دکترعبدالستار دوشوکی: روشنفکر ایرانی به روایت مسعود بهنود؟

Abdolsattar Doshoki

روشنفکر ایرانی به روایت مسعود بهنود؟

دکترعبدالستار دوشوکی

مگوی آن سخن کاندر آن سود نیست
کـز آن آتـشـت بـهـره جـز دود نیست (فردوسی)

قرار بر این گذاشته بودم تا مدتی به «مرخصی سیاسی» بروم و از تحلیل و نوشتار و گفتار پرهیز کنم. اما سخنان اخیر آقای مسعود بهنود که ادعای ٥٠ سال تجربه روزنامه نگاری دارد و مجری یکی از برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی نیز است مرا برآن داشت تا معنی روشنفکر ایرانی را به سبک و سیاق وی مورد تجزیه و تحلیل موجز قرار بدهم. وی در مصاحبه با مجری یکی از برنامه های صدای آمریکا بنام برنامه پولتیک مدعی شده است «روشنفکر ایرانی فقط می تواند شیعه باشد زیرا روشنفکر ایرانی بدون فرهنگ شیعه معنی ندارد، به دلیل آنکه شیعه گری در خون ایرانیان است و روشنفکری که شیعه نباشد، نمی تواند «روشنفکر ایرانی قلمداد شود. کما اینکه به زعم ایشان روشنفکرانی نظیر عباس هویدا و امثالهم (نظیر احمد کسروی) «روشنفکر ایرانی» نیستند بلکه «روشنفکر بیگانه» هستند. ایشان در همان مصاحبه گله می کنند که چرا رسانه ها (مثلا بی بی سی و صدای آمریکا) جولانگاه فعالان سیاسی اپوزیسیون شده اند. در حالیکه به گفته ایشان، این رسانه ها باید جایگاه وزین روزنامه نگاران با تجربه ای مثل او باشند و سیاسیون باید در احزاب سیاسی فعالیت کنند و نه اینکه در رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا و غیره ظاهر شوند.

وقتی مسعود بهنود این سخنان تبعیض آمیز و به نوعی «نژادگرایانه» را به زبان آورد، مجری برنامه او را به چالش کشید و به او فرصت داد تا سخنان خود را تصحیح کند. اما بهنود مجددا بر مواضع خود مبنی بر اینکه شیعه گری در خون ایرانی است و روشنفکر باید «شیعه باشد» تاکید کرد و نمک تلخ تبعیض افزونتری بر زخم های بیش از ٢٥ میلیون ایرانی غیر شیعه پاشید. شاید برای بسیاری این شیوه نگرش و رفتار تبعیضگرایانه از جانب یک روزنامه نگار با سابقه و شناخته شده «ایرانی» باعث تعجب باشد. اما برای من ء «غیر روشنفکر» ء «غیر شیعه» ء «غیر فارس زبان» ء «غیر مرکز نشین»، و «غیر اصلاح طلب» باعث تعجب و حتی اعتراض نیست. زیرا ما در آن مملکت غم زده ولایت فقیه با اینگونه ادبیات وتبعیض های مذهبی و «روشنفکری» عادت کرده ایم. در نتیجه بنده نه تنها گله ای از مسعود بهنود (که او را در لندن دیده ام و با احترام می شناسم) ندارم، بلکه متشکر و خوشحالم از اینکه ایشان این حقیقت پنهان را عریان کردند تا مناسبتی باشد برای بررسی مجدد پاسمان این زخم همیشگی و دیرینه.

مدتی پیش با یکی از مجریان یک رسانه معتبر و شناخته شده برونمرزی صحبتی داشتم. ابراز تمایل نمودم تا در مورد مذاکرات هسته ای بعنوان یک «صاحبنظر» (تحلیلگر) شرکت کنم. با هزار و یک تعجب پرسید: «مگه شما بلوچ نیستید؟ جواب دادم آری ! وی با لحنی کوچک انگارانه ادامه داد: «مسئله هسته ای یک مسئله ملی است و نه یک موضوع محلی». من هم گفتم: ببخشید «اشتباه کردم». و این داستان زندگی ما در مملکتی است که باید به آن افتخار کنیم. در نتیجه افشای راز آقای بهنود بمثابه تعزيه گردان ِ حقیقت تلخ نابرابری مذهبی در ایران، مطلب جدید و شوک آوری نیست، بلکه اعترافی است به تلخی نگاه تبعیض آمیز که در ضمیر ناخودآگاه «ایرانی فارس زبان ء شعیه ء مذهب طرفدار اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی» همواره نهفته بوده و هرازگاهی همانند نیشتر جدایی و تحقیر بر زخم کهنه تبعیض و نکوهیدنی مذهبی فرود می آید. با این اوصاف شاید بتوان گفت آقای بهنود اصلاح طلب حکومتی که در رسانه های «بیگانه» کار و مصاحبه می کند، هم طبال يزيد است و هم علمدار حسين.

این مصاحبه و سخنان دردآور یکی از همکاران تلویزیون بی بی سی فارسی با یکی از مجریان صدای آمریکا از این منظر حائز اهمیت است که مدیران هیچکدام از این رسانه ها به احتمال زیاد این اجازه را به «ایرانیان غیر شیعه» نخواهند داد تا سخنان تبعیض آمیز مسعود بهنود را به چالش بکشند. این در حالی است که وی تفکرات «شوونیستی» و تبعیض آمیز خود را در رسانه های فارسی زبان بریتانیایی و آمریکایی تکرار می کند، بدون آنکه این رسانه های به اقلیت های مذهبی و قومی ایران اجازه «حق دفاع» از خود و ابراز عقیده بدهند. بر طبق قوانین بریتانیا ابراز اینگونه عقاید «نژادگرایانه» مبتنی بر تبعیض مذهبی جرم محسوب می شود. اما آقای بهنود با زیرکی خاص خودش این مطالب را با مجری صدای آمریکا در میان گذاشته و نه با بی بی سی فارسی در انگلیس، که طبیعتا تبعات قانونی خود را به دنبال می داشت. در نتیجه دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!

این شیوه بیان و طرز نگرش انحصارطلبانه مسعود بهنود که به گفته خودش سالها بعنوان خبرنگار همراه عباس هویدا در رژیم گذشته به کشورهای مختلف سفر می کرده و بعد از انقلاب طرفدار حداقل طیف بخصوصی از نظام جمهوری اسلامی بوده و اینک با رادیو و تلویزیونهای بریتانیایی و آمریکایی همکاری دارد، بیانگر شیوه تفکر غالب بر برخی از این رسانه ها است که نه تنها «روشنفکر» بلکه «تحلیلگر» ایرانی را مقید به پیش شرط چهارگانه «شیعه بودن»، «فارس زبان بودن»، مرکزگرا بودن»، و «اصلاح طلب حکومتی بودن» می دانند؛ و در تفاسیر و برنامه های خود از «حضور مبارک الزامی» آنها استفاده می کنند. بنده علیرغم احترامی که به مدیران بی بی سی فارسی، رادیو فردا و صدای آمریکا قائلم و آنها را با احترام می شناسم و آنها نیز هرازگاهی لطف کرده و بنده را دعوت می کنند، اما خودسانسوری در به ترسیم کشیدن این انتقادات بر حق و موجه را نه شایسته خود و نه در خور حرفه ای آنها می دانم. زیرا صدف زان سبب گشت گوهر فروش، که از پای تا سر همه گشت گوش.

برخلاف نظر آقای مسعود بهنود هیچکدام از افتخارات گذشته ایران شیعه نبودند. تشیع در ایران چهارصد سال پیش و آن هم با زور سرنیزه توسط صفویان بنا نهاده شد. در نتیجه اکثریت مفاخر تاریخ ایران همانند فردوسی، حافظ، عمر خیام، سعدی، مولانا، باباطاهرعریان، ابوعلی سینا، جامی، خاقانی، صائب تبریزی، سنایی، غزنوی، وحشی بافقی، خواجه نظام‌الملک طوسی، عطار نیشابوری، رودکی؛ زکریای رازی، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی، ناصر خسرو، ابوالفضل بیهقی، نظامی گنجوی، انوری، خواجوی کرمانی، و غیره که همگی سـُـنی مذهب بودند، جزو «روشنفکر» و یا افتخارات ایران محسوب نمی شوند، چون در رگ های آنها خون شیعه صفوی جریان نداشت. اینگونه سخنان نه تنها اجحاف به تاریخ ایران بلکه ظلم به میلیونها ایرانی است که روشنفکری را در عبای شیعه گری جستجو نمی کنند. آیا خود آقای بهنود و یا کارفرمایان و گمارنده گان رسانه ای وی این حقیقت را درک نمی کنند که انکار دیگران از طریق سخنان خودشکوفایانه برای بسیاری از ایرانیان آزادیخواه غیر شیعه و غیر مذهبی از جمله سـُـنی ها، زرتشتی ها، بهایی ها، ارمنی ها، آشوری ها، یارسانی ها، یهودی ها، سکولارها و غیره توهین آمیز می باشد؟

22 نوامبر 2014

***********

منبع: وبسایت العربیه فارسی

http://farsi.alarabiya.net/fa/views/2014/11/22/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D9%86%D9%88%D8%AF%D8%9F-.html

اصغر ارسنگ: گزارش تصویری تظاهرات در حمایت از رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی-17 ژوئیه 2014 کپنهاگ,دانمارک

گزارش تصویری از تظاهرات مقابل سفارت(لانه جاسوسی)رژیم اسلامی ایران در حمایت از زندانی سیاسی رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی در بند رژیم خونخوار اسلامی ایران در تاریخ 17 ژوئیه 2014 کپنهاگ,دانمارک

 اصغر ارسنگ

free.iran.2575@gmail.com

 

DSC01024DSC01033DSC01071DSC01023DSC01036DSC01048DSC01050DSC01053DSC01056DSC01062DSC01063DSC01070DSC01072DSC01079

17 ژوئیه 2014

***********

منبع: وبسایت اندیشه آینده

http://andishehayandeh.wordpress.com/2014/07/17/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7-5/

«مبارزه با فساد در رانت خواری نهادینه شده غیرممکن است»

Fariborz Raisdana

گفتگوی فریدون زرنگار با فریبرز رییس دانا، کارشناس اقتصادی

دولت حسن روحانی مهمترين وظيفه خود را سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی کشور اعلام کرده است. علی طيب‌ نيا وزير اقتصاد آقای روحانی هم در متنی مفصل با اشاره به چالش‌های اقتصادی پيش روی دولت، راهکارهايی را برای برونرفت از بحران اقتصادی، کاهش نرخ تورم و بيکاری و افزايش نرخ رشد اقتصادی برشمرده است.

از جمله راهکارهايی که وزير اقتصاد مطرح کرده است ايجاد انضباط مالی اداری و مبارزه با فساد در اقتصاد ايران است.

پرسشی که در ارتباط با مبارزه با مفاسد اقتصادی مطرح می‌شود اينست که با در نظر گرفتن ساختار اقتصاد ايران و موقعيت بخش‌های گوناگون اقتصاد در اين ساختار تا چه اندازه دولت قادر به دستيابی به اين هدفهای اعلام شده خواهد بود؟ اين پرسش را با فريبرز رييس دانا، کارشناس اقتصادی در تهران در ميان گذاشتيم.

گفتگوی فریدون زرنگار با فریبرز رییس دانا، کارشناس اقتصادی

فريبرز رييس دانا: من ترديد دارم که با اين سياست‌های سطحی يا با اين درخواست‌هايی که کاملا نشدنی است و درست کردن يک ويترينی که اصلا پشتش کاملا بسته است و معلوم نيست به چه سبب شما ويترين ظاهری درست کنيد توی سايت‌ها. ساخت قدرت و ساخت ارتباط‌ های سياسی و اقتصادی به گونه‌ای است که اساسا بدون شبکه ارتشائی، بدون شبکه اقتصاد کوراپشن، انباشت سرمايه صورت نمی‌گيرد.

حقيقت اين است که رانت‌خواری نهادينه شده. امتيازهای ويژه و انحصاری از گذشته‌های دور ريشه دارد. از همان زمانی که معلمی را ازمدرسه بيرون می‌کردند که تو از آن ما نيستی، ظاهرت با ما نمی‌خواند و بعد او هم رفت ظاهرش را ريش گذاشت درست کرد و بعد در پشت آن ظاهر هر کاری که دلش می‌خواهد… از آن سطح پايين بگيريم بياييم بالا… هر کاری که می‌خواست کرد، از همان زمان ريشه گرفته. از همان زمانی که دارايی‌های وابستگان يا بازماندگان رژيم سابق مصادره می‌شد اين مصادره‌ها دوره خيلی کوتاهی راه پيدا کردند به منابع عمومی و حالت تقريبا شفاف داشتند چون نيروهای انقلابی اين ور و آن ور حضور داشتند.

بعدش اين مصادره‌ها تبديل شد به تملک‌هايی توسط واحدها، موسسات و بنگاه‌ها و افراد. دولت آقای روحانی اولا کسانی را آورده که خودشان زير سئوال اند.

بحث درباره شان هست. مثل وزير صنايع، مثل وزير نفت و اين وزرای ديگر که سوابق دارند. بحث هست. تا نباشد چيزکی که مردم نگويند چيزها. اين حرف‌ها را ما درنياورديم. گفتگو بوده. دولت احمدی‌نژاد هم در واقع نادرست می‌گفت و می‌دانست هم که نادرست می‌گويد. مرتب انگشتش را تکان می‌داد که من می‌خواهم افشا کنم و نکرد. يعنی بنابراين اين آدمی که می‌دانست چه خبر است و مرتب هم تهديد می‌کرد رفت يک پست بسيار کليدی و بالا گرفت. از همان جا متوجه شويد که مبارزه با فساد با اين حرفها نمی‌شود.

با شرکت به خصوص در دولت روحانی اصلا امکان ناپذير است. اين آقای طيب نيا در گذشته يکی دو تا حرف‌هايی زد متوجه اين شده. يک بحث‌هايی را می‌کرد که مثلا در اقتصاد نئوکلاسيکی به دليل عدم نظارت در بازار، بازارها کار خودشان را به خوبی انجام نمی‌دهند. يک نوع برنامه ريزی و نظارت لازم است. آن نظارت و برنامه ريزی را هم برنامه ريزی دموکراتيک و نظارت دموکراتيک نمی‌کرد. می‌گفت بايد برگرديم الان به اقتصاد اسلامی.

آقای رييس دانا،‌ يعنی به نظر شما اگر آقای طيب نيا مطرح می‌کند که مثلا اطلاعات مالی و حمايتی بخش عمومی به صورت آنلاين منتشر شود تا افکار عمومی به آن دسترسی داشته باشند اين امکان ندارد؟

امکان ندارد. همين الان ايشان دستش را بدهد به من با هم سوار قطار شويم برويم آستان قدس رضوی. با هم بلند شويم برويم بنياد مستضعفان. ببينيم می‌توانيم اطلاعات بگيريم؟ قدرت، ساخت قدرت چيز ديگری را می‌گويد ايشان حرف ديگری می‌زند. اصلا وزير اقتصاد کاره‌ای نيست. دستگاه قضايی بايد دخالت کند.

ما مگر دادستانی ثروت‌های بادآورده داريم؟ دادستانی نظارتی داريم؟ قوه قضاييه که مستقل باشد داريم؟ اگر نه وزير اقتصاد يک حرفی را می‌زند. اصلا در خود سياست اقتصادی کاری نمی‌تواند بکند. اصلا سياست‌های اصلی وزارت اقتصاد سياست‌های مالی است، سياست‌هايی که در بازار سرمايه بتواند تاثير بگذارد و اختلال‌های اقتصادی را با برخی نرخ‌های مالياتی بتواند بالا پايين کند. حالا سياست‌های پولی هم که بانک مرکزی.
اولا بانک مرکزی استقلال لازم را ندارد. همينطور سياست‌های مالی. ايشان اگر بخواهد در يک جايی ماليات را بالا ببرد و در جايی ماليات را پايين بياورد که در چارچوب اين کار هم بخواهد شفاف سازی کند، بخواهد بخش‌های اقتصاد را تشويق کند و بخواهد جلوی فرار سرمايه را به سمت فعاليت‌های رانت زا و انحصاری که مادر اقتصاد هستند بگيرد.

۱۰ ماه طول می‌‌کشد که فقط کارشناس‌های خودشان بيايند حرف بزنند. ۸ ماه طول می‌کشد تا برود در دولت تصويب شود. سه سال طول می‌کشد تا برود مجلس و بعد نماينده‌های مجلس هرکدامشان يک جوری دلشان به يک جای ديگر قرص است. به بخش‌هايی از قدرت…

آقای رييس دانا، در هر حال تا به حال مطرح می‌شد که مسئولين بايستی اراده مبارزه با فساد را داشته باشند. حالا ظاهرا آقای طيب نيا با مطرح کردن اين بحث‌ها نشان می‌دهد که اراده‌اش را دارد. يا اينکه اين طوری ابراز می‌کند که اين اراده در ايشان هست. موانعی که طبيعی است که شما گفتيد در مقابلش هست. اين پرسش به وجود می‌آيد که بالاخره بايستی از يک جايی شروع کرد. اگر همين تلاشی که آقای طيب‌ نيا مطرح کرده يک دهم آن هم عملی شود خب کلی می‌تواند تغييرات ايجاد کند، يا نه؟

من بحث تماميتی را کنار نمی‌گذارم. تماميت و کليت ساختار اين قدرت را رها نمی‌کنم دامنش را. اين که نيت خير دارد، نيت خير برای ما جواب نشد. اولا ما نمی‌دانيم چقدر اين نيت‌ها خير است. ما دستگاهی نداريم که بسنجيم. دولت احمدی‌نژاد هم گفته، دولت‌های قبلی هم گفته اند، همه هم دارند می‌گويند.

همه هم از آزادی صحبت می‌کنند. از مبارزه با فساد. آن راه حل عملی،‌ که بايد اتفاق بيافتد به نظر من بهترين راهش اين است که نظارت‌های دموکراتيک بالا برود. يعنی مردم قدرت بگيرند. اين دارايی‌های مالی مال مردم است. مردم قدرت بگيرند حرف بزنند. انتقاد کنند. نشان بدهند فساد را.

الان يک روزنامه نيست حتی روزنامه‌های زرد رنگ پريده رنگ متعلق به دستگاه اصلاح‌طلب و دستگاه اعتدال و اينها… يکی نيست حرف مرا بتواند پخش کند. چنين نيست که به تنهايی او بگويد من می‌گويم دارايی ها را بياوريد رو. حالا اگر نيامد چه کار می‌تواند بکند؟ اصلا زورش می‌تواند به آقای زنگنه برسد؟ زورش می‌تواند به قوه قضاييه برسد؟

حق ندارد کسی را افشا کند. قوه قضاييه می‌گويد بيخود کردی تو اسم يکی را آوردی. بايد بياوری به من بدهی. قوه قضاييه در همين راستايی که ايشان می‌گويد خودش را تغيير می‌دهد؟ ۳۰۰۰ ميليارد تومان اختلاس شده بود، الان حقوقدانها آمده‌اند صحبت می‌کنند می‌‌گويند از آن ۳۰۰۰ ميليارد تومانی که اختلاس بوده اصلا هيچ چيزش غيرقانونی نبوده. تمام پوشش قانونی داشته. ولی با وصف اين ۳۰۰۰ ميليارد پول يک جوری رفته غلنبه توی يک جای ديگر. از مسيرهای قانونی. مساله پيچيده‌ تر از اين حرفهاست. اما بدون راه حل نيست.

در برابر اين گفته‌های شما تجربه‌هايی هم داريم از کشورهای ديگر که کم و بيش شرايطی حاکم بوده که کسی جرات نمی‌کرده حرف بزند ولی عملا در يک فرآيند کوتاه يا بلند توانستند به يک دستاوردهايی در اين زمينه در مبارزه با فساد برسند. مثلا در چين با اينکه تقريبا يک ساختار دولتی است و همه چيز در دست دولت است اينجا و آنجا بسياری از قدرتمندان را به دادگاه می‌برند.

خب ببرند. من هم همين را می‌گويم. اگر واقعا… به نظر من که چين الگوی کاملی نيست. آن که بخواهد مجازات اعدام را همينطوری فی سبيل‌الله اعدام کند… الگوی کاملی نيست. ولی از اين نظر که می‌فرماييد خب يک دستاوردی بوده. خب بکنند مسئولين.

فقط حرف دارند تحويل می‌دهند. صحبت من اين است. چين هم که مبارزه می‌شود به قيمت سرکوب آزادی‌های دموکراتيک است. من گمان می‌کنم در چين اگر دموکراتيزم واقعی برقرار بود خيلی بهتر می‌توانستند مبارزه کنند با فساد تا با اين روش. ولی به هر حال يک کاری هم شده. الگوی چينی را می‌خواهند؟ ما الگوی چينی را تا آنجا که قتل هست و مجازات اعدام و اينها و سرکوب آزادی هست نمی‌پسنديم.

به نظر من بايد از دموکراتيزم شروع کنيم. از نظارت مردمی. ما بايد مجلس قوی داشته باشيم. شوراهای قوی داشته باشيم. سنديکاهای قوی داشته باشيم. تشکل‌های قوی، روزنامه‌های ‌آزاد. آن موقع قوانين هم هستند. فساد يکی از مسايل بسيار مبرم و آزاردهنده اقتصاد ايران است. برای اينکه تمام رقابت‌ها را از بين می‌برد. تمام شفافيت را از بين می‌برد. انباشت سرمايه، راه به سمت توليد به سمت اشتغال نمی‌برد. بيکاری‌ها خودش فساد آور اند. فساد در لايه‌های پايينی. تورم…

خب آقای رييس دانا، اگر شما به جای وزير اقتصاد بوديد از کجا شروع می‌کرديد برای مبارزه با فساد؟

پست را قبول نمی‌کردم. به جای اين می‌ايستادم بيرون و فرياد می‌زدم می‌گفتم من بايد انتقاد کنم. ما بايد قدرت داشته باشيم. وزارت اقتصاد بايد فساد را معرفی کند، من دستگاه قضايی می‌خواهم که آن را تحويل بگيرد و پاسخ بدهد.

خودتان هم می‌دانيد که امکان تحقق اين مساله فراهم نيست. يا نه؟

من می‌گويم اگر آگاهی‌ها بالا برود، اگر امثال من تعدادشان بيشتر شود، آن می‌شود فشار اجتماعی برای اصلاح ساختاری. برای اينکه آقای طيب نيا بهترين وزير اقتصادی نبوده که در کشور انتخاب شده. من اگر جای اين وزير اقتصاد بودم وزير اقتصادی را قبول نمی‌کردم. می‌ايستادم و دردها را بر می شمردم. اما حالا که قبول کرده، برنامه‌های پراکنده نبايد بدهد. بايد ببينيم علت العلل چيست؟ ريشه‌های اصلی ا ين فساد تا آنجا که به عهده اقتصاد است کجاست؟ با شجاعت تمام بايد افشا کند. نه که مثل احمدی‌نژاد بگويد افشا می‌کنم، می‌کنم… هشت سال بگويد بعد برود.

۱۳۹۲/۰۷/۰۲

*********************

منبع: وب سایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f3_iran_based_economist_on_corruption/25116616.html

شیرین شکرزاده : جمهوری اسلامی هرگز

Shirin Shokrzadeh-f

جمهوری اسلامی هرگز

شیرین شکرزاده

shirinshokrzadeh@gmail.com

 باز هم اخبار جنايت و تجاوز مقدس به گوش مي‌رسد، جنايتي از پيروان اسلام، کسانيکه خود را ولايتمدار مي‌دانند. بگذاريد بدون ايما و اشاره آشکارا دليل اين جناياتي که بيش از سي و چند سال است دامن گير فرزندان شجاع ايران شده است بيان نمايم. مگر يادمان رفته است هنگاميکه مي‌خواستند زنان مبارز را اعدام نمايند، ابتدا آنها را تحويل همين سربازان گمنام امام زمان مي‌دادند تا به آنان تجاوز نمايند؟ زيرا الله از اعدام دختر باکره غضبناک مي‌شود! چه خوشمان بيايد و چه نيايد، چه  مسلمانان متعصب، خشمگين شوند و چه نشوند، چه مراجع به اصطلاح اصلاح طلب بيان اين حقايق را کاري شيطاني بدانند و چه ندانند؛ ريشه‌تمامي اين جنايات در دين اسلام نهفته است.

مگر در تاريخ نخوانده‌ايم که محمد ابن عبدالله تمامي مردان قوم بني‌قريظه را کشت و تمامي زنان و دختران آنان را ميان سربازانش تقسيم  نمود و تعداد زيادي از آنان را فروخت تا اسحله بخرد؟ مگر در تاريخ نخوانده‌ايم که محمد ابن عبدالله چگونه زني از زنان زيباروي بني‌نضير را پس از اينکه شوهرش در جنگ کشته شد؛ ابتدا سربازانش او را از ميان جنازه‌ها عبور دادند و پس از اينکه محمد قيافه‌اين زن را ديد او را براي خودش انتخاب نمود.

مگر در تفسير الميزان نخوانده‌ايد که اسلام مجوز تجاوز جنسي را به زنان شوهردار مي‌دهد؟ چرا نبايد از دليل اين جنايات گفت؟ چرا خود را گول مي‌زنيم و به روشن شدن شمعي در تاريکي بسنده کرده‌ايم و هرگز به فکر خارج شدن از چاله‌تاريکي که اين جانوران اسلامي براي ما ايجاد کرده اند، نيستيم که نور خورشيد را ببينيم؟

تا پيروان متعصب اين دين جنايت پيشه هستند جناياتي مانند جنايت کهريزک بر مردم اين کشور وارد خواهد شد، از دست همه‌کسانيکه به طريقي اقدام به بريدن زبانها مي‌نمايند بايد خون گريست! بنابراين دين اسلام دين جنايت است و خون.

پس: جمهوري اسلامي هرگز

با کمک‌ مالی تهران به سوریه چه کارهایی می‌شد در ایران انجام داد؟

5800 million

استقبال بشار اسد از محمود احمدی نژاد

وزارت خارجه بریتانیا گزارشی با عنوان با «کمک‌های مالی ايران به رژيم سوريه چه کارهايی می‌شد در داخل ايران انجام داد؟» تهیه کرده است. ترجمه فارسی این گزارش در اختیار رادیو فردا گذاشته شده است.

 تيرماه سال جاری (۱۳۹۱) رسانه‌ها از کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ايران به رژيم سوريه خبر دادند. اندکی بعد در مهر ماه اخباری مبنی بر انتقال حدود ۱۰ ميليارد دلار از ايران به سوريه منتشر شد.

 کمک‌های مالی ايران در شرايطی به حساب رژيم سوريه سرازير شد که اين کشور بيش از دو سال درگير قيامی مردمی عليه حکومت بشار اسد بوده است؛ قيامی که طی آن بيش از ۶۰ هزار سوری به دست رژيم اسد کشته شدند، هزاران خانه، درمانگاه، بيمارستان و مدرسه ويران شدند، به زيرساخت‌های اساسی مانند سيستم آب رسانی و بهداشت صدمات جدی وارد شد، و رقمی بين يک تا سه ميليون نفر ناگزير از ترک محل زندگی خود و مهاجرت شدند. هم‌اکنون بيش از ۴۰۰ هزار پناهنده سوری به کشورهای مجاور و همسايه پناه برده‌اند. ۵۰ درصد از کسانی را که ناچار به ترک محل سکونت خود شده‌اند، کودکان تشکيل می‌دهند.

  پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار پول زيادی است. فارغ از اين که اگر اين مبلغ هنگفت به حساب رژيم اسد سرازير نمی‌شد چه تاثيری بر سرنوشت مردم سوريه می‌توانست داشته باشد، اينجا فقط می‌خواهيم به اين مساله بپردازيم که اگر اين پول در داخل ايران هزينه می‌شد، چه کارهايی می‌شد با آن انجام داد.

 تسهيلات آموزشی

 هزينه متوسط ساخت يک کلاس درس در استان تهران حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ دلار است  (نرخ برابری دلار و ريال هنگام نگارش اين مطلب حدود ۳۶ هزار ريال در برابر هر يک دلار آمريکا در نظر گرفته شده؛ تمام تبديل‌ها به همين نرخ انجام شده مگر آنکه در پانويس هر مورد به طور خاص به نرخ ديگری استناد شده باشد). هزينه ساخت يک مدرسه با توجه به بزرگی و محل احداث آن (شهر، روستا و …) متغير است و برای نمونه ممکن است بين ۸۳ هزار و ۵۰۰ دلار  تا ۲۷۸ هزار دلار خرج داشته باشد.

 با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۴۷ هزار کلاس درس در ايران احداث کرد که تقريباً بيش از نيمی از شمار کلاس‌های درس فعلی در سراسر ايران است.

 هزينه اتصال هر کلاس درس به اينترنت پرسرعت و ساير تجهيزات لازم برای «هوشمند سازی» کلاس‌های درس در ايران به طور متوسط حدود ۸۳۵ تا ۱۱۰۰ دلار است . به طور تقريبی حدود ۶۵۰ هزار کلاس درس در ايران وجود دارد. (۱)

 تنها با هزينه کردن سه و ۱۲ دهم درصد از مبلغ پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان تمام کلاس‌های درس ايران را به اينترنت پرسرعت مجهز کرد و تضمين کرد که نسل آينده ايران دسترسی و آگاهی بهتری از جهان دارد.

 تامين اجتماعی و خدمات درمانی

 در سال ۱۳۹۱ بودجه تامين اجتماعی دولت ايران حدود چهل و هفت ميليارد و هشتصد ميليون دلار بوده که تنها ۱۰ درصد از آن صرف خدمات پزشکی شده است. کسر بودجه در همين سال موجب شد برخی رسانه‌ها از احتمال فروش اموال و شرکت‌های زير مجموعه سازمان تامين اجتماعی به منظور جبران کسر بودجه ابراز نگرانی کنند.

 با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد بودجه تامين اجتماعی را ۶۸ درصد افزايش داد (البته فارغ از نحوه هزينه شدن اين مبلغ) و اطمينان حاصل کرد که سرمايه‌گذاری‌ها، اموال و دارايی‌های سازمان تامين اجتماعی که پشتوانه بازپرداخت حق بازنشستگی و ساير خدمات اين سازمان است، به فروش گذاشته نمی‌شوند.

 اگر اين مبلغ صرف هزينه خدمات پزشکی می‌شد می‌توانست بودجه اين بخش را به ميزان ۳۵۰ درصد افزايش دهد که اين می‌توانست به معنای گسترش پوشش بيمه خدمات درمانی باشد چه در زمينه بيماری‌های پرهزينه‌ای که هم اکنون تحت پوشش کامل اين سازمان نيستند و هم در زمينه ارائه اين خدمات به ميليون‌ها ايرانی ديگر که اکنون تحت پوشش بيمه درمانی سازمان تامين اجتماعی قرار ندارند.

 به طور متوسط در ايران بين ۱۷ تا ۱۸ تخت بيمارستانی به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت وجود دارد.

 متوسط جهانی سرانه تخت بيمارستانی حدود ۳۰ تخت به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت است. متوسط هزينه ساخت بيمارستان در ايران به ازای هر تخت ظرفيت معادل ۲۷۸۰ تا ۴۱۷۰ دلار است.

 تنها با صرف پنج و ۷۵ دهم درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان متوسط سرانه تخت بيمارستانی در ايران را به ميانگين جهانی اين آمار رساند و خدمات پزشکی بهتر و گسترده‌تری را برای ميليون‌ها تن از شهروندان ايرانی از اين طريق تضمين کرد.

 ايمنی جاده‌ها

 در ايران سالانه بين ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر در تصادفات جاده‌ای کشته می‌شوند که بخشی از اين آمار به دليل کيفيت پايين جاده‌ها و زيرساخت‌های ضعيف در بخش حمل و نقل است. ايران يکی از بالاترين آمارهای تلفات در تصادفات رانندگی را در جهان دارد.

 به گفته مقامات ايرانی، ايران صاحب ۱۱ هزار کيلومتر راه است (اعم از راه اصلی، آزادراه و بزرگراه) اما برای تکميل شبکه راه‌های کشور به احداث ۲۰ هزار کيلومتر راه ديگر نياز دارد. هزينه ساخت راه جديد در ايران به ازای هر متر راه اصلی ۵۰۰ دلار، هر متر آزادراه ۱۰۰۰ دلار، و هر متر بزرگراه ۱۵۰۰ دلار است.

 با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۸۵۰ کيلومتر بزگراه به شبکه جاده‌های ايران افزود که خود موجب تضمين ايمنی هزاران تن از ايرانيانی می‌شود که در اين جاده‌های تردد می‌کنند.

 ميراث فرهنگی

 ايران صاحب شمار قابل توجهی از سايت‌ها و بناهای تاريخی و فرهنگی است که اهميتی جهانی دارند. ايران در سال ۱۳۹۰ حدود ۷۰ ميليون دلار برای مرمت و نگهداری ابنيه و ميراث تاريخی و فرهنگی خود هزينه کرد.

 تنها ۵ درصد (با احتساب نرخ ارز در اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱) از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌تواند بودجه مرمت و نگهداری آثار تاريخی و فرهنگی ايران را چهار برابر ميزان فعلی افزايش دهد و بقای اين آثار ارزشمند را برای نسل‌های متمادی تضمين کند.

 بازسازی مناطق زلزله زده

 سال ۱۳۸۲ زمين لرزه‌ای شهر تاريخی بم در استان کرمان را ويران کرد و بيش از ۲۶ هزار کشته برجای گذاشت. طی نه سال پس از اين واقعه دولت در مجموع حدود ۳۹۸ ميليون دلار به صورت سرمايه‌گذاری مستقيم و وام برای بازسازی فضاهای عمومی و واحدهای مسکونی بم هزينه کرد. با اين حال در دی ماه ۱۳۹۱ رئيس شورای شهر بم گفت که بازسازی شهر بم هنوز به اتمام نرسيده و مقامات محلی به منظور اين کار تقاضای اعتباری معادل ۵۵ ميليون دلار کرده‌اند که تا کنون فقط با ۲۰ ميليون دلار آن موافقت شده است.

 با توجه به نرخ متغير ارز طی اين نه سال، با حداقل هشت و هفت دهم درصد و حداکثر هشت و ۳۳ درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد تمام بودجه بازسازی شهر بم را يک شبه (۲) فراهم کرد  و از اين طريق سرعت بازسازی را افزايش داد تا رنج بازماندگان اين زلزله کمتر شود و شايد با برنامه‌ريزی بهتر از آغاز شهر بم با کيفيتی بهتر بازسازی شود.

  (۱) این رقم از مجموع تفکیک استانی آمار کلاس‌های درس در وبسایت رشد به دست آمده (کمی بیش از ۶۴۸ هزار کلاس درس)؛ به رغم این که سال ثبت و محاسبه این آمار در وبسایت رشد مشخص نشده، اما با توجه به شمار دانش‌آموزان و مقایسه آن با آمار مرکز آمار ایران به نظر می‌رسد این عدد باید به سال‌های پایانی دهه ۱۳۸۰ تعلق داشته باشد (عدم وجود آمار مستقل برای استان البرز نیز موید این مطلب است).

 (۲) در آغاز بازسازی شهر بم در سال ۱۳۸۲ نرخ برابری ارز در برابر ریال در پایین‌ترین سطح طی این بازه نه ساله قرار داشت و هر دلار آمریکا به ازای حدود ۸۳۲۰ ریال معامله می‌شد. با فرض این که اگر نرخ دلار طی این نه سال ثابت می‌ماند می‌توان تصور کرد هزینه بازسازی بم حدود  ۸/۳۳  درصد کمک‌های مالی ایران به سوریه می‌شد (این رقم شامل اعتبارات درخواستی که ارایه نشده نیز می‌شود)؛ در صورتی که نرخ برابری ارز را در این مدت برابر با نرخ ارز در زمان نگارش این مطلب (۳۶ هزار ریال به ازای هر دلار آمریکا) به رقم ۸/۷ درصد می‌رسیم. در شرایطی که بدون در اختیار داشتن تفکیک سال و ماه اعتبارات تخصیصی و هزینه شده امکان محاسبه دقیق هزینه‌های بازسازی بم به دلار وجود ندارد، می‌توان مطمئن بود که این رقم هر چه بوده باشد از بازه     ۸/۷ تا  ۸/۳۳ درصد (از رقم ۸/۵ میلیارد دلار) فراتر نمی‌رود.

۱۳۹۱/۱۱/۲۶

**********

منبع: وب سایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f3_iran_billons_help_syria/24902458.html

«قاهر ۳۱۳ ایران به برکت فتوشاپ پرواز می‌کند»

 ghaher

کارشناسان می‌گویند، تصاویری که از جنگنده در حال پرواز ساخت ایران منتشر شده «فتوشاپی» بیش نیست. همچنین تصاویر ویدئویی که پرواز «قاهر ۳۱۳» را نشان می‌دهد باید مربوط به هواپیمایی کوچک با قابلیت کنترل از راه دور باشد.

«قاهر ۳۱۳» جنگنده‌ای است که انتشار تصاویر آن از سوی ایران به جای اینکه منتقدان را به سکوت وادارد شماتت به دنبال آورده است.

«اشپیگل آنلاین» آلمان روز پنج‌شنبه (۱۴ فوریه/ ۲۶ بهمن) به نقل از بلاگرهای ایرانی نوشت، تصویری که در رسانه‌های دولتی از این جنگنده فوق پیشرفته ساخت ایران منتشر شده «ساختگی» است.

نه تنها بلاگرهای ایرانی بلکه کارشناسان نظامی دنیا نیز موضوع را به استهزا گرفته و گفته‌اند: «دستاورد فوق مدرن ایران ماکتی قلابی و ناچیز است.»

به گفته آنها در کابین خلبان اثری از سیم‌کشی‌های معمول نیست و صفحه رادار نیز دیده نمی‌شود.

جان رید (John Reed)‌، کارشناس نظامی در نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» می‌نویسد، تجهیزات این هواپیما کامل نیست.

وب‌سایت تحلیلی Avationist با تأکید بر اینکه این جنگنده فاقد بست‌های لازم بر بدنه خود است نوشته است، این هواپیما باید از پلاستیک ساخته شده باشد.

جان رید با اشاره به تصاویر منتشر شده از پرواز «قاهر ۳۱۳» در تلویزیون دولتی ایران به استهزا می‌گوید، تصاویر این «سلاح جادویی جدید» باید مربوط به هواپیمایی کوچک بوده باشد که قابلیت کنترل از راه دور داشته است.

۱۴ بهمن روزی بود که این جنگنده توسط محمود احمدی‌نژاد، رئيس جمهوری ایران رونمایی شد.

احمدی‌نژاد در آن روز گفت: «هواپیمایی که شما هم‌اکنون شاهد آن هستید یک هواپیمای شکاری بمب‌افکن است که اصل طراحی و ساخت آن توسط متخصصان ایرانی انجام شده است و دارای ویژگی‌های بسیار برجسته‌ای است.»

ایران اعلام کرده که «قاهر ۳۱۳» در ردیف پیشرفته‌ترین هواپیماهای روز دنیا قرار دارد و با جنگنده F/A-18 آمریکا برابری می‌کند.

«ایران، سرآمد فتوشاپ»

«اشپیگل آنلاین» با «سرآمد» خواندن ایران در فتوشاپ می‌نویسد، این اولین بار نیست که ایران می‌خواهد، به برکت فتوشاپ خود را کشوری با فناوری پیشرفته معرفی کند.

meymun

جمهوری اسلامی به طور مرتب با اعلام نتایج حیرت‌آور مطالعات تحقیقاتی ملی خود می‌خواهد مردم ایران و سایر کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. اما پس از مدتی دستاوردهای اعلام‌شده در سایه تردید قرار گرفته و معلوم می‌‌شود که نتایج تکنولوژیکی «محشر» این کشور ساختگی بوده است.

چند ماه پیش بود که ایران با افتخار، ساخت هواپیمای بدون سرنشینی به نام ‌»کوکر ۱» را اعلام کرد. ایران گفت، این پهپاد «فوق پیشرفته با تکنولوژی بومی و توسط متخصصان داخلی طراحی و ساخته شده» و هیچ نیازی به باند پروازی ندارد، زیرا به شکل عمودی از زمین بلند شده و به زمین می‌نشیند.

«اشپیگل ‌آنلاین» ادامه می‌دهد، اما به‌زودی معلوم شد که تصاویر «کوکر ۱» تصاویری به‌ سرقت رفته‌ و فتوشاپ ‌شده است. بررسی این تصاویر نشان داد که این همان تصاویر هواپیمای بدون سرنشین ساخته شده توسط دانشگاه چیبای ژاپن است.

پرتاب میمون به فضا

در بهمن‌ماه امسال (۱۳۹۱) نیز ایران اعلام کرد، گامی مهم برای اعزام انسان به فضا برداشته و توانسته میمونی به فضا بفرستد که سالم به زمین بازگردانده شده است.

اندکی بعد معلوم شد که تصاویر میمونی که ایران مدعی شد آن را به فضا فرستاده با تصاویر همین میمون پس از بازگشت همخوانی ندارد. اینها تصاویر دو میمون مجزا از یکدیگر بودند.

به نوشته «اشپیگل آنلاین»، حتی معلوم نیست یکی از آنها هم در فضا بوده باشد. ایران در پاسخ گفت، تصویر میمون دوم از آرشیو اخذ شده است.

 14.02.2013

**********

منبع: وب سایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1-%DB%B3%DB%B1%DB%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%BE-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF/a-16599423

آذر ماجدی: تور جهانگردی اپوزیسیون ارتجاعی، از استکهلم تا پراگ

تور جهانگردی اپوزیسیون ارتجاعی

از استکهلم تا پراگ

آذر ماجدی

اپوزیسیون راست و ارتجاعی رژیم اسلامی، شامل رژیم سابقی ها، شکنجه گران محقق شده رژیم اسلامی، توده ای ها و اکثریتی های همکار رژیم اسلامی و قلچماق های باند سیاهی قوم پرست، یکسالی است که در تکاپوی آلترناتیو سازی افتاده اند. خیزش توده ای در خاورمیانه، این اپوزیسیون و تروریسم دولتی به سرکردگی آمریکا را به صرافت دست و پا کردن یک نوع دولت در تبعید انداخته است. در استکهلم نیروهای کمونیست و چپ انقلابی آبرویشان را ریختند و اجلاسشان را به یک افتضاح بدل کردند. سازماندهندگان، از جمله شهریار آهی شاه پرست، به توجیه و دست و پا افتادند و قول دادند که از این به بعد شفاف تر عمل کنند. اسم خود را «اتحاد برای دموکراسی» گذاشته اند. از ماهیت تک تک شان می توان حدس زد که چه سرنوشت و چه آینده سیاهی را برای مردم و چه بساط لفت و لیسی را برای خویش دارند در سر می پرورانند.

پس از استکهلم در بروکسل جمع شدند و در تاریخ ۱۷ و ۱۸ نوامبر در شهر پراگ گرد آمدند. در گشت پراگ اختلافشان عیان شد. ظاهرا این جریان آنقدر دموکرات است که حتی بیانیه نهایی نشست را نه تنها در اختیار شرکت کنندگان نگذاشت، بلکه متن آنرا نیز به رای نگذاشته است. اینهم از تمرین دموکراسی «اتحاد برای دموکراسی». بدنبال این گشت و تفریح دو روزه در شهر زیبای پراگ و در هتل های ۴-۵ ستاره، نیروهای قوم پرست به بیانیه اعتراض کرده اند.  

اما موضوع اختلاف و اعتراض جریانات قوم پرست به بیانیه صادره بر سر چه بود. (به غیر از قوم پرستهای بلوچ که به حذف خود از پانل قومی – ملی اعتراض دارند) اختلاف قوم پرست های کرد بر سر استراتژی «مسالمت آمیز» و جنگ طلبانه است. ظاهرا قوم پرست ها چشم به آمریکا و ناتو برای حمله نظامی به ایران و تکرار سناریوی کردستان عراق بدنبال حمله به عراق و لیبی و سوریه در ایران دوخته اند؛ و سایرین خواهان مذاکره با رژیم اسلامی و «انتخابات آزاد» تحت این حکومت اند. یعنی اصلاح طلبان حکومتی و قومپرستهای طرفدار حمله نظامی ناتو در پایان کنفرانس، پس از آنکه تفریح و گردش شان تمام شد و با هم عکس دستجمعی گرفتند، در مقابل هم در دنیای ویرچوال صف آرایی کردند.

جواد خادم یکی از سازماندهندگان این تورهای های جهانگردی در مصاحبه با یورونیوز چنین گفته است:

“ببینید راه مذاکره یکی از این راههاست. فراموش نکنید ما بارها گفتیم که یک شرایط و خلل سیاسی ممکن است در ایران به خاطر فروپاشی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بوجود بیاید و بنابراین اپوزیسیون در خارج از کشور باید آماده چنین خلل سیاسی باشد. البته موضوع دیگری هم هست که شاید حکومت برسر عقل بیاید و متوجه شود که هشتاد میلیون را تا ابد نمی شود در زندان نگاهداشت و باید درها را باز کرده و مسیر را برای دمکراسی هموار کند. اگر آقای خامنه ای در شرایطی به این نتیجه رسیدند و قبول کنند که برای آینده ایران مسئله دمکراسی براساس و شرایط بین المللی خوب است، اپوزیسیون هم باید آمادگی این را داشته باشد که از یک موضع قوی با ایشان وارد مذاکره شود، البته یادآور شوم که اپوزیسیون تنها زمانی می تواند با حکومت وارد مذاکره شود که قوی باشد، در غیر این صورت حکومت با آنها وارد مذاکره نخواهد شد… . فراموش نکنیم که اپوزیسیون تنها انحلال گراها نیستند. اپوزیسیون تنها آنهایی نیستند که می خواهند آلترناتیوی بسازند و این جمهوری را جایگزین کنند. بسیاری از مردم ایران بر این باورند که اصلاحات راه بهتری است برای تغییر رژیم در ایران.»

«اتحاد برای دموکراسی» جمعی از مرتجعین دست راستی کپک زده هستند که در این میان بدنبال آب و نانی برای خود می گردند. این گشت و گذارهای توریستی – سیاسی هم فال است و هم تماشا. هر چند ماه یکبار به یکی از شهرهای اروپا سفر می کنند و مجانی به تفریح و عیش و نوش می پردازند و ضمنا تلاشی مذبوحانه برای سری در سرها درآوردن نیز انجام می دهند. اینها ذره ای اعتبار و آبرو در میان مردم ندارند. کسی جدیشان نمی گیرد. در دوران سوسیال میدیا، در فیس بوک و سایت های اینترنتی با چاپ عکس رنگی خودی نشان می دهند، خود را در آب نمک می خوابانند تا شاید اگر دری به تخته خورد بتوانند کار آب و نان داری برای خود دست و پا کنند.

مردم ایران نه خواهان مذاکره با رژیم جنایتکار اسلامی اند، نه خواهان «انتخابات» تحت رژیم اسلامی و نه طرفدار حمله نظامی آمریکا و ناتو اند. مردم ایران هم از رژیم اسلامی بیزارند، هم از اصلاح طلبان حکومتی هم کیش آن و هم از مرتجعین لاشخوری که در انتظار حمله نظامی ناتو به ایران روز شماری می کنند. مردم خواهان یک جامعه آزاد، برابر و مرفه هستند. مردم یک دنیای بهتر می خواهند. از همین رو است که این اپوزیسیون دست ساز دلقک تاکنون هیچ بختی در میان مردم ایران نداشته است. مردم خوب می دانند که سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی تنها راه خلاصی از این بختک جنایت و سرکوب است. سازماندهی یک انقلاب اجتماعی و واژگونی نظام سرمایه داری بهمراه سرنگونی رژیم اسلامی و استقرار یک جمهوری سوسیالیستی تنها پاسخ انسانی، متمدن و کم مشقت رهایی بخش برای مردم است. این اپوزیسیون دست راستی را باید افشاء و منزوی کرد.*

28 نوامبر 2012 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: