ظریف: در مذاکرات وین مانع طرح بحث موشکی و حقوق بشر شدیم

وزیر خارجه ایران در جلسه‌ای غیرعلنی در باره مذاکرات هسته‌ای وین و دلایل تمدید این مذاکرات به نمایندگان مجلس گزارش داد. همزمان خبر می‌رسد که تمدید مذاکرات به افزایش فاحش نرخ دلار و برخی از کالاها در بازار ایران منجر شده.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، روز شنبه (۷ آبان/ ۲۹ نوامبر) با حضور در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی، گزارشی از مذاکرات اخیر وین برای حل مناقشه هسته‌ای را به نمایندگان ارائه کرد.

به گفته غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده رشت در مجلس، ظریف در سخنان خود ضمن تاکید از لحن تند در جلسات با گروه ۵+۱ خبر داده و افزوده است که طرفین بر سر ۶ موضوع اختلاف نظر داشتند که مهمترین آنها را فاصله بین لغو تحریم‌ها و افزایش تعداد سانتریفیوژها بوده است.

جعفرزاده همچنین از ظریف نقل کرده است که «ایران هیچگاه اجازه نداد طرف مذاکره‌کننده موارد خارج از دستور از جمله حقوق بشر و برنامه موشکی را مطرح کند».

علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم روز شنبه به خبرنگاران گفت که «شکست مذاکرات ناشی اززیاده‌خواهی آمریکایی‌ها بوده است.» به گفته وی «حتما برای رسیدن به نتیجه نهایی آمریکا باید گام‌هایی در جهت دور شدن از زیاده‌خواهی‌های غیرمنطقی خود بردارد که مشخص است با فشار صهیونیست‌ها و برخی کشورهای منطقه، این مواضع آمریکایی‌ها بیشتر شکل گرفته، ‌بنابراین با توجه به فرصت ۷ ماهه باید تیم مذاکره‌کننده کشورمان این زمان را هر چه بیشتر کوتاه کند و ضرورت ندارد از تمامی زمان ۷ ماهه استفاده شود.»

برخی از تحلیل‌گران در ایران این نگرانی را مطرح کرده‌اند که «اگر قرار بر حصول به توافق باشد، تنها بازه زمانی حدودا دو ماهه برای طرفین باقی مانده است.» به نوشته خبرآنلاین، «اگر ایران و ۵+۱ تا ژانویه ۲۰۱۵ توانستند به توافق سیاسی اعلام شده دست یابند، می توان به ادامه گفتگوها و امضای توافق جامع حتی بعد از روی کار آمدن کنگره جدید امیدوار بود، اما اگر تا آن زمان تفاهمی عملی و نه شفاهی به دست نیامده باشد، بعید است اوباما هم هزینه سیاسی بیشتری بر سر این موضوع بپردازد و بخواهد تحریم‌های تازه سنا را وتو کند.»

«هیجان در بازار»

 بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید

بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید

عدم پیشرفت محسوس در مذاکرات هسته‌ای و تمدید آن همین حالا هم بر بازار و فعل و انفعالات تجاری در ایران اثرات فاحشیگذاشته. بنا برگزارش‌ها قيمت دلار روز شنبه رکود سال ۹۳ را شکست و به ۳ هزار و ۳۶۰ تومان رسید. پيش از اين تنها در ارديبهشت سال جاری قيمت دلار به عدد ۳ هزار و ۳۳۵ تومان رسيده بود. به نوشته خبرآنلاین «طی ماه های گذشته بخش مهمی از فعالان اقتصادی به انتظار نتيجه مذاکرات وين نشسته بودند… برهمين اساس طی دو ماه گذشته خريد ارز کلان در بازار متوقف شده بود.» ناکامی مذاکرات اتمی هجوم کم‌سابقه‌ای را به بازار ارز دامن زده است و «تا زمانی که دولت اقدام به تزريق ارز در بازار نکند، وضعيت به همين شکل باقی می‌ماند»

روزنامه جهان صنعت نیز از «هیجان در بازار» پس از تمدید مذاکرات خبر داده است. به نوشته شماره شماره این روزنامه «برخی از کاربران و خریداران با پیش‌بینی اینکه مذاکرات به نتیجه می‌رسد و می‌توانند کالای موردنیاز خود را با قیمت کمتری خریداری کنند، اقدام به خرید نکردند اما بلافاصله با تمدید مذاکرات مصرف‌کنندگان و خریداران به بازار هجوم ‌آورده و همین مساله باعث افزایش قیمت در برخی از کالاها شد.» این روزنامه به ویژه به افزایش قیمت‌ها در بازار موبایل و وسایل کامپیوتری اشاره دارد.

29.11.2014

*********

منبع: وبسایت دویچه وله فارسی

http://www.dw.de/%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85/a-18101334

Advertisements

گفتگو با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند.

گفتگوی گزارشگران با شروین رها فعال کارگری درباره کوبانی

گزارشگران:

تغییر و تحولات سیاسی در منطقه خاورمیانه و جابجائی های سیاسی آن بویژه با هجوم وحشیانه داعش به شهر کوبانی و آوارگی  بخش عظیم ساکنین این شهر و مقاومت زنان و مردان باقی مانده در برابر نیروهای مسلح داعش, امروز از موضوعات عمومی خبری است و خبرگزاری ها گزارشات لحظه به لحظه ای از موقعیت  نیروهای مقاومت و داعش در این شهر را به جهان مخابره می کنند. بنوعی میتوان گفت که مولفه های سیاسی که مدتی طولانی در محاسبات سیاسی منطقه ثابت مانده بودند امروزه تغییر کرده است. منتج از شرایط اضطراری و فوق العاده فعلی, اوضاع سیاسی آن ناحیه را شاید بتوان از نو تعریف کرد. هم از اینرو و برای روشنی بخشیدن هر چه بیشتر این وضعیت بسراغ شروین رها فعال کارگری رفته و از او برای این گفتگو دعوت کردیم.

با تشکر از شما

گزارشگران:

گفته میشود که در کوبانی و مناطق اطراف آن حکومتی از پائین و شبه شورائی و خودگردان موجود بوده است. قدرت از طریق اراده مردم اعمال میشده است. از کانتون نام برده می شود. کانتون چیست و در اینمورد دانسته های شما چیست؟

 

شروین رها:

من هم ازدست اندرکاران سایت گزارشگران تشکرمی کنم که چنین فرصتی را برای اظهار نظردرباره کوبانی فراهم کرده اند.

جنبش کوبانی با خود واژه هایی را به روز کرد . کانتون یکی از آنها بود که اکنون دوباره رایج شده است.تاکنون رسما کانتون با نام کشور سویس تداعی شده بود که در سال 1291اولین تلاش ها برای رهایی از نظام فئودالی در قالب سه کانتون خود را نشان داد.هر چند هنوز رگه هایی از آن در سویس موجود است ولی بمرور زمان و تحت شرایط نظام کاپیتالیستی تغییراتی در این راستا بخود گرفته است . تعریف کلاسیک کانتون استان ، ایالت فدرال و یا دولت مستقل وخودگردان است . صحبت از جامعه ای متنوع از لحاظ نژاد ، قوم ، مذهب وغیره است که افراد در آن با هم همزیستی سیاسی دارند . جامعه ای که مسئولان تغییر می کنند وبر آن دموکراسی با رای مستقیم حاکم است و غیره . کانتون شکلی سیاسی از اداره جامعه است که اگرچه قدمتش به سویس بر می گردد ولی در عین حال تابعی از شرایط نظام حاکم اقتصادی بر جامعه است ،بطور مثال در همان سویس اکنون احزاب راست افراطی با نفوذ خود قدرت بیشتری را اعمال می کنند . می گویند درمثال مناقشه نیست ، مثل دموکراسی قدیم یونان که حاکمیت مردمش نامیدند، ولی در واقع صوری است و همان دموکراسی کلاسیک ابزاری در دست نظام حاکم سرمایه داری است و با دموکراسی از پایین یعنی دخالتگری کارگران و مردم زحمتکش در اداره امور مختلف جامعه کاملن متضاد است .

پس از پس رفت جنبش کشورهای عربی ،که دلائل عدیده ای داشت واینجا وارد جزئیات آن نمی شوم ، با سرکوب اعتراضات توده ای در سوریه توسط بشار اسد شرایطی فراهم شد که در جریان درگیری های داخلی ،عفونت داعش سربازکرد که هریک ازدولت های سرمایه داری، امریکا ،اروپا و ارتجاع منطقه همچون عربستان ، قطر، ترکیه ونیز رژیم اسلامی ورژیم اسد ازآن آبشخور می کردند. خلاء قدرت سیاسی در مناطق کردنشین سوریه از دوسال پیش شرایطی فراهم کرد که حاصل آن خودگردانی ، خود مدیریت دموکراتیک وکانتونها در سه منطقه کوبانی ، جزیره و عفرین بود. اهمیت این کانتون ها که شکلی از دخالت آزادانه افراد جامعه در اداره امورآن می باشد وصرف نظر از اینکه جنسیت فرد چه است ، با چه زبانی محاوره می کند ویا اعتقاد مذهبی دارد یا نه و غیره خود انگیزه ای در همزیستی اجتماعی نهادینه کرده است که آن را در مقاومت زنان و مردان کوبانی در مقابل ارتجاع هاری همچون داعش ،مجهز به لشکر و تجهیزات نظامی و حمایت های آشکار و پنهان دولت ها ی منطقه ، نشان داده است . به عبارتی استقامت در کوبانی فقط دفاع در مقابل یک جریان آدمکش وتجاوزگروفاشیست مذهبی نیست، نیرویی نهفته درشرایط اجتماعی آن است که با شکست جنگی هم نمی تواند براحتی از کف رود . زنان و مردان رزمنده کوبانی حاصل این شرایط بوده اند واستقامت آنها دفاع طبیعی و زنده ازآن است .

 

 

گزارشگران:

موقعیت جغرافیائی و سیاسی کوبانی چگونه بود و چرا داعش به این شهر هجوم آورد؟

 

شروین رها:

تا قبل از یورش ارتجاع داعش به کوبانی و تا قبل ازپایداری کوبانی ها کمتر کسی از شرایط سیاسی و یا حتی موقعیت جغرافیایی کوبانی خبر داشت . امروز نگاه ها بر این منطقه خیره شده است . تهاجم داعش به کوبانی می تواند دلائل مختلفی داشته باشد . داعش حدود دو سوم از سوریه و یک سوم از عراق را برق آسا و با برداشتن موانع تصرف کرد وبا شعار ایجاد خلافت اسلامی می بایست حلقه های تصرفات خود را بهمدیگر متصل کند تا بتواند ازامکانات نظامی ، سیاسی ، مالی وغیره برای تحقق شعار خود بهره گیرد . تاکنون داعش چند باربه منطقه کوبانی یورش برده است ( گویا این بار سوم است ) وابتدا به ساکن می توانست دلیل اصلی آن قرار گرفتن این منطقه در مرزترکیه باشد که هنوز هم هست و از لحاظ استراتژی با اهمیت است . یکی از سرنخ های اصلی داعش در ترکیه قرار گرفته است که راه به اروپا دارد ، معاملات تجاری ، فروش نفت ، نفوذ سیاسی ، ایجاد حمایت وافزایش قدرت همه در محاسبات داعش قرار گرفته است . اینک اما به اینها شکستن مقاومت سیاسی کوبانی ها اضافه شده است که خود مانع راحتی نیست وبه همین دلیل داعش برای آن بیشترین نیرو را گذاشته است ، چرا که استقلال عمل افراد در کانتون کوبانی پادزهری است در مقابل عفونت داعش وسرایت دهنده گانش در منطقه. اکنون غیر ازموقعیت استراتژیکی منطقه کوبانی ،شکستن مقاومت سیاسی جامعه ای که زنان و مردان آن بنده گی را نمی پذیرند ، برای داعش حائز اهمیت است .

 

گزارشگران: نیروهائی که در شهر ماندند و مقاومت کردند چه ترکیب و تعلقی داشتند و دارند؟

 

شروین رها:

ازآنچه در کوبانی ومقاومت آن برمی آید ویا از مصاحبه رزمنده گان در آن پیداست ، استقامت مردم در کوبانی در برابر یورش ارتجاع داعش که شهر را از سه طرف مورد محاصره و زیر آتش سلاح های سنگین قرار داده اند،دفاع اززندگی و مناسباتی است که طی دو سال گذشته ساخته شده است . کانتون ، اداره امور جامعه با وجود تنوع گرایشات در آن ، شیوه ای دموکراتیک است که با رای مستقیم افراد شرایط را برای ایجاد نهادهایی فراهم کرده اند که مردم جدا ازتعلق جنسی و زبانی و مذهبی درآن مشارکت داشته اند . اقلیت های عرب ، ترکمن وآشوری زبان دارای همان حقوقی بوده اند که کردها یعنی اکثریت  جمعیت در آن داشته اند . خود حضوراجتماعی زنان کوبانی در منطقه ای که سالهاست ارتجاع مذهبی زیر پر و بال سرمایه داری جهانی ودولت های منطقه برآن حکم رانی می کنند وبیشترین آزار و جنایت و تضیققات را برآنان روا داشته و می دارند، نشان دهنده جریانی خلاف جریان فرهنگ حاکم بر منطقه در کوبانی است . استقامت کوبانی در برابر ارتجاع داعش در مراجع رسمی بین المللی و یا حتی ارتجاع حاکم بر منطقه به جلو این را گرفته است که از آن به عنوان جنگ کردها و یا مردان کرد نام برده شود. و این دستاورد جنبشی است که خود را در رزمنده گی زنان و مردان کوبانی نشان داد ه است . درشهر کوبانی زنان و مردان آموزش دیده و یا دارای تجربه نظامی در اول صف مقدم به دفاع می پردازند که دریگانهای مدافع خلق متشکل هستند ودارای پشت جبهه ای هستند که با جان ودل تدارکات غذایی و دارویی را به عهده گرفته اند . استقامت دارای روحیه ای مشترک است . حتی کودکان و سالخورده گانی که شهر را ترک کرده اند از مقاومت جدا نمانده و به انواع شیوه ها در کار مشترک سهمی را عهده دار شده اند . مردم مناطق افراد اسکان کودکان و سالخورده گان را عهده دار شده اند و در تامین دارو و غذا دریغ نمی کنند. دفاع درجنگ نابرابر و تحمیلی برای کوبانی ها نه انجام وظیفه ، جنبشی زنده با انگیزه انسانی وآزادیخواهانه است وبه همین دلیل سمپاتی جهانی را بخود جلب کرده است.

 

گزارشگران:

نیروهای ائتلاف با تلاشهای آمریکا و انگلیس و بویژه پس از قتل وحشیانه خبرنگاران اسیر تشکیل شده و حملات هوائی به مواضع داعش را آغاز کردند. انگیزه و اهداف این نیروها چه بود؟

 

 

شروین رها:                                                                                                  

یازده سپتامبر امسال (احتمالن از لحاظ سیاسی برای دولت امریکا در سالگرد انفجار برجهای دو قلوی وال استریت و اتحاد ضد ترورآن زمان بیربط نبود) جان کری درجده عربستان کلید نیروی ائتلاف را زد و بعد از آن دولت های چهل کشور امریکا و اروپا و نیزدولت های منطقه هر یک با انگیزه های خود در آن عضو شدند . بعد از شکست سیاسی امریکا تحت عنوان اتحاد ضد ترور در لشکرکشی به افغانستان و عراق ومتحقق کردن خاورمیانه بزرگ ،در سوریه موقعیتی فراهم شد که بار دیگر امریکا حضور سیاسی از دست رفته رادر منطقه تامین کند . به موازات نیروی ارتش آزاد سوریه تحت حمایت امریکا و اروپا بر علیه دولت بشار اسد ،که از طرف روسیه و چین ونیز ایران و حزب الله و دولت مالکی و شیعیان حمایت می شد ،داعش نیز در سوریه به رسمیت شناخته شد و حتی نشست نماینده دولت امریکا با داعش از طریق هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق دولت اوباما بزبان آورده شد . حضور داعش در جمع آوری نیرودر کشورهای اروپا آشکارا بود وآزادانه صورت می گرفت، کشورهای اتحادیه عرب به سردستگی عربستان در تقویت داعش دست داشتند ودر منطقه در مقابل دولت ایران و حزب الله لبنان و مالکی و بشار اسد زیرپوشش تشییع، ازحضور داعش بهره بردند .  نهادهای مالی داعش و تجهیزات نظامی آن درعربستان و قطرتقویت و تامین شد . برای قدرت دیگر در منطقه یعنی ترکیه ،که تلاش دارد افتخارژاندارمی منطقه نصیبش شود، انگیزه های لازم برای کمک و همکاری با داعش را داشته است. آنچه تاکنون در رابطه با ترکیه و داعش علنی شده یعنی خرید نفت ارزان از داعش ، کمک به انتقال داعشی ها از اروپا ، اختصاص امکانات پزشکی برای آنها و غیره فقط چشمه ای از کل ماجراست. حضور داعش وعرض اندام در منطقه وخصوصا اشغال عراق تا شهر موصل در کردستان عراق توجیه مناسب حضوردولت امریکا و ایجاد ائتلاف را درمنطقه کامل کرد . با یورش داعش به کوبانی در ابتدا ائتلاف نظاره گراوضاع بود . مقاومت رزمنده گان شهر کوبانی تا حدودی معادلات را بهم زد و در این رابطه نیروهای ائتلاف نمی توانست از غافله عقب بماند. جنبش کوبانی بمعنای حق دخالت افراد جامعه در آن ،هیچ گونه خوانایی با سیاست کشورهای موتلفه حتی دموکراتیک ترین آنها ندارد. اگراین فاکت است پس دلیل بمباران مواضع داعش نمی تواند از جنس جنبش کوبانی باشد . 

 

گزارشگران:

چرا نیروهای ائتلاف از پیاده کردن نیروهای زمینی حداقل تا این لحظه خودداری کرده اند؟

 

شروین رها:

پایان جنگ سرد و تغییر جغرافیای سیاسی دو قطبی خود ناشی از بحران اقتصاد سرمایه داری خصوصا در دهه هفتاد بود . دولت امریکا در تامین هژمونی سیاسی جهان یک قطبی با اتکا به نیروی نظامی و لشکر کشی به افغانستان و عراق شکست خورد وحتی با وجود استفاده از بیشترین تجهیزات نظامی و نیروی پیاده در منطقه، نه تنهاقادر به ایجاد نظم دلخواه نشد بلکه حتی هزاران نفر از نیروی نظامی اش را از دست داد ( درآمار رسمی از کشته شدن بیش از 8 هزار نفرسرباز امریکایی صحبت می شود)ودر همان جامعه امریکا بشدت تحت فشار قرار گرفت . با تجربه از نتایج تلخ دولت امریکا در دوران جمهوری خواهان یکی از نکات تبلیغاتی دموکرات ها و اوباما در انتخابات کاهش نیروهای نظامی در منطقه و بازگرداندن سربازان امریکایی از افغانستان و عراق بود. با عروج بحران جاری سرمایه داری که از سالهای 2007 و 2008 درسیستم مالی امریکا خود را نشان داد و به سرعت در جهان گلوبالیزه شده پخش شد، شرایط عینی برای تنش های سیاسی تا حد بحران سیاسی در همان کشورامریکا و نیز کشورهای اروپا فراهم شد و در کشورهای دیگر جهان عارضه های نئولیبرالیسم خود را در جامعه به نمایش گذاشت . گره کوربحران سیاسی در سوریه شرایطی فراهم آورد که درجنگ داخلی آنجا دولت های سرمایه داری در مقابل هم آشکاراصف آرایی کردند. دولت امریکا و اروپا و هر یک از کشورهای منطقه و نیز روسیه و چین در جبهه ای جای خود را یافتند . نیروهایی که اکنون تحت ائتلاف شکل گرفته اند منجمله امریکا و اروپا ،درجریان جنگ سوریه با تکیه به نیروهای ارتش آزاد سوریه ونیز انواع جریانات ارتجاعی اسلامی القاعده و شاخه های سلفیست ها عمل کردند. غیر از انتقال سلاح و تجهیزات از سوی دولت های امریکا ، آلمان و فرانسه، در رابطه با اعزام افراد نظامی، دولت امریکا تاحد سازماندهی مراکزآموزش کماندو بیشتر نرفت . مراکزی که در اردن کارشناسان نظامی با بودجه دولت امریکا به تعلیم کماندواز میان افراد محلی می پرداخته و یا هنوز می پردازند. دولت امریکا و اروپا به دلائل مختلف منجمله کاهش فشار درون جوامع ، نشان دادن ظاهری صلح جویانه برای کاهش فشار انظار جهانی ، و داشتن دست باز برای انتقاد از سیاست های رقبای خود در منطقه منجمله روسیه تا حد مقدور ترجیح می دهند از ارسال نیروی نظامی مستقیم ( غیر مستقیم ناتو را حاضر و آماده دارند)خودداری کنند. البته این راه گویا اخیرا با ارسال 1500 نفر نیروی نظامی امریکا به منطقه سوریه دارد باز می شود.

 

گزارشگران:

فضای سیاسی بسیار پیچیده ای در منطقه مشاهده میشود. موقعیت ایران در همسوئی با غرب, اقلیم کردستان, سکوت و نظارت دولت سوریه, نافرمانی ترکیه هم پیمان غرب از پیمان ناتو و جهتگیری در برابر ائتلاف, توانائی های تسلیحاتی و مالی داعش و تغییر سیاست های عربستان در قبال داعش و… براستی امروز صف دوست و دشمن کجاست؟

 

شروین رها:

با توجه به بحران جهانی سرمایه داری ،که دیگر بحرانی دوره ای ( به معنای تغییر شیفت مثلا از راه حل کینز به راه حل فریدمن و فوکویاما باشد) نیست وبحرانی ساختاری و بدون انقطاع است ، سرمایه داری تمام ظرفیت هایش را بکار گرفته و لبریز شده است وبا وجودهر گونه پیچیده گی و تغییر در جغرافیای سیاسی در منطقه، باحاکمیت سیاسی سرمایه داری جز بربریت برزنده گی و زیست انسانها چیزی قابل تصور نیست . حضور ارتجاع تسنن به شیوه خلافت همچون داعش ویا ارتجاع تشییع به شیوه امامت همچون رژیم اسلامی که بازندگی انسان مدرن حاضردر تضاد است ، خود محل اتکای نظام اقتصادی گندیده و بربرپرور سرمایه داری است . لذامبارزه با ارتجاع پیشامدرن در گرو تکیه به نظام اقتصادی حاضرحتی با روش مدرن نیست برعکس فقط در مبارزه برای ریشه کردن پایه آن یعنی مالکیت خصوصی معنای واقعی پیدا می کند. به عبارتی مدرنیسم نظام اقتصادی معاصر خود حامل بربریت و پیشامدرن است ،این در حد اشاره بود ومی بایست جای دیگر به آن پرداخت. به نظر من صف دوست و دشمن در منطقه در حال حاضر نه با داعش بلکه با جنبش کوبانی تداعی می شود. ظاهر قضیه این است که در سطح جهانی دولت ها و احزاب و سازمانها و نهادها از چپ تا راست اکثرا خود را دشمن داعش و دوست کوبانی می دانند . اما این صف بندی علیه بربریت بخودی خود هنوز چیزی را نشان نمی دهد. داعش محصول شرایطی است که با جنگ و رقابت و دسته بندی دولت ها ی سرمایه داری در سطح جهانی و منطقه فراهم شده است ونه تنها حضور داعش بلکه ائتلاف علیه آن در این چهارچوب قرار گرفته است . تجارت آزاد ودموکراسی بازاردیواردو قطبی را برداشت و دیوارهای چند قطبی ایجاد کرد . ایران ، عربستان و ترکیه درمنطقه بر سرقدرت بشدت رقابت دارند ودر سطح جهانی نیز رقابت های بلوک بندی های جهانی سرمایه داری تنگاتنگ شده است . حضور داعش در منطقه ، رقابت قدرتی در دولت های منطقه ، اهداف ائتلاف و هژمونی سیاسی حاکم بر آن فاکت هایی است که بر مبنای آن معادلات سیاسی و معاملات دیپلماتیک در منطقه برای نیروهای درگیر در آن باز است ودر این رابطه حتی دولت اقلیم کردستان عراق هم مجزا نیست . همانطور که در بالاتر اشاره شد ، در حال حاضراگر مجاز باشیم از صف دوست و دشمن صحبت کنیم ، برای انسانهایی که خواهان رفاه و آسایش و آزادی هستند آن را تنها می توان در جنبش کوبانی دید. مشارکت عمومی در اداره امورجامعه با حضورآزادانه افراد در آن ، جدا از تبعیض در جنسیت ، ملیت ، زبان و رنگ پوست وغیره ..چیزی است که تا حدودی به این جنبش گره خورده است.  روش شورایی اداره جامعه و یا مشارکت دموکراتیک وآزادانه از پایین در امور زندگی انسانها آن چیزی است که با اهداف بسیاری از احزاب و گرایشاتی که خود را در طیف ضد داعش می بینند مغایرت دارد .

 

گزارشگران:

در گزارشات آمده بود که جامعه کردهای منطقه حمایت های هوائی آمریکا و ائتلاف را به فال نیک گرفته اند و بخشا نقد کرده اند که چرا با تعویق انجام شده است.آیا عملکرد ائتلاف با رهبری آمریکا را در مورد کوبانی مثبت ارزیابی می کنید؟

 

شروین رها:

با یورش داعش به کوبانی نیروی های ائتلاف و دولت های منطقه از طریق رسانه های رسمی احتمال بالا بودن اشغال کوبانی توسط داعش را به میان می آوردند وترکیه هم در انتظارسقوط کوبانی درمرز کوبانی نیروهای نظامی و تانگ هایش را مسلط بر شهر مستقر کرد. اما استقامت کوبانی ها حدس و گمان ها را بهم زد. مقاومت مردم کوبانی از همان آغاز ترکیه وناسیونایست های ترک و دولت اقلیم کردستان و ناسیونالیست های کردرا زیر سوال برد و هیاهوی ضد داعش لیست بلند نیروهای ائتلاف را کمرنگ کرد. درکوبانی ، بر خلاف عراق که بسرعت باد اشغال شد و مراکز نظامی از نیروهای موجود در آن تخلیه شد وهزاران انسان رها شده درشنگال طعمه فاشیست مذهبی داعش واقع شدند، چیزی برای دفاع کردن وجود داشت . زنان و مردان کوبانی در مسیری قرار گرفتند که بنده گی در آن جایی نداشت . امید به زنده گی در آن جاری شده بود وزبان گویای میلیونها انسانی شد که فریاد خود را علیه فقر وفلاکت وبدبختی نظام اقتصادی حاکم رسا ترکردند . دولت ها یی که زیرسایه ائتلاف سیاست می رانند انتظار داشتند کوبانی زیرآوار رود واینها مسیرمعین خود را در پیش بگیرند ،اما جنبش کوبانی آنها را انگشت به دهان کرد . در جایی که جنگ در می گیرد در ست است که ابزار و تجهیزات نظامی در توازن قوای جنگی موثر است ولی این نمی تواند این تجربه غنی را دفن کند که جنگ ادامه سیاست است . به عبارتی سیاست حاکم بر جنگ نوع آن را تعیین می کند. اگر این تجربه را نخواهیم در این رابطه مشخص قلب کنیم به این نتیجه می رسیم که فشنگی که از اسلحه های ساده زنان و مردان کوبانی بطرف داعش شلیک می شود براتر از بمبهای کاملن پیشرفته هواپیماهای دولت های ائتلاف بر سر داعش خواهد بود . اگر تاریخا زیاد به عقب بر نگردیم که نتایج کار دولت های سرمایه داری در قبال عراق و افغانستان را بررسی کنیم و درهمین تجربه نسل حاضرباقی بمانیم ، تجارب اعتراضات توده ای در کشورهای عربی وسیاست های دولت های تشکیل دهنده ائتلاف را در قبال آن می توان محک زد . بمب هایی که با تبلیغات رسانه ای» انسان دوستانه»بر سرلیبی فرود آمد چه سیاست هایی رادرآنجاکاشت؟

 

گزارشگران:

کوبانی بلحاظ رسانه ای مورد حمایت گسترده قرار گرفته است. دولت ترکیه تحت فشارهای بین المللی به عبور بیش از صد پیشمرگه با سلاح های مختلف تن داده است. بنظر شما آزادیخواهانی که در منطقه نیستند و امید به ازادسازی کوبانی دارند چگونه میتوانند این مقاومت را یاری برسانند؟

 

شروین رها:

مقاومت شهر کوبانی در مقابل ارتجاع هار داعش هم خود را به رسانه های جهانی تحمیل کرد و هم نزد انظار جهانی حمایت های بسیار وسیعی را جلب کرد . فشارهای جهانی تا سطح احزاب و سازمانهای جهانی ومجالس رسمی و دولت ها پیش رفت ودولت ترکیه و دولت اقلیم در منطقه را وادار به عکس العمل کرد . در مقابل ارتجاع داعش افقی آزادیخواهانه باز شده بود که زنان و مردان کوبانی آن را نماینده گی می کردند و این فشاری سیاسی بود که بر منطقه وارد شد . از طرفی آتش زیر خاکستراعتراضات توده ای در بطن جوامع منطقه راشعله ور کرد و از طرف دیگرگوشه ای دیگرازعملکردسیاسی ارتجاع منطقه که تحت پوشش انواع فرقه های مذهبی و ناسیونالیستی حکومت می کنند رادربرابر جوامع قرار داد. کوبانی تا این حد نشان داد که با توجه به زمان کوتاهی که از عمر کانتون و مشارکت مردم زحمتکش در اداره امورآن می گذرد حمایت های گسترده ای را به خود جلب کرد. نه تنها در کشورهای منطقه که صدای آزادیخواهی ازسد استبداد و سرکوب عبور کرد، در سراسر جهان روز اول نوامبر را بنام خود ثبت کرد . همبستگی جهانی با جنبش کوبانی در اول نوامبر که حلقه های عظیم آزادیخواهان را بهم وصل کرد ، می تواند سرآغازمسیری باشد که با اعتراضات و اعتصابات کارگری در اروپا و امریکا گره بخورد و نیروی ضد سرمایه داری درسراسر جهان را تقویت کند .شعار کوبانی تنها نیست ، فقط با نیروی همبستگی طبقاتی درسراسر جهان وبا استفاده از انواع ابتکارات و امکانات می تواند عملا متحقق شود.

 

 

گزارشگران:

آیا ناگفته ای مانده است؟

بمباران مواضع داعش در اطراف کوبانی توسط ائتلاف، انتقال نیروی نظامی دولت اقلیم به کوبانی ،  ارسال تعدادی ازنیروی ارتش آزاد سوریه به کوبانی ، انواع نشست ها و مذاکرات و تعیین انواع قید و شرط ها از سوی امریکا و دولت های ائتلاف و دیگر اقداماتی از این دست وبنام نجات کوبانی ،آن سیاست هایی است که می تواند امواج آزادیخواهانه جنبش کوبانی را پس رانده و آن را از قالب تهی سازد . این همان خطری است که بر سر اعتراضات توده ای در کشورهای عربی آمد . این سیاست داعش را به جلو صحنه راند تا زیر پوشش مبارزه با آن عمل مستقیم  یا ابتکارات توده ای را از کاراندازد. این نگرانی جدی است . احزاب و سازمانهایی که از کوبانی به دولتهای امریکا و ترکیه به با اسم رمز کمک نظامی و غیره چراغ سبز می دهند ، خواسته یا ناخواسته و بدون هیچ قضاوت اولیه محتوی اراده جمعی کوبانی ها را از درون تهی می کنند. تکیه گاه جنبش کوبانی می بایست نیرویی باشد که در همبستگی با آن صدای خود را در جهان بلند کردند. این نیروی جهانی می بایست مشخصات برجسته جنبش کوبانی را بالا بگیرند و برای جلب هر چه بیشتر حمایت ازآن مخاطبینش را درجامعه بیابند. بی شک تنها حامیان بیدریغ جنبش کوبانی را در میان کارگران می توان یافت و بس.

 

گزارشگران:

با تشکر از شما

 

شروین رها:

با سپاس از شما

 

15.11.2014

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de

****

منبع: وبسایت گزارشگران

http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=24769&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=9b1c656ec708592b9bb10272772ec631

زنان کوبانی در صف مقدم میدان نبرد علیه تجاوز و برده گی جنسی !

زنان کوبانی در صف مقدم میدان نبرد علیه تجاوز و برده گی جنسی !

سازمان زنان هشت مارس

در تیرگی و ظلمت شبانه‌ای که سایه بر جهان انداخته، ستاره‌ای در حال درخشیدن است – شهر کوبانی و زنان جنگنده‌ی آن – مقاومت سرسختانه و دلیرانه‌ی زنان کوبانی که بخشی از فرماندهی نظامی جنگ را به عهده دارند و مصمم در حال تعیین تاکتیک و استراتژی‌های جنگی هستند در صدر اخبار جهان، حیرت و تحسین جهانیان را برانگیخته و امیدهای بسیاری در دل تمام نیروهای مترقی و انقلابی بوجود آورده است. مبارزه‌ی دلیرانه‌ی زنان کوبانی که عزم کرده‌اند اجازه ندهند زیر قوانین قرون وسطایی و پوسیده‌ی اسلام به بردگان عصر جاهلیت و غنائم جنگی تبدیل شوند، در دل بسیاری از زنان در سراسر جهان شادی و شعف بوجود آورده است.

در کردستان سوریه تحت فرماندهی زنان مقاومت مسلحانه‌ای شکل گرفته که نیروی بنیادگرای اسلامی ‌داعش را که یکی از اصلی‌ترین مشخصه‌هایش زن‌ستیزی است، به مصاف طلبیده است. این زنان که از سرزمینی با روابط بغایت عقب افتاده‌ی پدر/مردسالار و فرهنگ فئودالی برخاسته‌اند، توانستند اسلحه به دست در میدان جنگ در صف اول مبارزه قرار گیرند و با یکی از مرتجع‌ترین و زن‌ستیزترین نیروهای واپس‌گرا بجنگند. این امر نشان دهنده‌ی تحولات عمیقی است که در سطح منطقه و هم چنین سراسر جهان به وجود آمده؛ نشان دهنده‌ی این است که هرگونه برنامه‌ی رهایی‌بخش و آزادی خواهانه نه تنها بدون شرکت زنان غیرممکن است بلکه اساسا عملی نخواهد شد.

طبق گزارشاتی که در رسانه‌ها منتشر شده است،)1) یک گروه 7500 نفره‌ی سربازان زن، در شرایط بغایت خطرناک که دائما در معرض کشته و زخمی شدن هستند با اسلحه‌هایی بزرگ‌تر و سنگین‌تر از خودشان، علیه دشمن می‌جنگند. آن‌ها بخش مهمی از یگان‌های مدافع خلق (ی پ گ) هستند که در سال 2012 برای دفاع از مردم کردستان در برابر حملات دولت سوریه و جبهه النصره (نزدیک به القاعده) و داعش، از جوانان داوطلب کرد تشکیل شد و در مقابله با پیشروی نیروهای داعش موفقیت‌های فوق‌العاده‌ای کسب کرده‌اند. شهرت و آوازه‌ی آنان زمانی به اوج خود رسید که موفق شدند با به وجود آوردن کانال امنی ده‌ها هزار نفر از مردم شنگال را از محاصره‌ی داعش نجات دهند و در این منطقه به سازماندهی و مسلح کردن مردم بپردازند. این در حالی است که نیروهای 15 هزار نفره‌ی پیشمرگه‌ی اقلیم کردستان عراق که تحت رهبری بارزانی و طالبانی قرار دارند، بدون کمترین مقاومتی عقب‌نشینی کردند.

در مناسبات درونی اما این زنان مسلح به یکدیگر عشق می‌ورزند و تلاش دارند در ماموریت‌های خطرناک و مرگ‌بار از یکدیگر پیشی گیرند. آن‌ها مرگ را به سخره گرفته‌اند. با وجود این‌که هیچ‌گونه اجباری برای ایستادن و جنگیدن برایشان وجود ندارد، اما آن‌ها کاملا داوطلبانه و با دل و جان در صف اول جبهه‌ی جنگ شرکت کرده‌اند. بسیاری از این زنان زمانی که از آمال و آرزوهای خود سخن می‌گویند، دنیایی را به تصویر می‌کشند که در آن همه‌ی انسان‌ها در سرنوشت خود دخالت داشته و در یک تعاون داوطلبانه به سازماندهی جامعه برای از بین بردن ستم و استثمار فعالیت می‌کنند.

در واقعیت زنان کوبانی با شلیک هر تیری، دو هدف را نشانه می‌گیرند: مبارزه با زن‌ستیزان داعش و مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خود. درعین حال این مبارزات ضربات جدی به فرهنگ، آداب و سنن عقب مانده‌ی و زن ستیز وارد کرده است. فرهنگ پدر/مردسالارانه‌یی که برای زنان تنها وظیفه‌ی مادری و کار خانگی را به رسمیت می‌شناسد. در حال حاضر زنان کوبانی در سه منطقه از جبهه‌های جنگ، فرماندهی نظامی را برعهده دارند. درجه از خودگذشتگی، مسئولیت‌پذیری و تعهد به منافع مردم و توانایی‌های سیاسی و نظامی این زنان مبارز به حدی‌ست که نیروهای داعش برای ایجاد جو رعب و وحشت در بین آن‌ها، روز اول اکتبر با بریدن سر سه زن و به نمایش گذاردن آن تلاش کردند تا این نیروی مصمم را به خانه‌ها باز گردانند. در مقابلِ این جنایت، روز پنج اکتبر، یکی از فرماندهان نظامی زن که تا آخرین فشنگ در برابر داعش ایستادگی کرده بود برای این که زنده اسیر آن‌ها نشود با یک بمب انتحاری، خود و تعداد زیادی از داعشی‌های مرتجع را کشت.

مبارزات مردم کوبانی در مقابل داعش، همه‌ی نیروها و دولت‌های واپس‌گرایی که داعش را مستقیم و غیرمستقیم حمایت کرده و می‌کنند وادار به موضع گیری کرده است. امپریالیست‌ها خصوصا امپریالیست های آمریکائی که برای ایجاد خاورمیانه‌ی جدید یا مرزهای جدید در منطقه، خود از مسببین و مشوقین شکل‌گیری داعش هستند(2)، شدیداً نگران‌اند که مبادا این سنگر و نحوه‌ی مبارزه و سیستم اداره‌ی جامعه که در کوبانی شکل گرفته، تبدیل به الگویی برای سایر مناطق شود. از شواهد پیداست آمریکا بنا دارد تا نظاره‌گر سقوط کوبانی باشد و در حالی که سقوط این شهر را به انتظار نشسته، تلاش دارد با ژست‌های «آزادی خواهی» و «دمکرات منشی» خود را تنها نجات دهنده‌ی مردم خاورمیانه معرفی نموده و بیش از پیش کل منطقه را مطیع نقشه‌های تجاوزگرانه و سلطه‌جویانه‌ی خود کند و اداره‌ی آن را به گونه‌ای سازمان‌دهی نماید که در خدمت منافع خود قرار گیرد. آمریکا با انجام یک سری عملیات هوایی نمایشی و پرتاب چند بمب بی اثر به حومه‌ی شهر کوبانی، جایی که کیلومترها با نیروهای داعش فاصله دارد، فریب‌کارانه می‌خواهد وانمود نماید که در کنار مردم کوبانی قرار دارد. عجیب نیست که هواپیماهایی که می‌توانند هدف کوچکی را ردگیری کنند چطور نمی‌توانند صف تانک‌های داعش و توپخانه‌ی سنگین‌اش را شناسایی کنند؟!

در این میان رژیم فاشیستی و ضدزن ترکیه که از هم پیمانان نزدیک آمریکا در منطقه است از سه سال پیش با دادن امکانات مالی، آموزش نظامی، تسهیل ورود نیروهای هوادار داعش از اقصی نقاط جهان به ترکیه برای محاصره‌ی شهر کوبانی و دیگر شهرهای سوریه چون حلب، حمص و رقه، سودای احیای امپراطوری اسلامی عثمانی را در سر می پروراند. تا کنون ده‌ها مرکز داعش در خاک ترکیه شناسایی شده (3)و فیلم عبور و مرور آزاد مرتجعین داعشی با کمک سازمان تشکیلات اطلاعات ملی (م ی ت) و هم‌چنین آموزش وحشیانه‌ترین کشتارها توسط سازمان مخفی فاشیست‌های کمالیست ارتش ترکیه موسوم به (ژیتم) – که سابقه‌ی کشتارهزاران نفر ازکمونیستها وآزادی‌خواهان ترک و کرد در فاصله سالهای 1993 تا 2000 میلادی را دارد (5)- در رسانه‌های جهانی و اینترنت فاش شده است. ترکیه در این جنگ بزرگترین حامی نیروهای داعش است (4)و ارتش ترکیه که تنها چند صد متر با نیروهای داعش فاصله دارد، نظاره‌گر سقوط شهر کوبانی‌ست. در مقابل این سیاست ارتجاعی دولت ترکیه ما شاهد موج عظیمی از اعتراضات و تظاهرات‌های خیابانی مردم، خصوصا کردها در شهرهای بزرگ ترکیه هستیم که طبق اخبار خبرگزاری‌های خود ترکیه باعث کشته شدن ده‌ها نفر و دستگیری هزاران نفر شده است.

در اقلیم کردستان عراق نیز که زن‌ستیزی و قتل‌های ناموسی بی‌داد می‌کند، خیانت رهبران ارتجاعی و ناسیونالیست و همکاری‌شان با دولت ترکیه، موجب انزجار عمومی مردم در شهرهای سلیمانیه، اربیل و دهوک شده است، به طوری که مردم بعد از شکست مفتضحانه در شهر شنگال و فرار پیشمرگان اقلیم کردستان بدون کمترین مقاومت، در اعتراضات و تظاهرات خیابانی، عکس‌های مسعود بارزانی و پدرش را به آتش کشیدند.

اما در معادلات منطقه‌ای، رژیم جمهوری اسلامی ایران را نمی توان نادیده انگاشت. رژیمی که خود پدر معنوی داعش است و توانسته بیش از سی و پنج سال، با سرکوب قهرآمیز جنبش انقلابی و اعدام و سنگسار و جنایت، با بکار بست احکام قرون وسطایی و زن‌ستیز اسلامی، قدرت دولتی خود را اعمال نماید، فرق ماهوی با داعش یا دولت اسلامی امروزین در عراق و سوریه ندارد؛ و این واقعیت تلخ و سخت بیش از همه برای زنان ایران آشکار و ملموس است.

اما همان‌طور که ما مبارزه‌ی زنان کوبانی علیه داعش را شکلی از مبارزه‌ علیه واپس‌گرایان و حکومت‌های تئوکراتیک می‌دانیم، به همان میزان همه مرتجعین از شیوع این شکل از مبارزه‌ی مردم و خصوصا زنان در مقابل‌شان به وحشت افتاده اند؛ و امیدوارند که غائله با سقوط کوبانی خاتمه یابد. به همین علت برای تعدیل تاثیر آن بی‌وقفه در مقابلش قلم‌فرسایی می‌کنند و حتی بخشی از فعالین خودخوانده در درون جنبش زنان ایران سعی دارند نصایح مصلحت‌جویانه‌، صلح‌آمیز و خشونت‌پرهیز خود را به گوش مردم و زنان کوبانی نیز بخوانند تا شاید فرجی حاصل شود. آنان مدام مبارزه‌ی حق طلبانه‌ی زنان انقلابی و مترقی ایران را که در جهت سرنگونی رژیم زن ستیز اسلامی فعالیت می کنند را متهم به خشونت‌طلبی کرده اند. چرا که از نظر آنان جنبش زنان یک جنبش صلح‌طلب و خشونت گریز است که باید با استفاده از گفتگوی متمدنانه و چانه زدن با سران جمهوری اسلامی آنان را ملزم به رعایت احکام ثانویه اسلام نمایند؛ امروز نگران و مضطرب، همان راه را جلوی زنان کوبانی می‌گذارند و تاکید می‌کنند که  «مبارزه‌ی مسلحانه خشونت آمیز است » و «زنان صلح‌طلب هستند»(6-7). اما بلافاصله این سوالات عینی مطرح می‌شود که زنان کوبانی چه پاسخی باید به حملات داعش بدهند؟! از داعش بخواهند که با هم بنشینند و بر سر جامعه‌ی مدنی و حقوق زنان حرف بزنند؟! یا داوطلبانه به «جهاد نکاح» بپیوندند تا خشونت افزایش نیابد وآن‌ها متهم به خشونت طلبی نشوند؟!

امروزه مبارزه‌ی مسلحانه‌ی زنان کوبانی با تمام کاستی‌ها و کمبودهایش در عرصه‌ی رهبری و افق رهایی زنان، راه‌حل‌های تاریخا ورشکسته‌ی اعتدال و مدارا با دشمنان زن ستیز را به چالش طلبیده و محملات «جنبش عدم خشونت» را بار دیگر افشاء می‌کند. تاریخ ثابت کرده که وقتی خشونت سازمان‌یافته و دولتی برعلیه مردم به ویژه زنان به اشکال گوناگون صورت می‌گیرد، تنها پیش برد مبارزه‌ی قهرآمیز که در سرلوحه آن رهائی از ستم و استثمار قرار داشته باشد می تواند زنان و مردم را رها سازد. این درسی است که صحت‌اش بارها در تجربه‌های گوناگون مبارزات طبقاتی در سراسر جهان به اثبات رسیده است. انقلاب خشونت نیست، انقلاب درهم شکستن توحش و خشونت سازمانیافته‌ی موجود است.

مبارزات زنان کوبانی و شجاعت و دلیری آنان که الهام‌ بخش مردم جهان خصوصا زنان است، اگر تحت هدایت نگرشی انقلابی و رهبری درستی قرار گیرد، می‌تواند نقش و جایگاه بسیار مهمی برای پیشبرد آینده‌ی مبارزات جنبش زنان در سطح جهان بازی کند و به تمام راه حل‌های رفرمیستی، پست مدرنیستی و نسبیت‌گرایی فرهنگی و… که از جانب نیروهای رنگارنگ در جنبش زنان مطرح است، ضربه کاری وارد کند.

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)

اکتبر 2014

 

http://www.8mars.com

zan_dem_iran@hotmail.com

https://facebook.com/8Marsorg

 

زیر نویس:

1- این زنان نام آور با داعش می جنگند
زمان آن فرارسیده است تا آنها را بشناسید
الیزابت گریفین – مترجم: زهره اسدپور

The covert Origins of ISIS2-

اسناد حمایت آمریکا و ترکیه از داعش-آنونیموس

http://www.youtube.com/watch?v=oMjXbuj7BPI

Published on Aug 29, 2014

Evidence exposing who put ISIS in power, and how it was done. 
Sources and full transcript: http://scgnews.com/the-covert-origins…

 

Turkey and Israel Are Directly Supporting ISIS and Al Qaeda Terrorists In 3-syria://www.geoengineeringwatch.org/turkey-and-israel-are-directly-supporting-isis-and-al-qaeda-terrorists-in-syria/

4- افشای همکاری ترکیه با گروه تروریستی داعش – شبکه خبری العالم

 

https://www.st-andrews.ac.uk/…/war-on-terror-and-the-turkish-state.doc5-

by T Jacoby – ‎

6- آزاده دواچی – نظامی کردن زنان : مبارزه علیه خشونت داعش یا تشدید آن

7- فهیمه تفسیری گفتمان «اسلحه محوری» و آینده تاریک زنان خاور میانه

 ****

منبع: وبسایت سازمان زنان هشت مارس

http://8mars.com/browsf.php?c=1000&Id=284

شبحی بر فراز ارتجاع خاورمیانه به حرکت در آمده است: شبح سرخ مقاومت مردم مبارز کوبانی!

شبحی بر فراز ارتجاع خاورمیانه

به حرکت در آمده است:

شبح سرخ مقاومت مردم مبارز کوبانی!

 

نبرد مرگ و زندگی در خیابان ها ومحلات کوبانی، که بیش از سه هفته در برابر حملات تروریست های حرفه ای و آدمکش داعش مقاومت کرده اند، به مرحله حساس و سرنوشت سازی رسیده است. کوبانی از چندین جبهه توسط داعش در محاصره کامل قرار گرفته در حالی که ترکیه، پشت جبهه کوبانی را بر روی ورود هر نوع  کمک بسته است و مدافعان کوبانی را به جنگی نابرابر به لحاظ نفرات، امکانات تسلیحاتی، تدارکات و پشتیبانی محروم و محکوم کرده است.

دولت ترکیه که از حامیان داعش و سایر گروه های جهادی علیه رژیم بشار اسد بوده است از شکل گیری خودمختاری های سه گانه کردهای سوریه به شدت هراسان است و می خواهد به دست وحشی ترین نیروی تروریست جهان به حیات آن ها خاتمه دهد. ترس و وحشت دولت ترکیه ازنقش برجسته زنان در همه امور اجتماعی، ادارای، سیاسی و نظامی، تامین حقوق همه اقلیت های ملی، مذهبی و قومی ساکن کانتون ها و سایر اقدامات عدالت جویانه کاملا عریان است وبه کام طبقه حاکم ترکیه و حزب اسلامی حاکم این کشورخوش نمی آید. فقط حاکمان ترکیه نیستند که با همه قوا با الگوهای مترقی کینه می ورزند؛ همه ارتجاع خاورمیانه و هم پیمانان جهانی آن ها از شبحی که کوبانی بر فراز رژیم های پوسیدهِ استبدادی، سود جو، ستمگر و انگل خاورمیانه به حرکت درآورده در وحشت فرورفته اند. داعش، القاعده و گروه های بنیادگرای ارتجاعی و آدمکش، گروههای ساخته و پرداخته امپریالیستها و بویژه امپریالیست آمریکا و سیا و محصول تشدید بحران نظام های سرمایه داری در کشورهای حاشیه، کودتاها، جنگ های امپریالیستی، رقابت های قدرت های مرتجع منطقه ای و جنگ های نیابتی …. هستند که اکنون که تظاهر میکنند گویا علیه اربابان خود قدعلم کرده اند اما بیش از خالقین خود دشمن آشتی ناپذیر جنبش های مترقی و پیشرو متاثر از آرمان های سوسیالیستی و برابر طلبانه هستند.

مبارزه مرگ و زندگی زنان و مردان کوبانی در جنگی نابرابرعلیه تهاجم آدم کشان داعش به مهم ترین مسئله بین المللی مبدل گشته و آوازه مقاومت مردم کوبانی در چهارگوشه جهان طنین انداز شده و تحسین و همبستگی همه مردم جهان را برانگیخته است.

 » نهاد های همبستگی با جنبش کارگری درایران – خارج کشور» دفاع از مبارزات مردم قهرمان کوبانی را وظیفه همه نیروهای آزای خواه، برابری طلب و پیشرو منطقه و به ویژه جنبش های کارگری کشورهای خاورمیانه دانسته و همبستگی انقلابی و انترناسیونالیستی مان را با آن ها اعلام می کنیم.

 

درود بر زنان و مردان مبارز و دلیرکوبانی!

مرگ برجنایتکاران داعش و همه اربابان منطقه ای و بین المللی آن ها!

زنده باد همبستگی بین المللی با مردم مبارزکوبانی!

مرگ بر سرمایه، زنده باد سوسیالیسم !

 

اکتبر   ۲۰۱۴

 

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران- خارج کشور

 

nhkommittehamahangi@gmail.com

http://nahadha.blogspot.com/

 

اهمیت «جبهه عرسال» برای ایران؛ شمخانی در لبنان چه می‌کرد؟

منطقه عرسال در بخش بعلبک از استان بقاع در سلسله کوه‌های شرق لبنان واقع است. این شهر سنی‌نشین با جمعیت ۴۰ هزار نفری خود حدود ۵۰ کیلومتر با کشور سوریه مرز دارد و پذیرای بیش از ۱۲۰ هزار پناهنده سوری شده است. یعنی سه برابر جمعیت خود پناهنده سوری دارد و از این رو به یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های جنگجویان مخالف بشار اسد در داخل خاک لبنان درآمده است.

عرسال نخستین شهر لبنان به حساب می‌آید که در ابتدای شکل‌گیری قیام مردم سوریه در سال ۲۰۱۱، با آنها اعلام همبستگی کرد، اما تا قبل از ورود حزب‌الله لبنان به جنگ سوریه اقدام قابل توجهی از خود نشان نداده بود. در آن زمان، نجیب میقاتی نخست وزیر وقت لبنان تلاش می‌کرد کشور خود را از معرکه سوریه دور کند و از همه گروه‌های سیاسی فعال در لبنان درخواست کرده بود سیاست «بی‌طرفی» را دنبال کنند. اما با ورود حزب‌الله به جنگ سوریه همه چیز تغییر کرد و شهر شبه صحرایی عرسال اهمیت فوق‌العاده‌ای یافت. اقتصاد این شهر در گذشته بر اساس قاچاق کالا و سوخت میان سوریه و لبنان بنا شده بود، اما با ورود حزب‌الله به سوریه و بستن گذرگاه‌های دیگر در مرز سوریه، این شهر عرسال است که به عنوان تنها معبر قاچاق اسلحه از لبنان به داخل سوریه اهمیت پیدا کرد.

نیروهای حزب‌الله لبنان با ورود خود به جنگ سوریه در اولین اقدام خود توانستند شهر قصیر را از چنگ مخالفان بیرون بیاورند و سپس با ادامه فتوحات خود در حومه حمص و به دنبال آن کوهستان‌های قلمون، راه قاچاق اسلحه از لبنان به سوی مخالفان بشار اسد را بستند.

این گذرگاه‌های اسلحه نقش حیاتی در جبهه‌های دمشق و حومه آن به‌ویژه در مناطق غوطه شرقی و عوطه غربی ایفا می‌کرد و با تصرف آن توسط حزب‌الله لبنان، مخالفان مسلح را با مشکل مهمی مواجه کرد. بعد از این تحولات، قاچاق اسلحه از منطقه عرسال جایگزین گذرگاه‌های قبلی شد و رفته‌رفته این منطقه اهمیت فوق‌العاده یافت. در حال حاضر تنها منفذ عبور اسلحه برای مخالفان در جبهه دمشق و حومه آن همانا منطقه عرسال شده است که برآورد می‌شود در ۱۷ نقطه مرزی آن کار قاچاق اسلحه به مخالفان بشار اسد صورت می‌گیرد.

موضوع بسیار مهم دیگر این است که اگرچه حزب‌الله لبنان توانست شهرهای مهم منطقه قلمون را تصرف کند، اما موفق نشد این منطقه را به طور کامل از چریک‌های مخالف بشار اسد پاکسازی کند. این چریک‌ها هر از گاهی به نیروهای حزب‌الله شبیخون می‌زنند و موجب بالا رفتن تلفات این گروه مسلح هوادار جمهوری اسلامی شده‌اند، به طوری که برآورد می‌شود ده درصد نیروهای حزب‌الله در این جبهه کشته یا زخمی شدند.

سفر شمخانی به لبنان

با بالا رفتن تعداد تلفات حزب‌الله در جبهه قلمون زمزمه‌های عقب‌نشینی نیروهای این حزب از سوریه قبل از ورود جنگنده بمب‌افکن‌های آمریکا و متحدان آن به سوریه شنیده شد. در صورتی که حملات گروه‌های مسلح به حزب‌الله لبنان در منطقه قلمون متوقف نشود، عقب‌نشینی نیروهای این حزب از سوریه به عنوان یک گزینه بسیار قوی مطرح بود. چنین عقب‌نشینی می‌تواند ضربه مهلکی به استراتژی جمهوری اسلامی برای محافظت از بشار اسد وارد کند. هم برای بشار اسد و هم برای جمهوری اسلامی، عقب‌نشینی حزب‌الله از سوریه غیرقابل هضم است و گزینه‌ای است که باید هر چه زودتر مستلزمات نادیده گرفتن آن فراهم گردد. هم حزب‌الله لبنان و هم حامی آن جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدند که برای بقای نیروهای حزب‌الله در سوریه، حتما باید تحرک مخالفان بشار اسد در منطقه عرسال متوقف شود. عرسال در این بخش از نبرد نقش حیاتی برای مخالفان سوریه به عهده گرفته است. هم سلاح چریک‌ها از این منطقه به داخل سوریه قاچاق می‌شود و هم جبهه پشت سر حزب‌الله را فعال کرده است. رهبران حزب‌الله معتقدند حملات انتحاری که در داخل منطقه ضاحیه بیروت، سفارت ایران و چند نقطه دیگر را هدف قرار داد، از منطقه عرسال سازماندهی شده است.

حکومت ایران با فرستادن علی شمخانی به بیروت و سخن راندن از تقویت ارتش لبنان و فراهم ساختن تجهیزات مورد نیاز آن، در واقع تلاش می‌کند با ابزار ارتش لبنان، مخالفان بشار اسد در منطقه عرسال را زیر ضربات خود بگیرد و حاشیه امنی برای نیروهای حزب‌الله لبنان در داخل سوریه ایجاد کند. اگر جمهوری اسلامی موفق شود به این هدف خود برسد، آن گاه موضوع عقب‌نشینی حزب‌الله از سوریه منتفی خواهد شد. در این راستا تاکنون هم جنگنده‌های بشار اسد به منطقه عرسال حمله کردند و هم آن بخش از ارتش لبنان که با سیاست‌های ایران هماهنگ است، به پناهجویان سوری در منطقه عرسال حمله کرد و تعداد زیادی از آنها را کشت. اما روایت ایران و حزب‌الله از قضیه عرسال در قالب حمله داعش به لبنان عرضه شده و هدف آنها جلوگیری از حمله «دولت اسلامی» به لبنان ترسیم گشته است. روایتی که به‌شدت از سوی مخالفان بشار اسد رد می‌شود و علت اصلی آن را به فرو رفتن نیروهای حزب‌الله در باتلاق جبهه قلمون مربوط می‌کنند.

استراتژی مخالفان بشار اسد در مرز لبنان

اگرچه ایران، رژیم بشار اسد و حزب‌الله لبنان تلاش می‌کنند تنها گذرگاه اسلحه مخالفان در مرز لبنان را بر روی آنها ببندند، اما گروه‌های مسلح بیکار ننشسته و هر از گاهی به نیروهای حزب‌الله در مرز لبنان حمله کرده و فشار سختی را بر آنها وارد کردند.

در این راستا استراتژی مخالفان بر سه محور بنا شده است. نخست باز کردن یک معبر دیگر در مرز لبنان برای قاچاق اسلحه به داخل سوریه و ایجاد یک حاشیه امن برای گذرگاه عرسال. حملات شب گذشته نیروهای جبهه النصره به پایگاه‌های حزب‌الله در مرز لبنان برای تصرف «مسیل» قلمون به شهر زبدانی در مرز با لبنان بود. اگر مخالفان بتوانند این معبر را در اختیار بگیرند هم نقل اسلحه به داخل سوریه را از یک گذرگاه دیگر تأمین کرده‌اند و هم محور مسیل‌های دمشق – قلمون را در اختیار خود می‌گیرند. حزب‌الله در این منطقه استحکامات نیرومندی برای جلوگیری از حملات مخالفان به کار بسته است، اما در حمله شب گذشته بیش از ده نفر از نیروهای آن کشته شدند و تعداد زیادی زخمی به جای ماند. این حجم از تلفات نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری حزب‌الله در این منطقه بالاست و به احتمال زیاد به عنوان یک نقطه بااهمیت جنگی برای مخالفان در نظر گرفته و حمله به آن تکرار خواهد شد.

محور دوم بر موضوع گروگان‌های ارتش لبنان بنا شده که در اختیار جبهه النصره قرار دارند. جبهه النصره برای تحت فشار قرار دادن ارتش لبنان و جلوگیری از همراهی نیروهای آن با چریک‌های حزب‌الله، با این برگه بازی خواهد کرد. به خصوص که در روزهای اخیر خانواده‌های ربوده‌شدگان تهدید کردند در صورت کشته شدن فرزندان خود، راه فرودگاه بین‌المللی بیروت را خواهند بست.

ایران که از طریق شمخانی تلاش کرده بود ارتش لبنان را در حمایت از حزب‌الله لبنان تجهیز کند در برابر این تهدید قرار دارد. از نظر خانواده‌های اسیرشدگان ورود ایران به معادله ارتش لبنان، جان فرزندان آنها را بیش از هر زمان دیگر در معرض خطر قرار داده است.

اما محور سوم بر این بنا شده است که برافروختن جبهه عرسال به معنای سرایت جنگ سوریه به لبنان است. کشور لبنان در نگاه به انقلاب مردم سوریه به دو دسته مخالف و موافق تقسیم شده است. این دودستگی نیز به داخل ارتش سرایت کرده و در زمان بروز رویارویی واقعی، ارتش لبنان به شکل یک واحد همبسته عمل نخواهد کرد. عقلای لبنان بسیار تلاش کردند که این کشور را از بحران سوریه دور کنند، اما ورود حزب‌الله به مناطق حمص و دمشق این سیاست را عقیم کرد و اکنون با ورود جمهوری اسلامی به معادله تقویت ارتش این کشور، فتنه جنگ مذهبی بیش از هر زمان دیگر مردم لبنان را تهدید می‌کند و جبهه عرسال می‌تواند آتش شعله‌ور کردن آن باشد.

برای مخالفان رژیم بشار اسد و به‌ویژه جبهه النصره، عرسال به مثابه ریه‌ای است که نیروهای آنها از آن تنفس می‌کنند و بستن آن، یعنی مرگ حتمی آنها خواهد بود. از این رو برای جلوگیری از چنین امری تمام قدرت خود را در این جبهه متمرکز خواهند کرد و به هر کاری دست خواهند زد. این کار می‌تواند بازگشت لبنان به یک جنگ خانمان‌سوز داخلی دیگر باشد. ورود جمهوری اسلامی به بهانه تقویت ارتش لبنان، شکل‌گیری این جنگ داخلی را تسریع خواهد کرد.

در شرایط فعلی لبنان رئیس جمهور ندارد و دولت آن فاقد هر نوع کارایی است. «جان قهوه‌چی» فرمانده فعلی ارتش به دنبال فرصتی می‌گردد تا «استعدادهای نظامی» خود را نشان دهد و از این طریق بتواند پست خالی ریاست جمهوری را اشغال کند. در محاسبه فرمانده ارتش لبنان، عرسال بهترین فرصت برای این موضوع است و می‌تواند «شایستگی» خود را نشان دهد و رئیس جمهور لبنان شود. موضوع ریاست جمهوری لبنان چند ماهی است محل نزاع گروه‌های مختلف سیاسی این کشور شده است و بعد از تصرف صنعا توسط حوثی‌ها در یمن، جمهوری اسلامی بدش نمی‌آید که این سناریو را در لبنان تکرار کند و بدون توجه به نظر دیگر گروه‌های لبنانی، جان قهوه‌چی را با کمک اسلحه حزب‌الله به عنوان رئیس جمهور لبنان برساند. 

حسن هاشمیان

۱۳۹۳/۰۷/۱۷

*********************

منبع: وبسایت رادیو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f2-iran-syria-lebanon-shamkhani-trip-arms-civil-war/26628886.html

بدنام کردن کمونیسم و سازگاری با امپریالیسم/ ریاکاری و شرم اسلاوی ژیژک در «بدبینی صادقانه»اش

jeld-zizek

بدنام کردن کمونیسم و سازگاری با امپریالیسم/ ریاکاری و شرم اسلاوی ژیژک در «بدبینی صادقانه»اش

نوشته: ریموند لوتا

در شماره دسامبر2011-ژانویه2012 «نقد و بررسی مجله پلاتیپوس»(Platypus) یک مصاحبه با فیلسوف و نظریه‌پرداز فرهنگی، اسلاوی ژیژک اختصاص‌یافته است.[1] این مصاحبه رگبارمتوالی‌ای می‌باشد از تحریف و کژاندیشی در خصوص تجربه تاریخی انقلاب و سوسیالیسم در قرن 20، و همراه است با حمله‌ی فجیعِ بدون مطالعه و غیراصولی به سنتز نوین باب آواکیان از کمونیسم.

ظاهر افکار ژیژک در مورد کمونیسم به زرق‌وبرق، تفکر نوین و متفاوت ملبس شده است، اما در باطن نموداری می‌باشد از تکرار همان قطعه قدیمی و از مد افتاده‌ی روایت ضد کمونیسمِ غالب بورژوایی در مورد کمونیسم به‌عنوان تجربه‌ای «شکست‌خورده» و «دهشتناک». ژیژک خود را به‌عنوان «ضد سرمایه‌داری» به تصویر می‌کشد، اما در صف پوزش خواهان از سرمایه‌داری امپریالیستی قرار می‌گیرد و سخن و کردارش در دفاع از سرمایه داری-امپریالیستی است. 

این نتیجه‌ی نهایی‌ای است که اسلاوی ژیژک آن را «بدبینی صادقانه» می‌نامد.

در ادامه، من به ادعاهای نادرست کلیدی ژیژک پاسخ می‌دهم. اما در ابتدا من اسلاوی ژیژک را برای شرکت در بحث عمومی در مورد ماهیت امپریالیسم و تاریخ و چشم‌انداز پروژه‌ی کمونیستی، با خودم فرامی‌خوانم.

برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید

چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

*******************

منبع: وبسایت شورش

http://shouresh-iran.blogspot.se/2014/10/blog-post.html

دانشگاه سیاست گریزی و ناگزیری سیاست

daneshgah

دانشگاه

سیاست گریزی و ناگزیری سیاست

با هر که صحبت می‌کنی از غیرسیاسی شدن فضای دانشگاه‌ها می‌گوید. از اینکه دغدغه‌های فردی و افق‌های تنگ شخصی جای مسائل کلان اجتماعی و سیاسی و امر جمعی را گرفته است. از اینکه هیچ‌کس از وضع موجود راضی نیست اما با بی‌تفاوتی عملاً به آن رضایت داده است. یکی از دانشجویان که روحیة اعتراضی و آگاهی نسبی سیاسی دارد دانشگاه را دیگر سنگر مبارزه و آزادیخواهی نمی‌داند بلکه از آن تحت عنوان پایگاهی برای رسیدن به قدرت و ثروت یاد می‌کند. جنبش دانشجویی کجاست؟ چه اتفاقی افتاده که روح نوگرا و دگراندیش دانشگاه چنین به بند کشیده شده است؟

 

فضای امروز دانشگاه‌ها محصول شوک‌های پیاپی بر پیکر جامعه است. حساسیت سیاسی قشر روشنفکر و مشخصاً دانشجویان، زخم و درد و بهت ناشی از ضربات را سریع‌تر و چشمگیرتر باز می‌تاباند. بیش از یک قرن است که گفته‌اند و می‌گوییم: «جنبش دانشجویی آیینه‌ای است که تضادهای طبقاتی و اجتماعی را بازتاب می‌دهد.» اما نه به شیوه‌ای سرد و آکادمیک که فهرست منظم و ثابتی از این تضادها را در مقابل جامعه بگذارد. ذهنیت روشنفکرانة دانشجو روی این فهرست کار می‌کند؛ به آن رنگ و لعاب می‌زند؛ گوشه‌ای را پر رنگ و نکته‌ای را کمرنگ می‌کند و تحت تأثیر فضای کلان‌تر جهانی و گرایش‌ها و مباحث رایج، تابلویی متفاوت از واقعیت خام ارائه می‌دهد. برای مثال، شوک کودتای انتخاباتی 88 و سیاست مماشات جویانة نارهبران و شکست جریان سبز، امروز «بی پدر و مادر بودن سیاست» و «بی‌ثمر بودن فعالیت سیاسی» را ورد زبان دانشجویان کرده است. یا ظهور جریان واپس‌گرا و خشنی مثل داعش در منطقة خاورمیانه، تمایل به «امنیت و آرامش» را به‌صورت تمایل عمومی دانشگاهیان در آورده است.

اگر این بی‌تفاوتی و رضایت آزاردهنده را خراش دهیم نه فقط می‌توانیم رد وقایع تکان‌دهندة دور و نزدیک و تصویر تضادهای عمیق طبقاتی و اجتماعی را ببینیم که ظرفیت واقعی برای دگرگون شدن فضای دانشگاه و سر بلند کردن دوبارة جنبش دانشجویی را هم کشف کنیم.

دانشگاه نه فقط آیینة تضادهای طبقاتی که امتداد جنبش‌ها و حرکت‌های اعتراضی جامعه به هر شکل و در هر سطح هم هست. جنبش زنان علیه نظام پدرسالار و قوانین تبعیض‌آمیز و ایدئولوژی زن‌ستیز حاکم، جاسازی شده در‌ اندیشه و عمل هزاران دختر دانشجو، هر روز از گیت‌ها عبور می‌کند و به شکل‌های مختلف در دانشگاه بروز فردی یا جمعی می‌یابد. امروز ظرفیت سیاسی (ضد رژیمی) جنبش دانشجویی بیش از هر جای دیگر می‌تواند در مقاومت و اعتراض دختران دانشجو بالفعل شود: علیه جداسازی جنسیتی، محرومیت از تحصیل در رشته‌های معین به خاطر زن بودن، محدود کردن دختران به تحصیل در دانشگاه‌های محل سکونت خانواده‌های‌شان، حجاب اجباری و دیگر سرکوب‌های ارشادی ویژه زنان، تحمیل ازدواج زودهنگام (و در واقع اجباری) با هدف خانه‌نشین کردن دختران دانشجو و تبدیل آنان به ماشین جوجه‌کشی در خدمت سیاست افزایش جمعیت کشور و….

دانشگاه چندپاره است به لحاظ طبقاتی. از فرزندان طبقة حاکمه، بورژواهای متجدد و سنتی (ریشه‌دار یا نوکیسه)، نورچشمی‌ها و مزدورانی که با سهمیة بسیج به دانشگاه راه یافته‌اند که بگذریم، بقیه دانشجویان عمدتاً محروم‌اند و از خانواده‌های کارمندان و کاسبان خرد و میانه‌حال و یا خانوارهای کارگران و کشاورزان می‌آیند. اینان خود فشارها و نابسامانی‌های اقتصادی را مستقیماً تجربه می‌کنند. فقر و فلاکت و عدم وجود امکانات رفاهی را در خانوادة خود، در شهرستان خود، در شغل پاره‌وقت و موقتی که نصیبشان شده، با تمام وجود احساس می‌کنند. نارضایتی این دانشجو از موقعیت فردی‌اش بخشی از نارضایتی عمومی است و به علت موقعیت روشنفکرانه‌اش سریع‌تر از قشرهای دیگر به عمومی بودن شرایط و معضلات پی می‌برد. این موقعیت باعث شده که معضلات «صنفی» و یا خواسته‌های رفاهی ـ اقتصادی ـ آموزشی دانشجویان که زمانی صرفاً بهانه‌ای برای بر هم زدن نظم پادگانی حاکم و شروع اعتراضات بود و سریعاً جای خود را به شعارهای سیاسی رادیکال می‌سپرد، امروز برای صدها هزار دانشجو همان جایگاهی را پیدا کرده که مطالبات اقتصادی ـ رفاهی برای کارگران. آنچه زمانی امتیازات دانشجویی تلقی می‌شد و در واقع یارانة ویژه‌ای بود که دولت برای کادرها و متخصصان آیندة نظام هزینه می‌کرد، به‌شدت آب‌رفته است. منابع و امتیازات ویژه عمدتاً در اختیار بسیجیانی قرار می‌گیرد که طبق برنامه به‌عنوان پایگاه سیاسی، بازوی امنیتی و یا اهرم سرکوب ایدئولوژیک به دانشگاه راه یافته‌اند . محرومیت و محدودیت‌های اقتصادی باعث شده که ترک تحصیل در میانة راه و خروج از گردونة آموزش عالی به یک روند در حال گسترش در بین دانشجویان تبدیل شود. بسیاری‌شان در باتلاق بیکاری و بی‌آیندگی فرو رفته‌اند . هر از گاهی به یک شغل شانسی، موقت و کم مزد چنگ می‌اندازند؛ سرشان را بیرون می‌آورند و نفس می‌گیرند تا دوباره به قعر کشیده شوند. شعار کار و نان، دیگر شعاری نیست که صرفاً متعلق به تودة زحمتکش باشد و دانشجویان با آن ابراز همبستگی کنند. این شعار بیان شرایط و خواستة روز بخش بزرگی از دانشجویان است.

 

دانشگاه رنگارنگ است به لحاظ فرهنگی و ملیتی. این واقعیتی است که شاید امروز زیر پوشش همسان‌سازی و همسازی کمتر به چشم آید. زبان‌ها و لهجه‌ها به دانشگاه که می‌رسند معمولاً زیر سنگینی زبان حاکم و فرهنگ مسلط دست و پای خود را جمع می‌کنند و عقب می‌نشینند؛ حتی اگر زور و اجبار علنی و مستقیمی در کار نباشد. چنین است که دانشجویان برآمده از ملت حاکم فرق شرایط خود را با آنانی که از ملل ستمدیده آمده‌اند احساس نمی‌کنند. همه را یکدست می‌بینند بدون مشکلاتی که مختص این یا آن باشد. در خوابگاه‌ها و جمع‌های پراکندة «شهرستانی‌ها» این تفاوت‌ها بیشتر به چشم می‌آید. بخشی از جمع‌های دانشجویی به‌طور «طبیعی» رنگ بوی ملیتی و منطقه‌ای دارد با دغدغه‌ها و گرایش‌های خاص؛ با توجه خاص به وقایع و تحولاتی که مستقیماً بر منطقه و مردم «خود» تأثیر می‌گذارد. و از آنجا که طرح مسئلة ملی و مبارزه با ابعاد گوناگون ستمگری ملی مستقیماً به ساختار سیاسی کشور گره خورده است، ظرفیت مبارزة سیاسی از این مجرا به‌طور دائم در فضای دانشگاه وجود دارد و سیاست و راه‌حل‌های سیاسی متفاوت را به یک موضوع دائمی بحث و جدل در میان این بخش از دانشجویان تبدیل می‌کند. کافیست تحولات بزرگ و تکان‌دهنده‌ای در این مناطق ملی اتفاق بیفتد تا این جوانه‌ها یا پیله‌های سیاسی گشوده شود و بر فضای پیرامون خود ـ در بدنة دانشگاه ـ تأثیر بگذارد. این تأثیر می‌تواند به شکل مرزبندی‌های مصنوعی و زیان‌بار و حتی ابراز خصومت‌ها به گرد مسائل ملی و منطقه‌ای باشد؛ هر کس ساز خود را بزند؛ باز هم گروهی آگاهانه یا ناآگاهانه زیر پرچم بورژوازی حاکم روند و پشت شعار «حفظ تمامیت ارضی» و «مرگ بر تجزیه‌طلبی» صف کشند؛ یا در مقابل؛ گروهی با شعار «دشمن دشمن من، دوست من است» ائتلاف با این یا آن قدرت امپریالیستی و مرتجع را ناگزیر و مطلوب معرفی کنند. اما فقط این‌ها نیست. دگرگونی در فضای دانشگاه‌ها تحت تأثیر تحولات منطقه‌ای می‌تواند مثبت باشد؛ به شکل‌گیری همبستگی مبارزاتی ضدرژیمی منجر شود؛ به ارزش قائل شدن برای خواسته‌ها و مبارزات مردم ستمدیده؛ به شکستن فضای خفقان و سرکوب؛ به دیدن ضعف‌ها و شکاف‌ها در ساختار سیاسی حاکم.

 

دانشگاه بستر تضاد ناگزیر میان علم، معرفت‌شناسی و روش علمی با خرافات و تعصبات و ارزش‌های ضدعلمی هم هست. خرافاتی که به پشتوانة حکومت دینی در محیط‌های آکادمیک، رسانه‌ها و کل جامعه انتشار می‌یابد. نه فقط تئوری‌های اثبات‌شده و آزمون‌های روزمره علمی در رشته‌های گوناگون مرتباً دگم‌ها و افسانه‌های مذهبی را به چالش می‌گیرند بلکه حتی مبانی فلسفی و اخلاقی در بخش مهمی از علوم انسانی دانشگاهی که ریشه در جهان‌بینی بورژوایی و آراء عصر روشنگری و مدرنیسم و پست‌مدرنیسم دارند نیز عقب‌ماندگی و تحجر رساله‌های حوزه و خشک‌اندیشی قرون‌وسطایی را برنمی‌تابند. بدنة دانشگاهیان (اعم از دانشجو و استاد) حتی آنان که باورهای مذهبی دارند و خود را مسلمان می‌دانند، خواه‌ناخواه در معرض این تضاد قرار می گیرند. از آن تأثیر می‌گیرند. درجات متفاوتی از راحت نبودن، شک، مخالفت و نارضایتی با سلطه و مداخلة حکومت دینی و تفاسیر مذهبی در متون علمی و نتیجه‌گیری‌های علمی در ذهن‌شان شکل می‌گیرد. از آنجا که جمهوری اسلامی یک تئوکراسی است، هرگونه ابراز شک و مخالفتی با سلطه و مداخلة دین در دانشگاه ظرفیت سیاسی شدن دارد.  

اما دگرگونی فضای راکد و ساکت دانشگاه‌ها و پا گرفتن دوبارة یک جنبش مؤثر و سیاسی دانشجویی به‌صرف وجود ظرفیت‌ها، تضادها و شرایطی که برشمردیم، و به شکل خود به خودی انجام نخواهد شد. این کار در گرو پیش‌قدم شدن عناصر پیشرو و انقلابی ‌اندیشی است که از کم عده بودن و از حرکت خلاف جریان در دریای ناشناخته و متلاطم هراسی ندارند. عناصر رادیکالی که اهل اصلاح‌طلبی و مصلحت‌جویی زیر پوشش‌های روشنفکرانه نیستند و درک می‌کنند که در مبارزة آشتی‌ناپذیر با رژیم سرکوبگر باید جدی و منضبط و هشیار بود. دختران و پسران جوانی که می‌دانند باید به حزب پیشاهنگ کمونیستی اتکا و صفوفش را تقویت کنند؛ باید تئوری انقلاب اجتماعی (علم کمونیسم) را مطالعه کنند و به‌درستی بفهمند و به همان‌ اندازه که فهمیده‌اند در تجزیه و تحلیل مشخص از شرایط مشخص به کار بندند؛ راه‌های مناسب برای انتشار آگاهی و شناختن و متشکل کردن دیگر عناصر پیشرو و رادیکال در سطح دانشگاه بیابند؛ با مد نظر قرار دادن تضادهای مهم طبقاتی و اجتماعی و در پیوند با مبارزاتی که بر پایة تضادهای بنیادین و ستم‌های گوناگون طبقاتی و جنسیتی و ملی از دل جامعه می‌جوشد، به برپایی جنبشی برای انقلاب کمک کنند. باید این پیام روشن را به صحن دانشگاه برد که گریز از سیاست ممکن نیست؛ پرسش اینست که با گرد آمدن زیر پرچم کدام سیاست می‌توان راه واژگونی دولت تئوکراتیک و نظام ضدمردمی سرمایه‌داری، و ایجاد یک جامعة سوسیالیستی را پیمود.n

 

از زبان دانشجویان

 

دانشجوی دختر (کارشناسی در دانشگاه دولتی): سرکوب دختران روزمره است. بالأخص در ارتباط‌گیری با پسران و آرایش و پوشش؛ گیر دادن به موبایل و اینترنت و این قبیل کارها…. یکی از اهرم‌های رژیم دختران و استادان زن حکومتی هستند. مخصوصاً روی دختران شهرستانی فشار می‌گذارند. ترغیب‌شان می‌کنند که برگردند به شهر خودشان. می‌گویند دختر خوب نیست تنها بماند و باید ازدواج کند…. دغدغه‌های دانشجویان یکی بخش عمومی دارد که به حجاب مربوط می‌شود. بعد هم موبایل و تابلت و هر چه به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مربوط است. مسائل خوابگاه هم هست و هزینه‌های ترم. مسائل روز جامعه هست البته برجسته نیست. اعتراض هم هست گاهی دسته‌جمعی و گاهی فردی به‌صورت اعتراض زبانی. گاهی به‌صورت جبهه گرفتن در برابر استادان. گاهی در سلف‌سرویس، گاهی در صحن دانشگاه….دیگر نمی‌شود فهمید که کدام دانشجو اهل کجاست. چون تیپ‌ها و رفتارهای همه مثل دانشگاه‌های غرب شده….. مسائل صنفی و اعتراضات صنفی را فقط انجمن‌های وابسته به دولت جلو می‌برند.

دانشجوی دختر (20 ساله ـ کارشناسی دانشگاه آزاد): دخترها موقع ورود به دانشگاه لباس خود را درست می‌کنند و آرایش خود را پاک می‌کنند. ولی بعدش می‌روند دستشویی و آرایش می‌کنند قبل از ورود به کلاس. ورود و خروج دانشجویان دختر در خوابگاه‌ها سخت‌گیرانه است. تنها دغدغة دانشجویان دختر ازدواج است و حرف‌هایشان به ازدواج و روابط با دوست‌پسرهای‌شان محدود می‌شود…. واحدی را در ترم اول اجباری به ما دادند به اسم «مبانی دفاع مقدس». استادمان در پایان ترم ما را به موزة دفاع مقدس برد و نمره پایانی را موکول کرد به نوشتن گزارش بازدید از موزه…. فقط بچه‌های بسیج هستند که به سیاست گرایش دارند. بحث سیاسی در بین بچه‌ها ندیده‌ام و دانشجویان به‌جای اعتراض در چاپلوسی رقیب هم هستند.

دانشجوی پسر (24 ساله ـ کارشناسی دانشگاه آزاد): تنها فشار، شهریة دانشگاه است که خیلی گران است. گاه به گاه اجساد شهدای جنگ را هم به دانشگاه می‌آورند و کلاس‌ها را بدون اطلاع قبلی تعطیل می‌کنند و ما هم به دلیل بیکاری می‌رویم در مراسم شرکت می‌کنیم. در دانشگاه فعالیت سیاسی نیست. اعتراضات هم اغلب صنفی است مثلاً بحث غذا، برنامة درسی، انتخاب واحد و ساعات کلاس.

دانشجوی پسر (کارشناسی ارشد در دانشگاه دولتی): کماکان سرکوب وجود دارد اما نه به شکل گستردة سال‌های قبل. امور مدیریتی را به خود دانشگاهیان سپرده‌اند . ضمن سرکوب نیروهای منتقد در دانشگاه، آن را به پایگاهی برای کسب ثروت و قدرت تبدیل کرده‌اند ….. دغدغه‌های عمومی دانشجویان آزادی‌های فردی و مسائل صنفی است. مستقل بودن دیگر مثل سابق نیست. دانشجویان یا طرفدار گروه‌های مافیای قدرت هستند یا مخالف آن‌ها. البته تعداد ‌اندکی هم بی‌طرف….. ترس مافیا و باندهای موجود در دانشگاه از عدم توانایی لازم در رقابت علمی و پژوهشی با اساتید سطح اول مانع از جذب آن‌ها می‌شود.

 

  دانشجوی پسر (21 ساله ـ دانشگاه غیرانتفاعی در یک شهر مرکز استان): دانشجوهای دانشگاه ما کلاً شعور ندارند. اصلاً در باغ نیستند و برای‌شان مهم نیست اطرافشان چه خبر است. هیچ گرایشی به سیاست وجود ندارد. من خودم به این بحث‌ها علاقمندم ولی یک مقدار به خاطر تنبلی و یک مقدار هم به خاطر بی‌اعتمادی نمی‌روم با کسی تماس بگیرم. فضای این شهر کاملاً امنیتی است. استادها هم فقط تدریس می‌کنند و کاری به اطراف‌شان ندارند. فقط یک استاد زن داریم که یک‌بار از بچه‌ها پرسید چیزی دربارة هشت مارس می‌دانید؟ همه گیج شده بودند و فقط نگاهش می‌کردند.

دانشجوی دختر (24 ساله، کارشناسی دانشگاه آزاد): همه‌اش گیر می‌دهند به مانتو، روسری، آرایش و در کل به شکل ظاهری. گرفتن و بردن و زندانی کردن دانشجو اتفاق نیفتاد ولی تهدید و توهین و این قبیل کارها هست. اهرم‌های ایدئولوژیک رژیم حراست و بچه مذهبی‌ها و دانشجویان آنتن دار هستند. ولی از زمانی که اعلام کردند همه باید ازدواج کنند و بچه‌دار شوند ما راحت‌تر می‌توانیم دوست‌پسر داشته باشیم…. اگر شهرستانی باشید مهم‌ترین مسئله‌تان خوابگاه است. اجاره سنگین، فضای کوچک اتاق‌ها، شلوغی بیش از حد. هزینه‌های دانشجویی و کلاً مشکلات اقتصادی موضوع مهمی می‌شود…. حوصلة دهان‌به‌دهان شدن را نداریم. می‌دانیم چه موقع گیر می‌دهند. رعایت می‌کنیم. همه به هم کمک می‌کنیم. ما بیشتر غر می‌زنیم. مثلاً سر سرعت نت. استادهای ما بین 30 تا 35 ساله هستند. با خیلی‌های‌شان راحتیم ولی بعضی هاشان خیلی گیر می‌دهند و ضد زن هستند…. در مورد موقعیت دانشجویان کُرد اطلاعی ندارم ولی تفاوت زیادی با بقیه ندارند.. بحث در بین دانشجویان همیشه هست اما بیشتر اوقات مسائل فردی برای همه مهم‌تر است.

۳۱ شهریور ۱۳۹۳

**********************

منبع: وبسایت نشریه آتش

http://matlan-w.blogspot.se/2014/09/blog-post.html

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: