتنان خود را از یکایک آنان  اعلام می دارد.

کمیته یادمان یاد یاران – گوتنبرگ (سوئد)
بیست و یکم سپتامبر۲۰۱۴

 ضمیمه ها

*(۱) سقوط نخواهم کرد

محمود خلیلی

من به این پاهای خسته
دست های بسته
این پیکر بردارنشسته
ولی درهم نشکسته
بدهکارم
پس سکوت نخواهم کرد
من به دستان پینه بسته کار
به مقاومت زنان و مردان بیدار
رفقای در پیکار
به خاک تفته خاوران
بدهکارم
پس سکوت نخواهم کرد
من به مادران، همسران، پدران
خواهران ، برادران و فرزندانی
که در سرما و گرما
پشت حصار اوین و گوهردشت
و هزاران زندان در ایران
چشم انتظارلحظه دیدار
فحش خوردن و تحقیر شدند
بدهکارم
پس سکوت نخواهم کرد
من به همسرم و فرزندانم
که درد تبعید را بدوش کشیدند
بدهکارم
پس سکوت نخواهم کرد
من به خود، خود، خودم بدهکارم
برای کودکی گم شده ام
جوانی اسارتم
میان سالی غربتم
پس سکوت نخواهم کرد
سکوت آرزوی سرمایه است
پس سقوط نخواهم کرد
====================

**(۲) پیام کمیته یادمان

خانم ها ، آقایان ، یاران گرامی
۲۶سال پیش پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق ، با سرکشیدن جام زهر ، به فرمان امام مرگ (خمینی) درسال۶۷  کمیسیون مرگ درزندان های سراسر کشوریکی پس از دیگری تشکیل گردید. درتهران کمیسیون یا مثلث مرگ عبارت بودند از: حسینعلی نیری حاکم شرع وقت ، مرتضی اشراقی دادستان انقلاب و مصطفی پور محمدی نماینده وزارت اطلاعات میرحسین موسوی نخست وزیر وقت واصلاح طلب امروزوهمچنین وزیر دادگستری دولت به اصطلاح » تدبیر و امید» حسن روحانی . کمیسیون مرگ با طرح چند سئوال ساده کار خود را با  هواداران پُرشمار مجاهدین خلق  آغاز کرد
آیا حاضرید در مصاحبه تلویزیونی منافقین را محکوم کنید؟
آیا حاضرید طناب دار به گردن منافقین بیاندازید
آیا حاضرید به ما در بدام انداختن منافقین  کمک کنید؟
آیا حاضرید اسامی منافقین سرموضعی بند خود را اعلام کنید ؟
آیا حاضرید به جبهه جنگ ایران و عراق بروید و از میدان های مین گذاری شده دشمن عبور کنید؟
در مورد فعالان سازمان مجاهدین خلق می گویند : پس از جلب اطمینان از افراد خواسته می شد تا نام سازمانی را که قبلا به آن وابسته بودند را اعلام دارند. اگر آنها در پاسخ می گفتند: » مجاهد «، تفتیش عقاید پایان می گرفت و فرد به دالان مرگ هدایت میشد. اما اگر اعلام می کردند » منافقین «، سئوالات ادامه پیدا می کرد.
در رابطه با چپ ها ، اما » کمیسیون مرگ»، ضمن اینکه سعی میکردند که وانمود کنند که فقط می خواهند مسلمانان را که به فرایض دینی خود عمل می کنند ، از کسانی که این فرایض را به جای نمی آورند جدا کنند . از آنها می خواستند که به این پرسش ها پاسخ گویند؛

آیا شما مسلمانید ؟
آیا به خدا اعتقاد دارید ؟
آیا به بهشت و جهنم معتقد هستید ؟
آیا محمد را به عنوان «خاتم انبیاء » قبول دارید ؟
آیا در ماه رمضان روزه می گیرید ؟
آیا قرآن می خوانید ؟
آیا هر روز نماز می خوانید ؟
آیا ترجیح می دهید با یک مسلمان هم بند شوید و یا یک غیر مسلمان ؟
آیا حاضرید زیر ورقه ای را دایر بر اینکه به خدا، پیغمبر ، به قرآن و به روز رستاخیر ایمان دارید، امضاء کنید؟
و سرانجام اینکه:
آیا در خانواده ای بزرگ شده اید که پدر درآن نماز می خواند، روزه می گرفت و قرآن می خواند ؟

درپاسخ به این پرسش ها ، تعداد کسانیکه به معنای مرگبار این سئوالات پی بردند بسیار اندک بودند.
این پرسش ها از جانب » کمیسیون مرگ»، آشکارا به گونه ای طراحی شده بود که به احساس مناعت و شرف زندانیان سیاسی، این فرزندان برومند تاریخ کشورمان و احترامشان به خود ،آسیب برسانند تا بتوانند بیشترین کشتار تاریخ بشری در نوع خود را به انجام برسانند.

یاران نازنین حاضر در سالن :
گردهم آیی یادمان امسال در شرایطی بر گزار می گردد که بحران سیاسی – اقتصادی و اجتماعی همه جانبه ای که طی سال های اخیر باعث شکاف عمیق در هیئت حاکمه و در مدار قدرت شده است . دست و پای حاکمان را بیش از پیش بسته و پیشروی توده مردم و کارگران را ممکن ساخته است .
توده وسیع مردم به درستی در می یابند که چرا جمهوری اسلامی مرتب اعدام می کند. پرونده می سازد،به بند می کشد، شخصیت ها را در هم می شکند و زندان و شکنجه و احضاریه و وصول وثیقه های چند ده و چند صد میلیونی به راه می اندازند تا مردمان ما را به قوانین ارتجاعی شان عادت دهند و همراه گردانند وتا خود به مانند دیکتاتورهای هم پیمان خویش قذافی ها مجبور به فراراز مهلکه پیشروی مردم نگردند.

ولی دور نیست آن روزهای پیشروی توده عظیم مردمان ما و دوری گزینی حاکمان خون و جنون از صحنه رویارویی های عظیم طبقاتی جامعه ما ایران بر فروریزاندن این جانیان ماقبل تاریخ و داعشی های قرون وسطایی.

چه نیک سروده است شاعر آزادی و توده ها،احمد شاملو :
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاه پوش
داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجاده ها
سر برنگرفته اند…

کمیته یادمان یاد یاران – گوتنبرگ ، همچون گذشته ها بر این باور است که بازگویی، آگاهی بخشی و مستند سازی کشتارهای وسیع جمهوری اسلامی ازآغاز به قدرت رسیدنش خاصه کشتار تابستان۶۰ و کشتارسراسری زندانیان سیاسی درسال۶۷  و همه جنایات بیشمار آن که تا به امروز بر نسل ما و جوانان و مردمان کشور ما رفته است، پایه یگانه اقدام ارزنده ای می تواندباشد که توسط هریک ازشاهدان رها شده و تبعیدی و فرد فرد خانواده های آنان در تمامی این یادمان ها و در صحنه خاوران های ایران به بار می نشیند.

از منظر ما همراهی عمیق با جنبش دادخواهی همه خانواده های اعدامیان ازسلسله کشتا رها ی این نظام در پهنه سی و پنج سال ازجنایت آدمکشان رژیم اسلامی به » جرم جنایت علیه بشریت » درمسیرتقویت وهرچه گسترده ترساختن ابعاد مبارزه طبقاتی توده رنج وکار در ایران و در راستای سازمانگری واژگونی کلیت این نظام تاریک اندیش میسر می گردد  .

زنده باد آزادی / زنده باد سوسیالیسم
زندانی سیاسی بی قید و شرط آزاد باید گردد

کمیته یادمان یاد یاران – گوتنبرگ سوئد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: