سلین شکوهی: در پرستشگاه فوتبال

در پرستشگاه فوتبال

سلین شکوهی

باز هم فوتبال صدها ميليون نفر را در سراسر دنيا پاي صفحة تلويزيون ميخکوب کرده تا رنج کار، غم نان يا درد روزمره گي را براي ساعاتي در جشنوارة جام جهاني فراموش کنند؛ فکر پيروزي و شکست در نبردهاي زندگي واقعي را کنار بگذارند و به جاي آن با موفقيت «مسّي» خوش باشند يا شريک ناکامي «رونالدو» شوند. احتمالا سال پيش که اخبار اعتراضات خيابانيِ صدها هزار تهيدست و جان به لب رسيدة به رسانه ها راه پيدا کرد بسياري از همين «جن زدگان» فوتبال با توده هاي معترض برزيلي در معرکة گلولة پلاستيکي و گاز اشک آور و باتوم و شعار و سنگ و کوکتل مولوتف هم ذات پنداري مي کردند. احتمالا به حقانيت آن مبارزات ـ مانند مبارزات خودشان ـ باور داشتند و حس مي کردند که سرمايه داري حاکم بر برزيل مثل نظام طبقاتي حاکم بر خودشان ضدمردمي و بيرحم و فاسد است. اما حالا ترجيح مي دهند به آن صحنه ها فکر نکنند. شايد هم نگران اين هستند که مبادا دوباره خيابان هاي برزيل دستخوش آشوب شود و جام جهاني نتواند ادامه يابد. اين موقعيت ذهني را سيستم سرمايه داري حاکم بر دنيا با ايدئولوژي برتري جويانة ناسيوناليستي اش، با الگو سازي ها و قهرمان پروري هاي قلابي اش، با اتميزه کردن مردم و سياست زدايي از انديشه و عمل محرومان، با مغزشويي شبانه روزي رسانه هايش، شکل مي دهد. تحت اين سيستم، ورزش و مشخصا فوتبال که مي تواند عرصة دوستي و همبستگي ميان توده ها باشد، به پرورش و سرزندگي جسم و روان انسان کمک کند و تماشاي آن باعث تفريح و هيجان و محرک انديشه باشد، به ابزار رقابتي خُرد کننده و برتري جويانه تبديل شده که عمدتا حال و هواي «ماچو» دارد. تحت سيستم سرمايه داري، فوتبال نيز افيون مردم است.

به برزيل برگرديم. نه به ورزشگاه هاي پُر جمعيتي که به هر زوري بود براي جام جهاني سر هم بندي اش کردند بلکه به آنچه در اقتصاد اين کشور مي گذرد و سرنوشت ميليون ها زن و مرد را رقم مي زند. دولت برزيل وعده مي دهد که برگزاري جام جهاني با افزايش درآمدهاي مالياتي، رونق گردشگري، توليد مشاغل جديد و افزايش درآمد بخش حمل و نقل عمومي، يکباره بر توليد ناخالص ملي خواهد افزود. واقعيت اما غير از اين است. برگزاري جام جهاني در 12 شهر از سرزمين پهناور برزيل با شهرها و شهرک ها و روستاهاي ريز و درشتش، حتي در زمينه هايي که دولت وعده اش را داده تاثيرات محدودي خواهد داشت. افزايش درآمدها تنها بر زندگي قشرهاي محدودي از مردم در مناطق محدود ـ آن هم به شکل موقت ـ تاثير خواهد گذاشت. سود اصلي را مثل هميشه مافياي «فيفا»، شرکت هاي عظيم بين المللي که تبليغاتشان را دور تا دور ورزشگاه ها يا بر رخت بازيکنان و مربيان مي بينيم، سرمايه داري دولتي و سرمايه هاي خصوصي و پيمانکاران عمدتا فعال در بخش ساختمان و خدمات برده اند. بخش بزرگ مشاغلي که در اين دوره حول برگزاري جام جهاني ايجاد شده نيز بعد از اختتام مسابقات ناپديد خواهد شد. ميزان سرمايه گذاري در زيرساخت ها جهت برگزاري جام جهاني در برزيل 5/10 ميليارد دلار بوده که 85 درصد آن را دولت تامين کرده است. اين هزينة هنگفت معنايي جز کاستن از هزينه هاي مربوط به خدمات عمومي توسط دولت ندارد. يکي از نکات مطرح شده از جانب معترضان به برگزاري جام جهاني در برزيل اين بود که «مردم به بيمارستان بيشتر احتياج دارند تا ورزشگاه». البته دولت به اصطلاح مردمي برزيل که رئيس جمهورش هنوز خود را «چپ» مي داند ادعا مي کند که 5/10 ميليارد دلار نسبت به حجم سرماية اختصاص داده شده براي «برنامة شتاب دادن به رشد اقتصادي» رقم کوچکي است. با وجود اين، مردم در بسياري از عرصه ها مي بينند که پيشرفت پروژه هاي عمراني در برخي شهرستان ها کُند يا مختل شده است. آنچه جام جهاني براي مردم 12 شهر محل برگزاري مسابقات بر جا خواهد گذاشت ساختمان هاي پر هزينه و بلااستفاده اي است که به «فيل هاي سفيد» مشهور شده و نمونه اش را در کشور پرتغال بعد از ميزباني بازي هاي قهرماني اروپا در سال 2004 ديديم. ورزشگاه غول پيکري که امروز در شهر «مانائوس» در قلب جنگل آمازون بر پا شده بدون شک هيچ استفاد ه اي در آينده نخواهد داشت. چرا که در آن منطقه، هيچ زمينه اي براي ادامة مسابقات فوتبال وجود ندارد. به گفته روماريو يکي از اسطوره هاي فوتبال برزيل و از منتقدان برگزاري اين مسابقات پر هزينه در کشورش: «شايد بعدها از مجتمع هايي که براي جام جهاني در خود پايتخت ساخته اند براي برگزاري گاه به گاه کنسرت هاي موسيقي استفاده شود. غير از اين اگر کسي بگويد که اينها استفاده اي دارند جوک مي گويد.»  

جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

*********************

منبع: وبسایت نشریه آتش

http://matlan-w.blogspot.se/2014/06/blog-post.html

موج مداوم فرار ورزشکاران از ایران

farar varzeshkaran
فرار ورزشکاران از ایران در ۴ دهه پس از انقلاب و پناهندگی آنان به کشورهای دیگر از دغدغه‌های مهم جمهوری اسلامی ایران است. دویچه وله در گفت‌وگو با بهفام شرقی و وحید سرلک نگاهی تحلیلی به علل این روند پایان‌ناپذیر می‌کند.

ورزش ایران در دوران پس از انقلاب در کنار رشد، تحولات وسیع، محدودیت‌ها، رسوایی‌ها، کامیابی‌ها و ناکامی‌ها همواره با چالشی ویژه مواجه بوده است. این چالش تمام نسل های گوناگون ورزشکاران ایران را که در اوج زندگی حرفه‌ای ورزشی خود بوده‌اند را تحت‌الشعاع قرار داده و مقامات کشور را با مشکلی عظیم، حساس و تا به حال حل نشدنی روبرو کرده است: فرار ورزشکاران از ایران و پناهندگی آنان به کشورهای غربی.

اما چرا انگیزه ترک ایران و تشکیل زندگی ورزشی و خصوصی‌ای جدید در خارج از کشور در طول ۳۵ سالی که از انقلاب می‌گذرد، همیشه موضوع روز در میان ورزشکاران ایران بوده است؟

ممنوعیت رشته‌های ورزشی در سال‌های نخست بعد از انقلاب

در نخستین دهه پس از انقلاب ایران ممنوعیت «اصولی» اجرای برخی از رشته‌های ورزشی مانند تنیس، شمشیربازی، بوکس، شطرنج و به ویژه ورزش زنان، منجر به تفکیک «سازمان‌یافته» ورزشکاران این رشته‌ها از مجموعه جامعه فعال ورزش داخل ایران و مهاجرت دسته‌ای از این ورزشکاران به خارج از کشور برای ادامه ورزش قهرمانی شد. در این میان می توان از جمله به پناهندگی منصور بهرامی، ستاره وقت تنیس ایران، به کشور فرانسه و فرار تونیا ولی‌اوغلی، ستاره سابق شنای زنان ایران و آسیا، از ایران به آلمان اشاره کرد.

اما از زمان انقلاب ایران تا امروز نه تنها ورزشکاران رشته‌های ورزشی محروم کشور برای توقف «استعدادسوزی» خود ناگزیر به فرار از ایران شده‌اند، بلکه موج فرار از ایران نمایندگان رشته‌های ورزشی «مجاز» را نیز در بر گرفته است.

محدودیت‌های سیاسی و مدیریتی

کمبود و حتا نبود امکانات و سخت‌افزارهای لازم در سطح استانداردهای جهانی، خلاء در ساختار آموزشی و رشد ورزش خردسالان، نوجوانان و جوانان، نبود آزادی‌های ابتدایی در فضای ورزشی، تنگناهای مالی، عدم برنامه‌ریزی و مدیریت سالم در فدراسیون‌ها و باشگاهها، تبعیض جنسی برای زنان ورزشکار، جو امنیتی و محدویت‌های بی‌شمار در عرصه رقابتهای بین‌المللی مانند ممنوعیت مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی، از عوامل اصلی فرار ورزشکاران ایران هستند.

بازماندن از مسابقه با تیم‌ها و ورزشکاران اسرائیلی به ویژه در کشتی آزاد، فرنگی و ورزش‌های رزمی، همه ساله باعث نابودی بخت کسب عنوان‌های قهرمانی جهان برای ورزشکاران ایران شده است. این معضل سیاسی افسردگی محسوسی را نیز در بین ورزشکاران کشور ایجاد کرده است که شایسته مقام قهرمانی بوده‌اند.

تازه‌ترین نمونه حاکی از این سیاست، خودداری سه کشتی‌گیر ایرانی از رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی در مسابقات کشتی جوانان جهان بلغارستان در ماه اوت سال ۲۰۱۳ میلادی است که کشتی ملی ایران را بار دیگر در یک قدمی حذف از سایر مسابقات جهانی قرار داده است.

فرار نسل‌های گوناگون ورزشکاران پس از انقلاب

در طول چند سال اخیر نیز موج فرار ورزشکاران از ایران، علیرغم افزایش موفقیت‌های ورزش ملی ایران در عرصه جهانی، همچنان ادامه داشته است. در سال ۲۰۱۰ وحید سرلک، قهرمان سابق جودوی آسیا، در سفر برون‌مرزی از تیم ملی ایران جدا و به کشور آلمان پناهنده شد. سرلک در تابستان سال ۲۰۱۳ سومین فصل حضور خود در باشگاه جودوی یوت.ث. مونشن گلادباخ و شرکت در مسابقات بوندس لیگای آلمان را تجربه می‌کند. او به تازگی همچنین سمت سرمربی‌گری این تیم را به عهده گرفته است.

Vahid Sarlak
وحید سرلک، قهرمان سابق جودوی آسیا وحید سرلک، قهرمان سابق جودوی آسیا

وحید سرلک در گفت‌و‌گوی اختصاصی با دویچه وله فارسی «دلخوری‌های ورزشی ورزشکاران ایرانی را که فراتر از حد تحمل است» از علل اساسی فرار ورزشکاران از ایران می‌داند. او می افزاید: «تا به حال کسی از مسئولین کشور نیامده است بپرسد که چرا تعداد زیادی ورزشکار از ایران به کشورهای دیگر پناهنده می شوند.»

سرلک با اشاره به فضای امنیتی و رعب و وحشتی که ناشی از چگونگی مدیریت ورزش ایران است، تاکید می کند: «وقتی وزنه‌برداران مدال‌آور ایران در المپیک ۲۰۱۲ لندن به علت اعتراض، دسته‌جمعی برکنار می‌شوند، دیگر چه انتظاری می شود داشت؟» وی همچنین می‌گوید که افتخارآفرینان ورزش ایران به خاطر تحقق آرزوهایشان به گزینه فرار از ایران همیشه به طور جدی می‌نگرند. وحید سرلک اضافه می کند که «بها ندادن به ورزشکاران» و «دخالت مستقیم مقامات سیاسی در جودوی ایران» از عوامل مرکزی فرار او از ایران بوده است و وی در صورت ماندن در ایران برای تامین زندگی خود چاره‌ای جز «تاکسی‌رانی و سیگارفروشی» نمی داشت.

بشنوید: گفت و گو با وحید سرلک

آیا عوامل گوناگون و انگیزه‌های نسل‌های مختلف ورزشکاران برای ترک ایران در طول ۳۵ سال گذشته و به مرور زمان تغییر کرده است؟ در جستجوی پاسخ به این پرسش در گفت‌وگوی اختصاصی دویچه وله فارسی با بهفام شرقی، ملی پوش کشتی ایران در المپیاد دانشجویان ۱۹۷۳ مسکو و مربی تیم ملی کشتی نوجوانان ایران در سالهای قبل از انقلاب، به زاویه‌های تحلیلی دیگری برخورد می‌کنیم. وی بیش از ۳۰ است که به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده است.

Behnam Sharghi

بهفام شرقی، ملی پوش کشتی ایران در المپیاد دانشجویان ۱۹۷۳ مسکو و مربی تیم ملی کشتی نوجوانان ایران در سالهای قبل از انقلاب

بهفام شرقی معتقد است که موفقیت‌های اخیر ورزش ایران، به ویژه صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، بلندپروازی تاریخی تیم ملی والیبال در لیگ جهانی، رکورد مدال‌آوری کشتی‌گیران و وزنه‌برداران در المپیک ۲۰۱۲ لندن و قهرمانی بسکتبال ایران در آسیا با صعود به جام جهانی ۲۰۱۴ اسپانیا، باعث ایجاد «نگرانی» در بین مقامات بلندپایه نظام جمهوری اسلامی شده است.

وی «نگرانی» نظام را در «خطر محبوب‌تر شدن قهرمانان ملی از رهبر کشور» توصیف می‌کند و می‌افزاید که به این علت «نمی‌گذارند قهرمانان ورزش در سطح جامعه محبوب باشند». شرقی همچنین می‌گوید که حتا درآمد بالای برخی از قهرمانان ورزش ایران هم به علت «برخوردهای شکننده از سوی نظام» مانع فشار فرار آنها از ایران نمی‌شود.

بشنوید: گفت‌وگو با بهفام شرقی

مربی سابق تیم کشتی نوجوانان ایران یادآور می‌شود که از سالهای نخست بعد از انقلاب، سیاست نظام جمهوری اسلامی در امور ورزشی نیز بر ترجیح گزینش افراد «مکتبی» بر افراد «متخصص» متمرکز بوده است. شرقی می‌افزاید که از قهرمانان ورزش در ایران «به عنوان ابزار استفاده می‌شود» و «نماز خواندن اجباری ورزشکاران با بوسیدن دست آخوندها» به دلیل «سکولار و دمکرات بودن ذات ورزش» باعث رنج شدید ورزشکاران و افزایش تمایل خروج آنها از ایران می‌شود.

نقش حساس ورزش در تحولات جامعه

ورزش و فوتبال ایران در پائیز سال ۱۹۹۷ میلادی با صعود غیرمنتظره تیم ملی فوتبال به جام جهانی، برای نخستین بار بعد از انقلاب، باعث جشن ملی، شادی، رقص و پایکوبی عمومی و وسیع مردم در خیابان‌های کشور شد. از این مقطع زمانی توجه، حساسیت و کنترل مسئولان جمهوری اسلامی بر امور ورزشی کشور نیز متحول شده است.نقش حساسی که ورزش در تحولات جامعه ایفا می‌کند، از پدیده‌های منحصر به فرد ایران بعد از انقلاب است. گمان می رود که ورزش ملی ایران بتواند بر روند تحولات آتی جامعه تاثیر قابل توجهی بگذارد.

23.08.2013

**********

منبع: وب سایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/a-17039280

محرومیت خانم گل فوتبال ایران به خاطر انتقاد از خوابگاه

Tanin Naraghi

طنین نراقی، بازیکن تیم ملی فوتبال زنان ایران

نایب‌رئیس امور بانوان فدراسیون فوتبال ایران می‌گوید طنین نراقی بازیکن تیم ملی زنان ایران را به خاطر مصاحبه‌هایش علیه فدراسیون، با محرومیت مواجه کرده است.

کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، طنین نراقی را به مدت سه ماه از حضور در مسابقات محروم کرده و ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه نقدی برای او در نظر گرفته. نراقی در واکنش به این حکم گفته است شاید فوتبال را کنار بگذارد زیرا توان پرداخت چنین جریمه‌ای را ندارد و خودش را هم سزاوار این حکم نمی‌داند.

مهاجم تیم ملی زنان ایران که فرزند هادی نراقی بازیکن دهه ۵۰ خورشیدی فوتبال ایران است، به خبرگزاری فارس گفته: من چقدر از فوتبال درآمد دارم که ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه بدهم؟ باشگاه استقلال از قرارداد چهار میلیون تومانی فصل قبل، حتی هزار تومان هم پرداخت نکرده. آقای فتح‌الله‌زاده همیشه می‌گوید تسویه می‌کنم، اما هنوز این اتفاق رخ نداده. من از فوتبال ایران هیچ خیری ندیدم.

سال گذشته تیم ملی دختران زیر ۱۹ سال ایران در مرحله نخست مقدماتی جام ملت‌های آسیا به میزبانی اردن، موفق شد جواز صعود به دور دوم را دریافت کند. شاگردان مریم ایراندوست با ۱۲ گل از سد تاجیکستان گذشتند که ۶ گل را طنین نراقی به ثمر رساند.

ایران سپس ۸ گل وارد دروازه فلسطین کرد که طنین نراقی در آن بازی «هَت‌تریک» کرد (سه گل زد)، او ۹ گله شد تا عنوان «خانم گلی» مرحله مقدماتی را نصیب خود کند.

اما دویدن، دریبل زدن، گلزنی و پیروزی‌های پرگل ایران در مستطیل سبز، بازتاب چندانی در وزارت ورزش نداشت و صداوسیما نیز تصاویر و اخبار این مسابقات را پوشش نداد. از مصاحبه‌های بازیکنان اعزامی پیدا بود که پاداشی هم نصیب‌شان نشده.

نراقی پس از بازگشت تیم اعزامی به ایسنا گفت: بزرگترین مشکل ما این است که برخی برای بازیکنان ملی‌پوش فوتبال بانوان احترام قائل نمی‌شوند. حتی یک لباس هماهنگ نداریم و از نظر امکانات همیشه با حداقل‌ها روبه‌رو بوده‌ایم. اگر چیزهای ابتدایی را به ما بدهند، انگیزه ایجاد می‌شود و نتیجه می‌گیریم. بدون هیچ تدارکاتی به مسابقه‌ها اعزام شدیم و نتیجه بسیار خوبی گرفتیم.

مهاجم تیم ملی ادامه داد: نتیجه‌ای که به دست آورده بودیم بی‌سابقه بود اما وقتی از مسابقه‌ها برگشتیم هیچ کس برای استقبال به فرودگاه نیامد. دادن امکانات و توجه به بانوان به آن‌ها شخصیت می‌دهد و این از ابتدایی‌ترین موضوعات در فوتبال است.

مصاحبه‌ای که باعث محرومیت شد

«وقتی امکانات نباشند بازیکنان هم به تیم ملی نمی‌آیند، همان طور که هلن کاستا (سرمربی تیم ملی) بازیکنان را دعوت کرد و بسیاری از آنها گفتند نمی‌آیند. با شرایط اسفناک خوابگاه هر بازیکنی باشد نمی‌آید. یک بازیکن حرفه‌ای جایگاهش در چنین خوابگاهی نیست.»

وضعیت خوابگاه زنان ملی‌پوش در اردوهای اخیر، صدای اعتراض آنها را درآورده بود. طنین نراقی هم با شرح کیفیت اردو و ابراز نارضایتی درباره امکانات خوابگاه، به خبرگزاری فارس گفته بود: بهتر است از بازیکنان تست بگیرند، می‌بینند که هیچکدام آمادگی ندارند. دلایل این ناآمادگی به امکانات، شرایط غذا و مسائل دیگر مربوط می‌شود.

نراقی در مصاحبه‌ای که منجر به محرومیت او شد، گفت: به ما می‌گویند بودجه نیست، اگر بودجه ندارید تیم را اصلاً به مسابقات نفرستید. ما هنگامی که به تورنمنت روسیه رفتیم واقعاً افسرده شدیم. نمی‌دانید چه لباس‌هایی به ما دادند، مقابل تیم‌های دیگر مانند بیچاره‌ها بودیم.

رویکرد فدراسیون فوتبال در قبال فوتبالیست منتقد، تند و قاطعانه بود. فریده شجاعی معاون بانوان در این فدراسیون، به اظهارات طنین نراقی درباره امکانات فوتبال زنان واکنش نشان داد و گفت: این مصاحبه نهایت بی‌انصافی است. اردوهای زیادی برگزار شد و کسی چیزی نگفت. حرف‌های او باعث می‌شود در تیم ملی تنش ایجاد شود و این برخلاف مقررات است.

شجاعی به پاسخ خود بسنده نکرد و با معرفی نراقی به کمیته انضباطی، زمینه محرومیت و جریمه نقدی او مهیا شد. این مقام مسئول در فدراسیون فوتبال، پیش از این در واکنش به پرسش‌های عادل فردوسی‌پور درباره مشکلات پدید آمده برای بازیکنان تیم ملی فوتسال زنان، در اظهارنظری جنجالی گفته بود که گردن فردوسی‌پور را خواهد شکست.

طنین نراقی بازیکن تیم ملی فوتبال زنان به خاطر ابراز نارضایتی از کم‌توجهی به تیم ملی محروم شده است اما مشابه همین وضعیت در فوتبال مردان ایران امری عادی است و فقط هنگامی منجر به محرومیت بازیکنان می‌شود که دربرگیرنده اهانت مستقیم به مقامات مسئول در فدراسیون فوتبال باشد.

نراقی در انتقادات خود از کسی نام نبرده نبود و مسئول خاصی را هم مقصر نمی‌دانست. او صرفاً از شرایط خوابگاه و کیفیت غذای اردونشینان گله‌گذاری کرده و خواستار ارتقای امکانات اردو شده بود.

۱۳۹۲/۰۵/۲۶

**********************

منبع: وب سایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f12_tanin_naraghi_iranian_female_football_player_problems/25078104.html

پایان لیگ والیبال با کتک و بازداشت بازیکنان

volyboll-1

لیگ برتر والیبال ایران با قهرمانی تیم کاله مازندران به پایان رسید. کاله با پیروزی سه بر صفر مقابل متین ورامین موفق شد جام قهرمانی را نصیب خود کند. البته این فصل از لیگ والیبال ایران صحنه‌های جنجالی کم نداشت.

در مسابقه نفس‌گیر میان دو تیم والیبال کاله مازندران و متین ورامین که با حضور حدود هشت‌هزار تماشاگر در سالن آزادی تهران برگزار شد، ست دوم فوق‌العاده جذاب و پرهیجان بود و با نتیجه ۳۲ بر ۳۰ رقم خورد. اگر این ست را ورامینی‌ها پیروز می‌شدند، سرنوشت قهرمانی گره می‌خورد.

اما با برتری سه بر صفر کاله، برد سه بر یک تیم متین در نخستین مسابقه فینال بی‌تاثیر شد و جام قهرمانی به مازندران رفت. در مسابقه رده‌بندی نیز پیکان با نتیجه‌ سه بر دو سایپا را شکست داد تا با توجه به برد سه بر یک در بازی رفت، با قاطعیت به عنوان سومی دست یافت.

بهروز عطایی، سرمربی تیم والیبال کاله آمل، پس از برتری مقابل متین ورامین و کسب جام قهرمانی گفت: «نشان دادیم که قدرت واقعی‌مان در چه حدی است. یک تیم حرفه‌ای در اختیار دارم، توانستیم به خوبی خود را از نظر روانی آماده کرده و کیفیت بازی خود را بر آنها تحمیل کنیم.»

volyboll-2

بازی کاله مازندران (سبزپوش) در برابر متین ورامین

بازداشت قهرمان‌ها و نایب قهرمان‌ها

این فصل از لیگ برتر والیبال ایران صحنه‌های جنجالی کم نداشت. پس از مراسم اهدای مدال‌های تیم‌های اول تا سوم، بازیکنان متین ورامین هنگامی که قصد رفتن به رختکن را داشتند، به درگیری فیزیکی با ماموران نیروی انتظامی و حراست سالن دوازده هزار نفری آزادی پرداختند. ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از بازیکنان ورامین با ماموران داخل سالن درگیر شد و پس از او سایر بازیکنان هم وارد درگیری شدند و زد و خورد با ماموران نیروی انتظامی بالا گرفت.
مجتبی میرزاجانپور، بازیکن تیم ملی، هم با نیروهای امنیتی و یگان ویژه درگیر شد و به گزارش ایسنا، نیروهای یگان ویژه وی را «کشان کشان بازداشت کردند».

این خبرگزاری می‌نویسد که به دنبال این حوادث، برخی بازیکنان ورامین مثل فرهاد سال‌افزون و مصطفی شریفات برای دفاع از میرزاجانپور به سوی نیروهای یگان ویژه رفتند اما آنها نیز توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه بازداشت شدند!
به فاصله چند ثانیه کادر فنی تیم متین ورامین هم وارد درگیری شد. مصطفی کارخانه، مربی باسابقه والیبال ایران، و داود آهنگری سعی می‌کردند نیروهای امنیتی را مجاب کنند تا از بازداشت بازیکنان خودداری کنند، اما نیروها که برای «خدمت به خانواده والیبال» به سالن آمده بودند، حاضر به پذیرفتن توصیه‌های بزرگان والیبال نبودند و مطابق روش خود عمل می‌کردند.

volyboll-3

شادمانی کاله پس از پیروزی

ادامه خشونت‌ها و ممانعت از تصویربرداری

در این میان دوربین صداوسیما را هم که مشغول تصویربرداری از حوادث و رفتارهای خشونت آمیز ماموران بود ضبط کردند. ایرنا می‌نویسد که تلاش خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران برای تهیه گزارش خبری و تصویری از این درگیری، با ممانعت ماموران نیروی انتظامی مواجه شد.

تعداد قابل توجهی از نیروهای یگان ویژه به داخل زمین والیبال آمده بودند تا به زعم خود با بازداشت بازیکنان، نظم سالن را برقرار کنند.

ایسنا می‌نویسد: «درگیری در حالی تشدید شد که محمود افشاردوست دبیر فدراسیون والیبال و مدیر سالن ورزشی هم نتوانستند قائله را ختم به خیر کنند. تعدادی از بازیکنان متین ورامین بازداشت شدند و سایر بازیکنان متین به رختکن رفتند.»

تقریباَ زمین مسابقه خالی شده بود، اما ناگهان نیروهای یگان ویژه به رختکن کاله هجوم برده و شهرام محمودی را به زمین برگرداندند، در حالی که گفته می‌شود او دخالتی در حوادث نداشت و مشخص نشد چرا بازداشت شده است. بهنام محمودی، بازیکن سابق تیم ملی و لژیونر ایران در لیگ ایتالیا که برای توزیع جوایز به سالن دعوت شده بود، این بار برای رها کردن برادرش به داخل زمین آمد اما موفق نشد کاری صورت دهد.

در حالی که قرار بود اختتامیه لیگ برتر والیبال تمرینی برای برگزاری مسابقات لیگ جهانی باشد، درگیری، ضرب و شتم و ایجاد فضای امنیتی توسط یگان ویژه، صحنه‌های ناخوشایندی را در سالن آزادی رقم زد.
محمدرضا داورزنی، رییس فدراسیون والیبال، هم در جایگاه VIP نشسته ، دستانش را روی سرش گذاشته بود و اتفاقات را تماشا می‌کرد!

تاریخ 16.03.2013

*************

منبع: وب سایت دویچه وله فارسی
http://www.dw.de/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%DA%AF-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86/a-16678587

بوکسورها در کمپ پناهندگان؛ رييس فدراسيون در حال نصب ضريح

Nategh Nouri

احمد ناطق‌نوری، رییس فدراسیون بوکس ایران

بوکسورها در کمپ پناهندگان؛ رييس فدراسيون در حال نصب ضريح

مهدی رستم پور

رييس فدراسيون بوکس ايران با دعوت مسؤلان اجرايی عمليات نصب ضريح عتبات عاليات، به عراق سفر کرده. احمد ناطق‌نوری قرار است در اجرای عمليات نصب ششمين ضريح امام سوم شيعيان که در مرحله نهايی قرار دارد، مشارکت کند.

ناطق‌نوری رکورددار طول رياست در فدراسيون‌های ورزشی است و در ۲۳ سال اخير اين مسئوليت را برعهده داشته.

در شرايطی که برکناری مديران موفق نيز امری رايج در ورزش ايران است، او به عنوان يکی از ناموفق‌ترين مديران ورزشی، همواره در سمت خود باقی بوده و با حسن غفوری‌فرد، مصطفی هاشمی‌طبا، محسن مهرعليزاده، محمد علی‌آبادی و علی سعيدلو به عنوان روسای سازمان تربيت بدنی و محمد عباسی به عنوان وزير ورزش که اغلب نيز از طيف‌های مختلف سياسی هستند، به عنوان رييس فدراسيون همکاری کرده.

او که در سی سال گذشته همواره به عنوان نماينده نور و محمودآباد در مجلس شورای اسلامی حضور داشت، در انتخاب مجلس نهم رای نياورد.

رييس فدراسيون بوکس، منتقدان فراوانی در جمع ورزشکاران و مربيان اين رشته ورزشی دارد. او حالا پس از ۲۳ سال رياست، حتی در داخل خود فدراسيون نيز از بار سنگين انتقادات در امان نيست که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. ناطق‌نوری همواره اين انتقادات را رد کرده.

خروج ناباورانه حسن کارکردی و عمران اکبری دو ملی‌پوش اين رشته ورزشی و درخواست پناهندگی آن‌ها از انگلستان، آخرين نمونه از نارضايتی قهرمانان اين رشته ورزشی است که آينده ورزشی خود را در خارج از ايران جستجو می‌کنند.

احمد ناطق نوری با تکذيب خبر پناهندگی اين دو قهرمان بوکس، به ايسنا گفته بود: «اين دو بوکسور به ايران بازگشته‌اند. آنها وقتی به اين انگلستان رفته و ديدند که نمی‌توانند در آنجا کار خاصی انجام دهند، دوباره سرافکنده به ايران بازگشتند.»

واقعيت اين بود که بوکسورها بازنگشتند و با توجه به تکذيب‌های مکرر ناطق‌نوری، سرافکندگی اين ماجرا، نه برای بوکسورها که برای فدراسيون بوکس باقی ماند. زمانی که دو قهرمان بوکس ايران در کمپ پناهندگان هستند، رييس فدراسيون نيز به جای انجام وظايف قانونی خود، راهی عراق شده و مشغول نصب ضريح است.

عيسی گل‌محمدی مربی موفق تيم پيوندساپکو از جمله منتقدان پرشمار فدراسيون بوکس است و می‌گويد: «نمی‌دانم بودجه‌ فدراسيون بوکس را مسئولانش کجا هزينه می‌کنند؟ فدراسيون بايد دلش به حال اين جوان‌ها بسوزد و آينده آنها را نابود نکند.»

گل‌محمدی که تيمش را چهار دوره به قهرمانی در ليگ‌برتر بوکس رسانده است، به خبرگزاری فارس گفته است: برای ناطق‌نوری خروجی ليگ‌ بوکس‌ مهم نيست. فقط برگزاری مسابقه اهميت دارد تا يک مسابقه‌ای برگزار شود که همه بگويند بوکس هم ليگ برگزار می‌کند!

در اين بين، حتی منوچهر مقصودی نايب رييس فدراسيون بوکس هم عقيده دارد که اين فدراسيون نيازمند نوگرايی است و در اين باره می‌گويد: بايد در فدراسيون بوکس جوانگرايی شود و به همين خاطر حتی حاضر به کنار کشيدن از مسئوليت خود هستم، اما ریيس فدراسيون با اين موضوع موافقت نمی‌کند!

او در توضيح ضرورت جوانگرايی در فدراسيون بوکس می‌گويد: «ميانگين سنی افراد حاضر در فدراسيون بوکس، بالای ۷۰سال است! داوران و حتی دبير فدراسيون نيز از اين قاعده مستثنی نيستند. يکی قلبش را عمل کرده و ديگری هر روز بيمار است. با اين شرايط بوکس نمی‌تواند پيشرفت کند. اين افراد اگر به فکر پيشرفت بوکس هستند بايد خودشان کنار بروند. يک نفر بيايد شناسنامه مسئولان فدراسيون را بررسی کند، اگر کسی زير ۷۰ سال در فدراسيون پيدا شد من به او جايزه می‌دهم!»

رضا مهدی‌پور مربی تيم بوکس جهان فولاد غرب که تيمش به فينال ليگ بوکس رسيد نيز با انتقاد از وضعيت بوکس ايران می‌گويد: يک تيم مظلوم و در شهری محروم در حال فعاليت هستيم. از هيچ ارگان و سازمانی حمايت نمی‌شويم، فدراسيون سه سال است که نمی‌تواند فينال مسابقات ليگ‌برتر بوکس را برگزار کند و سازمان ليگ در توجيه اين مسئله به دنبال بهانه جويی است.

مروری به وضعيت ملی‌پوشان المپيکی نيز نشان می‌دهد آن‌ها هم اوضاع دلگرم کننده‌ای ندارند. مهدی طلوتی که در المپيک لندن به روی رينگ رفت، گفته: در اردو‌های تيم ملی نمی‌دانم چرا مسئولان من را دعوت نکرده‌اند و حتی در مراسم تجليل از المپيکی‌ها نيز کسی حرفی از دعوت به اردوی تيم ملی به من نزد.

۱۳۹۱/۱۲/۰۸

**********

منبع: وب سایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f4_boxing_iran_refugee_nategh_nouri/24913022.html

افشاگری مربی فوتبال درباره تجاوز جنسی به برخی بازیکنان شهرستانی و فساد در فوتبال

ناصر فریاد شیران،دوباره افشاگری را فریاد زد

فرهاد کریمی

هر وقت نمایشگاه مطبوعات می شود، ناصر فریاد شیران غرفه به غرفه می گردد و افشاگری می کند. حرفهای جنجالی که چاپ آنها در وب سایتها و روزنامه ها دل و جرات می خواهد. سال گذشته او درباره مدارس فوتبال افشاگری های عجیب و غریبی کرد و فریادشیران یکی از افرادی بود که در این زمینه اطلاعاتی را در اختیار رسانه ها قرار داد.حرفهای تکان دهنده او البته تیتر روزنامه ها و خبرگزاری ها شد اما خود فریاد شیران معتقد است حرفها و افشاگریهایش به هیچ وجه مورد توجه مسئولان قرار نگرفته است. فریادشیران به دلیل اینکه حرفهای جنجالی می زند در نمایشگاه مطبوعات دور وبرش خبرنگاران زیادی بودند. او حرف می زد و تیتر یک می داد. برادر نادر فریادشیران، وکیل و دوست نزدیک محمد مایلی کهن و دستیارمحمد مایلی کهن دوباره تیتر یک های زیادی داد. فریاد شیران در نمایشگاه مطبوعات فریاد می زد:«بعد از آن صحبت های سال گذشته برخی دستگاهها مانند مجلس با من تماس گرفتند و پرسیدند که برای صحبت هایم سند دارم که من هم به آنها اعلام کردم این چنین است و حرفهایم مستند بوده اما در نهایت اتفاق خاصی رخ نداد.» حرفی که عادل فردوسی پور هم همیشه در برنامه نود می زند.اینکه برخوردی صورت نمی گیرد و دوستان دور هم خوش هستند!

حرفهای بالای 18 سال

 فریاد شیران افشاگریهای بالای 18 سالش را به رادیو گفت و گو هم کشانده است:« سه ماه پیش بود که در برنامه ورزشی رادیو با اجرای مازیار ناظمی شرکت کردم. موضوع بحث هم فساد در فوتبال بود و همان روز من در یکی از نشریات ورزشی مطلبی خواندم درباره اینکه مربی 15 فوتبالیست نوجوان را وادار به تجاوز به یکدیگر کرده است. به همین دلیل این مطلب را با خودم به این برنامه بردم. در همان برنامه شیرازی رییس هیئت فوتبال تهران هم میهمان تلفنی بود و من از او پرسیدم آیا این مطلب را خوانده اید که شیرازی پاسخ داد نه اما این کار را خواه کرد. همان زمان هم گفتم که بسیاری از تیم های پایه باشگاههای فوتبال کشور خرید و فروش می شوند. یعنی عده ای می آیند تیم های نوجوانان، جوانان یا امید باشگاهها را با مبلغ 80 یا 100 میلیون می خرند و سپس در روزنامه ها برای تست در این تیم ها آگهی می دهند. برای هر تست از هر بازیکن مبالغی از 5 هزار تومان تا 20 هزار تومان اخذ می شود و این افراد در زمان همین تست ها کل هزینه انجام شده را در می آورند.» حرفهای فریاد شیران تکانتان نمی دهد؟

هشدار به خانواده ها

صحبتهای فریاد شیران داغ تر هم می شود:« بسیاری از این افراد، سالم نیستند. تصور کنید بازیکنی از شهرستان به تهران می‌آید، در خانه ای به او چایی حاوی مواد بیهوشی داده می شود و این فرد از هوش می رود. سپس به او تجاوز  می شود و از آن فیلم و عکس گرفته می شود. بدین ترتیب بازیکنی که ممکن است یک استعداد فوتبالی با 14-15 سال سن باشد اسیر دست این افراد می شود و هر کاری که آنها بخواهند را انجام می دهد و به هر تیمی که بگویند می رود. خانواده ها باید در زمان ثبت نام فرزندان خود به درستی تحقیق کنند که مربی و اداره کنندگان آن مدرسه فوتبال چه کسانی هستند و دارای چه سابقه ورزشی و اخلاقی بوده اند. نمی خواهم اسم بیاورم اما مگر سال گذشته در مورد یک باشگاه مطرح آن همه بحث پیش نیامد و در مورد پول های رد و بدل شده افشاگری صورت نگرفت اما چه اتفاقی افتاد؟ همان فرد هم اکنون در همان پست و همان باشگاه مشغول است.» منظورفریاد شیران باشگاه استقلال و ماجراهای افشاگریهای حسن روشن علیه رضا رجبی رئیس آکادمی باشگاه استقلال است که با روشن اسنادش را به خبرگزاری فارس ارائه کرد که جنجال بزرگی راه افتاد در نهایت راه به جایی نبرد.»

منشوری ها مثل موش هستند!

 فریاد شیران همچنان به حرفهای جنجالی اش ادامه می دهد:« از فوتبال پایه این مشکلات تا لیگ های دسته سه، دو، یک و لیگ برتر ادامه دارد. البته لیگ برتر با توجه به تمرکز وسیع مطبوعات و برنامه هایی چون 90 زیر ذره بین قرار دارد. اما لیگ های دسته دو یا سه واقعا تحت چه نظارتی هستند؟ زمانی که در خود فدراسیون فوتبال شاهد انتخاباتی چون کرمانشاه یا فارس هستیم یعنی عزمی برای مبارزه با فساد در فوتبال وجود ندارد. در فوتبال ایتالیا برونو کونته نه به دلیل شراکت بلکه تنها به دلیل اطلاع از یک تبانی یک سال محروم می شود اما در همین فوتبال ما و در همین نمایشگاه مطبوعات افراد منشوری می آیند و از سوی رسانه ها مورد استقبال هم قرار می گیرند. برخی از این منشوری ها سه ساله پیش بازداشت شدند اما اکنون بسیاری از آنها بازتولید شده اند. قبلا هم گفته بودم که این منشوری ها مانند موش هستند و هر چه بگذرد تعدادشان بیشتر می شود و وقتی تعدادشان زیاد شد هم باعث طاعون در ورزش می‌شوند. همان مربی متخلف رفتارش را به دستیارانش آموزش می دهد و بعد آنها هم به مرور در تیم های دیگر پخش می شوند. وقتی هم آیت اللهی اعلام می کند که ما در فوتبال منشوری نداریم پس باید نتیجه بگیریم که محمد مایلی کهن، مجید جلالی یا من منشوری هستیم. نه این افرادی که سابقه منشوری دارند اما اکنون در لیگ برتر مربیگری می کنند. به همین دلیل است که معتقدم فدراسیون فوتبال مقصر اصلی فساد در فوتبال است.» انتقادهای او از سیستم فوتبال و فدراسیون فوتبال ایران ادبیات جذابی دارد. هرچند که او از رسانه ها هم به خاطر توجه به منشوریهای سابق و کنونی! انتقادهای تندی می کند.

توبه گرگ مرگ است

 مربی اسبق تیم فوتبال نفت تهران مشخص است که صفحه حوادث روزنامه ها را هم به خوبی می خواند:« اگر فردی در شمال شهر جنایت کند و پلیس او را گرفته و تحویل محاکم قضایی دهد، آن وقت دادگاه به او می گوید که تو این جرم را در شمال شهر انجام دادی و باید بروی در جنوب شهر این کار را انجام دهی؟ این دقیقا مصداق کاری است که فدراسیون فوتبال انجام می دهد و مربیان منشوری را به دسته های پایین تر منتقل می کند. از نظر من توبه گرگ مرگ است و این افراد منشوری باید مادام العمر از ورود به تمامی مراکز ورزشی محروم شوند. متاسفانه افراد سیاسی این افراد را نمی شناسند و این افراد از طریق واسطه هایی که با این چهره‌های سیاسی دارند زمینه ساز تماس آنها با فدراسیون می شوند و با یک تلفن هم مورد بخشش قرار می گیرند.» اشاره او به فوتبال سیاسی هم جالب است:«در سال 88 بیش از 100 نفر را در زمینه فساد در فوتبال بازداشت کردند، خوب این افراد در زندان آن چیزهایی که بلد نبودند را هم یاد گرفتند و ترسشان هم ریخت و اکنون بی مهابا به فوتبال بازگشته اند. در مقابل به مربیان و افرادی که سالم هستند، اجازه کار داده نمی شود. به عنوان مثال مجید جلالی  در برنامه 90، ماجرای دعوت شدن بازیکنی با پرداخت پول به تیم ملی را تعریف کرد. اکنون مجید جلالی کجاست؟ محمد مایلی کهن چن سال پیش بحث دوپینگ، دلالی یا آن فینال جام حذفی و پنالتی مشکوک و بازیکنی که ان پنالتی را به تیم مقابل داد و فصل بعد هم به همان تیم رفت را مطرح کرد و چندین بار هم تهدید به شکایت شد اما در نهایت نتیجه چه شد؟» نشانه هایی که فریادشیران می دهد بیشتر درباره یک تیم خاص است. انگار زبان مایلی کهن در دهان استاد دارد افشاگری می کند.

انتقاد از نهادهای کشور

 فریاد شیران بی محابا از نهادهای کشور انتقاد می کند و البته از عزیزمحمدی حمایت می کند:« تمامی این مسائل نشان می دهد که  در قوه قضائیه، سازمان بازرسی کل کشور، نیروی انتظامی،  حراست وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال کمکی به حل این مشکلات نکرده اند و فوتبال ما به همین دلیل دارد روز به روز ضعیف تر می شود و افراد ناسالم وارد فوتبال می شوند. چرا باید افرادی چون عزیز محمدی از فوتبال دور شوند؟ چون با این مسائل و مشکلات مبارزه می کرد؟ خود علی کفاشیان دو شغله است و نباید انتخاب می شد. رسانه ها متاسفانه آمدند حمایت کورکورانه کردند و باعث شدند او رییس فدراسیون فوتبال شود. فکر کنید الان دادکان برود کاندیدای فدراسیون بسکتبال یا والیبال شود این توهین به آن رشته ها نیست؟ خوب کفاشیان این توهین را به همه ما فوتبالی ها انجام داد. در نهایت هم عاقبت این می شود که برای بردن تیمی مثل کره که 12 سال قبل 6 گل از ما خورده است نیاز به اتحاد و وفاق ملی داریم. کار بجایی می رسد که رییس جمهور و رییس مجلس به تمرین تیم ملی می روند و همه مردم برای این برد دست به دعا می شوند. اما همین الان همان رسانه ها دارند به کفاشیان اعتراض می کنند. عابدینی اکنون بیاید پاسخ دهد که چرا از کفاشیان حمایت کرد. اگر انتخاب او در دوره اول فدراسیون فوتبال را یک زلزله 3 ریشتری بدانیم اما انتخاب مجددش یک زلزله 10 ریشتری و سونامی بزرگ بود. »

ول کن مایلی کهن و استقلال و پرسپولیس نیست

حرفهای پایانی او هم درباره حمایت از مایلی کهن و انتقاد از باشگاههای پرسپولیس و استقلال است:« در فوتبال ما چهره هایی چون مایلی کهن هستند که الان آرزو دارد سرمربی پرسپولیس شود اما اجازه نمی دهند. چرا؟ چون مایلی کهن اجازه نمی دهد که مدیرعامل باشگاه در رختکن سخنرانی کند. در کجای دنیا می بینید که مدیرعامل در زمین فوتبال تریبون بگذارد و سخنرانی کند؟» منظور رویانیان است و حالا هم نوبت به تلویزیون و دوباره باشگاه استقلال می رسد:« چرا این همه شبکه مختلف حتی شبکه های تخصصی چون ورزش هم فوتبال پایه کشور را پخش نمی کنند؟ باشگاههای ما در فوتبال حتی به تیم های پایه خود توجه نمی کنند، استقلال از بازیکن خود چون یعقوب کریمی که به نظرم می تواند در جام جهانی برای ایران بازی کند، سود نمی برد و بعد به دنبال بازیکن عراقی عماد رضا می رود.» حرفهای ناصرفریادشیران جای پیگیری دارد.اما به قول عادل فردوسی پور مثل اینکه عزمی برای برخورد وجود ندارد!

  1391/08/15

***********

منبع: سایت «میدان»

http://meydan.ir/content/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D9%88%D9%86-0

«پيشنهادات بی شرمانه» برای حمايت از ورزشکاران زن در ايران

«پيشنهادات بی شرمانه» برای حمايت از ورزشکاران زن در ايران

مهدی رستم پور

يکی از مربيان بسکتبال بانوان در ايران با اشاره به برخی حاميان مالی ورزش ايران، از تعيين پيش شرط ها و پيشنهادات غير اخلاقی توسط آن ها برای حمايت از تيم های ورزشی دختران خبر داده است.او در مصاحبه با خبرگزاری دانش آموزان، پانا، يادآور شده که هدف باشگاه ها رواج ورزش در کشور است و دور نگهداشتن جوانان از آسيبهای اجتماعی، اما برای تامين مخارج ضروری با «دام‌های فساد» مواجه می‌شوند.زهره صابری گفته است: اين ماجرا فقط برای تيم او رخ نداده و «بسياری از مربيان ديگر نيز به دليل اينکه از عنوان کردن اين موضوع دردناک شرم دارند»، تاکنون از بيان اين مسئله خودداری کرده اند.طبق گفته خانم صابری، شرکت‌هايی که برای حمايت مالی از تيمش با آنها صحبت کرده‌ به او گفته اند: «خانم، شما با ما کمی مهربان‌تر و لطيف‌تر باش و چهارتا مهمانی با ما بيا!»صابری می پرسد: «آيا من بايد به بازيکنانم بگويم که فلان شرکت چنين پيشنهادی داده است؟»

تعدادی از تيم‌های ليگ برتر بسکتبال بانوان ايران مانند مهرآمين قزوين، دانشگاه آزاد، آرارات، وحدت آريا و استيل آذين با حاميان مالی در اين رقابت ها حاضر شده اند. اما  بعضی تيم‌ها مانند صابری و نيکان ترابر موفق به جلب رضايت حاميان مالی نشده اند. اين در حالی است که تيم صابری، با نتايج جالب توجه تا رده دوم جدول بالا آمده است.

سرمربی تيم بسکتبال بانوان صابری در اين باره گفت: «به سختی تيم را تا اين مرحله رسانده‌ايم و دلمان نمی‌آيد رهايش کنيم. پول روی ‌هم می‌گذاريم و سعی می‌کنيم تيم را در جدول نگه داريم. اما نه تنها پولی بابت دستمزد پرداخت نمی‌کنيم بلکه بازيکنان ما برای اينکه بتوانند بازی کنند، بايد مبلغی را نيز پرداخت کنند!»

خانم صابری در توضيح اين که چرا تيم او تاکنون موفق به جذب حامی مالی نشده، می گويد: «يک تيم بسکتبال بانوان برای اينکه بتواند وروديه مسابقات را پرداخت کرده و لباس بازيکنان را تامين کند، بايد رو به اسپانسرها بياورد و با پيشنهادات بی شرمانه‌‌‌‌ مواجه شود. اينجاست که ناچار بايد دستمان تو جيب خودمان باشد.»

سرمربی تيم بسکتبال بانوان صابری تهران در شرح يکی از مصاديق اين معضل گفت: «يک اسپانسر هفته گذشته برای حمايت از تيم قول مساعد داد. اما ساعت ۱۰ و نيم شب با من تماس گرفته و می‌گويد آخر هفته کجاييد؟ با چند بازيکن تيمت بيا و در ازای اين کار،  ۲۰۰ ميليون تومان به تيمت کمک می کنم!»

جمشيد وزيری رييس پيشين فدراسيون اسکيت ايران و از کانديداهای تاييد صلاحيت شده برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نيز به دليل اتهام آزار جنسی دختران اسکيت باز در تيم ملی، حکم اخراج خود را از محمد عباسی وزير ورزش و امور جوانان دريافت کرد.

مادر يکی از ملی پوشان اين رشته ورزشی در ساختمان وزارت ورزش به مقامات اين وزارتخانه توضيح داد که وزيری به دخترش گفته است که اگر می خواهد به حضورش در تيم ملی ادامه بدهد بايد با او رابطه جنسی داشته باشد.

برخی از روزنامه های ورزشی و سايت های خبری در ايران نيز روز دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ با اشاره به افشای ماجراهای فوق پس از مدت ها پنهان کاری و سرانجام، تشکيل کميته انضباطی در وزارت ورزش نوشتند: «اسکيت باز اول ايران به مدت يک سال و نيم اسکيت را کنار گذاشت. يکی از مربيان با تجربه اسکيت سرعت نيز عطای کار را به لقايش بخشيد و رفت.»

پس از اين گزارش، رسانه های ورزشی از چاپ مطلب درباره رسوايی يادشده منع شدند. حتی برخی روزنامه نگاران ورزشی در صفحه فيس بوک خود نوشتند: مصاحبه هايشان با دخترانی که در فدراسيون اسکيت تحت آزار جنسی قرار گرفته اند منتشر نشده است.

گزارش پايانی جلسه کميته انضباطی در وزارت ورزش برای رسيدگی به تخلفات جمشيد وزيری نيز چنين سرنوشتی پيدا کرد و رسانه ای نشد.

۱۳۹۱/۰۸/۰۹
**************
منبع: رادیو فردا
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: