«حمله‌ی سایبری احتمالی ایران به ۵۰ نهاد در ۱۶ کشور جهان»

گزارش موسسه‌ی امنیت سایبری «سایلنس» می‌‌گوید نهادی در تهران پشت حملات سایبری گسترده در سراسر جهان است. این گزارش می‌گوید به احتمال قوی دولت ایران پشت حملات است. ایران این اتهام را تکذیب کرده است.

موسسه‌ی امنیت دیجیتال «سایلنس» در بوستون آمریکا در گزارشی اعلام کرد که هکرهای دولتی ایرانی از ۲ سال پیش بسیاری از وب‌سایت‌ها و داده‌های خطوط هواپیمایی، شرکت‌های انرژی و موسسه‌ها و نهادهای امنیتی در سراسر جهان را مورد حمله سایبری قرار داده‌اند.

موسسه امنیت سایبری سایلنس در گزارش ۸۷ صفحه‌ای خود مدعی شده است که متخصصان این نهاد فعالیت‌های هکری ایران را در دست‌کم ۱۶ کشور و ۵۰ موسسه و نهاد ردیابی کرده‌اند. این گزارش اسامی این موسسه‌ها و کشورها را علنی اعلام نکرده است.

گزارش تاکید می‌کند:« ما براین باوریم که اگر برای مقابله با تهدید سایبری ایران اقدام جدی صورت نگیرد، به‌زودی این حملات به تهدید جدی و فراگیر جهانی برای امنیت سایبری تبدیل خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: حملات سایبری آمریکا به هزاران رایانه در جهان

این موسسه‌ی امنیت سایبری می‌گوید با بررسی شواهد تردیدی ندارند که این هکرها همه ایرانی بوده‌اند و اقدامات از شرکتی در تهران صورت گرفته است. بر اساس گزارش سایلنس به احتمال زیاد دولت ایران پشت این حملات منظم و مداوم است.

گزارش ضمن تاکید بر پیشرفت سریع توان هکری ایران، این امر را «نگران‌کننده» توصیف کرده است.

گزارش این نهاد امنیت سایبری درحالی منتشر شده که کنگره‌ و دولت آمریکا قصد دارند با انجام تحقیقات به درک بهتری از امکانات و توانایی‌های سایبری ایران دست پیدا کنند.

تکذیب ایران

یک دیپلمات عضو دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل (نیویورک) به خبرگزاری «رویترز» گفت که گزارش این موسسه «بی‌مبنا» و «داستان‌سرایی برای تخریب دولت ایران» است.

بیشتر بخوانید: با حملات سایبری می‌توان اینترنت را از کار انداخت؟

حمید بابایی، سخنگوی دفتر نمایندگی ایران به این خبرگزاری گفت:«ادعای سایلنس که ایران پشت این حملات هکری است، بی‌مبنا است. چنین اتهاماتی، به‌ویژه در حال حاضر، تلاش دارد تا روند مذاکرات هسته‌ای را با بحران و چالش مواجه سازد.»

استوارت مک‌کلار، معاون «سایلنس» به رویترز گفت که تحقیقات آن‌ها نشان می‌دهد که فعالیت‌های این نهاد ایرانی که در تهران مستقر است، تاکنون بیشتر بر جمع‌آوری هرچه بیشتر داده‌ها متمرکز بوده است.

او تاکید کرد که بااین‌حال حملات سایبری متعددی نیز از سوی این نهاد صورت گرفته که نشان‌دهنده توان اجرایی قابل‌توجه آن‌هاست.

«سایلنس» همچنین گفت که توانستند به صدها فایل دسترسی پیدا کنند که ایران با رخنه در سیستم‌های نیروی دریایی ارتش آمریکا به سرقت برده بود. پیش‌تر مقامات امنیتی تایید کرده بودند که ایران پشت حمله‌ی هکری به مرکز داده‌های نیروی دریایی ارتش آمریکا بود. با این‌حال مقامات امنیتی گزارش کاملی از چگونگی این حمله ارائه نکردند.

«سایلنس» می‌گوید نتیجه‌ی این گزارش را در اختیار پلیس فدرال آمریکا و برخی نهادها و اشخاص حقیقی قرار داده که از حملات هکری ایران زیان دیده‌اند.

02.12.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%B5%DB%B0-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DB%B1%DB%B6-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86/a-18106494

Advertisements

ضارب زنان جهرم: یک روحانی گفته بود ریختن خون بدحجاب مباح است

فردی که با چاقو به زنان جهرم حمله می‌‌کرده دستگیر شده. گفته می‌شود او یک بسیجی ۲۲ ساله و پدرش نیز یک سرهنگ پاسدار بسیج است. ضارب گفته از یک واعظ روحانی شنیده که «خون زنان بد‌حجاب مباح است» و او دست به عمل زده است.

Basiji

گروهی از بسیجیان ایران

سایت سحام نیوز که به مواضع مهدی کروبی نزدیک است با انتشار گزارشی می‌نویسد که طی هفته گذشته ۱۱ مورد حمله به زنان و دختران شهرستان جهرم صورت گرفت که باعث ترس و وحشت عمومی در این شهر شده است. این سایت جزئیاتی از اعترافات یک فرد بسیجی دستگیرشده منتشر کرده است

پیش از آن مقام‌های محلی و امام جمعه جهرم نیز حمله با چاقو به دختران جوان در این شهر را تایید کرده‌ بودند. حجت‌الله رضایی سرپرست فرمانداری جهرم و رییس شورای تامین این شهرستان روز شنبه (۸ آذر / ۲۹ نوامبر) به خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) گفت: «با تلاش نیروهای امنیتی، انتظامی، قضایی، بسیج و نیروهای مردمی در مدت کمتر از ۷۲ ساعت عامل ناامنی و ایجاد مزاحمت، دستگیر شد.»

به گزارش سحام نیوز، فرد ضارب که پنجشنبه ۶ آذر دستگیر شده، جوانی است ۲۲ ساله به نام محمد بهشتی‌فر که عضو بسیج قطب‌آباد از توابع جهرم است.

به گزارش همین منبع، گفته می‌شود پدر ضارب، سرهنگ پاسدار جلیل بهشتی‌فر (جلیل اسفریزی) است که در حال حاضر فرمانده بسیج قطب‌آباد، روستایی در فاصله ۱۰ کیلومتری جهرم است.

سحام نیوز می‌افزاید که طی دو روز گذشته برخی افراد و محافل تلاش کرده‌اند وابستگی ضارب به بسیج را انکار کنند، اما در سوابق و فعالیت‌های این فرد در بسیج قطب‌آباد جای تردید نیست.

سرپرست فرمانداری جهرم و رییس شورای تامین این شهرستان پس از اعترافات ضارب گفته است: «ضارب به عمل قبیح خود مبنی بر حمله با چاقو به چند زن اقرار کرده و در حال حاضر تحت نظارت دستگاه انتظامی و قضایی است.» حجت‌الله رضایی تاکید کرد که با هر گونه ناامنی و کسانی که قصد اخلال در نظم عمومی را داشته باشند به شدت برخورد خواهد شد.

«ریختن خون بدحجاب مباح است»

ضارب محمد بهشتی‌فر در اعترافات خود گفته است، حمله با چاقو به زنان و دختران جهرم را پس از شنیدن صحبت‌های یکی از روحانیون که «ریختن خون بدحجاب را مباح شمرده است» انجام داده و هدف وی «اقدام عملی برای نهی از منکر» بوده است.

فرد ضارب در بازجویی‌های اولیه، هدف خود از این اقدامات را مبارزه با بدحجابی ذکر کرده و گفته است اهداف وی زنان و دخترانی بوده‌اند که حجاب کامل با چادر نداشته و پوشش مانتو داشته‌اند.

گفته می‌شود مقامات محلی پس از شناسایی فرد ضارب و اعترافات او، بلافاصله گزارشی مبنی بر «عدم سلامت روانی» وی تهیه کرده و برای تایید به پزشکی قانونی ارسال کرده‌اند تا از هرگونه مجازات شدید قضایی فرد ضارب جلوگیری به عمل آید.

درتمامی موارد، ضارب با چاقو به باسن دانشجویان دختری زده بود که با مانتو تردد می‌کرده‌اند. گفته می‌شود ناامنی‌های جاری در شهرستان جهرم باعث شد که درنهایت دانشجویان از روزچهارشنبه کلاس‌ها را تعطیل کنند.

30.11.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B6%D8%A7%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%B1%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-18102752

اسیدپاشی‌های سازمانیافته تنها و تنها مقاومت زنان سازمانیافته را به مصاف می‌طلبد

acidpashi

اسیدپاشی‌های سازمانیافته تنها و تنها مقاومت زنان سازمانیافته را به مصاف می‌طلبد

نوشته: پویان.م

مقدمه:

اوضاع حاکم بر روند جهانی نظام سرمایه‌داری در تقابل با نیروهای بنیادگرای مذهبیِ اسلامیست تاثیر تعیین کننده‌ای بر سیر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اوضاع ملی/داخلی جامعه و به‌ویژه تعیین سیاست از طرف سران رژیم مرتجع در خاورمیانه را دارد. تقابل مشخص محدود کننده داعش با منافع استراتژیک نظام سرمایه داری-امپریالیستی جهانی در سوریه و به‌طور خاص در کوبانیِ کردنشین نیروی محرکه‌ی پیوستن زنان کرد به خط مقدم جبهه را شامل می‌شود. مدل زنان کرد مسلحِ بی‌حجاب در تقابل با داعش، نیروی محرکه‌ای گردیده است که رژیم‌های ارتجاعی بی‌ثبات منطقه از جمله جمهوری اسلامی به سرکوبی زنان با استفاده از یکی از هولناکترین گزینه های ضد زن/ضد بشری در استفاده از اسید پاشی کشانده شوند.

به عبارت دیگر رژیم های ارتجاعی از جمله جمهوری اسلامی با دیدن زنان جنگجوی بی‌حجاب مسلح کوبانی در تلاش‌اند تا زنان ایران را با اسید پاشی کیش و مات نموده و به بهتان کشانند و مادر ریحانه جباری این قربانی قوانین و سیاست‌های جامعه و حکومت مردسالار به درستی گفت که؛ پیام جمهوری اسلامی به دختران و زنان این است که اگر مردی خواست به شما تجاوز کند بپذیرید و از خود دفاع نکنید.

اسیدپاشی و اعدام چماق هولناکی است تا به زنان جوان و شورشگر ایران «بفهمانند» که تحت هیچ شرایطی نباید زنان مسلح کوبانی را برای دفاع از حقوق خود مدل برخورد خویش قرار دهند آن‌هم در شرایط کنونی و با رفتارهای «بد حجابانه»، قوانین بنیادگرایان حاکم نظام سرمایه داری- اسلامی را به چالش گیرند. حاکمان ضد زن جمهوری اسلامی بدرستی بیم دارند که اگر جلو زنان به ضرب اسید گرفته نشود، در «روز مبادا» که دیر یا زود به خاطر کارکرد تضاد اساسی نظام سرمایه داری(بین مالکیت خصوصی سرمایه داری بر ابزار تولیدی و تولید اجتماعی) همین زنان به عنوان نیروهای اجتماعی مطرح در جامعه در یک انقلاب مسلحانه در جبهه مقدم انقلاب اجتماعی تحت رهبری حزب پیشتاز پرولتاریا قرار گیرند، و نظام حاکم را سرنگون نمایند.

Kubane-women

چه کسی مجرم است و چه کسی قاضی؟

نیروی‌های «ناشناس» مدتی پیش اقدام به اسید پاشی بر روی زنانی کردند که استاندارد‌های حجاب اسلامی را رعایت نمی‌نموده‌اند و از منظر نگاه خود حاکمین می‌شود از اینها به عنوان زنان بد حجاب نام برد. بگذریم از اینکه اساساً از منظر بخش بزرگی از زنان و حتی مردان جامعه و شاید خود قربانیان، اساساً خودِ مقوله‌ی حجاب امر بدی است. اما تمام نشانه‌های این وقایع حاکی از آن است که اقدام به چنین امری، یعنی اسیدپاشی بر روی زنان که  نیمی از جامعه را شکل می‌دهند نه تنها توسط نیروهای «ناشناس»، که اتفاقاً به توسط نیروهای کاملاً خودی(برای حکومت) و به معنای تهاجم خشونت‌بار بر علیه زنان صورت پذیرفته است.

بی‌تردید اقدام به این کار هرچند در عمق خود دارای وجه تشابه با انتقام‌های شخصیِ از این نوع است، اما ارتکاب آن به صورت متعدد نشان از آن دارد که این عمل به شکل سازمانیافته مشخصاً بر علیه آن بخشی از جامعه است که قوانین دینی را پس زده است. پس بدین جهت این عمل سازمانیافته را می‌توان به نوعی تقابل نیروی مذهبی بر علیه نیروی غیر مذهبی جامعه دانست و البته با خاطر داشتن این نکته که مذهب نقشی تعیین کننده را در حکومت داشته، حال آنکه جریانات غیرمذهبی یا ضد مذهبی در این دستگاه به عنوان بخشی از قدرت حاکمه به رسمیت شناخته نمی‌شوند.

gasht-ershad-iran

اما با توجه به سرکوبی هرگونه سازمانیابی ضد مذهبی در چند دهه گذشته که غیرحکومتی نیز محسوب می‌گردند، در درون مناسبات حکومتی جمهوری اسلامی که صدالبته زنان در آن نقشی ایفا نمی‌کنند یا دست‌کم از منظر منافع زنان در آن نقشی ندارند، می‌توان چنین ابراز نمود که این عمل با فرم سازمانیافته و هدف دینی/مذهبی در سمت حکومت(فرم) اسلامی(محتوا) قرار دارد، که در غیر این صورت و در طول این چند دهه چنین جریانات و اعمالی مجال رشد، تکرار و ابراز وجود پیدا نمی‌کرد. به تعبیری بحث بر سر آن است که این نیروها نه تنها «ناشناس» نیستند، بلکه نیروهایی هستند که تاریخاً برای خلق‌های ایران آشنا بوده و پای محکمی نیز در نظام جمهوری اسلامی دارند. در واقع این اسید پاشی‌ها از فرهنگ زن ستیزی سرچشمه می‌گیرد که توسط فرهنگ مردسالارانه رژیم جمهوری اسلامی ظرف بیش از 3 دهه گذشته برای کنترل نیروی انقلابی عظیم نهفته در زنان نهادینه شده است. در این خصوص می توان به پشتیبانی اخیر امام جمعه تهران یعنی احمد خاتمی در حمایت‌اش از حمله‌های وحشیانه به زنان اشاره داشت که ابراز داشته بود «برای مبارزه با بد حجابی باید خون‌های پاکی ریخته شود» و خون پاک را در اینجا می‌توان به معنای خون زنانی دریافت که هر چند خانواده‌هایشان دارای پیش زمینه‌های اسلامی و شاید حکومتی هستند، اما دیگر حاضر نیستند که بدن خود را در تابوت مرده‌ی حجاب دفن کنند!

البته این مسئله را باید گذاشت کنار اظهارات برانگیزاننده‌ی اخیر امام جمعه اصفهان[1] بر علیه زنان و نیز باید توجهی مبذول داشت بر این‌که در ابتدای شکل گیری حکومت اسلامی در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت، برخورد‌های این چنینی برای عقب راندن جنبش زنان و دیگر جنبش های انقلابی و مترقی، اساساً پدیده‌ای سیستماتیک بوده است. یعنی اعمال خشونت بر علیه زنان در جامعه ایران (برای به پس راندن آنان به عنوان زن‌خانه یا بهتر است گفته شود آشپزخانه در حالی که در همین دوران نقش عمده‌ای را در تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی جامعه بازی می‌کردند و در حال رشد بودند)، آنهم در گستره‌ی اجتماعی و نه لزوماً شخصی آن به عنوان یکی از بنیادی‌ترین وجوه قدرت‌گیری این حکومت، نشانگر آن است که برای شناسایی بانیانیان دور اخیر اسیدپاشی‌های سازمانیافته، نه تنها نمی‌بایست که از مقامات مسئول تقاضای کمک داشت که در واقع باید در میان همانها به دنبال مسببین این عمل شنیع زن‌ستیزانه گشت.

kurdistan-eedam

در واقع می‌خواهم بگویم که نیروی سیاسی و اجتماعی حاضر در اجتماعات اعتراض به اسید‌پاشی ها در اصفهان و یا تهران و مشارکت کنندگان در اعتراضات مشابه، باید بدین امر آگاه باشند که اگر حکومت ایران به عنوان بانی اصلی زن‌ستیزی که در بالاتر نیز بدان اشاره شد (و البته بسیاری نیز خود به این امر کاملاً آگاه هستند) چنانچه موجب تقویت و ادامه کاری چنین اعمالی نشود که حتماً می‌شود، به هیچ سبب موجب تضعیف آنها نیز نخواهد شد که انجام چنین امری برای وی حکم خودکشی را دارد، حال آنکه حاکمیت جمهوری اسلامی با نیروی‌های سرکوبگرِ علنی خود، و در مصاف با جنبش مقاومتِ خاموش زنان ایران، به نفس نفس افتاده و فضا را برای رشد و ابراز وجود نیروهای سرکوبگر غیرعلنی باز گذاشته‌است و در این راستا نه تنها بنای خودزنی را ندارد که هیچ!، بلکه در پی انتقام است، انتقام از زنی که با عدم رعایت حجاب با استانداردهای حکومتی و قانونی، همچون معشوقه‌ای، دست رد بر سینه «عاشق» سابق زده است و حال دیگر این ارتباط، یعنی ارتباط بین نظام مردسالار حاکم بر جامعه و زنانی که در برابر اش به مقاومت در اشکال گوناگون دست زده‌اند، تبدیل به یک نفرت شده است.

مردسالاری مذهبی حکومتی به عنوان سیستماتیک‌ترین جریان ارتجاعی و زن ستیز موجود در جامعه به دلیل شکست در سیاست کپی‌سازیِ نیمی از جامعه، آن هم به گونه‌ای که خود می‌خواسته، یعنی تبدیل کردن زنان به بردگانی گوش به فرمان و نیز به خاطر گرفتار شدن در یک تگنا که حاصل سوخت ساز مناسبات یا مکانیسم درونی سرمایه داری ‌است و چیزی غیر از این هم نمی‌توانست باشد، حس محبت خود را از همان ابتدا به یک حس نفرت کاهش داده و از همین منظر، یعنی سرکوب زنان تا تنزل آنها به ماشین جوجه‌کشی، ارائه‌ی مدل خود‌خواسته تا آن حد که همگان می بایست از آن پیروی کنند و بعدتر با شکست در این سیاست و نیز به دلیل روبرویی با مقاومت زنان، اقدام به سرکوب جنبش خاموش آنان در اشکال گوناگون نموده، و در این خصوص بنای تغییر رویکرد در تبلیغات و اعمال زن‌ستیزانه خود را نیز ندارد، و از همین روی می توان گفت مردسالاری حاکم بر جامعه در برخورد به مسئله جنسیتی پدید آمده در جامعه‌ی سرمایه‌دارانه خود ساخته‌اش، در واقع رویکردی شبه فاشیستی داشته که در برابر جنبش خاموش زنان خود را در ورطه سقوط می‌بیند.

zanan-tazahorat-acidpashi

اما در این بین یک نکته را نیز نباید از یاد برد که سیستم مکانیکی (شبه)فاشیستی، یا فرد و عموم را همانگونه که خود می‌خواهد می‌سازد یا در صورت عدم توفیق گسترده، جامعه را نیز با سیاست قربانی سازی همراه با خود خواهد برد چرا که در مخیلیه این نیرو و در تحلیل ‌نهایی‌اش که شدیدترین گرایشات مکانیکی از منظر سرمایه‌دارانه را در حرکت خود دارد، یک شعار نقش بسته است:

«زنده باد مرگ، مرگ بر عقل«

حاکمیت سرمایه‌داری مردسالار حاکم بر ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان؛ مردگانی که در مسیر تحقق یابی اهداف آنان قربانی شده‌اند(کشته یا همان شهید شده اند) را تا ابد زنده خوانده و در این سه دهه‌ی گذشته از حاکمیت اش، هر جا که با نیروی اجتماعی و یا سیاسی‌ای در برابر خود روبرو شده، یا با تیر خلاص یا با اسیدپاشی، مغز را برای اعمال سیاست غیرعقلانی خود مورد هدف قرار داده است و این است وجه مشترک نیروهای ارتجاعی سراسر جهان که شعار محوری غلیظ شده‌ی افکار آنها همانا شعار زنده باد مرگ و مرگ بر عقل باشد، چرا که در حرکت مکانیکی و ماشینی اینها، موتور محرک جامعه سرمایه‌داری همانا آنارشی بوده، و تعقل در آن جایی ندارد، پس به جاست که بگوئیم ادامه حیات این سیستم عقلانی نیست، چرا که خود نیز بر امر عقلانیت خط بطلان می‌کشد و برای کنترل جامعه‌ای که می‌بایست در جهت سود سرمایه خدمت کند، از هیچ عمل وحشیانه‌ای که منجر به قربانی شدن نیمی از جامعه گردد فرو گذار نیست.

acid attack

آیا بیماران سازمانده می‌بایست که محاکمه شوند؟

طی دوران کش و قوس‌های بعد از وقایع اخیر، در بین فعالین مبحثی مطرح گشته مبنی بر اینکه نمی‌بایست بر دامنه اعتراضات مردمی در هر خصوصی و در این مورد خاص افزوده و می‌بایست که منتظر بازداشت و نیز محاکمه قانونی اسیدپاشان گردید، چرا که ارتکاب این اعمال نه مسئله‌ای عمده که در واقع در نتیجه فعالیت‌های چند فرد مشکل‌دار به‌ظاهر روانی و یا به اصطلاحی دیگر دیوانه است و به همین جهت پاسخ ایشان به سوال مطرح شده آری است. می‌توان گفت که ایشان در یک کلام معتقداند که عدالت از کانال حکومتی در این مورد قابل اجرا است.

خطاب به مدعیان چنین امری ابتدا باید افزود که فرد دارای مشکل‌روانی، نه تنها توانایی یک عمل سازمانیافته و برنامه ریزی شده را ندارد که هیچ!، بلکه به همان دلیل مشکل روانی در هیچ سیستم قضایی‌ای نیز محاکمه نخواهد شد و به همین جهت بحث مطرح شده به توسط این بخش از مدعیون ضد فعالیت اجتماعی-سیاسی، اساساً بحثی دارای تناقض و ورشکسته است.

اما و اتفاقاً از منظر این نوشته، ارتکاب حملات بر علیه زنان «بد حجاب» جریانی است سازمانیافته که حکومت ایران به هیچ عنوان قابلیت، امکان و توانایی برخورد بدان را ندارد چون خود بخش اصلی نیروی زن ستیز را در مناسبات طبقاتی شکل می‌دهد. البته هیچ بعید نیست که حکومت برای خاموش کردن آتش اعتراضاتی که پس از این وقایع رخ داد، سناریوی خویش را با بازداشت و محاکمه چند نفر ارائه دهد و این جنابان نیز حال آنکه مردم را نسبت به اعتراضاتی که در این مدت دامن زده‌اند تقبیح می‌نمایند شروع به حمایت از دادگستری جمهوری اسلامی ایران بنمایند. بخشی از این دسته، به صورت مستقیم، اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک وابسته به حکومت بوده و هدفشان از چنین اعمالی قطعاً چیزی جز ادای دین خود به کلیت حکومت نیست. اما در این میان، جناح دیگری از ضد فعالین اجتماعی موجودند که به صورت دقیق می توان آنها را به عنوان چپ‌های حکومتی بازشناخت. اینها همانهایی هستند که در انتخابات دور اخیر، بر اساس موازین رفرمیستی خود، آب در آسیاب دشمن ریخته و باد در هاون خلق‌های ایران کوبیدند.

gasht ershad

چنین جریاناتی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با کانال‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی از جمله روزنامه‌های حکومتی دولت اعتدال(اطلاعاتی-امنیتی) در ارتباط‌اند و تمام حرفشان تکرار حرف‌های فرماندار استان اصفهان بوده که مردم معترضین را تشویق به ترک محل اعتراض نموده و نهایتاً و در زمانی که دید معترضین حاضر در صحنه بنای افشای ماهیت کثیف و دروغگوی دولت اعتدال را دارند اقدام به استفاده از نیروی نظامی نموده و معترضین را پراکنده نمود تا امنیت دولت اعتدال برقرار شده و اسیدپاشان(در یک کلیت) که تاریخی به قدمت جمهوری اسلامی دارند همچنان در سایه امنیت باشند و معترضین که قربانی سیاست‌های ارتجاعی و ضد زن حکومت هستند مورد تعقیب و گریز قرار گیرند.

فرمان سرکوب اعتراضات آنچنان که پیش‌تر گفته شد، به دلیل ماهیت زن ستیز جمهوری اسلامی اساساً امر غیر قابل درکی نبوده که چیزی جز این توهم بر مناسبات حکومتی است. جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین جریان نقض کننده‌ی حقوق زنان و عدالت، هیچگاه و در هیچ موردی نمی‌تواند عدالت را برقرار کنند، چرا که در تاریخ سی ساله خود تنها داغ ننگین معدوم‌کردن عدالت و آرمان‌خواهان انقلابی را بر پیشانی دارد.

اما تحلیل نویسنده در خصوص چگونگی امکان برقراری عدالت در جمهوری اسلامی در خصوص وضعیت زنان این است که ستم بر زنان در جامعه‌ی ایران نه محدود به اسید پاشی بوده و نه با اتمام آن نیز، زنان ایران رهایی می‌یابند. تولید و بازتولید ستم بر زنان در جامعه‌‌ی تحت حکومت جمهوری اسلامی یک ضرورت است و تا روز موجودیت این حکومت به عنوان نماینده سرمایه داری ایران، ستم بر زنان در انواع مختلف‌اش، حال آنکه از هر قشر و طبقه‌ای که باشند ادامه خواهد داشت. واقعیت آن است مناسبات مردسالارانه نظامات طبقاتی برای ادامه حیات خویش ضرورتاً نیازمند اعمال ستم بر توده‌های مردم در اشکال گوناگون آن بوده، و هر چند هر از گاهی شعار رفع ستمی را سردهند، اما تقسیم کار ناعادلانه، همان ستم تحفیف یافته را می تواند فوراً شدت و حِدّت بخشد.

zanan-iran-women-tortured-executed-because-of-islam

 

البته در کنار سناریوهای بخشی از فعالین حکومتی که می‌خواهند مناسبات را به نفع حیات زن‌ستیزی در جامعه ادامه دهند باید به سناریوی احتمالی آتی خود حکومت نیز پرداخت. حکومت برای خاموش کردن اعتراضات مردمی، حال آنکه در ابتدا جدیت مسئله اسید‌پاشی را کتمان می‌کرد و برای حفظ مشروعیت دولت «اعتدال» و «امید» (که همین اینک بسیاری از رای دهندگان نیز به فوریت دارند از آن قطع امید می‌کنند) احتمالاً نیازمند آن خواهد بود که گروه اسیدپاشانِ مزدورِ سازمان یافته را قربانی منافع خویش نمایند و در این راستا عده ای را دستگیر، اعدام و یا زندانی نماید، ولی بر فعالین سیاسی استخوان خورد کرده و رادیکال پوشیده نیست که این عمل سازمانیافته حال آنکه شباهت عمیقی با سیاست‌های حکومت(با تمام جناحین) آن دارد چیزی نیست که توسط عده‌ای مذهبی تندرو و به صورت خودانگیخته رخ داده باشد آن هم در حالی که جریاناتی این چنینی چند دهه است که در دستگاه‌های امنیتی و پلیسی پایه داشته و از حمایت آن برخوردارند. در کل می توان گفت که هرگونه بازداشت و محاکمه ای در خصوص این پرونده بیش از آنکه نشانگر اجرای عدالت بر علیه زن‌ستیزان به توسط جریان زن ستیزحکومتی باشد، بیشتر ما را یاد ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای و تیم اطلاعاتی سعید امامی می‌اندازد. و نیز برای اثبات حکومتی بودن عملیات‌های اسید پاشی در سطح شهر همین کافی است که بگوئیم حکومت خود از این جنس بوده و بر همین اساس است که فعالین معترض به این عمل شنیع و زن ستیزانه را مورد پیگرد و سرکوب قرار می‌دهد. پس بر همین اساس مبلغین سکوت در برابر این عمل شنیع که خیابانها را بر زنان جامعه ناامن‌تر از پیش می‌گرداند در واقع به مانند دوره انتخابات مبلغ آن چیزی هستند که حکومت از آنها طلب می‌کند. در یک جمله گوش فرا دادن به خزعبلاتی از این دست حال آنکه از دهان یک راست و یا  یک چپ حکومتی بیرون بیاید در واقع چیزی جز ادامه حیات زن‌ستیزی به شنیع‌ترین و وحشیانه‌ترین شکل آن نیست.

واقعیت و ضرورت ها، چه باید کرد!

آنچه قدر مسلم است، حکومت‌های سرمایه داری-امپریالیستی با هرآنچه پیشرفت علمی بشر و سهولت در امر تولید و هزارالبته به دلیل توسعه و رشد کار فکری و نزدیکی‌اش به اهمیت کار یدی، چیزی که جامعه سرمایه‌داری را از دوران پیش خود(شیوه های تولید دهقانی و برده‌داری) متمایز می‌کند، زمینه را برای حضور زنان در حیاط اجتماعی بشریت فراهم آورده ولی این امر از حاشیه تنگ‌نظرانه مغز سرمایه‌داران خطور نکرده که نظام سرمایه‌داری به عنوان یکی از اشکال جامعه طبقاتی، ادامه حیات‌اش در عرصه سیاست(که جمهوری اسلامی نیز یکی از آنان است)وابسته به است بر حضور زنان در مناسبات تولیدی. این مناسبات تولیدیِ انبوه که در انبوه‌سازی نیز می توان سرمایه را متمایز از اعصار پیشین خواند، از سویی با مدرنیزه نمودن صنایع، فشار را از روی تن نیروهای تولیدی کاسته، اما در عین حال فشار تحمل ناپذیر را بر فکر آنان افزوده است. یعنی اگر در اعصار گذشته فرد به دلیل جایگاه فرودست‌اش می‌بایست بیشتر کار یدی می‌نموده و کار فکری را به اربابان واگذار می‌نمود، اما در عصر جدید، نظام سرمایه با مدرنیزه نمودن شیوه تولید که پاسخگوی یک بازار جهانی باشد، زمینه‌ی استثمار فکری نیروهای مولده را نیز فراهم آورد.

zanan-iran

در واقع در چنین دورانی است که زن به عنوان نیروی کار ارزان در مناسبات تولیدی‌ای که سرمایه از آن آنچنان قوای بدنی‌ای نیز طلب نمی‌کند وارد عرصه تولید شده و برای خود مقامی در خارج از خانه کسب نمود. این تغییرات در کشورهایی چون ایران هرچند دیرتر از بسیار نقاط دیگر جهان و با تفاوت های گاهاً بزرگی رخ داد، اما در نهایت حکومت‌های سرمایه‌داری را که تابع زیربنای اقتصادی خود هستند، در قانون‌های نانوشته وادار بدان ساخت که حضور اجتماعی و اقتصادی زنان را به مانند دیگر حکومت‌های سرمایه‌داری به رسمیت بشناسند، هر چند که این امر هنوز و به اندازه کشورهای توسعه یافته و امپریالیستی در کشورهایی چون ایران اتفاق نیافتاده و دلیل این نیز، صرفاً نه ماهیت اسلامی حکومت ایران که در واقع بدان جهت است که شیوه تولید سرمایه‌دارانه در ایران هنوز بدان درجه از رشد صنعتی نرسیده که بتواند به مانند کشورهای امپریالیستی(پیشرفته) زنان را درگیر امر تولید برای انباشت سرمایه و سود نمایند و از این روی است که همین شیوه تولید نه چندان پیشرفته در ایران، سرمایه‌داری را در این خصوص وادار بدان می‌نماید که شیوه حکومتی سیاسی‌اش، مبتنی بر مناسبات اقتصادی خودش بوده و از ورود بی مهابای زنان به دورن مناسبات اجتماعی مهار بزند، چرا که کلیت سرمایه‌داری ایران نه دارای بازار گسترده جهانی بوده و نه در بسیاری از موارد دسترسی به صنعت تکنولوژیکی که نیروی کار یدی کمتری طلب می‌کند را دارد.

zanan-iran-eshteghal

 البته و بی‌تردید باید گفت که در درون صفوف آن بخشی از سرمایه‌داران که امکان دستیابی به صنعت مدرن را داشته یا دارند، استقبال از حضور اجتماعی زنان به عنوان نیروی کار ارزان وجود داشته و خواهد داشت. چرا که حضور چنین نیروی کار ارزانی که در واحد تولیدی صنعتی مدرن همان کاری را می کند که یک مرد کارگر، موجبات آنرا فراهم می‌آورد تا به عنوان جناح نئولیبرال سرمایه از حضور زنان در عرصه اجتماعی و حتی گاهاً سیاسی حمایت نموده یا دست کم نسبت به سیاست‌ها و سنن پیشین حکومت بی‌اهمیت باشد و درست در همین مقطع است که آن از بخش از سرمایه‌داران سنتی که واحدهای تولیدی‌شان در رقابت با واحدهای تولیدی‌ای که توانایی تولید انبوه با نیروی‌ کار کمتر و ارزان‌تر را دارند در تضاد قرار گرفته و برای کاهش توانِ بخشِ مدرنیزه‌ شده‌ی تولید که زنان را در امر تولید سرمایه‌دارانه سهیم می‌نماید تحت لوای اصول اسلامی و … شروع به تاختن ‌می نمایند که از منظر نویسنده این مطلب، اسید پاشی‌های اخیر و حملات لفظی بخشی از مراجع مذهبی نسبت به پوشش و حضور زنان جدای از این امر نبوده و مستقیماً با آن در ارتباط است.

zanan-iran-axion

در واقع، ضرورت برای بخشی از سرمایه حضور نیروی کار زنان و به همین تعبیر حضور اجتماعی آنان را ایجاب کرده و بخش دیگر سرمایه منافع‌اش را در عدم حضور نیروی زنان در عرصه‌ی اجتماع و محدود شدن‌اش به نیروی کار خانگی می‌بینید. و واقعیت آن است که بخشی از زنان(خصوصاً شهر نشین) سالهاست که در مناسبات تولیدی نقش ایفا نموده و در دل تضادهای جناحین سرمایه‌داری، اضافه بر مطالبات و توسعه منافع صنفی خود، به عنوان حاملین ستم‌مضاعف در جامعه‌ی مردسالار در پی منافع اجتماعی و سیاسی خود نیز هستند، چرا که ایشان بر خلاف گذشته در مناسبات تولیدی و اجتماعی نقش ایفا نموده و از این روی خود را در تعیین حق سرنوشت خود دخیل و دارای توان مبارزه در اشکال گوناگون‌اش می‌دانند. اگر تا پیش از این در جامعه‌ای چون ایران، مطالبه‌ی حق زنان به درون محیط خانه و خانواده بر اساس سنن مذهبی و اخلاقی محدود می‌گردید، وضع از این پس متفاوت است. زنِ امروز اضافه بر مطالبات اقتصادی خود در مناسبات تولیدی، به دلیل حمل ستم مضاعف جنسیتی که ناشی از مناسبات مردسالارانه نظام طبقاتی سرمایه‌داری است، دارای مطالباتی است که در سپهر اجتماعی(نه لزوماً صنفی و اقتصادی) تنها از طریق یک حرکت عمومی سیاسی تامین می‌گردد و این همان چیزی است که عموم سرمایه‌داری در ایران و خصوصاً جناح سنتی آن را وادار به سرکوب آنها می‌دارد، چرا که ایشان خود بهتر از هر کس می‌دانند که قدرت تغییر زنان به عنوان شکل دهندگان نیمی از جامعه که همگی در یک درد و مسئله، یعنی ستم جنسیتی مشترک هستند امکان آنرا فراهم می‌آورد تا ریشه های نظام طبقاتی سرمایه داری(که به مانند تمامی نظامات گذشته طبقاتی مبتنی بر مردسالاری است) را به لرزه درآورند، چرا که جنبش نوین زنان این بار نه بر پایه منافع فردی و خانوادگی که بر اساس منافع جمعی(نیمی از جامعه) قرار گرفته و هر لحظه خیزش آنها امکان تغییر اساسی بسیاری از امور را فراهم می‌آورد. در خصوص گستردگی این جنبش بالقوه که در متن از آن به عنوان جنبش خاموش زنان ایران یاد کردیم ذکر همین نکته بس که خیل زیاد مردان مترقی که با مناسبات کنونی جامعه مشکل اساسی دارند نیز خود را در همپیمانی با این جنبش دانسته و خواهان گذار از جامعه مردسالارانه به جامعه ای بنیاداً متفاوت هستند و این خود نکته‌ای جالب توجه است که می تواند این جنبش را از باقی جنبش‌های بالفعل و بالقوه موجود در جامعه متمایز کند.

zanan-mobarezah_mosalahaneh

البته ذکر این نکته لازم است که جنبش زنان هنوز در دوران جنینی خود به سر برده و تا امروزِ روز دارای محدودیت های نظری و تشکیلاتی بسیار است و از همین روی یکی از اساسی‌ترین وظایف نیروهای مترقی موجود در جنبش زنان و همپیمانان آنان می‌بایست طرح سوال «چه باید کرد؟» در برابر این واقعیت زن‌ستیز برای گذار به مناسبات و جامعه‌ای بنیاداً متفاوت باشد.

پانویس:

  1. حجت الاسلام سید مجتبی میردامادی، امام جمعه اصفهان چند روز پیش از اسیدپاشی‌های رخ داده در اصفهان اظهار داشته بود که: مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است. برای مقابله با بدحجابی باید چوب تر را بالا برد و باید از نیروی قهری استفاده کرد. 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

******************

منبع: وبسایت حق نان

http://haghenan.blogspot.no/2014/11/blog-post.html

چای ۸ سال انبار شده پس از دستکاری در امارات به ایران بازگشت

در کارگاه‌های اماراتی به چای تاریخ مصرف گذشته ایرانی اسانس افزوده و مجددا به بازار ایران صادر می‌شود. هزینه آماده‌سازی این چای کیلویی ۱۵۰۰ تومان است و با قیمت کیلویی ۳۰ هزار تومان در بازار ایران فروخته می‌شود.

Tea

به تازگی مشخص شده نوعی از چای ایرانی که به مدت ۷ تا ۸ سال در انبارهای ایران مانده و در قاعده باید به‌علت گذشتن سال‌ها از تاریخ مصرف به دور ریخته می‌شد، به امارات صادر و مجدد به عنوان چای مرغوب و خارجی به ایران وارد شده است.

به‌گفته کارشناسان تغذیه، چای نوشیدنی نخست ایرانی‌هاست و این چای‌های تاریخ گذشته سلامتی استفاده‌کنندگان را تهدید می‌کند و می‌تواند بیماری‌های گوارشی زیادی را برای مصرف‌کنندگان در پی داشته باشد.

امیری، یک تولید کننده چای ارگانیک در همین رابطه به ایلنا گفته است: «متاسفانه از دهه ۸۰ به بعد صد‌ها هزار تن چای در انبارهای کشور دپو شد. پس از ۷ تا ۸ سال که در انبار‌ها باز شد، مشخص شد که این چای دیگر قابل استفاده نیست و تنها برای «کمپوست» و «کود» کاربرد داشت. بعدها این چای با قیمت بسیار پایینی در مناقصه‌ها به فروش رسید.»

وی معتقد است مرغوبیت چای وارداتی بسیار پایین بوده و این نوع چای هیچ وقت به کشورهایی نظیر اروپا و آمریکا صادر نمی‌شود. این چای فاقد استانداردهای لازم برای این کشورهاست و تنها برای کشورهای جهان سوم کاربرد دارد.

به گفته او، قیمت‌های تعیین شده برای چای دپو شده در انبارها در مناقصه‌ها بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ تومان در هر کیلو تعیین شده، در حالی که نرخ کود در بازار هر کیلو بین ۹۰۰ تا ۱۴۰۰ تومان است. اما یکسری افراد سودجو این چای را خریده، به کشور امارات و سایر کشورها فرستاده‌اند و با افزودن اسانس و عطر در کارگاه‌هایی که در آن کشورها داشتند، باردیگر این چای نامرغوب را با نام چای خارجی وارد ایران کرده‌اند.

این افراد سودجو تنها ۱۵۰۰ تومان در هر کیلو برای این نوع از چای هزینه کرده‌اند، در حالی که قیمت یک کیلو از این چای در بازار ۳۰ هزار تومان است.

خبرگزاری کار ایران که این گزارش را منتشر کرده، درباره حجم چای دستکاری شده بازگشته به بازار ایران چیزی ننوشته است. حتی رهنمودی به مصرف‌کنندگان ایرانی داده نشده است که چگونه می‌توانند غیرقابل مصرف بودن این کالای زیانبخش را مورد آزمایش قرار دهند.

04.11.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%DA%86%D8%A7%DB%8C-%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA/a-18038102

فراخوان دعوت به آکسیون علیه اسید پاشی به زنان در ایران

فراخوان دعوت به آکسیون علیه

 اسید پاشی به زنان در ایران

 

رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی ایران طی اقدامات ننگین اسید پاشی اخیر بار دیگر با زنان اعلام جنگی خونین نمود. بر کسی پوشیده نیست که هر چند حجاب زنان و فرودستی او همواره مهم ترین رکن ایدئولوژیک سیاسی نظام جمهوری اسلامی بوده است اما گذشت بیش از 35 سال فشار و سرکوب سیستماتیک این رژیم بر زنان هنوز نتوانسته است زنان را به تبعیت از این قانون ارتجاعی مردسالارانه درآورد.

رژیم جمهوری اسلامی امروز با وجود اعمال زن ستیزانه ترین قوانین و مجازات ها از سنگسار گرفته تا طرح های صیانت از حریم عفاف و حجاب، افزایش جمعیت، تا طرح اخیر حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر در راستای به قول خودشان استفاده از «نیروی قهر» و اسید پاشی بر زنان، هنوز در مقابل مقاومت زنان به زانو درافتاده است. زنانی که پتانسیل شورش گری و طغیان انفجاری شان ستون فقرات این رژیم ارتجاعی را به لرزه درآورده است و از این روست که برای حفظ خود دست به وحشیانه ترین سرکوب ها می زند تا بتواند با ایجاد رعب و وحشت و سرکوب نیمی از جامعه کنترل تمام جامعه را در دست بگیرد. هر چند اعتراضات گسترده زنان و مردان نشان داد که در برابر سیاست های ددمنشانه ی این رژیم تسلیم نخواهند شد.

از این رو سازمان زنان 8 مارس در لندن در نظر دارد آکسیونی را در راستای محکوم کردن این اقدام وحشیانه و افشای تضاد خصمانه و حل نشدنی رژیم اسلامی ایران با زنان بر گزار کند و از عموم آزادی خواهان و نیروهای مترقی دعوت می کند که به این آکسیون اعتراضی بپیوندند تا بار دیگر فریاد برآوریم که معیار آزادی جامعه آزادی زنان است. فریاد برآوریم که فرودستی زن فرودستی بشریت است. فریاد برآوریم که بدن زن متعلق به خود او و پوشش زن انتخاب برحق اوست…فریاد برآوریم که اعدام ریحانه و ریحانه ها محکوم است و سیستم قضایی ضد زن اسلامی را به زباله دان تاریخ خواهیم سپرد. این که ما خواهان مجازاتی شدید برای عاملین این جنایات هستیم و این مجازات چیزی جز سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی ایران نیست.

 

زمان: شنبه 1 نوامبر 2014 از ساعت11 تا 1

مکان: میدان ترافالگار، مقابل نشنال گالری

 

سازمان زنان 8 مارس (ایران- افغانستان)- انگلستان

اکتبر 2014

http://www.8mars.com

 ****

منبع: وبسایت سازمان زنان هشت مارس

http://8mars.com/browsf.php?c=1078&Id=139

عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت

  فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را «قتلی دولتی» خواند.

Fariborz Jabbari

  فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری در نشست خبری در برلین

 

عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت

فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را «قتلی دولتی» خواند.

در یک نشست مطبوعاتی فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار پیرامون پرونده برادرزاده خود دست به روشنگری زد.

در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های آلمانی و فارسی‌زبان در روز چهارشنبه (۷ آبان/۲۹ اکتبر) در محل کانون پناهندگان سیاسی در برلین تشکیل شد، فریبرز جباری به تشریح پرونده ریحانه پرداخت.

فریبرز جباری تصریح کرد که از زمان بازداشت تا اعدام ریحانه و حتی در مراسم خاکسپاری وی موارد متعددی از نقض حقوق بشر رخ داده است.

ابهام فراوان در پرونده ریحانه

فریبرز جباری که به زبان آلمانی در نشست خبر سخن می‌گفت، نخست به ماجرای قتل و نحوه بازداشت ریحانه و سپس به روند محاکمه و اجرای مجازات اعدام وی پرداخت.

گفت‌وگو با عموی ریحانه جباری درباره جزئیات پرونده

 

به گفته فریبرز جباری گرچه ظاهراً پرونده ریحانه موردی سیاسی نبوده است، اما نحوه برخورد مقامات قضایی و امنیتی با آن بسیار شبهه‌برانگیز است. بطور مثال ریحانه پس از بازداشت به مدت بسیار طولانی در «سلول انفرادی» به سر برده و از همان آغاز، بازجوها خواهان گرفتن «اعترافات دروغین» از ریحانه بوده‌اند.

به گفته عموی ریحانه، بازجوها و ماموران بارها از وی خواسته بودند در سه مورد سخنان خود را تغییر دهد. «نخست آنکه مقتول، مرتضی عبدالعلی سربندی قصد تجاوز به وی را نداشته، دوم آنکه چاقو (آلت قتل) از جانب ریحانه خریداری و به محل جرم آورده شده و سوم آنکه در آپارتمانی که جرم در آن رخ داده، باز بوده و ریحانه همواره امکان خروج از آنجا را داشته است.»

عموی ریحانه تاکید کرد که ریحانه تنها سه بار پیش از حادثه با مقتول گفت‌وگو داشته و هیچ آشنایی دوستانه‌ای میان آنان وجود نداشته است. به گفته فریبرز جباری، قرار بر این بوده که ریحانه دکوراسیون آپارتمانی را به یک مطب برای مرتضی سربندی انجام دهد.

به گفته عموی ریحانه، مرتضی سربندی گرچه مدرک پزشکی داشته، اما به کار طبابت مشغول نبوده و بیشتر سرگرم کار معامله دارو و تجهیزات پزشکی بوده است. فریبرز جباری تاکید کرد که برای خانواده‌ی ریحانه روشن نیست که آیا مرتضی سربندی واقعاً از عضویت وزارت اطلاعات بیرون آمده بود یا خیر.

وی هر گونه آشنایی قبلی میان ریحانه و مقتول را نادرست خواند. وی تصریح کرد، گرچه حکم اعدام ریحانه از سوی دادگاه صادر شده، اما «انگیزه قتل برای دادگاه نامعلوم» عنوان شده است. به گفته عموی ریحانه این امر بدین معناست که دادگاه نیز نمی‌تواند آشنایی قبلی و ساختگی میان ریحانه و مقتول را توضیح دهد.

عموی ریحانه افزود که در ملاقات ریحانه با سربندی ‌شخصی دیگر نیز با نام‌خانوادگی «شیخی» حضور داشته که در روند بازپرسی و محاکمه هیچ‌گونه ردپایی از وی بدست نیامده است.

فریبرز جباری به شدت این ادعا که مرتضی سربندی در حین نماز مورد حمله قرار گرفته را رد کرد و آن را نادرست خواند.

Fariborz Jabbari-02

نشست خبری با حضور فریبرز جباری (نفر وسط) در کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین

مراسم خاکسپاری در فضایی امنیتی

خانواده ریحانه جباری از اعدام وی در روز شنبه، ۳ آبان اطلاعی نداشته‌اند. به گفته فریبرز جباری، وکیل مدافع ریحانه نیز اجازه ملاقات با وی پیش از اجرای حکم اعدام را نداشته است. خانواده ریحانه تنها پس از اجرای حکم مطلع می‌شوند که ریحانه اعدام شده است.

فریبرز جباری گفت که حتی کمی پیش از اجرای حکم، ماموران در زندان می‌خواستند که ریحانه در برابر دوربین بگوید که «متقول قصد تجاوز و تعرض به وی را نداشته است، اما ریحانه تن به این کار نمی‌دهد».

ریحانه جباری در پیامی تلفنی که به «وصیت‌نامه شفاهی» وی معروف شده و در رسانه‌ها نیز با صدای خود ریحانه منتشر شده، صریحاّ خواسته است که پس از اعدام «ارگان‌های بدنش» را بطور ناشناس در اختیار بیماران نیازمند قرار دهند، اما به این آخرین خواست ریحانه نیز عملی نشده است.

به گفته خانواده ریحانه، در روز مراسم خاکسپاری نیز ماموران با ایجاد فضای امنیتی، مانع از دیدن پیکر بی‌جان ریحانه شدند. تنها شعله پاکروان، مادر ریحانه برای لحظاتی اجازه یافت، صورت دخترش را ببیند.

عموی ریحانه جباری از تمامی فعالان حقوق بشر، شخصیت‌های ایرانی و خارجی که در کارزار نجات ریحانه اقدام کرده‌ بودند، سپاسگزاری کرد. وی نقش رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی در ربطه با پرونده‌ی ریحانه را مفید دانست.

29.10.2014

**********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B9%D9%85%D9%88%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA/a-18028280

ریحانه جباری اعدام شد

ریحانه جباری٬ دختر جوانی که از هفت سال قبل در پی قتل مرتضی سربندی که می‌گوید قصد تعرض جنسی به او را داشته در زندان به سر می‌برد صبح روز شنبه، سوم آبان در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

Reyhaneh Jabbari

ریحانه جباری٬ ۲۶ ساله٬ متهم به قتل پزشک و کارمند سابق وزارت اطلاعات ایران٬ در سحرگاه روز شنبه ۳ آبان (۲۵ اکتبر) اعدام شد.

وی در حالی اعدام شد که برخی از رسانه‌ها از روز قبل به نقل از بستگان وی از اعدام قریب‌الوقوعش خبر داده بودند. اشپیگل آن‌لاین روز جمعه به نقل از عموی ریحانه خبر داد که والدین ریحانه جباری تلفنی خبردار شده‌اند که او قرار است صبح بعد اعدام شود.

شنبه صبح یک روزنامه‌نگار در تهران که در تماس مستقیم با خانواده ریحانه در مقابل زندان رجایی‌شهر بود در گفت‌وگو با خبرنگار دویچه وله خبر اعدام ریحانه جباری را تایید کرد. او گفت به خانواده‌اش گفته‌اند «جسد را به قبرستان بی بی سکینه (بهشت سکینه) کرج منتقل می‌کنند.»

دادستانی تهران نیز در اطلاعیه‌ای که صبح روز شنبه توسط خبرگزاری‌های ایران منتشر شد، از اجرای حکم «قصاص» ریحانه حباری خبرداد.

ریحانه جباری، متولد ۱۳۶۶، طراح دکوراسیون داخلی یک شرکت تبلیغاتی و دکوراسیون، زمانی که ۲۰ سال داشت به قتل مرتضی سربندی، پزشک ۴۷ ساله، متاهل، دارای سه فرزند و کارمند سابق وزارت اطلاعات متهم شد.

دادستانی تهران در اطلاعیه خود گفته است، ریحانه جباری «در تمام مراحل تحقیق نزد ضابطان، بازپرس و دادگاه به ارتکاب قتل از سوی خود اقرار نموده» است.

دادستانی تهران هم‌چنین می‌گوید، ریحانه جباری «برای توجیه اقدام خود مدعی شده بود مرحوم قصد تجاوز به وی را داشته، این در حالی است که اظهارات بعدی متهمه خلاف این ادعا را ثابت نموده است».

بنابر ادعای دادستان تهران، «محل اصابت ضربه کارد به مرحوم (میان دو کتف) نشان از آن دارد که قتل در حالت دفاع نبوده است»، «گزارش معاینه جسد در سراسر بدن و دست‌ها آثار ضرب و جرح را گواهی کرده است»، و «خریدن کارد به منظور ارتکاب قتل، پیش از حادثه حکایت از سبق تصمیم ریحانه جباری بر قتل دارد».

ریحانه در تمامی جلسات دادگاه گفته برای دفاع از خودش در برابر قصد تجاوز جنسی از سوی مقتول، تنها یک ضربه چاقو به کتف او وارد و بلافاصله فرار کرده است. ولی دفاعیات ریحانه مبنی بر دفاع مشروع مورد توجه دادگاه قرار نگرفت و برای او حکم قصاص صادر شد.

تلاش‌های نافرجام برای توقف اجرای حکم

روز گذشته و پس از انشتار خبر احتمال اعدام قریب وقوع ریحانه٬ تعدادی از نهادهای حقوق بشری بین‌المللی نظیر سازمان عفو بین‌الملل و دیده بان حقوق بشر در بیانیه‌هایی جداگانه از دولت ایران خواستند اجرای حکم ریحانه را متوقف کند.

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه خود آورد: «مسئولان ایران باید اعدام زنی را که قرار است فردا به دار آویخته شود بخاطر آن‌که مردی را کشته که می‌گوید قصد سوء‌استفاده جنسی از او داشته متوقف کند.»

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز خواستار توقف اجرای حکم و تضمین برگزاری دادگاهی عادلانه برای ریحانه شده بود.

پیش از این نیز احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل٬ حکم اعدام ریحانه جباری را ناروا و غیرعادلانه خوانده بود. او از مستندات معتبری نام برده بود که ریحانه جباری را از اتهام قتل عمد مبرا می‌کنند.

احمد شهید به وجود یک لیوان آب میوه حاوی ماده آرام‌بخش در محل جرم اشاره کرده بود و گفته بود که این نشان می‌دهد قصد تجاوز جنسی با برنامه قبلی بوده است. احمد شهید یادآوری کرده بود که اگر ادعاهای ریحانه جباری صحت داشته باشند، او دو مرتبه قربانی شده است: بار نخست از سوی فرد متجاوز و بار دوم از سوی سیستم قضایی که علی‌القاعده باید از افراد در برابر تعدی جنسی و جسمی حراست کند.

تعدادی از چهره‌های سرشناس نظیر اصغر فرهادی٬ کارگردان ایرانی برنده اسکار٬ و محمدرضا شجریان نیز به صورت جداگانه خواستار بخشش از سوی خانواده مقتول شده‌ بودند.

25.10.2014

**********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF/a-18020615

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: