ضارب زنان جهرم: یک روحانی گفته بود ریختن خون بدحجاب مباح است

فردی که با چاقو به زنان جهرم حمله می‌‌کرده دستگیر شده. گفته می‌شود او یک بسیجی ۲۲ ساله و پدرش نیز یک سرهنگ پاسدار بسیج است. ضارب گفته از یک واعظ روحانی شنیده که «خون زنان بد‌حجاب مباح است» و او دست به عمل زده است.

Basiji

گروهی از بسیجیان ایران

سایت سحام نیوز که به مواضع مهدی کروبی نزدیک است با انتشار گزارشی می‌نویسد که طی هفته گذشته ۱۱ مورد حمله به زنان و دختران شهرستان جهرم صورت گرفت که باعث ترس و وحشت عمومی در این شهر شده است. این سایت جزئیاتی از اعترافات یک فرد بسیجی دستگیرشده منتشر کرده است

پیش از آن مقام‌های محلی و امام جمعه جهرم نیز حمله با چاقو به دختران جوان در این شهر را تایید کرده‌ بودند. حجت‌الله رضایی سرپرست فرمانداری جهرم و رییس شورای تامین این شهرستان روز شنبه (۸ آذر / ۲۹ نوامبر) به خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) گفت: «با تلاش نیروهای امنیتی، انتظامی، قضایی، بسیج و نیروهای مردمی در مدت کمتر از ۷۲ ساعت عامل ناامنی و ایجاد مزاحمت، دستگیر شد.»

به گزارش سحام نیوز، فرد ضارب که پنجشنبه ۶ آذر دستگیر شده، جوانی است ۲۲ ساله به نام محمد بهشتی‌فر که عضو بسیج قطب‌آباد از توابع جهرم است.

به گزارش همین منبع، گفته می‌شود پدر ضارب، سرهنگ پاسدار جلیل بهشتی‌فر (جلیل اسفریزی) است که در حال حاضر فرمانده بسیج قطب‌آباد، روستایی در فاصله ۱۰ کیلومتری جهرم است.

سحام نیوز می‌افزاید که طی دو روز گذشته برخی افراد و محافل تلاش کرده‌اند وابستگی ضارب به بسیج را انکار کنند، اما در سوابق و فعالیت‌های این فرد در بسیج قطب‌آباد جای تردید نیست.

سرپرست فرمانداری جهرم و رییس شورای تامین این شهرستان پس از اعترافات ضارب گفته است: «ضارب به عمل قبیح خود مبنی بر حمله با چاقو به چند زن اقرار کرده و در حال حاضر تحت نظارت دستگاه انتظامی و قضایی است.» حجت‌الله رضایی تاکید کرد که با هر گونه ناامنی و کسانی که قصد اخلال در نظم عمومی را داشته باشند به شدت برخورد خواهد شد.

«ریختن خون بدحجاب مباح است»

ضارب محمد بهشتی‌فر در اعترافات خود گفته است، حمله با چاقو به زنان و دختران جهرم را پس از شنیدن صحبت‌های یکی از روحانیون که «ریختن خون بدحجاب را مباح شمرده است» انجام داده و هدف وی «اقدام عملی برای نهی از منکر» بوده است.

فرد ضارب در بازجویی‌های اولیه، هدف خود از این اقدامات را مبارزه با بدحجابی ذکر کرده و گفته است اهداف وی زنان و دخترانی بوده‌اند که حجاب کامل با چادر نداشته و پوشش مانتو داشته‌اند.

گفته می‌شود مقامات محلی پس از شناسایی فرد ضارب و اعترافات او، بلافاصله گزارشی مبنی بر «عدم سلامت روانی» وی تهیه کرده و برای تایید به پزشکی قانونی ارسال کرده‌اند تا از هرگونه مجازات شدید قضایی فرد ضارب جلوگیری به عمل آید.

درتمامی موارد، ضارب با چاقو به باسن دانشجویان دختری زده بود که با مانتو تردد می‌کرده‌اند. گفته می‌شود ناامنی‌های جاری در شهرستان جهرم باعث شد که درنهایت دانشجویان از روزچهارشنبه کلاس‌ها را تعطیل کنند.

30.11.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B6%D8%A7%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%B1%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-18102752

گفتگو با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند.

گفتگوی گزارشگران با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

گزارشگران:

تغییر و تحولات سیاسی در منطقه خاورمیانه و جابجائی های سیاسی آن بویژه با هجوم وحشیانه داعش به شهر کوبانی و آوارگی  بخش عظیم ساکنین این شهر و مقاومت زنان و مردان باقی مانده در برابر نیروهای مسلح داعش, امروز از موضوعات عمومی خبری است و خبرگزاری ها گزارشات لحظه به لحظه ای از موقعیت  نیروهای مقاومت و داعش در این شهر را به جهان مخابره می کنند. بنوعی میتوان گفت که مولفه های سیاسی که مدتی طولانی در محاسبات سیاسی منطقه ثابت مانده بودند امروزه تغییر کرده است. منتج از شرایط اضطراری و فوق العاده فعلی, اوضاع سیاسی آن ناحیه را شاید بتوان از نو تعریف کرد. هم از اینرو و برای روشنی بخشیدن هر چه بیشتر این وضعیت بسراغ شروین رها فعال کارگری رفته و از او برای این گفتگو دعوت کردیم.

با تشکر از شما

گزارشگران:

گفته میشود که در کوبانی و مناطق اطراف آن حکومتی از پائین و شبه شورائی و خودگردان موجود بوده است. قدرت از طریق اراده مردم اعمال میشده است. از کانتون نام برده می شود. کانتون چیست و در اینمورد دانسته های شما چیست؟

 

شروین رها:

من هم ازدست اندرکاران سایت گزارشگران تشکرمی کنم که چنین فرصتی را برای اظهار نظردرباره کوبانی فراهم کرده اند.

جنبش کوبانی با خود واژه هایی را به روز کرد . کانتون یکی از آنها بود که اکنون دوباره رایج شده است.تاکنون رسما کانتون با نام کشور سویس تداعی شده بود که در سال 1291اولین تلاش ها برای رهایی از نظام فئودالی در قالب سه کانتون خود را نشان داد.هر چند هنوز رگه هایی از آن در سویس موجود است ولی بمرور زمان و تحت شرایط نظام کاپیتالیستی تغییراتی در این راستا بخود گرفته است . تعریف کلاسیک کانتون استان ، ایالت فدرال و یا دولت مستقل وخودگردان است . صحبت از جامعه ای متنوع از لحاظ نژاد ، قوم ، مذهب وغیره است که افراد در آن با هم همزیستی سیاسی دارند . جامعه ای که مسئولان تغییر می کنند وبر آن دموکراسی با رای مستقیم حاکم است و غیره . کانتون شکلی سیاسی از اداره جامعه است که اگرچه قدمتش به سویس بر می گردد ولی در عین حال تابعی از شرایط نظام حاکم اقتصادی بر جامعه است ،بطور مثال در همان سویس اکنون احزاب راست افراطی با نفوذ خود قدرت بیشتری را اعمال می کنند . می گویند درمثال مناقشه نیست ، مثل دموکراسی قدیم یونان که حاکمیت مردمش نامیدند، ولی در واقع صوری است و همان دموکراسی کلاسیک ابزاری در دست نظام حاکم سرمایه داری است و با دموکراسی از پایین یعنی دخالتگری کارگران و مردم زحمتکش در اداره امور مختلف جامعه کاملن متضاد است .

پس از پس رفت جنبش کشورهای عربی ،که دلائل عدیده ای داشت واینجا وارد جزئیات آن نمی شوم ، با سرکوب اعتراضات توده ای در سوریه توسط بشار اسد شرایطی فراهم شد که در جریان درگیری های داخلی ،عفونت داعش سربازکرد که هریک ازدولت های سرمایه داری، امریکا ،اروپا و ارتجاع منطقه همچون عربستان ، قطر، ترکیه ونیز رژیم اسلامی ورژیم اسد ازآن آبشخور می کردند. خلاء قدرت سیاسی در مناطق کردنشین سوریه از دوسال پیش شرایطی فراهم کرد که حاصل آن خودگردانی ، خود مدیریت دموکراتیک وکانتونها در سه منطقه کوبانی ، جزیره و عفرین بود. اهمیت این کانتون ها که شکلی از دخالت آزادانه افراد جامعه در اداره امورآن می باشد وصرف نظر از اینکه جنسیت فرد چه است ، با چه زبانی محاوره می کند ویا اعتقاد مذهبی دارد یا نه و غیره خود انگیزه ای در همزیستی اجتماعی نهادینه کرده است که آن را در مقاومت زنان و مردان کوبانی در مقابل ارتجاع هاری همچون داعش ،مجهز به لشکر و تجهیزات نظامی و حمایت های آشکار و پنهان دولت ها ی منطقه ، نشان داده است . به عبارتی استقامت در کوبانی فقط دفاع در مقابل یک جریان آدمکش وتجاوزگروفاشیست مذهبی نیست، نیرویی نهفته درشرایط اجتماعی آن است که با شکست جنگی هم نمی تواند براحتی از کف رود . زنان و مردان رزمنده کوبانی حاصل این شرایط بوده اند واستقامت آنها دفاع طبیعی و زنده ازآن است .

 

 

گزارشگران:

موقعیت جغرافیائی و سیاسی کوبانی چگونه بود و چرا داعش به این شهر هجوم آورد؟

 

شروین رها:

تا قبل از یورش ارتجاع داعش به کوبانی و تا قبل ازپایداری کوبانی ها کمتر کسی از شرایط سیاسی و یا حتی موقعیت جغرافیایی کوبانی خبر داشت . امروز نگاه ها بر این منطقه خیره شده است . تهاجم داعش به کوبانی می تواند دلائل مختلفی داشته باشد . داعش حدود دو سوم از سوریه و یک سوم از عراق را برق آسا و با برداشتن موانع تصرف کرد وبا شعار ایجاد خلافت اسلامی می بایست حلقه های تصرفات خود را بهمدیگر متصل کند تا بتواند ازامکانات نظامی ، سیاسی ، مالی وغیره برای تحقق شعار خود بهره گیرد . تاکنون داعش چند باربه منطقه کوبانی یورش برده است ( گویا این بار سوم است ) وابتدا به ساکن می توانست دلیل اصلی آن قرار گرفتن این منطقه در مرزترکیه باشد که هنوز هم هست و از لحاظ استراتژی با اهمیت است . یکی از سرنخ های اصلی داعش در ترکیه قرار گرفته است که راه به اروپا دارد ، معاملات تجاری ، فروش نفت ، نفوذ سیاسی ، ایجاد حمایت وافزایش قدرت همه در محاسبات داعش قرار گرفته است . اینک اما به اینها شکستن مقاومت سیاسی کوبانی ها اضافه شده است که خود مانع راحتی نیست وبه همین دلیل داعش برای آن بیشترین نیرو را گذاشته است ، چرا که استقلال عمل افراد در کانتون کوبانی پادزهری است در مقابل عفونت داعش وسرایت دهنده گانش در منطقه. اکنون غیر ازموقعیت استراتژیکی منطقه کوبانی ،شکستن مقاومت سیاسی جامعه ای که زنان و مردان آن بنده گی را نمی پذیرند ، برای داعش حائز اهمیت است .

 

گزارشگران: نیروهائی که در شهر ماندند و مقاومت کردند چه ترکیب و تعلقی داشتند و دارند؟

 

شروین رها:

ازآنچه در کوبانی ومقاومت آن برمی آید ویا از مصاحبه رزمنده گان در آن پیداست ، استقامت مردم در کوبانی در برابر یورش ارتجاع داعش که شهر را از سه طرف مورد محاصره و زیر آتش سلاح های سنگین قرار داده اند،دفاع اززندگی و مناسباتی است که طی دو سال گذشته ساخته شده است . کانتون ، اداره امور جامعه با وجود تنوع گرایشات در آن ، شیوه ای دموکراتیک است که با رای مستقیم افراد شرایط را برای ایجاد نهادهایی فراهم کرده اند که مردم جدا ازتعلق جنسی و زبانی و مذهبی درآن مشارکت داشته اند . اقلیت های عرب ، ترکمن وآشوری زبان دارای همان حقوقی بوده اند که کردها یعنی اکثریت  جمعیت در آن داشته اند . خود حضوراجتماعی زنان کوبانی در منطقه ای که سالهاست ارتجاع مذهبی زیر پر و بال سرمایه داری جهانی ودولت های منطقه برآن حکم رانی می کنند وبیشترین آزار و جنایت و تضیققات را برآنان روا داشته و می دارند، نشان دهنده جریانی خلاف جریان فرهنگ حاکم بر منطقه در کوبانی است . استقامت کوبانی در برابر ارتجاع داعش در مراجع رسمی بین المللی و یا حتی ارتجاع حاکم بر منطقه به جلو این را گرفته است که از آن به عنوان جنگ کردها و یا مردان کرد نام برده شود. و این دستاورد جنبشی است که خود را در رزمنده گی زنان و مردان کوبانی نشان داد ه است . درشهر کوبانی زنان و مردان آموزش دیده و یا دارای تجربه نظامی در اول صف مقدم به دفاع می پردازند که دریگانهای مدافع خلق متشکل هستند ودارای پشت جبهه ای هستند که با جان ودل تدارکات غذایی و دارویی را به عهده گرفته اند . استقامت دارای روحیه ای مشترک است . حتی کودکان و سالخورده گانی که شهر را ترک کرده اند از مقاومت جدا نمانده و به انواع شیوه ها در کار مشترک سهمی را عهده دار شده اند . مردم مناطق افراد اسکان کودکان و سالخورده گان را عهده دار شده اند و در تامین دارو و غذا دریغ نمی کنند. دفاع درجنگ نابرابر و تحمیلی برای کوبانی ها نه انجام وظیفه ، جنبشی زنده با انگیزه انسانی وآزادیخواهانه است وبه همین دلیل سمپاتی جهانی را بخود جلب کرده است.

 

گزارشگران:

نیروهای ائتلاف با تلاشهای آمریکا و انگلیس و بویژه پس از قتل وحشیانه خبرنگاران اسیر تشکیل شده و حملات هوائی به مواضع داعش را آغاز کردند. انگیزه و اهداف این نیروها چه بود؟

 

 

شروین رها:                                                                                                  

یازده سپتامبر امسال (احتمالن از لحاظ سیاسی برای دولت امریکا در سالگرد انفجار برجهای دو قلوی وال استریت و اتحاد ضد ترورآن زمان بیربط نبود) جان کری درجده عربستان کلید نیروی ائتلاف را زد و بعد از آن دولت های چهل کشور امریکا و اروپا و نیزدولت های منطقه هر یک با انگیزه های خود در آن عضو شدند . بعد از شکست سیاسی امریکا تحت عنوان اتحاد ضد ترور در لشکرکشی به افغانستان و عراق ومتحقق کردن خاورمیانه بزرگ ،در سوریه موقعیتی فراهم شد که بار دیگر امریکا حضور سیاسی از دست رفته رادر منطقه تامین کند . به موازات نیروی ارتش آزاد سوریه تحت حمایت امریکا و اروپا بر علیه دولت بشار اسد ،که از طرف روسیه و چین ونیز ایران و حزب الله و دولت مالکی و شیعیان حمایت می شد ،داعش نیز در سوریه به رسمیت شناخته شد و حتی نشست نماینده دولت امریکا با داعش از طریق هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق دولت اوباما بزبان آورده شد . حضور داعش در جمع آوری نیرودر کشورهای اروپا آشکارا بود وآزادانه صورت می گرفت، کشورهای اتحادیه عرب به سردستگی عربستان در تقویت داعش دست داشتند ودر منطقه در مقابل دولت ایران و حزب الله لبنان و مالکی و بشار اسد زیرپوشش تشییع، ازحضور داعش بهره بردند .  نهادهای مالی داعش و تجهیزات نظامی آن درعربستان و قطرتقویت و تامین شد . برای قدرت دیگر در منطقه یعنی ترکیه ،که تلاش دارد افتخارژاندارمی منطقه نصیبش شود، انگیزه های لازم برای کمک و همکاری با داعش را داشته است. آنچه تاکنون در رابطه با ترکیه و داعش علنی شده یعنی خرید نفت ارزان از داعش ، کمک به انتقال داعشی ها از اروپا ، اختصاص امکانات پزشکی برای آنها و غیره فقط چشمه ای از کل ماجراست. حضور داعش وعرض اندام در منطقه وخصوصا اشغال عراق تا شهر موصل در کردستان عراق توجیه مناسب حضوردولت امریکا و ایجاد ائتلاف را درمنطقه کامل کرد . با یورش داعش به کوبانی در ابتدا ائتلاف نظاره گراوضاع بود . مقاومت رزمنده گان شهر کوبانی تا حدودی معادلات را بهم زد و در این رابطه نیروهای ائتلاف نمی توانست از غافله عقب بماند. جنبش کوبانی بمعنای حق دخالت افراد جامعه در آن ،هیچ گونه خوانایی با سیاست کشورهای موتلفه حتی دموکراتیک ترین آنها ندارد. اگراین فاکت است پس دلیل بمباران مواضع داعش نمی تواند از جنس جنبش کوبانی باشد . 

 

گزارشگران:

چرا نیروهای ائتلاف از پیاده کردن نیروهای زمینی حداقل تا این لحظه خودداری کرده اند؟

 

شروین رها:

پایان جنگ سرد و تغییر جغرافیای سیاسی دو قطبی خود ناشی از بحران اقتصاد سرمایه داری خصوصا در دهه هفتاد بود . دولت امریکا در تامین هژمونی سیاسی جهان یک قطبی با اتکا به نیروی نظامی و لشکر کشی به افغانستان و عراق شکست خورد وحتی با وجود استفاده از بیشترین تجهیزات نظامی و نیروی پیاده در منطقه، نه تنهاقادر به ایجاد نظم دلخواه نشد بلکه حتی هزاران نفر از نیروی نظامی اش را از دست داد ( درآمار رسمی از کشته شدن بیش از 8 هزار نفرسرباز امریکایی صحبت می شود)ودر همان جامعه امریکا بشدت تحت فشار قرار گرفت . با تجربه از نتایج تلخ دولت امریکا در دوران جمهوری خواهان یکی از نکات تبلیغاتی دموکرات ها و اوباما در انتخابات کاهش نیروهای نظامی در منطقه و بازگرداندن سربازان امریکایی از افغانستان و عراق بود. با عروج بحران جاری سرمایه داری که از سالهای 2007 و 2008 درسیستم مالی امریکا خود را نشان داد و به سرعت در جهان گلوبالیزه شده پخش شد، شرایط عینی برای تنش های سیاسی تا حد بحران سیاسی در همان کشورامریکا و نیز کشورهای اروپا فراهم شد و در کشورهای دیگر جهان عارضه های نئولیبرالیسم خود را در جامعه به نمایش گذاشت . گره کوربحران سیاسی در سوریه شرایطی فراهم آورد که درجنگ داخلی آنجا دولت های سرمایه داری در مقابل هم آشکاراصف آرایی کردند. دولت امریکا و اروپا و هر یک از کشورهای منطقه و نیز روسیه و چین در جبهه ای جای خود را یافتند . نیروهایی که اکنون تحت ائتلاف شکل گرفته اند منجمله امریکا و اروپا ،درجریان جنگ سوریه با تکیه به نیروهای ارتش آزاد سوریه ونیز انواع جریانات ارتجاعی اسلامی القاعده و شاخه های سلفیست ها عمل کردند. غیر از انتقال سلاح و تجهیزات از سوی دولت های امریکا ، آلمان و فرانسه، در رابطه با اعزام افراد نظامی، دولت امریکا تاحد سازماندهی مراکزآموزش کماندو بیشتر نرفت . مراکزی که در اردن کارشناسان نظامی با بودجه دولت امریکا به تعلیم کماندواز میان افراد محلی می پرداخته و یا هنوز می پردازند. دولت امریکا و اروپا به دلائل مختلف منجمله کاهش فشار درون جوامع ، نشان دادن ظاهری صلح جویانه برای کاهش فشار انظار جهانی ، و داشتن دست باز برای انتقاد از سیاست های رقبای خود در منطقه منجمله روسیه تا حد مقدور ترجیح می دهند از ارسال نیروی نظامی مستقیم ( غیر مستقیم ناتو را حاضر و آماده دارند)خودداری کنند. البته این راه گویا اخیرا با ارسال 1500 نفر نیروی نظامی امریکا به منطقه سوریه دارد باز می شود.

 

گزارشگران:

فضای سیاسی بسیار پیچیده ای در منطقه مشاهده میشود. موقعیت ایران در همسوئی با غرب, اقلیم کردستان, سکوت و نظارت دولت سوریه, نافرمانی ترکیه هم پیمان غرب از پیمان ناتو و جهتگیری در برابر ائتلاف, توانائی های تسلیحاتی و مالی داعش و تغییر سیاست های عربستان در قبال داعش و… براستی امروز صف دوست و دشمن کجاست؟

 

شروین رها:

با توجه به بحران جهانی سرمایه داری ،که دیگر بحرانی دوره ای ( به معنای تغییر شیفت مثلا از راه حل کینز به راه حل فریدمن و فوکویاما باشد) نیست وبحرانی ساختاری و بدون انقطاع است ، سرمایه داری تمام ظرفیت هایش را بکار گرفته و لبریز شده است وبا وجودهر گونه پیچیده گی و تغییر در جغرافیای سیاسی در منطقه، باحاکمیت سیاسی سرمایه داری جز بربریت برزنده گی و زیست انسانها چیزی قابل تصور نیست . حضور ارتجاع تسنن به شیوه خلافت همچون داعش ویا ارتجاع تشییع به شیوه امامت همچون رژیم اسلامی که بازندگی انسان مدرن حاضردر تضاد است ، خود محل اتکای نظام اقتصادی گندیده و بربرپرور سرمایه داری است . لذامبارزه با ارتجاع پیشامدرن در گرو تکیه به نظام اقتصادی حاضرحتی با روش مدرن نیست برعکس فقط در مبارزه برای ریشه کردن پایه آن یعنی مالکیت خصوصی معنای واقعی پیدا می کند. به عبارتی مدرنیسم نظام اقتصادی معاصر خود حامل بربریت و پیشامدرن است ،این در حد اشاره بود ومی بایست جای دیگر به آن پرداخت. به نظر من صف دوست و دشمن در منطقه در حال حاضر نه با داعش بلکه با جنبش کوبانی تداعی می شود. ظاهر قضیه این است که در سطح جهانی دولت ها و احزاب و سازمانها و نهادها از چپ تا راست اکثرا خود را دشمن داعش و دوست کوبانی می دانند . اما این صف بندی علیه بربریت بخودی خود هنوز چیزی را نشان نمی دهد. داعش محصول شرایطی است که با جنگ و رقابت و دسته بندی دولت ها ی سرمایه داری در سطح جهانی و منطقه فراهم شده است ونه تنها حضور داعش بلکه ائتلاف علیه آن در این چهارچوب قرار گرفته است . تجارت آزاد ودموکراسی بازاردیواردو قطبی را برداشت و دیوارهای چند قطبی ایجاد کرد . ایران ، عربستان و ترکیه درمنطقه بر سرقدرت بشدت رقابت دارند ودر سطح جهانی نیز رقابت های بلوک بندی های جهانی سرمایه داری تنگاتنگ شده است . حضور داعش در منطقه ، رقابت قدرتی در دولت های منطقه ، اهداف ائتلاف و هژمونی سیاسی حاکم بر آن فاکت هایی است که بر مبنای آن معادلات سیاسی و معاملات دیپلماتیک در منطقه برای نیروهای درگیر در آن باز است ودر این رابطه حتی دولت اقلیم کردستان عراق هم مجزا نیست . همانطور که در بالاتر اشاره شد ، در حال حاضراگر مجاز باشیم از صف دوست و دشمن صحبت کنیم ، برای انسانهایی که خواهان رفاه و آسایش و آزادی هستند آن را تنها می توان در جنبش کوبانی دید. مشارکت عمومی در اداره امورجامعه با حضورآزادانه افراد در آن ، جدا از تبعیض در جنسیت ، ملیت ، زبان و رنگ پوست وغیره ..چیزی است که تا حدودی به این جنبش گره خورده است.  روش شورایی اداره جامعه و یا مشارکت دموکراتیک وآزادانه از پایین در امور زندگی انسانها آن چیزی است که با اهداف بسیاری از احزاب و گرایشاتی که خود را در طیف ضد داعش می بینند مغایرت دارد .

 

گزارشگران:

در گزارشات آمده بود که جامعه کردهای منطقه حمایت های هوائی آمریکا و ائتلاف را به فال نیک گرفته اند و بخشا نقد کرده اند که چرا با تعویق انجام شده است.آیا عملکرد ائتلاف با رهبری آمریکا را در مورد کوبانی مثبت ارزیابی می کنید؟

 

شروین رها:

با یورش داعش به کوبانی نیروی های ائتلاف و دولت های منطقه از طریق رسانه های رسمی احتمال بالا بودن اشغال کوبانی توسط داعش را به میان می آوردند وترکیه هم در انتظارسقوط کوبانی درمرز کوبانی نیروهای نظامی و تانگ هایش را مسلط بر شهر مستقر کرد. اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند . دولت ها یی که زیرسایه ائتلاف سیاست می رانند انتظار داشتند کوبانی زیرآوار رود واینها مسیرمعین خود را در پیش بگیرند ،اما جنبش کوبانی آنها را انگشت به دهان کرد . در جایی که جنگ در می گیرد در ست است که ابزار و تجهیزات نظامی در توازن قوای جنگی موثر است ولی این نمی تواند این تجربه غنی را دفن کند که جنگ ادامه سیاست است . به عبارتی سیاست حاکم بر جنگ نوع آن را تعیین می کند. اگر این تجربه را نخواهیم در این رابطه مشخص قلب کنیم به این نتیجه می رسیم که فشنگی که از اسلحه های ساده زنان و مردان کوبانی بطرف داعش شلیک می شود براتر از بمبهای کاملن پیشرفته هواپیماهای دولت های ائتلاف بر سر داعش خواهد بود . اگر تاریخا زیاد به عقب بر نگردیم که نتایج کار دولت های سرمایه داری در قبال عراق و افغانستان را بررسی کنیم و درهمین تجربه نسل حاضرباقی بمانیم ، تجارب اعتراضات توده ای در کشورهای عربی وسیاست های دولت های تشکیل دهنده ائتلاف را در قبال آن می توان محک زد . بمب هایی که با تبلیغات رسانه ای» انسان دوستانه»بر سرلیبی فرود آمد چه سیاست هایی رادرآنجاکاشت؟

 

گزارشگران:

کوبانی بلحاظ رسانه ای مورد حمایت گسترده قرار گرفته است. دولت ترکیه تحت فشارهای بین المللی به عبور بیش از صد پیشمرگه با سلاح های مختلف تن داده است. بنظر شما آزادیخواهانی که در منطقه نیستند و امید به ازادسازی کوبانی دارند چگونه میتوانند این مقاومت را یاری برسانند؟

 

شروین رها:

مقاومت شهر کوبانی در مقابل ارتجاع هار داعش هم خود را به رسانه های جهانی تحمیل کرد و هم نزد انظار جهانی حمایت های بسیار وسیعی را جلب کرد . فشارهای جهانی تا سطح احزاب و سازمانهای جهانی ومجالس رسمی و دولت ها پیش رفت ودولت ترکیه و دولت اقلیم در منطقه را وادار به عکس العمل کرد . در مقابل ارتجاع داعش افقی آزادیخواهانه باز شده بود که زنان و مردان کوبانی آن را نماینده گی می کردند و این فشاری سیاسی بود که بر منطقه وارد شد . از طرفی آتش زیر خاکستراعتراضات توده ای در بطن جوامع منطقه راشعله ور کرد و از طرف دیگرگوشه ای دیگرازعملکردسیاسی ارتجاع منطقه که تحت پوشش انواع فرقه های مذهبی و ناسیونالیستی حکومت می کنند رادربرابر جوامع قرار داد. کوبانی تا این حد نشان داد که با توجه به زمان کوتاهی که از عمر کانتون و مشارکت مردم زحمتکش در اداره امورآن می گذرد حمایت های گسترده ای را به خود جلب کرد. نه تنها در کشورهای منطقه که صدای آزادیخواهی ازسد استبداد و سرکوب عبور کرد، در سراسر جهان روز اول نوامبر را بنام خود ثبت کرد . همبستگی جهانی با جنبش کوبانی در اول نوامبر که حلقه های عظیم آزادیخواهان را بهم وصل کرد ، می تواند سرآغازمسیری باشد که با اعتراضات و اعتصابات کارگری در اروپا و امریکا گره بخورد و نیروی ضد سرمایه داری درسراسر جهان را تقویت کند .شعار کوبانی تنها نیست ، فقط با نیروی همبستگی طبقاتی درسراسر جهان وبا استفاده از انواع ابتکارات و امکانات می تواند عملا متحقق شود.

 

 

گزارشگران:

آیا ناگفته ای مانده است؟

بمباران مواضع داعش در اطراف کوبانی توسط ائتلاف، انتقال نیروی نظامی دولت اقلیم به کوبانی ،  ارسال تعدادی ازنیروی ارتش آزاد سوریه به کوبانی ، انواع نشست ها و مذاکرات و تعیین انواع قید و شرط ها از سوی امریکا و دولت های ائتلاف و دیگر اقداماتی از این دست وبنام نجات کوبانی ،آن سیاست هایی است که می تواند امواج آزادیخواهانه جنبش کوبانی را پس رانده و آن را از قالب تهی سازد . این همان خطری است که بر سر اعتراضات توده ای در کشورهای عربی آمد . این سیاست داعش را به جلو صحنه راند تا زیر پوشش مبارزه با آن عمل مستقیم  یا ابتکارات توده ای را از کاراندازد. این نگرانی جدی است . احزاب و سازمانهایی که از کوبانی به دولتهای امریکا و ترکیه به با اسم رمز کمک نظامی و غیره چراغ سبز می دهند ، خواسته یا ناخواسته و بدون هیچ قضاوت اولیه محتوی اراده جمعی کوبانی ها را از درون تهی می کنند. تکیه گاه جنبش کوبانی می بایست نیرویی باشد که در همبستگی با آن صدای خود را در جهان بلند کردند. این نیروی جهانی می بایست مشخصات برجسته جنبش کوبانی را بالا بگیرند و برای جلب هر چه بیشتر حمایت ازآن مخاطبینش را درجامعه بیابند. بی شک تنها حامیان بیدریغ جنبش کوبانی را در میان کارگران می توان یافت و بس.

 

گزارشگران:

با تشکر از شما

 

شروین رها:

با سپاس از شما

 

15.11.2014

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de

****

منبع: وبسایت گزارشگران

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=24769&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=9b1c656ec708592b9bb10272772ec631

آیدا پایدار: یک سطل انتقام

«یک سطل انتقام»

پاشید روی بومِ زن شب شومِ زوزه را

گرگی که نقش می زند، پیوسته تا کجا؟

هی می زند هی می زند با نامی از خدا

رگ تا رگِ زیباترین گل های خانه را

هی سطل سطلِ زهر او خورشید را گرفت

فیروزه های کاشی و هی حوضِ بغض ما

یخ بسته شعر از غربتت ای خواهر عزیز

ای واژه واژه ترس از ناامنِ کوچه ها

پاشید روی عطر تو یک حادثه مهیب

هی سطل سطل مرگ را عمدا چه بی صدا

حالا که صورت پاک شد از ذهن آینه

:طرح سوالِ «من کی ام » ؟ هویتی جدید

هی زوزه زوزه تا کنون تکرارِ نقشه ها

تاول شدن در گرگ ها همراه با اسید

هی نور را ورق زد و خورشید را جوید

سطلی که رو به آینه هِی زوزه می کشید

:!کافیست ای گل های پرپر دم فرو بستن

!آه ای ستمگر! ای خبیث آه ای همه پلید

سر میکشی زیبایی ام مستی ز نابودیم

زالوی پیر خانگی!مکر تو را که دید؟

وقتی خدا از ریش تو هی شعله میکشید

هی ضربه ضربه زد مرا با آیه ی جدید

هی لخته لخته خون «ما» هشدار شد، ندید

خشمی که از بغض ستم تا انفجار سرخ

فواره زد از رودِ رگ تا معبر سپید

گرم از صدای سرخ خود دیگر نترسیدن

حالا که تیغستان جهلت را رگم برید

رگ تا رگ زیباترین گل های خانه را

من بار دیگر ریشه ها را می دهم نوید

آیدا پایدار(فا) 22 اکتبر 2014

****

منبع: وبسایت سازمان زنان هشت مارس

http://8mars.com/browsf.php?c=1106&Id=404

 

اسیدپاشی‌های سازمانیافته تنها و تنها مقاومت زنان سازمانیافته را به مصاف می‌طلبد

acidpashi

اسیدپاشی‌های سازمانیافته تنها و تنها مقاومت زنان سازمانیافته را به مصاف می‌طلبد

نوشته: پویان.م

مقدمه:

اوضاع حاکم بر روند جهانی نظام سرمایه‌داری در تقابل با نیروهای بنیادگرای مذهبیِ اسلامیست تاثیر تعیین کننده‌ای بر سیر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اوضاع ملی/داخلی جامعه و به‌ویژه تعیین سیاست از طرف سران رژیم مرتجع در خاورمیانه را دارد. تقابل مشخص محدود کننده داعش با منافع استراتژیک نظام سرمایه داری-امپریالیستی جهانی در سوریه و به‌طور خاص در کوبانیِ کردنشین نیروی محرکه‌ی پیوستن زنان کرد به خط مقدم جبهه را شامل می‌شود. مدل زنان کرد مسلحِ بی‌حجاب در تقابل با داعش، نیروی محرکه‌ای گردیده است که رژیم‌های ارتجاعی بی‌ثبات منطقه از جمله جمهوری اسلامی به سرکوبی زنان با استفاده از یکی از هولناکترین گزینه های ضد زن/ضد بشری در استفاده از اسید پاشی کشانده شوند.

به عبارت دیگر رژیم های ارتجاعی از جمله جمهوری اسلامی با دیدن زنان جنگجوی بی‌حجاب مسلح کوبانی در تلاش‌اند تا زنان ایران را با اسید پاشی کیش و مات نموده و به بهتان کشانند و مادر ریحانه جباری این قربانی قوانین و سیاست‌های جامعه و حکومت مردسالار به درستی گفت که؛ پیام جمهوری اسلامی به دختران و زنان این است که اگر مردی خواست به شما تجاوز کند بپذیرید و از خود دفاع نکنید.

اسیدپاشی و اعدام چماق هولناکی است تا به زنان جوان و شورشگر ایران «بفهمانند» که تحت هیچ شرایطی نباید زنان مسلح کوبانی را برای دفاع از حقوق خود مدل برخورد خویش قرار دهند آن‌هم در شرایط کنونی و با رفتارهای «بد حجابانه»، قوانین بنیادگرایان حاکم نظام سرمایه داری- اسلامی را به چالش گیرند. حاکمان ضد زن جمهوری اسلامی بدرستی بیم دارند که اگر جلو زنان به ضرب اسید گرفته نشود، در «روز مبادا» که دیر یا زود به خاطر کارکرد تضاد اساسی نظام سرمایه داری(بین مالکیت خصوصی سرمایه داری بر ابزار تولیدی و تولید اجتماعی) همین زنان به عنوان نیروهای اجتماعی مطرح در جامعه در یک انقلاب مسلحانه در جبهه مقدم انقلاب اجتماعی تحت رهبری حزب پیشتاز پرولتاریا قرار گیرند، و نظام حاکم را سرنگون نمایند.

Kubane-women

چه کسی مجرم است و چه کسی قاضی؟

نیروی‌های «ناشناس» مدتی پیش اقدام به اسید پاشی بر روی زنانی کردند که استاندارد‌های حجاب اسلامی را رعایت نمی‌نموده‌اند و از منظر نگاه خود حاکمین می‌شود از اینها به عنوان زنان بد حجاب نام برد. بگذریم از اینکه اساساً از منظر بخش بزرگی از زنان و حتی مردان جامعه و شاید خود قربانیان، اساساً خودِ مقوله‌ی حجاب امر بدی است. اما تمام نشانه‌های این وقایع حاکی از آن است که اقدام به چنین امری، یعنی اسیدپاشی بر روی زنان که  نیمی از جامعه را شکل می‌دهند نه تنها توسط نیروهای «ناشناس»، که اتفاقاً به توسط نیروهای کاملاً خودی(برای حکومت) و به معنای تهاجم خشونت‌بار بر علیه زنان صورت پذیرفته است.

بی‌تردید اقدام به این کار هرچند در عمق خود دارای وجه تشابه با انتقام‌های شخصیِ از این نوع است، اما ارتکاب آن به صورت متعدد نشان از آن دارد که این عمل به شکل سازمانیافته مشخصاً بر علیه آن بخشی از جامعه است که قوانین دینی را پس زده است. پس بدین جهت این عمل سازمانیافته را می‌توان به نوعی تقابل نیروی مذهبی بر علیه نیروی غیر مذهبی جامعه دانست و البته با خاطر داشتن این نکته که مذهب نقشی تعیین کننده را در حکومت داشته، حال آنکه جریانات غیرمذهبی یا ضد مذهبی در این دستگاه به عنوان بخشی از قدرت حاکمه به رسمیت شناخته نمی‌شوند.

gasht-ershad-iran

اما با توجه به سرکوبی هرگونه سازمانیابی ضد مذهبی در چند دهه گذشته که غیرحکومتی نیز محسوب می‌گردند، در درون مناسبات حکومتی جمهوری اسلامی که صدالبته زنان در آن نقشی ایفا نمی‌کنند یا دست‌کم از منظر منافع زنان در آن نقشی ندارند، می‌توان چنین ابراز نمود که این عمل با فرم سازمانیافته و هدف دینی/مذهبی در سمت حکومت(فرم) اسلامی(محتوا) قرار دارد، که در غیر این صورت و در طول این چند دهه چنین جریانات و اعمالی مجال رشد، تکرار و ابراز وجود پیدا نمی‌کرد. به تعبیری بحث بر سر آن است که این نیروها نه تنها «ناشناس» نیستند، بلکه نیروهایی هستند که تاریخاً برای خلق‌های ایران آشنا بوده و پای محکمی نیز در نظام جمهوری اسلامی دارند. در واقع این اسید پاشی‌ها از فرهنگ زن ستیزی سرچشمه می‌گیرد که توسط فرهنگ مردسالارانه رژیم جمهوری اسلامی ظرف بیش از 3 دهه گذشته برای کنترل نیروی انقلابی عظیم نهفته در زنان نهادینه شده است. در این خصوص می توان به پشتیبانی اخیر امام جمعه تهران یعنی احمد خاتمی در حمایت‌اش از حمله‌های وحشیانه به زنان اشاره داشت که ابراز داشته بود «برای مبارزه با بد حجابی باید خون‌های پاکی ریخته شود» و خون پاک را در اینجا می‌توان به معنای خون زنانی دریافت که هر چند خانواده‌هایشان دارای پیش زمینه‌های اسلامی و شاید حکومتی هستند، اما دیگر حاضر نیستند که بدن خود را در تابوت مرده‌ی حجاب دفن کنند!

البته این مسئله را باید گذاشت کنار اظهارات برانگیزاننده‌ی اخیر امام جمعه اصفهان[1] بر علیه زنان و نیز باید توجهی مبذول داشت بر این‌که در ابتدای شکل گیری حکومت اسلامی در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت، برخورد‌های این چنینی برای عقب راندن جنبش زنان و دیگر جنبش های انقلابی و مترقی، اساساً پدیده‌ای سیستماتیک بوده است. یعنی اعمال خشونت بر علیه زنان در جامعه ایران (برای به پس راندن آنان به عنوان زن‌خانه یا بهتر است گفته شود آشپزخانه در حالی که در همین دوران نقش عمده‌ای را در تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی جامعه بازی می‌کردند و در حال رشد بودند)، آنهم در گستره‌ی اجتماعی و نه لزوماً شخصی آن به عنوان یکی از بنیادی‌ترین وجوه قدرت‌گیری این حکومت، نشانگر آن است که برای شناسایی بانیانیان دور اخیر اسیدپاشی‌های سازمانیافته، نه تنها نمی‌بایست که از مقامات مسئول تقاضای کمک داشت که در واقع باید در میان همانها به دنبال مسببین این عمل شنیع زن‌ستیزانه گشت.

kurdistan-eedam

در واقع می‌خواهم بگویم که نیروی سیاسی و اجتماعی حاضر در اجتماعات اعتراض به اسید‌پاشی ها در اصفهان و یا تهران و مشارکت کنندگان در اعتراضات مشابه، باید بدین امر آگاه باشند که اگر حکومت ایران به عنوان بانی اصلی زن‌ستیزی که در بالاتر نیز بدان اشاره شد (و البته بسیاری نیز خود به این امر کاملاً آگاه هستند) چنانچه موجب تقویت و ادامه کاری چنین اعمالی نشود که حتماً می‌شود، به هیچ سبب موجب تضعیف آنها نیز نخواهد شد که انجام چنین امری برای وی حکم خودکشی را دارد، حال آنکه حاکمیت جمهوری اسلامی با نیروی‌های سرکوبگرِ علنی خود، و در مصاف با جنبش مقاومتِ خاموش زنان ایران، به نفس نفس افتاده و فضا را برای رشد و ابراز وجود نیروهای سرکوبگر غیرعلنی باز گذاشته‌است و در این راستا نه تنها بنای خودزنی را ندارد که هیچ!، بلکه در پی انتقام است، انتقام از زنی که با عدم رعایت حجاب با استانداردهای حکومتی و قانونی، همچون معشوقه‌ای، دست رد بر سینه «عاشق» سابق زده است و حال دیگر این ارتباط، یعنی ارتباط بین نظام مردسالار حاکم بر جامعه و زنانی که در برابر اش به مقاومت در اشکال گوناگون دست زده‌اند، تبدیل به یک نفرت شده است.

مردسالاری مذهبی حکومتی به عنوان سیستماتیک‌ترین جریان ارتجاعی و زن ستیز موجود در جامعه به دلیل شکست در سیاست کپی‌سازیِ نیمی از جامعه، آن هم به گونه‌ای که خود می‌خواسته، یعنی تبدیل کردن زنان به بردگانی گوش به فرمان و نیز به خاطر گرفتار شدن در یک تگنا که حاصل سوخت ساز مناسبات یا مکانیسم درونی سرمایه داری ‌است و چیزی غیر از این هم نمی‌توانست باشد، حس محبت خود را از همان ابتدا به یک حس نفرت کاهش داده و از همین منظر، یعنی سرکوب زنان تا تنزل آنها به ماشین جوجه‌کشی، ارائه‌ی مدل خود‌خواسته تا آن حد که همگان می بایست از آن پیروی کنند و بعدتر با شکست در این سیاست و نیز به دلیل روبرویی با مقاومت زنان، اقدام به سرکوب جنبش خاموش آنان در اشکال گوناگون نموده، و در این خصوص بنای تغییر رویکرد در تبلیغات و اعمال زن‌ستیزانه خود را نیز ندارد، و از همین روی می توان گفت مردسالاری حاکم بر جامعه در برخورد به مسئله جنسیتی پدید آمده در جامعه‌ی سرمایه‌دارانه خود ساخته‌اش، در واقع رویکردی شبه فاشیستی داشته که در برابر جنبش خاموش زنان خود را در ورطه سقوط می‌بیند.

zanan-tazahorat-acidpashi

اما در این بین یک نکته را نیز نباید از یاد برد که سیستم مکانیکی (شبه)فاشیستی، یا فرد و عموم را همانگونه که خود می‌خواهد می‌سازد یا در صورت عدم توفیق گسترده، جامعه را نیز با سیاست قربانی سازی همراه با خود خواهد برد چرا که در مخیلیه این نیرو و در تحلیل ‌نهایی‌اش که شدیدترین گرایشات مکانیکی از منظر سرمایه‌دارانه را در حرکت خود دارد، یک شعار نقش بسته است:

«زنده باد مرگ، مرگ بر عقل«

حاکمیت سرمایه‌داری مردسالار حاکم بر ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان؛ مردگانی که در مسیر تحقق یابی اهداف آنان قربانی شده‌اند(کشته یا همان شهید شده اند) را تا ابد زنده خوانده و در این سه دهه‌ی گذشته از حاکمیت اش، هر جا که با نیروی اجتماعی و یا سیاسی‌ای در برابر خود روبرو شده، یا با تیر خلاص یا با اسیدپاشی، مغز را برای اعمال سیاست غیرعقلانی خود مورد هدف قرار داده است و این است وجه مشترک نیروهای ارتجاعی سراسر جهان که شعار محوری غلیظ شده‌ی افکار آنها همانا شعار زنده باد مرگ و مرگ بر عقل باشد، چرا که در حرکت مکانیکی و ماشینی اینها، موتور محرک جامعه سرمایه‌داری همانا آنارشی بوده، و تعقل در آن جایی ندارد، پس به جاست که بگوئیم ادامه حیات این سیستم عقلانی نیست، چرا که خود نیز بر امر عقلانیت خط بطلان می‌کشد و برای کنترل جامعه‌ای که می‌بایست در جهت سود سرمایه خدمت کند، از هیچ عمل وحشیانه‌ای که منجر به قربانی شدن نیمی از جامعه گردد فرو گذار نیست.

acid attack

آیا بیماران سازمانده می‌بایست که محاکمه شوند؟

طی دوران کش و قوس‌های بعد از وقایع اخیر، در بین فعالین مبحثی مطرح گشته مبنی بر اینکه نمی‌بایست بر دامنه اعتراضات مردمی در هر خصوصی و در این مورد خاص افزوده و می‌بایست که منتظر بازداشت و نیز محاکمه قانونی اسیدپاشان گردید، چرا که ارتکاب این اعمال نه مسئله‌ای عمده که در واقع در نتیجه فعالیت‌های چند فرد مشکل‌دار به‌ظاهر روانی و یا به اصطلاحی دیگر دیوانه است و به همین جهت پاسخ ایشان به سوال مطرح شده آری است. می‌توان گفت که ایشان در یک کلام معتقداند که عدالت از کانال حکومتی در این مورد قابل اجرا است.

خطاب به مدعیان چنین امری ابتدا باید افزود که فرد دارای مشکل‌روانی، نه تنها توانایی یک عمل سازمانیافته و برنامه ریزی شده را ندارد که هیچ!، بلکه به همان دلیل مشکل روانی در هیچ سیستم قضایی‌ای نیز محاکمه نخواهد شد و به همین جهت بحث مطرح شده به توسط این بخش از مدعیون ضد فعالیت اجتماعی-سیاسی، اساساً بحثی دارای تناقض و ورشکسته است.

اما و اتفاقاً از منظر این نوشته، ارتکاب حملات بر علیه زنان «بد حجاب» جریانی است سازمانیافته که حکومت ایران به هیچ عنوان قابلیت، امکان و توانایی برخورد بدان را ندارد چون خود بخش اصلی نیروی زن ستیز را در مناسبات طبقاتی شکل می‌دهد. البته هیچ بعید نیست که حکومت برای خاموش کردن آتش اعتراضاتی که پس از این وقایع رخ داد، سناریوی خویش را با بازداشت و محاکمه چند نفر ارائه دهد و این جنابان نیز حال آنکه مردم را نسبت به اعتراضاتی که در این مدت دامن زده‌اند تقبیح می‌نمایند شروع به حمایت از دادگستری جمهوری اسلامی ایران بنمایند. بخشی از این دسته، به صورت مستقیم، اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک وابسته به حکومت بوده و هدفشان از چنین اعمالی قطعاً چیزی جز ادای دین خود به کلیت حکومت نیست. اما در این میان، جناح دیگری از ضد فعالین اجتماعی موجودند که به صورت دقیق می توان آنها را به عنوان چپ‌های حکومتی بازشناخت. اینها همانهایی هستند که در انتخابات دور اخیر، بر اساس موازین رفرمیستی خود، آب در آسیاب دشمن ریخته و باد در هاون خلق‌های ایران کوبیدند.

gasht ershad

چنین جریاناتی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با کانال‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی از جمله روزنامه‌های حکومتی دولت اعتدال(اطلاعاتی-امنیتی) در ارتباط‌اند و تمام حرفشان تکرار حرف‌های فرماندار استان اصفهان بوده که مردم معترضین را تشویق به ترک محل اعتراض نموده و نهایتاً و در زمانی که دید معترضین حاضر در صحنه بنای افشای ماهیت کثیف و دروغگوی دولت اعتدال را دارند اقدام به استفاده از نیروی نظامی نموده و معترضین را پراکنده نمود تا امنیت دولت اعتدال برقرار شده و اسیدپاشان(در یک کلیت) که تاریخی به قدمت جمهوری اسلامی دارند همچنان در سایه امنیت باشند و معترضین که قربانی سیاست‌های ارتجاعی و ضد زن حکومت هستند مورد تعقیب و گریز قرار گیرند.

فرمان سرکوب اعتراضات آنچنان که پیش‌تر گفته شد، به دلیل ماهیت زن ستیز جمهوری اسلامی اساساً امر غیر قابل درکی نبوده که چیزی جز این توهم بر مناسبات حکومتی است. جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین جریان نقض کننده‌ی حقوق زنان و عدالت، هیچگاه و در هیچ موردی نمی‌تواند عدالت را برقرار کنند، چرا که در تاریخ سی ساله خود تنها داغ ننگین معدوم‌کردن عدالت و آرمان‌خواهان انقلابی را بر پیشانی دارد.

اما تحلیل نویسنده در خصوص چگونگی امکان برقراری عدالت در جمهوری اسلامی در خصوص وضعیت زنان این است که ستم بر زنان در جامعه‌ی ایران نه محدود به اسید پاشی بوده و نه با اتمام آن نیز، زنان ایران رهایی می‌یابند. تولید و بازتولید ستم بر زنان در جامعه‌‌ی تحت حکومت جمهوری اسلامی یک ضرورت است و تا روز موجودیت این حکومت به عنوان نماینده سرمایه داری ایران، ستم بر زنان در انواع مختلف‌اش، حال آنکه از هر قشر و طبقه‌ای که باشند ادامه خواهد داشت. واقعیت آن است مناسبات مردسالارانه نظامات طبقاتی برای ادامه حیات خویش ضرورتاً نیازمند اعمال ستم بر توده‌های مردم در اشکال گوناگون آن بوده، و هر چند هر از گاهی شعار رفع ستمی را سردهند، اما تقسیم کار ناعادلانه، همان ستم تحفیف یافته را می تواند فوراً شدت و حِدّت بخشد.

zanan-iran-women-tortured-executed-because-of-islam

 

البته در کنار سناریوهای بخشی از فعالین حکومتی که می‌خواهند مناسبات را به نفع حیات زن‌ستیزی در جامعه ادامه دهند باید به سناریوی احتمالی آتی خود حکومت نیز پرداخت. حکومت برای خاموش کردن اعتراضات مردمی، حال آنکه در ابتدا جدیت مسئله اسید‌پاشی را کتمان می‌کرد و برای حفظ مشروعیت دولت «اعتدال» و «امید» (که همین اینک بسیاری از رای دهندگان نیز به فوریت دارند از آن قطع امید می‌کنند) احتمالاً نیازمند آن خواهد بود که گروه اسیدپاشانِ مزدورِ سازمان یافته را قربانی منافع خویش نمایند و در این راستا عده ای را دستگیر، اعدام و یا زندانی نماید، ولی بر فعالین سیاسی استخوان خورد کرده و رادیکال پوشیده نیست که این عمل سازمانیافته حال آنکه شباهت عمیقی با سیاست‌های حکومت(با تمام جناحین) آن دارد چیزی نیست که توسط عده‌ای مذهبی تندرو و به صورت خودانگیخته رخ داده باشد آن هم در حالی که جریاناتی این چنینی چند دهه است که در دستگاه‌های امنیتی و پلیسی پایه داشته و از حمایت آن برخوردارند. در کل می توان گفت که هرگونه بازداشت و محاکمه ای در خصوص این پرونده بیش از آنکه نشانگر اجرای عدالت بر علیه زن‌ستیزان به توسط جریان زن ستیزحکومتی باشد، بیشتر ما را یاد ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای و تیم اطلاعاتی سعید امامی می‌اندازد. و نیز برای اثبات حکومتی بودن عملیات‌های اسید پاشی در سطح شهر همین کافی است که بگوئیم حکومت خود از این جنس بوده و بر همین اساس است که فعالین معترض به این عمل شنیع و زن ستیزانه را مورد پیگرد و سرکوب قرار می‌دهد. پس بر همین اساس مبلغین سکوت در برابر این عمل شنیع که خیابانها را بر زنان جامعه ناامن‌تر از پیش می‌گرداند در واقع به مانند دوره انتخابات مبلغ آن چیزی هستند که حکومت از آنها طلب می‌کند. در یک جمله گوش فرا دادن به خزعبلاتی از این دست حال آنکه از دهان یک راست و یا  یک چپ حکومتی بیرون بیاید در واقع چیزی جز ادامه حیات زن‌ستیزی به شنیع‌ترین و وحشیانه‌ترین شکل آن نیست.

واقعیت و ضرورت ها، چه باید کرد!

آنچه قدر مسلم است، حکومت‌های سرمایه داری-امپریالیستی با هرآنچه پیشرفت علمی بشر و سهولت در امر تولید و هزارالبته به دلیل توسعه و رشد کار فکری و نزدیکی‌اش به اهمیت کار یدی، چیزی که جامعه سرمایه‌داری را از دوران پیش خود(شیوه های تولید دهقانی و برده‌داری) متمایز می‌کند، زمینه را برای حضور زنان در حیاط اجتماعی بشریت فراهم آورده ولی این امر از حاشیه تنگ‌نظرانه مغز سرمایه‌داران خطور نکرده که نظام سرمایه‌داری به عنوان یکی از اشکال جامعه طبقاتی، ادامه حیات‌اش در عرصه سیاست(که جمهوری اسلامی نیز یکی از آنان است)وابسته به است بر حضور زنان در مناسبات تولیدی. این مناسبات تولیدیِ انبوه که در انبوه‌سازی نیز می توان سرمایه را متمایز از اعصار پیشین خواند، از سویی با مدرنیزه نمودن صنایع، فشار را از روی تن نیروهای تولیدی کاسته، اما در عین حال فشار تحمل ناپذیر را بر فکر آنان افزوده است. یعنی اگر در اعصار گذشته فرد به دلیل جایگاه فرودست‌اش می‌بایست بیشتر کار یدی می‌نموده و کار فکری را به اربابان واگذار می‌نمود، اما در عصر جدید، نظام سرمایه با مدرنیزه نمودن شیوه تولید که پاسخگوی یک بازار جهانی باشد، زمینه‌ی استثمار فکری نیروهای مولده را نیز فراهم آورد.

zanan-iran

در واقع در چنین دورانی است که زن به عنوان نیروی کار ارزان در مناسبات تولیدی‌ای که سرمایه از آن آنچنان قوای بدنی‌ای نیز طلب نمی‌کند وارد عرصه تولید شده و برای خود مقامی در خارج از خانه کسب نمود. این تغییرات در کشورهایی چون ایران هرچند دیرتر از بسیار نقاط دیگر جهان و با تفاوت های گاهاً بزرگی رخ داد، اما در نهایت حکومت‌های سرمایه‌داری را که تابع زیربنای اقتصادی خود هستند، در قانون‌های نانوشته وادار بدان ساخت که حضور اجتماعی و اقتصادی زنان را به مانند دیگر حکومت‌های سرمایه‌داری به رسمیت بشناسند، هر چند که این امر هنوز و به اندازه کشورهای توسعه یافته و امپریالیستی در کشورهایی چون ایران اتفاق نیافتاده و دلیل این نیز، صرفاً نه ماهیت اسلامی حکومت ایران که در واقع بدان جهت است که شیوه تولید سرمایه‌دارانه در ایران هنوز بدان درجه از رشد صنعتی نرسیده که بتواند به مانند کشورهای امپریالیستی(پیشرفته) زنان را درگیر امر تولید برای انباشت سرمایه و سود نمایند و از این روی است که همین شیوه تولید نه چندان پیشرفته در ایران، سرمایه‌داری را در این خصوص وادار بدان می‌نماید که شیوه حکومتی سیاسی‌اش، مبتنی بر مناسبات اقتصادی خودش بوده و از ورود بی مهابای زنان به دورن مناسبات اجتماعی مهار بزند، چرا که کلیت سرمایه‌داری ایران نه دارای بازار گسترده جهانی بوده و نه در بسیاری از موارد دسترسی به صنعت تکنولوژیکی که نیروی کار یدی کمتری طلب می‌کند را دارد.

zanan-iran-eshteghal

 البته و بی‌تردید باید گفت که در درون صفوف آن بخشی از سرمایه‌داران که امکان دستیابی به صنعت مدرن را داشته یا دارند، استقبال از حضور اجتماعی زنان به عنوان نیروی کار ارزان وجود داشته و خواهد داشت. چرا که حضور چنین نیروی کار ارزانی که در واحد تولیدی صنعتی مدرن همان کاری را می کند که یک مرد کارگر، موجبات آنرا فراهم می‌آورد تا به عنوان جناح نئولیبرال سرمایه از حضور زنان در عرصه اجتماعی و حتی گاهاً سیاسی حمایت نموده یا دست کم نسبت به سیاست‌ها و سنن پیشین حکومت بی‌اهمیت باشد و درست در همین مقطع است که آن از بخش از سرمایه‌داران سنتی که واحدهای تولیدی‌شان در رقابت با واحدهای تولیدی‌ای که توانایی تولید انبوه با نیروی‌ کار کمتر و ارزان‌تر را دارند در تضاد قرار گرفته و برای کاهش توانِ بخشِ مدرنیزه‌ شده‌ی تولید که زنان را در امر تولید سرمایه‌دارانه سهیم می‌نماید تحت لوای اصول اسلامی و … شروع به تاختن ‌می نمایند که از منظر نویسنده این مطلب، اسید پاشی‌های اخیر و حملات لفظی بخشی از مراجع مذهبی نسبت به پوشش و حضور زنان جدای از این امر نبوده و مستقیماً با آن در ارتباط است.

zanan-iran-axion

در واقع، ضرورت برای بخشی از سرمایه حضور نیروی کار زنان و به همین تعبیر حضور اجتماعی آنان را ایجاب کرده و بخش دیگر سرمایه منافع‌اش را در عدم حضور نیروی زنان در عرصه‌ی اجتماع و محدود شدن‌اش به نیروی کار خانگی می‌بینید. و واقعیت آن است که بخشی از زنان(خصوصاً شهر نشین) سالهاست که در مناسبات تولیدی نقش ایفا نموده و در دل تضادهای جناحین سرمایه‌داری، اضافه بر مطالبات و توسعه منافع صنفی خود، به عنوان حاملین ستم‌مضاعف در جامعه‌ی مردسالار در پی منافع اجتماعی و سیاسی خود نیز هستند، چرا که ایشان بر خلاف گذشته در مناسبات تولیدی و اجتماعی نقش ایفا نموده و از این روی خود را در تعیین حق سرنوشت خود دخیل و دارای توان مبارزه در اشکال گوناگون‌اش می‌دانند. اگر تا پیش از این در جامعه‌ای چون ایران، مطالبه‌ی حق زنان به درون محیط خانه و خانواده بر اساس سنن مذهبی و اخلاقی محدود می‌گردید، وضع از این پس متفاوت است. زنِ امروز اضافه بر مطالبات اقتصادی خود در مناسبات تولیدی، به دلیل حمل ستم مضاعف جنسیتی که ناشی از مناسبات مردسالارانه نظام طبقاتی سرمایه‌داری است، دارای مطالباتی است که در سپهر اجتماعی(نه لزوماً صنفی و اقتصادی) تنها از طریق یک حرکت عمومی سیاسی تامین می‌گردد و این همان چیزی است که عموم سرمایه‌داری در ایران و خصوصاً جناح سنتی آن را وادار به سرکوب آنها می‌دارد، چرا که ایشان خود بهتر از هر کس می‌دانند که قدرت تغییر زنان به عنوان شکل دهندگان نیمی از جامعه که همگی در یک درد و مسئله، یعنی ستم جنسیتی مشترک هستند امکان آنرا فراهم می‌آورد تا ریشه های نظام طبقاتی سرمایه داری(که به مانند تمامی نظامات گذشته طبقاتی مبتنی بر مردسالاری است) را به لرزه درآورند، چرا که جنبش نوین زنان این بار نه بر پایه منافع فردی و خانوادگی که بر اساس منافع جمعی(نیمی از جامعه) قرار گرفته و هر لحظه خیزش آنها امکان تغییر اساسی بسیاری از امور را فراهم می‌آورد. در خصوص گستردگی این جنبش بالقوه که در متن از آن به عنوان جنبش خاموش زنان ایران یاد کردیم ذکر همین نکته بس که خیل زیاد مردان مترقی که با مناسبات کنونی جامعه مشکل اساسی دارند نیز خود را در همپیمانی با این جنبش دانسته و خواهان گذار از جامعه مردسالارانه به جامعه ای بنیاداً متفاوت هستند و این خود نکته‌ای جالب توجه است که می تواند این جنبش را از باقی جنبش‌های بالفعل و بالقوه موجود در جامعه متمایز کند.

zanan-mobarezah_mosalahaneh

البته ذکر این نکته لازم است که جنبش زنان هنوز در دوران جنینی خود به سر برده و تا امروزِ روز دارای محدودیت های نظری و تشکیلاتی بسیار است و از همین روی یکی از اساسی‌ترین وظایف نیروهای مترقی موجود در جنبش زنان و همپیمانان آنان می‌بایست طرح سوال «چه باید کرد؟» در برابر این واقعیت زن‌ستیز برای گذار به مناسبات و جامعه‌ای بنیاداً متفاوت باشد.

پانویس:

  1. حجت الاسلام سید مجتبی میردامادی، امام جمعه اصفهان چند روز پیش از اسیدپاشی‌های رخ داده در اصفهان اظهار داشته بود که: مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است. برای مقابله با بدحجابی باید چوب تر را بالا برد و باید از نیروی قهری استفاده کرد. 

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

******************

منبع: وبسایت حق نان

http://haghenan.blogspot.no/2014/11/blog-post.html

فراخوان دعوت به آکسیون علیه اسید پاشی به زنان در ایران

فراخوان دعوت به آکسیون علیه

 اسید پاشی به زنان در ایران

 

رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی ایران طی اقدامات ننگین اسید پاشی اخیر بار دیگر با زنان اعلام جنگی خونین نمود. بر کسی پوشیده نیست که هر چند حجاب زنان و فرودستی او همواره مهم ترین رکن ایدئولوژیک سیاسی نظام جمهوری اسلامی بوده است اما گذشت بیش از 35 سال فشار و سرکوب سیستماتیک این رژیم بر زنان هنوز نتوانسته است زنان را به تبعیت از این قانون ارتجاعی مردسالارانه درآورد.

رژیم جمهوری اسلامی امروز با وجود اعمال زن ستیزانه ترین قوانین و مجازات ها از سنگسار گرفته تا طرح های صیانت از حریم عفاف و حجاب، افزایش جمعیت، تا طرح اخیر حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر در راستای به قول خودشان استفاده از «نیروی قهر» و اسید پاشی بر زنان، هنوز در مقابل مقاومت زنان به زانو درافتاده است. زنانی که پتانسیل شورش گری و طغیان انفجاری شان ستون فقرات این رژیم ارتجاعی را به لرزه درآورده است و از این روست که برای حفظ خود دست به وحشیانه ترین سرکوب ها می زند تا بتواند با ایجاد رعب و وحشت و سرکوب نیمی از جامعه کنترل تمام جامعه را در دست بگیرد. هر چند اعتراضات گسترده زنان و مردان نشان داد که در برابر سیاست های ددمنشانه ی این رژیم تسلیم نخواهند شد.

از این رو سازمان زنان 8 مارس در لندن در نظر دارد آکسیونی را در راستای محکوم کردن این اقدام وحشیانه و افشای تضاد خصمانه و حل نشدنی رژیم اسلامی ایران با زنان بر گزار کند و از عموم آزادی خواهان و نیروهای مترقی دعوت می کند که به این آکسیون اعتراضی بپیوندند تا بار دیگر فریاد برآوریم که معیار آزادی جامعه آزادی زنان است. فریاد برآوریم که فرودستی زن فرودستی بشریت است. فریاد برآوریم که بدن زن متعلق به خود او و پوشش زن انتخاب برحق اوست…فریاد برآوریم که اعدام ریحانه و ریحانه ها محکوم است و سیستم قضایی ضد زن اسلامی را به زباله دان تاریخ خواهیم سپرد. این که ما خواهان مجازاتی شدید برای عاملین این جنایات هستیم و این مجازات چیزی جز سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی ایران نیست.

 

زمان: شنبه 1 نوامبر 2014 از ساعت11 تا 1

مکان: میدان ترافالگار، مقابل نشنال گالری

 

سازمان زنان 8 مارس (ایران- افغانستان)- انگلستان

اکتبر 2014

http://www.8mars.com

 ****

منبع: وبسایت سازمان زنان هشت مارس

http://8mars.com/browsf.php?c=1078&Id=139

عکس‌های تجمع امروز در اعتراض به اسیدپاشی‌های اصفهان

به دنبال اسیدپاشی‌های روزهای گذشته در اصفهان، صبح امروز تجمعات مختلفی در شهرهای تهران و اصفهان برگزار شد. مردم با شعارهایی علیه دستگاه قضایی و پلیس، خواستار رسیدگی به این پرونده شدند.

01

تجمع‌های اعتراضی امروز نسبت به مسئله اسیدپاشی روزهای گذشته در مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران و مقابل دادگستری شهر اصفهان انجام شد.

02

تجمع‌کنندگان در برابر ساختمان دادگستری اصفهان شعارهایی چون «این سکوت، حمایت از داعش است» سر دادند.

03

تجمع صبح امروز مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

04

تجمع صبح امروز مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

05

«زاینده‌رود خشک شده، اسیدپاشی مد شده» و «ای کم‌تر از داعشی، اسید به ما می‌پاشی» از دیگر شعارهایی است که در تجمع اعتراضی اصفهان شنیده شد.

06

به گفته شاهدان عینی در اصفهان، این تجمع با دخالت نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد.

07

شرکت‌کنندگان در این تجمع در شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند، نیروی انتظامی با گاز اشک‌آور به معترضان حمله کرده‌است.

08

تجمع صبح امروز مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

09

صبح امروز همچنین حسن روحانی در برابر ماجرای اسیدپاشی واکنش نشان داد. او گفت که امر به معروف اختصاص به دسته و گروه خاصی ندارد و بورسیه غیرقانونی هم منکر است، فقط حجاب را منکر ندانید.

10

روحانی با اشاره به اسیدپاشی‌های اصفهان و ارتباط آن با امر به معروف و نهی از منکر هشدار داد: «مبادا روزی امر به معروف و نهی از منکر وسیله‌ای برای تفرقه و جدایی آحاد جامعه از یکدیگر باشد. امر به معروف و نهی از منکر اختصاص به هیچ فرد و جناح و دسته‌ای ندارد. همه باید یکدیگر را به خیر و صلاح معروف و عمل شایسته دعوت کنیم و اگر فردی یا جمعی خدای ناکرده از مسیر هدایت فاصله گرفت آن را از منکر نهی کنیم.»

11

تجمع مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

12

تجمع صبح امروز مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

13

صبح امروز همچنین فرمانده نیروی انتظامی از کشف سرنخ های جدید در ماجرای اسیدپاشی زنجیره‌ای در استان اصفهان خبر داد و گفت: «بر اساس اظهارات قربانیان در چند روز اخیر به نظر می‌رسد ضارب یک نفر بوده که پی‌گیری نیروی انتظامی برای شناسایی او ادامه دارد.»

14

تجمع مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

15

فرمانده پلیس همچنین اضافه کرده، تاکنون انگیزه عامل یا عاملان این اقدام برای پلیس مشخص نشده است.

16

شماری دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند، عامل یا عاملان این اقدام انگیزه «شخصی» داشته‌اند و یا بیمار روانی هستند.

17

گروه دیگری از همین مسئولان مدعی شده‌اند که اسید‌پاش‌ها با سرویس‌های اطلاعاتی غرب در ارتباط هستند.

18

تجمع صبح امروز مردم اصفهان در اعتراض به بی‌توجهی به اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر

19

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، پیش از این گفته بود که ارتباط اسیدپاشی‌ها با بی‌حجابی تأیید نشده‌ است.

20

با وجود گستردگی ابعاد این حادثه در اصفهان و حمله به زنان اصفهانی با اسید، هنوز اطلاع‌رسانی روشنی از سوی مقامات و مسوولان در این زمینه صورت نگرفته و از شناسایی و دستگیری فرد یا افراد اسیدپاش هم خبری اعلام نشده است.

22.10.2014

**********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86/g-18012337

زنان کوبانی در صف مقدم میدان نبرد علیه تجاوز و برده گی جنسی !

زنان کوبانی در صف مقدم میدان نبرد علیه تجاوز و برده گی جنسی !

سازمان زنان هشت مارس

در تیرگی و ظلمت شبانه‌ای که سایه بر جهان انداخته، ستاره‌ای در حال درخشیدن است – شهر کوبانی و زنان جنگنده‌ی آن – مقاومت سرسختانه و دلیرانه‌ی زنان کوبانی که بخشی از فرماندهی نظامی جنگ را به عهده دارند و مصمم در حال تعیین تاکتیک و استراتژی‌های جنگی هستند در صدر اخبار جهان، حیرت و تحسین جهانیان را برانگیخته و امیدهای بسیاری در دل تمام نیروهای مترقی و انقلابی بوجود آورده است. مبارزه‌ی دلیرانه‌ی زنان کوبانی که عزم کرده‌اند اجازه ندهند زیر قوانین قرون وسطایی و پوسیده‌ی اسلام به بردگان عصر جاهلیت و غنائم جنگی تبدیل شوند، در دل بسیاری از زنان در سراسر جهان شادی و شعف بوجود آورده است.

در کردستان سوریه تحت فرماندهی زنان مقاومت مسلحانه‌ای شکل گرفته که نیروی بنیادگرای اسلامی ‌داعش را که یکی از اصلی‌ترین مشخصه‌هایش زن‌ستیزی است، به مصاف طلبیده است. این زنان که از سرزمینی با روابط بغایت عقب افتاده‌ی پدر/مردسالار و فرهنگ فئودالی برخاسته‌اند، توانستند اسلحه به دست در میدان جنگ در صف اول مبارزه قرار گیرند و با یکی از مرتجع‌ترین و زن‌ستیزترین نیروهای واپس‌گرا بجنگند. این امر نشان دهنده‌ی تحولات عمیقی است که در سطح منطقه و هم چنین سراسر جهان به وجود آمده؛ نشان دهنده‌ی این است که هرگونه برنامه‌ی رهایی‌بخش و آزادی خواهانه نه تنها بدون شرکت زنان غیرممکن است بلکه اساسا عملی نخواهد شد.

طبق گزارشاتی که در رسانه‌ها منتشر شده است،)1) یک گروه 7500 نفره‌ی سربازان زن، در شرایط بغایت خطرناک که دائما در معرض کشته و زخمی شدن هستند با اسلحه‌هایی بزرگ‌تر و سنگین‌تر از خودشان، علیه دشمن می‌جنگند. آن‌ها بخش مهمی از یگان‌های مدافع خلق (ی پ گ) هستند که در سال 2012 برای دفاع از مردم کردستان در برابر حملات دولت سوریه و جبهه النصره (نزدیک به القاعده) و داعش، از جوانان داوطلب کرد تشکیل شد و در مقابله با پیشروی نیروهای داعش موفقیت‌های فوق‌العاده‌ای کسب کرده‌اند. شهرت و آوازه‌ی آنان زمانی به اوج خود رسید که موفق شدند با به وجود آوردن کانال امنی ده‌ها هزار نفر از مردم شنگال را از محاصره‌ی داعش نجات دهند و در این منطقه به سازماندهی و مسلح کردن مردم بپردازند. این در حالی است که نیروهای 15 هزار نفره‌ی پیشمرگه‌ی اقلیم کردستان عراق که تحت رهبری بارزانی و طالبانی قرار دارند، بدون کمترین مقاومتی عقب‌نشینی کردند.

در مناسبات درونی اما این زنان مسلح به یکدیگر عشق می‌ورزند و تلاش دارند در ماموریت‌های خطرناک و مرگ‌بار از یکدیگر پیشی گیرند. آن‌ها مرگ را به سخره گرفته‌اند. با وجود این‌که هیچ‌گونه اجباری برای ایستادن و جنگیدن برایشان وجود ندارد، اما آن‌ها کاملا داوطلبانه و با دل و جان در صف اول جبهه‌ی جنگ شرکت کرده‌اند. بسیاری از این زنان زمانی که از آمال و آرزوهای خود سخن می‌گویند، دنیایی را به تصویر می‌کشند که در آن همه‌ی انسان‌ها در سرنوشت خود دخالت داشته و در یک تعاون داوطلبانه به سازماندهی جامعه برای از بین بردن ستم و استثمار فعالیت می‌کنند.

در واقعیت زنان کوبانی با شلیک هر تیری، دو هدف را نشانه می‌گیرند: مبارزه با زن‌ستیزان داعش و مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خود. درعین حال این مبارزات ضربات جدی به فرهنگ، آداب و سنن عقب مانده‌ی و زن ستیز وارد کرده است. فرهنگ پدر/مردسالارانه‌یی که برای زنان تنها وظیفه‌ی مادری و کار خانگی را به رسمیت می‌شناسد. در حال حاضر زنان کوبانی در سه منطقه از جبهه‌های جنگ، فرماندهی نظامی را برعهده دارند. درجه از خودگذشتگی، مسئولیت‌پذیری و تعهد به منافع مردم و توانایی‌های سیاسی و نظامی این زنان مبارز به حدی‌ست که نیروهای داعش برای ایجاد جو رعب و وحشت در بین آن‌ها، روز اول اکتبر با بریدن سر سه زن و به نمایش گذاردن آن تلاش کردند تا این نیروی مصمم را به خانه‌ها باز گردانند. در مقابلِ این جنایت، روز پنج اکتبر، یکی از فرماندهان نظامی زن که تا آخرین فشنگ در برابر داعش ایستادگی کرده بود برای این که زنده اسیر آن‌ها نشود با یک بمب انتحاری، خود و تعداد زیادی از داعشی‌های مرتجع را کشت.

مبارزات مردم کوبانی در مقابل داعش، همه‌ی نیروها و دولت‌های واپس‌گرایی که داعش را مستقیم و غیرمستقیم حمایت کرده و می‌کنند وادار به موضع گیری کرده است. امپریالیست‌ها خصوصا امپریالیست های آمریکائی که برای ایجاد خاورمیانه‌ی جدید یا مرزهای جدید در منطقه، خود از مسببین و مشوقین شکل‌گیری داعش هستند(2)، شدیداً نگران‌اند که مبادا این سنگر و نحوه‌ی مبارزه و سیستم اداره‌ی جامعه که در کوبانی شکل گرفته، تبدیل به الگویی برای سایر مناطق شود. از شواهد پیداست آمریکا بنا دارد تا نظاره‌گر سقوط کوبانی باشد و در حالی که سقوط این شهر را به انتظار نشسته، تلاش دارد با ژست‌های «آزادی خواهی» و «دمکرات منشی» خود را تنها نجات دهنده‌ی مردم خاورمیانه معرفی نموده و بیش از پیش کل منطقه را مطیع نقشه‌های تجاوزگرانه و سلطه‌جویانه‌ی خود کند و اداره‌ی آن را به گونه‌ای سازمان‌دهی نماید که در خدمت منافع خود قرار گیرد. آمریکا با انجام یک سری عملیات هوایی نمایشی و پرتاب چند بمب بی اثر به حومه‌ی شهر کوبانی، جایی که کیلومترها با نیروهای داعش فاصله دارد، فریب‌کارانه می‌خواهد وانمود نماید که در کنار مردم کوبانی قرار دارد. عجیب نیست که هواپیماهایی که می‌توانند هدف کوچکی را ردگیری کنند چطور نمی‌توانند صف تانک‌های داعش و توپخانه‌ی سنگین‌اش را شناسایی کنند؟!

در این میان رژیم فاشیستی و ضدزن ترکیه که از هم پیمانان نزدیک آمریکا در منطقه است از سه سال پیش با دادن امکانات مالی، آموزش نظامی، تسهیل ورود نیروهای هوادار داعش از اقصی نقاط جهان به ترکیه برای محاصره‌ی شهر کوبانی و دیگر شهرهای سوریه چون حلب، حمص و رقه، سودای احیای امپراطوری اسلامی عثمانی را در سر می پروراند. تا کنون ده‌ها مرکز داعش در خاک ترکیه شناسایی شده (3)و فیلم عبور و مرور آزاد مرتجعین داعشی با کمک سازمان تشکیلات اطلاعات ملی (م ی ت) و هم‌چنین آموزش وحشیانه‌ترین کشتارها توسط سازمان مخفی فاشیست‌های کمالیست ارتش ترکیه موسوم به (ژیتم) – که سابقه‌ی کشتارهزاران نفر ازکمونیستها وآزادی‌خواهان ترک و کرد در فاصله سالهای 1993 تا 2000 میلادی را دارد (5)- در رسانه‌های جهانی و اینترنت فاش شده است. ترکیه در این جنگ بزرگترین حامی نیروهای داعش است (4)و ارتش ترکیه که تنها چند صد متر با نیروهای داعش فاصله دارد، نظاره‌گر سقوط شهر کوبانی‌ست. در مقابل این سیاست ارتجاعی دولت ترکیه ما شاهد موج عظیمی از اعتراضات و تظاهرات‌های خیابانی مردم، خصوصا کردها در شهرهای بزرگ ترکیه هستیم که طبق اخبار خبرگزاری‌های خود ترکیه باعث کشته شدن ده‌ها نفر و دستگیری هزاران نفر شده است.

در اقلیم کردستان عراق نیز که زن‌ستیزی و قتل‌های ناموسی بی‌داد می‌کند، خیانت رهبران ارتجاعی و ناسیونالیست و همکاری‌شان با دولت ترکیه، موجب انزجار عمومی مردم در شهرهای سلیمانیه، اربیل و دهوک شده است، به طوری که مردم بعد از شکست مفتضحانه در شهر شنگال و فرار پیشمرگان اقلیم کردستان بدون کمترین مقاومت، در اعتراضات و تظاهرات خیابانی، عکس‌های مسعود بارزانی و پدرش را به آتش کشیدند.

اما در معادلات منطقه‌ای، رژیم جمهوری اسلامی ایران را نمی توان نادیده انگاشت. رژیمی که خود پدر معنوی داعش است و توانسته بیش از سی و پنج سال، با سرکوب قهرآمیز جنبش انقلابی و اعدام و سنگسار و جنایت، با بکار بست احکام قرون وسطایی و زن‌ستیز اسلامی، قدرت دولتی خود را اعمال نماید، فرق ماهوی با داعش یا دولت اسلامی امروزین در عراق و سوریه ندارد؛ و این واقعیت تلخ و سخت بیش از همه برای زنان ایران آشکار و ملموس است.

اما همان‌طور که ما مبارزه‌ی زنان کوبانی علیه داعش را شکلی از مبارزه‌ علیه واپس‌گرایان و حکومت‌های تئوکراتیک می‌دانیم، به همان میزان همه مرتجعین از شیوع این شکل از مبارزه‌ی مردم و خصوصا زنان در مقابل‌شان به وحشت افتاده اند؛ و امیدوارند که غائله با سقوط کوبانی خاتمه یابد. به همین علت برای تعدیل تاثیر آن بی‌وقفه در مقابلش قلم‌فرسایی می‌کنند و حتی بخشی از فعالین خودخوانده در درون جنبش زنان ایران سعی دارند نصایح مصلحت‌جویانه‌، صلح‌آمیز و خشونت‌پرهیز خود را به گوش مردم و زنان کوبانی نیز بخوانند تا شاید فرجی حاصل شود. آنان مدام مبارزه‌ی حق طلبانه‌ی زنان انقلابی و مترقی ایران را که در جهت سرنگونی رژیم زن ستیز اسلامی فعالیت می کنند را متهم به خشونت‌طلبی کرده اند. چرا که از نظر آنان جنبش زنان یک جنبش صلح‌طلب و خشونت گریز است که باید با استفاده از گفتگوی متمدنانه و چانه زدن با سران جمهوری اسلامی آنان را ملزم به رعایت احکام ثانویه اسلام نمایند؛ امروز نگران و مضطرب، همان راه را جلوی زنان کوبانی می‌گذارند و تاکید می‌کنند که  «مبارزه‌ی مسلحانه خشونت آمیز است » و «زنان صلح‌طلب هستند»(6-7). اما بلافاصله این سوالات عینی مطرح می‌شود که زنان کوبانی چه پاسخی باید به حملات داعش بدهند؟! از داعش بخواهند که با هم بنشینند و بر سر جامعه‌ی مدنی و حقوق زنان حرف بزنند؟! یا داوطلبانه به «جهاد نکاح» بپیوندند تا خشونت افزایش نیابد وآن‌ها متهم به خشونت طلبی نشوند؟!

امروزه مبارزه‌ی مسلحانه‌ی زنان کوبانی با تمام کاستی‌ها و کمبودهایش در عرصه‌ی رهبری و افق رهایی زنان، راه‌حل‌های تاریخا ورشکسته‌ی اعتدال و مدارا با دشمنان زن ستیز را به چالش طلبیده و محملات «جنبش عدم خشونت» را بار دیگر افشاء می‌کند. تاریخ ثابت کرده که وقتی خشونت سازمان‌یافته و دولتی برعلیه مردم به ویژه زنان به اشکال گوناگون صورت می‌گیرد، تنها پیش برد مبارزه‌ی قهرآمیز که در سرلوحه آن رهائی از ستم و استثمار قرار داشته باشد می تواند زنان و مردم را رها سازد. این درسی است که صحت‌اش بارها در تجربه‌های گوناگون مبارزات طبقاتی در سراسر جهان به اثبات رسیده است. انقلاب خشونت نیست، انقلاب درهم شکستن توحش و خشونت سازمانیافته‌ی موجود است.

مبارزات زنان کوبانی و شجاعت و دلیری آنان که الهام‌ بخش مردم جهان خصوصا زنان است، اگر تحت هدایت نگرشی انقلابی و رهبری درستی قرار گیرد، می‌تواند نقش و جایگاه بسیار مهمی برای پیشبرد آینده‌ی مبارزات جنبش زنان در سطح جهان بازی کند و به تمام راه حل‌های رفرمیستی، پست مدرنیستی و نسبیت‌گرایی فرهنگی و… که از جانب نیروهای رنگارنگ در جنبش زنان مطرح است، ضربه کاری وارد کند.

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)

اکتبر 2014

 

http://www.8mars.com

zan_dem_iran@hotmail.com

https://facebook.com/8Marsorg

 

زیر نویس:

1- این زنان نام آور با داعش می جنگند
زمان آن فرارسیده است تا آنها را بشناسید
الیزابت گریفین – مترجم: زهره اسدپور

The covert Origins of ISIS2-

اسناد حمایت آمریکا و ترکیه از داعش-آنونیموس

http://www.youtube.com/watch?v=oMjXbuj7BPI

Published on Aug 29, 2014

Evidence exposing who put ISIS in power, and how it was done. 
Sources and full transcript: http://scgnews.com/the-covert-origins…

 

Turkey and Israel Are Directly Supporting ISIS and Al Qaeda Terrorists In 3-syria://www.geoengineeringwatch.org/turkey-and-israel-are-directly-supporting-isis-and-al-qaeda-terrorists-in-syria/

4- افشای همکاری ترکیه با گروه تروریستی داعش – شبکه خبری العالم

 

https://www.st-andrews.ac.uk/…/war-on-terror-and-the-turkish-state.doc5-

by T Jacoby – ‎

6- آزاده دواچی – نظامی کردن زنان : مبارزه علیه خشونت داعش یا تشدید آن

7- فهیمه تفسیری گفتمان «اسلحه محوری» و آینده تاریک زنان خاور میانه

 ****

منبع: وبسایت سازمان زنان هشت مارس

http://8mars.com/browsf.php?c=1000&Id=284

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: